-
دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹
-
شناخت رازهاي خلقت مي تواند ما را در ارائه راه حلي صحيح براي مسائل بشري ياري دهد. انسان با ويژگي هايي خاص آفريده شده است. از مهمترين خصوصيات و ويژگيهاي خلقت انسان که با عشق، صميميت، محبت و لذت همراه است- نياز به ازدواج و ارتباط جنسي زن و مرد براي بقاي نسل بشر است.
به گزارش خبرگزاري زنان ، ارزش بودن جذابيت متقابل جنسي و نعمت بزرگ الهي دانستن آن از نقاط مشترک ديدگاه هاي اسلام و غرب محسوب مي شود. اما تفاوت در نگاه اسلام و غرب در اين ارتباط است که اسلام جذابيت جنسي را تنها يک ارزش زناشويي مي داند ولي غرب آن را به عنوان ارزشي اجتماعي نيز قلمداد مي کند. اين مسأله يکي از مهمترين تفاوت هاي ديدگاه اسلام و غرب در اين زمينه مي باشد.
اسلام علاوه بر ارزش دانستن جذابيت جنسي در روابط زناشويي - و تأکيد بر مطلوب بودن اين رابطه، مانع تبديل آن به يک ارزش اجتماعي مي شود. سهولت ازدواج در اسلام گواه ديگري بر اين مدعي است. اما در فرهنگ غربي جذابيت جنسي را ارزشي اجتماعي در کنار ارزش هاي ديگر مي شناسند.
تا کنون در ارتباط با جذابيت جنسي چندين تحقيق علمي در غرب انجام شده است. موضوع آزمايش اين بوده که "غدد جنسي مرد و زن چگونه تحريک مي شوند و به عبارتي مرد و زن چگونه تحت تاثير جنس مقابل قرار مي گيرند". آزمايش کنندگان دستگاه هايي را به قلب، مغز و قسمت هاي مختلف بدن افراد متصل کردند و پس از انجام آزمايشات مختلف دريافتند که تأثير پذيري جنسي در مردان از طريق نگاه (چشم) بسيار بيشتر از تاثير پذيري زنان از طريق نگاه است که آن را لذت بصري مي نامند. البته اين موضوع را بايد از نعمت هاي خداوند و در دايره ي تدابير و الطاف الهي به شمار آورد که در صورت استفاده صحيح موجب سالم شدن روابط زناشويي و محيط هاي اجتماعي مي گردد.
توصيه هاي اسلام، راه حل مناسبي است تا ضمن وجود اين ارزش در روابط زناشويي و تأکيد بر آن، از ورود جذابيت جنسي به حوزه هاي اجتماعي جلوگيري شود. حجاب زنان از مهمترين راه حل هايي است که براي روابط اجتماعي مطرح شده است. البته حدود حجاب براي زن و مرد متفاوت است و دليل آن هم خصوصيات و ويژگي هاي متفاوتشان است. اگر زن نيز مانند مرد از طريق نگاه تحت تأثير جنسي قرار مي گرفت، بايستي مردان هم براي خود پوشش کامل تري را انتخاب مي کردند. عدم ورود اين ارزش به حيطه ي امور اجتماعي اثرات بسزايي در سعادتمندي هر ملتي دارد. از ديدگاه اسلام ارزش اجتماعي يک زن به مدل ابرو، چانه، بيني، رنگ پوست، قد، وزن و ديگر خصوصيات اندامي اش نيست، زيرا در اين صورت افرادي که از جذابيت ظاهري کم بهره اند مورد ملامت قرار گرفته و ارزش اجتماعي آنان خدشه دار مي شود. در واقع اسلام ارزش اجتماعي زن را در علم، وقار، حيا، شجاعت، ايثار و پرهيزگاري، مهر مادري و ... او مي داند. مي توان نتيجه گرفت حجاب راه حلي زيبا و مبتني بر ويژگيهاي خلقت بشر براي سعادتمندي جوامع انساني است. حجاب يعني آزادي روابط اجتماعي از تحت تأثير قرار گرفتن جذابيت هاي جنسي. حجاب در حقيقت پوشش زيبايي ها و جذابيت هاي جنسي از غير محارم است.
رعايت حجاب يعني پرهيز از بر انگيختن شهوت شيطاني نامحرمان. حجاب يعني مصونيت از نگاه شهوت آلود و شيطاني ديگران.
از آنجا که شهوت مردان مطابق با مطالعات علمي فوق الذکر از طريق نگاه برانگيخته مي شود، زني که حجاب و عفاف را رعايت نمي کند چه بخواهد و چه نخواهد، موجب تحريک شهوت هزاران مردي که چشمشان به وي افتاده است مي شوند و مردي که در طول روز از منزل بيرون مي رود، به ازاي هر زني که حجاب را رعايت نکرده و او آنها را مي بيند شهوتش تحريک مي شود.
قطعا اکثريت غريب به اتفاق زناني که بدون رعايت حجاب از منزل خارج مي شوند قصذ برانگيختن شهوت ديگران را ندارند و آن را دون شان خود مي دانند. شايد مي خواهند در چشم همسر و يا نامزد خود زيبا جلوه کنند، ليکن متوجه آثار شوم رفتار خود نيستند. در جامعه يافت مي شوند مرداني که در مقابل اين تحريکات شهواني تاب مقاومت ندارند و به فساد کشيده شده و به فواحش و يا تجاوز به نواميس روي مي آورند و گاه زناني قرباني اين تجاوزات مي شوند که خود در به وجود آوردن آن نقشي نداشته اند.
وقتي جذابيت جنسي به يک ارزش اجتماعي تبديل شد، زناني که به دلايل گوناگون توان رقابت در اين عرصه را از دست مي دهند، ارزش آنان کم محسوب مي شود. زنان شوهردار نيز در رقابت با زنان جوان تر و زيباتر احساس ناکامي مي کنند. بنابراين عدم رعايت حجاب در اجتماع، يکي از دلايل از دست رفتن شيريني زندگي خانوادگي و از دلايل افزايش طلاق مي باشد.
در اين ميان برخي زنان متاهل که احساس مي کنند که در چشم همسران خود آن مطلوبيت قبلي را ندارند و احساس امنيت خود را در زندگي خانوادگي از دست داده و براي اينکه در اين عرصه سخت رقابتي در چشم همسر خويش کم نياورند، به آرايش خود در بيرون منزل روي مي آورند، بويژه در بيرون از منزل و در همراهي با همسرشان، تا آن احساس کمبود را در چشم همسر خويش جبران کنند.
زناني که داراي اتکاء به نفس هستند و احساس کمبود در ارزش اجتماعي ندارند و براي خود شان بالا و احترام قائلند، نيازي به نمايش اندام و زيبايي هاي خود نزد نامحرمان ندارند. به عبارتي ديگر آرايش و نمايش اندام در روابط اجتماعي، نشانه اي از احساس کمبود شخصيت است و اقدامي براي سرپوش نهادن بر اين واقعيت و جبران اين احساس کمبود محسوب مي گردد.
در جامعه اي که رعايت حجاب و عفاف شود زنان از آرامش و امنيت بيشتري برخوردارند.
زماني که بنده اين منطق را در جوامع غربي مطرح مي کردم که ارزش اجتماعي زن نبايد به جذابيتهاي فيزيکي آنها بستگي داشته باشد مورد پسند آنان قرار مي گرفت.
زناني که خود را فمينيست (مدافع حقوق و ارزش زنان) معرفي مي کنند، ليکن خود را آرايش کرده و در روابط اجتماعي به نمايش اندام خود مي پردازند، نشان ميدهند که چه مقدار براي قضاوت مردان در مورد خود اهميت قائلند و خود را تا يک عنصر جنسي و يک محرک شيطاني عمومي تنزل مي دهند، لذا برخي از شاخه هاي فمينيستي از آرايش خود و نمايش عمومي اندام خود پرهيز مي کنند.
در غرب زنان از ارزش اجتماعي تلقي شدن جذابيت جنسي به شدت رنج مي برند و اگر فلسفه حجاب خوب شناسانده شود، زمينه براي جذب آنان به اسلام فراهم مي گردد.
در سخنراني هاي خود در مجامع غربي، گاهي به حجاب حضرت مريم(س) اشاره مي کردم، اينکه در تصاوير نصب شده در کليساهاي غرب و مجسمه هايي که از ايشان طراحي کرده اند، او را با پوششي کامل - مانند چادري که مسلمانان استفاده مي کنند- نشان مي دهند.
شايد اين ذهنيت به وجود بيايد که حجاب حضرت مريم (س)، پوششي عرفي در زمان آن حضرت بوده است! مدت ها پيش در موزه لوور فرانسه نقاشي اي قديمي را ديدم که در آن حضرت مريم(س) همراه عده اي از حواريون با حجاب کامل در محيطي باز و عمومي نشان داده شده اند و در اطراف ايشان زناني بدون حجاب در حال صحبت با يکديگر مشاهده مي شدند. مي توان از اين تصوير نتيجه گرفت که حجاب آن حضرت، از ديد نقاش، پوشش عرفي آن دوران نبوده، زيرا در غير اينصورت همه بايد محجبه مي بودند. لذا حجاب آن حضرت جزو امور اعتقادي ايشان بوده است. در انجيل هم بر رعايت حجاب زنان تاکيد شده است.
آنچه از حضرت مريم (س) در تاريخ مطرح شده است همگي از معنويت، اخلاق و ايمانشان است نه قيافه و ظاهر ايشان. حجابي که امروزه خواهران روحاني مسيحي دارا هستند، اقتباس از همان پوشش حضرت مريم(س) است. فلسفه حجاب اسلامي در اسلام نيز همان فلسفه حجاب حضرت مريم (س) مي باشد.
خاطره اي ذکر مي کنم از دختري که بعد از ملزم شدن خانم ها براي رعايت حجاب در ايران به ايتاليا مهاجرت کرده بود. در رابطه با علت سفرش به ايتاليا گفته بود نمي تواند زير بار اجباري به نام حجاب برود. پس از مدتي مشاهده شد که ايشان روسري سر مي کند و در محيط هاي اجتماعي با حجاب وارد مي شود. وي در باره علت اين تغيير رفتار گفته بود: زماني که به ايتاليا آمده انتهاي راه رعايت نکردن حجاب را ديده و به نتيجه فاجعه بر انگيز آن پي برده است.
همانطور که ذکر شد در جامعه اي که ارزش هاي اسلامي حاکم نباشد و جذابيت جنسي به عنوان ارزشي اجتماعي مطرح گردد، به جهت مورد توجه و احترام قرار گرفتن در جامعه، افراد تمام تلاش خود را براي نزديک شدن به اين ارزش مي کنند. از طرفي مشاهده مي شود سينما، تلويزيون و نشريات مختلف از بين زنان زيبا و جذاب افرادي را انتخاب کرده و به عنوان يک الگو به جامعه خويش معرفي مي کنند. همه ما مي دانيم، با استفاده از فنون تصوير برداري و گريم، تصوير ارائه شده از اين زنان، زيباتر از واقعيت آنان است. در چنين شرايطي اکثر جامعه نمي توانند خود را به اين الگو ها نزديک کنند و درصد کوچکي هم که خود را در اين عرصه موفق احساس مي کنند، بعد از سپري شدن ايام جواني دچار احساس حقارت مي شوند. در چنين جوامعي، زناني که در ميان سالي قرار دارند و شيب از دست دادن زيبايي آنان زياد است به همان نسبت احترام اجتماعي آنان کاهش مي يابد و دچار بحران رواني مي گردند. سن بروز اين بحران روحي قبلا چهل سالگي و اخيرا در جوامع غربي به سي سالگي کاهش يافته است. در مقابل مشاهده مي کنيم در جوامع اسلامي جايي که ارزشهاي اسلامي و حجاب و عفاف رعايت مي گردد، با افزايش سن زنان، احترام آنان در جامعه بيشتر مي شود.
عده اي نيز بدون توجه به ارزشهاي ديگر جوامع غربي مانند مطالعه و کار، گمان مي کنند پيشرفت هاي آنان به خاطر وجود آزادي در نمايش جذابيت هاي جنسي است؛ اگر اين گونه بود در فصول سرد سال که اکثر افراد خود را به طور کامل مي پوشانند نبايد پيشرفتي صورت مي گرفت! در حقيقت بسياري از افرادي که جذابيت هاي فيزيکي خود را در جامعه عرضه مي کنند موجب تحريک ديگران مي شوند، زمينه هاي بروز مفاسد اجتماعي و سست شدن بنيان خانواده ها را پايه گزاري مي کنند. در مقابل، زنان محجبه اجازه نمي دهند ديگران با نگاه هوسراني به آنها بنگرند و حرمت و وقار خود را حفظ مي کنند. اين چنين است اگر در جامعه اي با ارزشهاي اسلامي مرد نامحرمي از زيبايي جنسي زني تعريف کند و بگويد شما چه اندام زيبايي داريد، او بر افروخته شده و اين گفته را يک توهين به خود تلقي مي کند؛ اما در جوامع ديگر هنگام مواجهه زني با تعريف ديگران از اندام خود مشاهده مي شود که او از اين گفته خوشنود شده و تشکر مي کند. البته عده اي تحت عنوان نهضت هاي فمنيستي در غرب اعتراضاتي به اين مسائل دارند و مخالف استفاده توليدکنندگان و بازرگانان از زنان نيمه برهنه براي تبليغ کالاهايشان هستند. مي گويند زنان نمايشگاه متحرک و بازيچه مردان نيستند که آرايش کرده و زيبايي هاي جنسي خود را به ديگران عرضه کنند! اين موج مخالفت بدانجا کشيد که قانوني در پارلمان اروپا مطرح شد مبني بر عدم استفاده از جذابيت هاي جنسي زنان در تبليغات و فروش کالا که البته با مخالفت صاحبان سرمايه مواجه گرديد.
بنده خاطره اي به ياد دارم از "ادواردو آنيلي" فرزند يکي از ثروتمند ترين سرمايه داران ايتاليا، او از ارزشهاي رايج در جامعه اش دور شده بود و براي ما مي گفت که بسياري از ارزشهاي اجتماعي غرب را قبول ندارد. مثالي از تبليغات کمپاني پدرش براي فروش نوع جديدي از اتومبيل زد که در آن جواني همراه نامزد خود پشت چراغ قرمز مي ايستد و در کنار آنها جواني ديگر با اتومبيل مورد نظر (جهت تبليغ در اين آگهي) توقف مي کند. دختري که در اتومبيل اول نشسته بود با مشاهده اتومبيل دوم، از ماشين پياده شده و سوار ماشين دوم مي شود. اين نشان دهنده آن است که در جوامع غربي روابط زناشويي به راحتي در برابر يک کالا فدا مي گردد.
اگر در جامعه اي ارزشهاي ديني حاکم نباشد، حتي انحصار ازدواج بين زن و مرد را هم از بين مي برند. مانند کشورهاي هلند،کانادا و امريکا که انسان را به ياد قوم لوط مي اندازد. امروزه در غرب خود فروشي زن و خود فروشي مرد يک شغل محسوب مي شود، تنها لازم است بهداشت را رعايت کنند و ماليات کار خود را به دولت بپردازند! تا جايي که از آنها با عنوان خدمات رسانان سکس ياد مي کنند و در اقتصاد آن را جزو توليد خدمت محسوب مي نمايند. آنها حتي مي توانند کانديداي مجلس و رياست جمهوري شوند! آنها در خيلي از کميسيونهاي پارلماني و کميسيون حقوق بشر حضور فعال دارند.
آخيرا وزير خارجه آلمان که يک مرد است با مرد ديگري ازدواج کرد و خانم مرکل صدر اعظم آلمان و خانم کلينتون وزير خارجه آمريکا هم در جشن ازدواج آندو شرکت کرد.
عکس فوق وزير خارجه آلمان و شوهرش به همراه خانم کلينتون در مراسم ازدواج آن دو است.
طبق آمارهاي ارائه شده، از هر سه زن در ايتاليا به يکي از آنان تجاوز شده و از هر چهار دختر يکي از آنها اولين ارتباط جنسي اش با محارم خود بوده است. در انگلستان هر مردي که سه فرزند دارد يکي از آنها فرزند خود او نيست و از آن اطلاع ندارد. اين موارد به علت عدم حاکم شدن قوانين و ارزشهاي ديني در جامعه است.
آينده چنين جوامعي آزادي زنا با محارم است هر چند کم و بيش در اين جوامع زمينه بروز آن مشاهده مي شود.
اگر ما بتوانيم اسلام و حجاب را آنگونه که هست تشريح کنيم خيلي از ذهنيت ها در جهان تغيير مي کند. وقتي براي زنان، نگاه اسلام به زن و حجاب مطرح گردد، بسياري از آنان به اين دين آسماني گرايش مي يابند. به علت وجود اين واقعيت هاست که غرب براي جلوگيري از نفوذ اسلام در بين جوامع خود به تحريف در باره عقائد اسلام روي آورده است. اگر اصل اسلام موجب گريز اين جوامع از اسلام مي شد نيازي به تحريف نمي ديدند.
غربي که همه نوع فساد و فحشا در آن آزاد است نمي تواند رعايت حجاب توسط زنان و دختران مسلمان را را تحمل کند و تا آنجا پيش مي رود که دختران نوجوان را به دليل رعايت حجاب از تحصيل محروم مي کنند.
ما بايد از بابت اسلام و ايمانمان، خدا را شکر کنيم و به حجاب زنانمان بباليم. همه بايد بدانند در صورتي يک زندگي سالم و آرامتري خواهند داشت که جذابيت جنسي تنها يک ارزش زناشويي شناخته شود و از بروز آن در روابط اجتماعي پرهيز گردد.
توصيه بنده به خانمهايي که عامدا اندام خود را در جامعه به نمايش مي گذارند اين است که احساس کمبود شخصيتي خود را با افزايش علم و عمل صالح جبران کنند که ارزشي ماندگار خواهد بود، نه با نمايش اندام که بر فرض کسب احساس کاذب، امري گذرا است و آسيب هاي اجتماعي بسياري را به دنبال دارد.
در جامعه ايران از عبارت بدحجابي به نحو صحيحي استفاده نمي شود.
بد حجاب در حقيقت بايد به کسي گفته شود که اندام خود را آنطور که شايسته است نمي پوشاند. مثلا حساسيتي به پيدا شدن موي خود ندارند هر چند قصد نمايش و خودنمايي و تحريک ديگران را نداشته باشد.
زناني که خود را آرايش مي نمايند و زيباتر از آنچه هستند به نمايش مي گذارند شايسته عبارت ديگري هستند. شايد عبارتي مشابه "جلوه فروشان" براي آنها مناسب تر باشد.
تفاوت جلوه فروشان با خود فروشان اين است که جلوه فروشان عملا خواسته يا ناخواسته به تحريک شهوات شيطاني مي پردازند بدون اينکه شهوت برانگيخته را ارضاء نمايند، در حالي که خودفروشان به ارضاء شهوت مشتريان خود روي مي آورند. در حقيت مي توان جلوه فروشان را بازار ياباني براي خودفروشان محسوب نمود.
در اينجا ذکر اين نکته ضروري است که زيبايي اگر وارد عرصه تحريک جنسي در روابط اجتماعي نشود مذموم نيست. بطور مثال برخي ها چادرهاي گلدار را بر مي گزينند يا در محافل زنانه به آرايش خود مي پردازند. چون در بين زنان جذابيت جنسي و تحريک پذيري به صورت طيبعي وجود ندارد، لذا منعي براي آن گذاشته نشده است. بنابراين آنچه در اسلام منع شده است با هدف جلوگيري از تحريک شهوات جنسي در روابط اجتماعي و نامشروع است.
طرح شعارهاي زير در جوامع غربي مي تواند هدف اسلام از طرح موضوع حجاب را تا حدودي روشن نمايد.
- با رعايت حجاب از تحريک شهوت مردان پرهيز نماييد.
- به نمايش گذاشتن جذابيت هاي جنسي نشانه احساس کمبود شخصيت است.
- رعايت حجاب نشانه احساس شخصيت است.
- در اسلام زن يک ابزار تبليغاتي نيست.
- در اسلام زن يک کالاي تجاري نيست.
- در اسلام جذابيت فيزيکي نبايد به يک ارزش اجتماعي تبديل شود.
- زني که اندام خويش را به نمايش عمومي مي گذارد، از قدر و منزلت خويش غافل است.
- رقابت در عرضه اندام در عرصه اجتماعي، بنيان خانواده را سست مي کند.
- ارزش زن بيش از اين است که به رقابت در نمايش عمومي اندام خود براي جلب نظر مردان بپردازد.
- مسابقه نمايش اندام زنان در جامعه بيشترين آسيب را به زنان مي زند.
- کسب احترام اجتماعي را از طريق افزودن بر علم و عمل صالح دنبال کنيد و نه از طريق شرکت در مسابقات نمايش جذابيت هاي فيزيکي.
- انتخاب ملکه دانايي را جايگزين مسابقه ملکه زيبايي نماييد.






