-
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴
-
تنها مسلمانان تصور نمي كنند كه رسانه ها عليه اسلام سوگيري دارند. بعضي محققان غربي نيز عنوان كرده اند كه ظاهراً رسانه ها اصرار دارند تصويري منفي از مسلمانان و اسلام ارائه كنند. هوارد برستد1 در پژوهش خود درباره بازنمايي مسلمانان از طريق تصاوير از سال 1950 تا 2000، مشاهده كرد كه با نمايش تصاويري از مساجد، ملاهاي ريشو، جماعت مسلمانان و زنان باحجاب كه همگي بر بي منطقي، تعصب، كوته فكري، نابردباري و تبعيض در مقياسي تقريباً قرون وسطايي دلالت داشته اند، اسلام در رسانه ها به صورتي ناعادلانه و گاه مسخره منعكس شده است.
اين روند پس از يازده سپتامبر 2001 ادامه يافت ولي اين معني ضمني به آن افزوده شد كه اسلام با تروريسم برابر است. در صفحه اخبارِ «جنگ با تروريسمِ» روزنامه وست استرالين، تصاويري از اسامه بن لادن و زنان با حجاب به چاپ رسيد و هرچند مطبوعات در گزارش هاي خود با زنان احساس همدردي مي كردند، اين تصاوير به گونه اي نامناسب به خبرهاي ديگري ارتباط داده شده بود كه در خوانندگان اين استنباط را به وجود مي آورد كه ذات مسلماني2 خشونت است. هم چنين بر روي جلد مجله ويكند استرالين3 تصويري از يك بمب گذار انتحاري زنِ فلسطيني به چاپ رسيد كه در يك دستش يك اسلحه كلاشنيكف بود و در دست ديگرش دختربچه سه ساله اش كه او نيز يك گلوله خمپاره در دست داشت. هر دوي آن ها پيشاني بندهاي فداييان حماس را به پيشاني بسته بودند كه شهادتين4 بر روي آن ها نقش بسته بود و در كنار اين تصوير نوشته شده بود:
به نظر باردار مي آمد و جز آن كاملاً طبيعي بود. به من نگاه كرد. لبخند زد...و سپس منفجر شد.
در زير تصوير اين جمله ديده مي شد:
چگونه مادري جوان، بمب گذار انتحاري مي شود.
اين تصوير بر روي جلد مجله سراسري استراليا تلويحا يك زن مسلمانِ با حجاب را كه يك زندگي خانوادگي عادي دارد با تروريسم پيوند مي دهد. يكي از كساني كه در اين تحقيق با وي مصاحبه شد، معتقد است كه اين تصاوير احساس بر حق بودن را در كساني تقويت مي كند كه به حملات خشونت آميز عليه زنان مسلمان دست مي زنند. القاي اين مساله كه مي توان اسلحه و مواد منفجره را زير حجاب مخفي كرد، اين استنباط را در مهاجمان تقويت مي كند كه زنان باحجاب احتمالاً دشمن كشور و بنابر اين سزاوار انتقام جويي هستند.
اين روند تداعي كردن زنانِ باحجاب با تروريسم به مطبوعات عامه پسند محدود نمي شود و حتي در مجلات دانشگاهي نيز ديده مي شود. در سال 2005 ، يك دانشجوي پزشكي كه حجاب به سر داشت گفت:
در نشريه دانشكده محل تحصيل من عكسي از من را در زمينه تصويري از برج هاي دو قلو به چاپ رساندند. برج ها در آتش مي سوختند و عكس من در زمينه قرار داشت كه به گمانم بمب يا چيزي شبيه به آن در دست داشتم. در زير اين تصوير مطلبي با اين مضمون نوشته شده بود: «من مي خواهم كودكان شما را بخورم...»

انگيزه اين تداعي كردن ها در رساله شرق شناسي5 ادوارد سعيد6 تبيين شده است. سعيد استدلال مي كند كه غرب با استفاده از يك مفهوم قياسي از شرق مي تواند تصويري از هويت خود بسازد؛ يعني اين كه غرب نگاتيو شرقي هاست و از هر آن چه «آن ديگري» انجام نمي دهد، تشكيل مي شود. به اين تعبير، شرق شناسي در برگيرنده يك تضاد دوتايي است كه غرب را محور انديشه مدرن روشنگرانه و شرق را «آن ديگري» مرموز و اغلب خطرناك اعلام مي كند. هم چون هر تضادي، اين تضاد دوتايي نيز بر مجموعه اي از سازه هاي فرهنگي مبتني است كه در اين مثال مي توان آن ها را به عنوان ماهيت گرايي زيست شناختي7 و نيز تعصبات نژادي، مذهبي و فرهنگي درك كرد.
از اين رو، غرب با به تصوير كشيدن يك زن باحجاب مي كوشد جايگاه زن را در جامعه اسلامي بنا كند؛ جايگاهي كه عقب مانده، زير دست و كاملاً مغاير با آن نوع برابري و حقوقي است كه زنان غربي توانستند در قرن بيستم بدان ها دست يابند. پيام هايي كه از اين تصاوير نشأت مي گيرند، روشن هستند: همنوايي، سركوب، سرسپردگي و كنترل. ولي آن چه در كليه اين موارد اشاره اي به آن نمي شود، زمينه است. هرچند حجاب نشانه فضيلت و نه انقياد يا بدتر از آن تهديد است، اين تمايز به ندرت در مطبوعات مورد تصريح قرار مي گيرد.
1. Howard V. Brasted
2. Muslimness
3. Weekend Australian
4. Kalima
5. Orientalism
6. Edward Said
7. Biological essentialism






