بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

چادري‌ هاي بدحجاب؛ پديده اي نوظهور!

«دل انسان بايد با خدا باشد، ظاهر هيچ کس نشان دهنده باطن او نيست»، «در دانشگاه اساتيد به دختران خوش تيپ و آرايش کرده توجه بيشتري دارند»، «پسران براي انتخاب دختر به ظاهر او بيشترين توجه دارند و دختران مانتويي و بزک کرده شانس بيشتري براي انتخاب شدن دارند» و...

شايد کمتر کسي باشد که در جامعه امروزي امثال جملات بالا را نشنيده باشد. به مرور زمان و با گسترش شبکه هاي ماهواره اي و هجمه رسانه هاي غربي، حالا بدحجابي و حتي بي حجابي به يکي از اصلي ترين معضلات فرهنگي کشور بدل شده است که بررسي علل و عوامل استحاله فرهنگي زنان و دختران ايراني در زمينه حجاب، به مثنوي هفتاد من کاغذ نياز دارد و از حوصله چند شماره محدود گزارش خارج است؛ اما در نظر داريم در گزارش ‌هايي به بررسي علل بدحجابي دختران چادري بپردازيم. در جامعه امروزي، متاسفانه اينکه يک زن يا دختر مانتويي بدحجاب باشد و با ظاهري زننده در سطح شهر رفتارهاي نامانوس و خارج از عرف از خود نشان دهد، چندان عجيب به نظر نمي رسد اما حساسيت ها زماني برانگيخته مي شود که طي سال هاي اخير شاهد بوده ايم که موج بدحجابي ها، حالا به جامعه دختران و زنان چادري رسيده است! دختراني که حجاب برتر را برگزيده اند اما رفتار و ظاهرشان هيچ شباهتي با يک دختر مؤمنه و محجبه ندارد. در اين گزارش سعي داريم به بررسي علل اين پديده شوم بپردازيم؛

 

بر اساس تحقيق محققان، کودکان به مراتب بيش از آنچه از گوشهاي خود ياد مي گيرند، از چشمانشان مي آموزند. به عبارت ديگر، مردي که همسر غير چادري انتخاب 

مي کند، نمي تواند انتظار داشته باشد که دخترش از حجاب برتر بهره جويد. اما عرف جامعه نقطه مقابل اين اتفاق را نشان مي دهد؛ مادراني که چادري‌اند اما دخترانشان يا با چادر ميانه خوبي ندارند يا اگر هم بالاجبار چادر به سر 

مي کنند، در زمره چادري هاي بدحجاب قرار مي گيرند. (البته در اين بين هستند دختران چادري که به خوبي تعاليم ديني و عفاف و حجاب را از والدين خود فرا گرفته اند اما در اين مقال قرار است به بررسي دلايل بدحجابي دختران و زنان چادري بپردازيم).

* مادران چادري و دختران بدحجاب:

در واقع با ديدن اين خانواده ها، يک سئوال بسيار مهم به وجود مي آيد و آن، اينکه «چرا يک مادر چادري نتوانسته دختر خود را مجاب به استفاده از حجاب برتر نمايد؟» اولين نکته در اين باره که مي توان به آن اشاره داشت، اين است که بين حرف و عمل برخي والدين هماهنگي وجود ندارد. به عبارت ديگر مادرِ چادري حرف از ايمان و حيا و عفاف مي زند اما در عمل...! همين اتفاق باعث مي شود که دختر جوان و به بلوغ رسيده، حجاب دروغين را کنار بگذارد و به سراغ نقطه مقابل برود.

والدين افراطي، چادري هاي اجباري:

از سوي ديگر برخي از خانواده ها در تربيت فرزندان، سختگيري مي کنند. در اين گونه خانواده ها، بر قدرت والدين بيش از اندازه تاکيد مي شود. تربيت در اين نوع خانواده ها، تابع اصول و مقرراتي سخت و انعطاف ناپذير است. به طوري که يک نفر بر اعضاي خانواده حاکم است و اين اصول را براي آنها تعيين مي کند. اين فرد غالباً پدر و گاهي مادر است. در خانواده هاي سختگير، فرزندان از حقوق خاص خود 

بي بهره مي مانند. والدين سختگير، با تشخيص خود، قواعدي را بر فرزند تحميل مي کنند. «هافمن» محقق آلماني پس از بررسي در باره فرزندان والدين سختگير، چنين نتيجه مي گيرد: «کودکاني که در خانواده هاي سختگير بزرگ 

مي شوند، معمولاً مطيع و فرمانبردار هستند. اما در اکثر موارد، رفتار آنان توأم با پرخاشگري و لجاجت است. اين کودکان در برابر انتقاد بزرگترها بي تفاوت هستند و از ثبات عاطفي کمي برخوردارند. فرزندان والدين سختگير ظاهراً در حالت تسليم و اطاعت از پدر و مادر به سر مي برند ولي در واقع دچار هيجان و اضطرابند. چنين افرادي ناخودآگاه با والدين خود، همانند سازي مي کنند و در برخورد با ديگران، حالت خصومت به خود مي گيرند.»

«الهام . ت» دختر 20 ساله و دانشجوي رشته انفورماتيک دانشگاه آزاد اسلامي است. او از معدود دختران چادري دانشگاه است که سعي دارد با مدگرايي و هماهنگ کردن آرايش صورت، رنگ شال، مانتو و حتي کيفش بتواند دختري خوش تيپ و برازنده باشد. وي چادر را محدوديتي براي آرايش نمي ‌داند و مي گويد: «چادر را بيشتر به خاطر پدرم سر مي ‌کنم چون شرط او براي اجازه ورود به دانشگاه، رعايت حجاب چادر است ولي من هم دل دارم و دوست دارم تا جوان هستم براي شادي دل خودم از زيبايي‌ هايم استفاده کنم!»

* عدم تبيين فوايد حجاب برتر براي دختران:

نکته ديگري که بايد در ارتباط با خانواده هاي سختگير به آن اشاره کرد، اين است که والدين در چنين خانواده هايي به جاي آنکه چرايي انتخاب حجاب برتر را براي دختر خود تبيين نمايند و به او توضيح دهند، از قدرت خود استفاده کرده و عملاً آنها را مجبور به استفاده از چادر مي نمايند. همين جبر است که باعث مي شود که دختر نزد والدين، محجبه است و در جمع دوستان و جامعه، چادري بدحجاب!

«شيما . خ» يکي ديگر از دختراني است که چادر را مانند شنلي به دنبال خود مي‌ ‌کشد و با صورت بزک کرده، موهاي رنگ کرده‌ اش را با شالي نازک قاب گرفته است. او در 

اين باره مي گويد: «من با سر کردن چادر، دل خانواده و با داشتن تيپ امروزي، دل دوستانم را به دست مي‌ آورم. از طرفي پسران براي انتخاب دختر به ظاهر او بيشترين توجه دارند و دختران مانتويي و به قول شما بزک کرده شانس بيشتري براي انتخاب شدن و انتخاب کردن دارند.»

همين رفتار والدين و عدم تبيين دلايل استفاده از حجاب برتر به دختران باعث مي شود تا «الهام . ت» در ادامه توضيحاتش بگويد: «اگر حق انتخاب را به خودم مي‌ دادند مطمئن باشيد من مانتو و روسري را به عنوان حجاب انتخاب مي‌ کردم. وقتي چيزي را به اجبار بر سر کسي کنند به دنبال راهي براي رسيدن به خواسته‌هاي خود هست.» اين دختر 

بيست ساله به دليل آنکه شناخت کافي از حجاب پيدا نکرده، مي گويد: «آرايش کردن يا نکردن، بيرون گذاشتن مو يا رعايت حجاب کامل، ارتباط داشتن يا نداشتن با پسران، هيچ کدام نشان دهنده نجابت، خوب يا بد بودن يک  فرد نيست، دل انسان بايد با خدا باشد، ظاهر هيچ کس نشان دهنده باطن او نيست.»

* چادري بودن، بي کلاسي است!

عامل بعدي براي عدم استفاده از چادر و ظهور 

چادري هاي بدحجاب، عدم فرهنگسازي و تأثير تهاجم فرهنگي بر فرهنگ اصيل ايراني اسلامي در جامعه است. به عبارت ديگر دختران امروزي اين گونه تصور مي کنند که مانتويي بودن، هفت قلم آرايش و... نشانه تمدن و با ادبيات جوانان؛ «باکلاسي» است! «شيما . خ» در اين باره مي گويد: «در دانشگاه، دختران چادري و محجبه به عنوان افرادي خشک مذهب و غير اجتماعي مطرح هستند.» «فريبا . ر» دانشجوي رشته نرم افزار نيز مي گويد: «در دانشگاه، اساتيد به دختران خوش تيپ و آرايش کرده توجه بيشتري دارند و همچنين امکان به دست آوردن موقعيت ازدواج ‌هاي خوب براي اين تيپ دختران در سطح دانشگاه بيشتر است.» فريبا، دوست چادري خود را مخاطب قرار مي‌ دهد و مي‌گويد: «خانم الله وردي هميشه کارهاي اداري‌ اش را به من مي‌ سپارد، چون اکثر مسئولين دانشگاه با هم تيپ ‌هاي او خوب و مناسب رفتار نمي‌ کنند!» الله ‌وردي با تأييد حرف دوستش 

مي‌ گويد: «در راهرو، اساتيد دانشگاه وقت جوابگويي به سئوالات و اشکالات درسي ما را ندارند ولي همين استاد گوشه‌ اي از راهرو دارد با همکلاسي بدحجاب و آرايش کرده ما صحبت مي‌ کند و مي ‌خندد!»

«مليکا . ش» کارمند بخش خصوصي است. او را در حال خريد لوازم آرايش در خط شمال به جنوب مترو مي‌ بينم. چادري است اما موهاي رنگ شده اش را با وسواس خاصي بيرون گذاشته است و با تجديد آرايش در بخش زنانه مترو، خود را براي پياده شدن از قطار آماده مي ‌کند! وي در پاسخ به اين سئوال که چه سنخيتي بين چادر و آرايش کردن وجود دارد؟ مي‌ گويد: «من در محل کار چادري نيستم! وقتي نزديک محل زندگي مي‌ شوم چادرم را به سر مي‌ کنم. براي خانواده همسرم مهم است که عروسشان چادري باشند، آنها آبرومندي را در اُمُل بودن و بوي پياز داغ مي ‌دانند.»

* بررسي عوامل اجتماعي در ترويج چادري بدحجاب:

«ممکن است ظاهر زننده ‌اي داشته باشد؛ داشته باشد. بعضي از همين هايي که در استقبالِ امروز بودند خانم هايي بودند که در عرف معمولي به آنها مي گويند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد مي ريزد. حالا چه کار کنيم؟ ردش کنيم؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به اين جبهه است؛ جان، دلباخته به اين اهداف و آرمان هاست. او يک نقصي دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص هاي اين حقير باطن است؛ نمي‌ بينند. "گفتا شيخا هر آنچه گويي هستم / آيا تو چنان که مي نمايي هستي؟" ما هم يک نقص داريم، او هم يک نقص دارد. با اين نگاه و با اين روحيه برخورد کنيد. البته انسان نهي از منکر هم مي کند؛ نهي از منکر با زبان خوش، نه با ايجاد نفرت.»

اينها بخشي از اظهارات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و روحانيون خراسان شمالي در مهر ماه سال 91 است که ايشان بيان متفاوتي را از قضاوت در باره بدحجابي ايراد فرمودند. توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري از آن جهت حائز اهميت است که بدانيم قرار نيست به مقوله حجاب، با نگاهي دگم و بسته بنگريم. حجاب در عين حال که امري واجب است اما فرهنگ ‌سازي و آموزش نيز در قبال آن لازم و ضروري به نظر مي ‌رسد. چرا که رهبر انقلاب نيز در اين باره مي فرمايند: «فرضاً دختري که حجاب کاملي ندارد اما شب قدر يا در مجلس دعاي کميل شرکت و به درگاه خداوند تضرع 

مي‌ کند يا در راهپيمايي 22 بهمن، تصوير امام را مي ‌گيرد، نمي‌ توان گفت که بي‌ دين است بلکه نمي ‌داند حجاب اسلامي چيست، که بايد او را توجيه کرد. بايد در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فيلم ‌هاي تلويزيوني حجاب را تبيين و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.»

پس بيان مطالب مذکور در اين گزارش  پيش‌ رو تنها و تنها با هدف روشنگري دختران جوان و والدين آنهاست تا پاسخ روشني براي اين سئوال پيدا شود که «به راستي چرا برخي دختران چادري حتي از مانتويي‌ ها هم بيشتر جلب توجه 

مي کنند؟!» پر بيراه نيست اگر مدعي شويم متأسفانه محل رشد چنين دختراني اتفاقاً خانواده هاي مذهبي هستند؛ چرا که جوامع خانوادگي غير مذهبي تکليفشان روشن است و نمود آنها را مي توان با ظهور دختران و زنان مانتويي بدحجاب و حتي بدحجاب ملاحظه نمود، اما دختري که چادر به سر دارد و بويي از حجاب نبرده، بي شک رگ و ريشه اي در خانواده اي مذهبي دارد!

* چادر، محدوديت است!

برخي معتقدند و سعي دارند اين تفکر را به جامعه القا کنند که چادر محدوديت است و زن چادري هيچ حقي براي ظهور و بروز در اجتماع ندارد و حتي اگر حق هم دارد، حجاب چادر اجازه اين امر را به او نمي دهد؛ به عبارت ديگر، چادر براي زن چادري محدوديت به بار 

مي آورد! البته ناگفته نمايند برخي برخوردها و عدم 

فرهنگ سازي مناسب و عدم حمايت مسئولين ذي ربط نيز در اين امر بي تأثير نيست اما تجربه ثابت کرده چه بسيار زنان محجبه و چادري که چه در عرصه هاي علمي و چه در امور اداري و کاري به درجات عالي پيشرفت دست يافته اند. «شيما . خ» که دانشجوي رشته نقشه ‌کشي - معماري است، با بيان اينکه چه کسي ديده که يک معمار با چادر نقشه کشي  کند يا سر ساختمان حاضر شود؟، مي گويد: «من بعد از ازدواجم حتماً به خاطر حفظ شأن چادر هم که شده، آن را کنار مي‌ گذارم؛ فعلاً بنا بر سنت خانواده انواع چادرها از ملي، عربي، دانشجويي و... را امتحان 

کرده ام اما هيچ کدام به اندازه شال و روسري نمي‌ تواند انسان را زيبا کند!» وي ادامه مي ‌دهد: «جامعه، خود 

تشويق کننده ما به سوي تيپ‌ هاي امروزي و آرايش کردن است. وقتي وارد دفتر گروه مي شويم و رئيس گروه با مهرباني و حوصله جواب دختران آرايش کرده و مانتويي را 

مي ‌دهد و دختران چادري يا پسراني را که ريش دارند تحويل 

نمي ‌گيرد، تنها راه مقبوليت اجتماعي، همرنگ شدن با جامعه است.» ديگري مي ‌گويد: «بيش از شش سال است که از دانشگاه، رشته حسابداري، فارغ التحصيل شده‌ ام. دو سال است ازدواج کرده‌ام اما شش ماه است که توانسته‌ ام کار مناسب پيدا کنم! رشته ما طوري است که بيشتر شرکت‌ ها به ويژه شرکت‌ هاي خصوصي به مهارتمان احتياج دارند. شايد برايتان جالب باشد که با حجاب چادر هر جايي که رفتم مرا نپذيرفتند! بيشتر افراد فکر ‌مي ‌کنند خانم‌ هاي چادري آداب معاشرت نداشته و توان جلب و رضايتمندي مشتري را ندارند! بعد از انتخاب مانتو و کمي رسيدن به ظاهر خود توانستم کار مناسبي پيدا کنم! 

اينها واقعياتي است در لايه هاي پنهان جامعه که نبايد از آنها غافل شد. مديراني که مدام دم از فرهنگ سازي در زمينه حجاب مي زنند، تا کنون چه گام هاي مؤثري را براي استخدام زنان محجبه و چادري برداشته اند؟!»

زهرا همداني، دانش‌ آموز سال آخر دبيرستان هم چادر را به عنوان حجاب انتخاب کرده است اما چادرش به زمين مي‌ کشد و مقنعه اش هم تا لاله گوشش را نمايان کرده است! او مي ‌گويد: «چادر، آزادي ‌هاي مرا مي ‌گيرد. من به کلاس موسيقي و نقاشي مي ‌روم و سر کردن چادر، آن هم به رنگ مشکي در تابستان برايم سخت است.» وي مي ‌گويد: «مردم از دخترهاي چادري توقع برخي از کارها را ندارند، مثلاً دختر چادري نبايد به کلاس موسيقي يا عکاسي برود! اما وقتي کمي به خودت مي‌ رسي، نظرات آنها عوض 

مي ‌شود و مي ‌گويند: کلاس نقاشي مي ‌روي؟ خب به تيپت مي‌آيد! اگر براي حضور اجتماعي دختران و زنان چادري محدوديتي قائل نبودند حتماً چادرم را محکم ‌تر و باوقارتر سر مي ‌کردم.»

* صدا و سيما؛ مروج اصلي چادري هاي بدحجاب!

رسانه ملي را بي شک بايد يکي از گسترده ترين ابزارهاي فرهنگ ساز در جامعه قلمداد کرد. ابزاري که به همان اندازه که در فرهنگ سازي مي تواند مؤثر باشد، ضد فرهنگ را نيز به راحتي مي تواند به جاي فرهنگ جا بيندازد! «معصومه . ش» با اشاره به ديد نسبي جامعه به چادر و دارندگان حجاب کامل اسلامي، مي‌ گويد: «شما خودتان قضاوت کنيد؛ در 

فيلم ‌‌هاي تلويزيوني اگر هم خانم چادري و حتي مذهبي را نشان مي ‌دهند مانند عروس آرايش کرده است! شما به گويندگان خبر  يا مجريان زن صدا و سيما توجه کنيد، همه آنها با چادر، آرايش هاي غليط دارند! اين خود فرهنگ چادر به سر کردن همراه با آرايش را در جامعه ترويج مي ‌کند. هر چه جامعه هدف رسانه وسيع ‌تر و گسترده ‌تر، انتظارات و توقعات از آن هم بالتبع بيشتر مي شود، اما سئوالي که باقي است اين است که به راستي مديران رسانه ملي توانسته اند گام هاي مؤثري براي ترويج حجاب اسلامي بردارند يا به قول آن ضرب المثل معروف؛ «آمدند ابرو را درست کنند؛ چشمش را هم کور کردند!» دختراني که قرار بود با تشويق رسانه ملي چادري شوند، چادري شدند اما يک دختر چادري بدحجاب با هفت قلم آرايش!

به نظر مي رسد چنانچه پرچمداران عرصه فرهنگ نتوانند طي ساليان آتي با برنامه ريزي مناسب، فکري به حال حجاب زنان و دختران اين جامعه اسلامي نمايند، نه تنها وضعيت حجاب از اين هم بدتر خواهد شد، بلکه به قول «شيما . خ» دانشجوي بيست ساله تهراني، ديگر نه از حرمت چادر چيزي باقي خواهند ماند و نه از حياي زن ايراني!

 

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532