-
یکشنبه ۷ آذر ۱۳۸۹
-
نخستين برخورد افراد با يک ساختمان، مواجهه با ظاهر بيروني ساختمان است. اين ظاهر هم
مي تواند نوعي حجاب و امنيت را به بيننده منتقل کند و از ورود نگاه هاي غريبه و مزاحم جلوگيري کند و هم مي تواند محملي براي افزايش نگاه هاي هرزه باشد.
در کنار اين موضوع مسأله مشرف بودن يا نبودن خانه ها به همديگر نيز از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. موضوعي که طي سالهاي اخير با رونق زندگي عمودي به يک مشکل جدي در شهرهاي بزرگ تبديل شده است.
حريمي که ديگر خصوصي نيست
اگر شيوه ساخت و ساز يا به عبارتي ساختمان سازي شهري را بخشي از فرهنگ هر جامعه اي به شمار بياوريم، بدون شک ظاهر ساختمان و ميزان نفوذ نگاه اطرافيان به داخل خانه- که از اهميت بسيار زيادي برخوردار است- مي تواند معرف فرهنگ يک جامعه به صورت جدي باشد. در کشورهاي غربي که عرياني به فرهنگ آنها تبديل شده است، مشخص بودن داخل خانه امري عادي تلقي مي شود. موضوعي که با ديدن فيلمهاي مستند يا داستاني خارجي مي توان به اين موضوع پي برد.
اما در فرهنگ ايراني برخورداري از امنيت خانواده در داخل خانه و داشتن پوششي مناسب و قابل اعتنا بخشي از فرهنگ ايراني است که متأسفانه طي سالهاي گذشته بشدت دستخوش عوامل ديگري قرار گرفته است و اکنون نمي توان از امنيت و آسايشي که معماري سنتي و کهن اين ديار با خود به همراه مي آورد در داخل خانه صحبت کرد.
از ديرباز، يعني حدود 200 سال پيش که شهرهاي بزرگ، به مفهوم امروزي آن شکل گرفت و بحث ساختمان سازي و شهرسازي مطرح شد، متأسفانه در ايران چيزي به عنوان نقشه عمراني شهري يا به عبارتي ساخت و ساز بر اساس يک الگوي مشخص و واحد با مشخصات دقيق و تعيين شده ارايه نشد. حتي در شهر بزرگي همانند تهران که ساليان زيادي است پايتخت ايران محسوب مي شود، بحث خيابان بندي هاي اوليه در زمان تردد درشکه هاي اسبي و گستردگي زياد آن، پس از ويران شدن دروازه هاي مشهور تهران، مورد بحث و توجه جدي قرار گرفت و نقشه تهران بر اساس طرح کلي راه هاي شطرنجي ساخته شد.طرحي که شايد در زمان خود چندان نامناسب به نظر نمي رسيد، اما در حال حاضر با توجه به رشد فزاينده جمعيت و خودروها کاربرد خود را به طور کامل از دست داده است، اما حتي در زمان ارايه اين طرح و زماني که اين امکان فراهم بود تا خانه هاي شهر بر اساس يک الگوي واحد و مشخص ساخته شود، هيچ طراحي و توجهي نسبت به نوع خانه هاي در حال ساخت صورت نگرفت.
بلبشو در ساخت و ساز
اين اتفاق باعث شد امروز ما ميراث دار شهرهاي بزرگي باشيم که از هيچ قاعده و اسلوبي در ساخت خانه ها برخوردار نيستند. يک بلبشو و به هم ريختگي کامل از خانه هايي که هيچ شباهتي به همديگر ندارند و شايد به همين دليل عنوان اصالت و تفاوت محله ها امروزه حرفي به گزاف است.پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري، در خصوص نبود برنامه ريزي براي ساخت ساختمان آورده است: «در ايران شهرنشيني طي دهه هاي گذشته با شتاب فزاينده اي گسترش يافته است و همچنان اين روند ادامه دارد. رشد سريع جمعيت و گرايش مردم به شهرنشيني، تقاضاي فزاينده اي را براي تهيه مسکن به دنبال داشته که اين موضوع در پي خود مشکلات گوناگوني در زمينه توسعه شهري به وجود آورده است. اين در حالي است که هميشه در برنامه ريزيهاي ملي به مسکن نه به عنوان محلي براي آسايش ساکنان در ابعاد عيني و ذهني، بلکه به عنوان يک مشکل اقتصادي نگريسته شده است.»
از سوي ديگر علم نوين مهندسي پيشرفتهاي شگرفي در زمينه طراحي و ساخت طي 100 سال اخير داشته است، به نحوي که اين علم مي تواند طرحها، شکلها و حتي خانه هايي با مقياس هايي فراتر از نياز ما در دوره کنوني ارايه کند و از اين نظر توانمنديهاي زيادي وجود دارد، اما در بيشتر کشورهاي جهان، به اين دليل که ساخت و ساز (در مقياس بزرگ يعني ساخت يک محله بزرگ يا حتي شهر) به دست دولت هاست و همه افرادي که در اين زمينه فعاليت مي کنند به گرفتن مجوزهاي لازم از نهادي دولتي (براي نمونه شهرداري) ملزم هستند، همواره نظارتي دقيق و کامل وجود داشته است، اما به نظر مي رسد اين امر هيچ گاه در کشور ما رعايت نشده است؛ امري که اين روزها در صدور پروانه براي ساخت و ساز ساختمانها، آن هم بدون رعايت حريم خانواده در شهرهاي ويران ديده مي شود.کارشناسان بر اين باورند مشکل نبود برنامه ريزي براي ساخت و سازها، همسان سازي شکل خانه ها و ايجاد هويت شهري و محله اي حتي در طراحي شهرهاي جديد نيز ديده مي شود.
بلاي مدرنيته
از زماني که مدرنيته وارد عرصه ساختمان سازي شد و ساخت خانه هاي شيک و نوساز در کشور گسترش پيدا کرد، بيشتر ساختمان سازها موضوع امن و دور از نگاه ديگران بودن خانه ها را به کل فراموش کردند. اداره ها و مراکز تجاري نيز در اين خصوص راه افراط را در پيش گرفتند. يعني در عمل مهندسان و دست اندرکاران عرصه ساخت و ساز از معماري سنتي يا حداقل جلوه هاي بومي ساختمان ها رويگردان شدند، امري که اکنون با شدت بيشتري ادامه پيدا مي کند.يکي از کارشناسان صنعت ساختمان در اين باره مي گويد: بدون شک هيچ کس منکر مدرن شدن امکانات امروز نيست و هيچ عقل سليمي خود را در برابر تغييرات ناگزير امروز نمي تواند قرار بدهد، اما همواره مي توان از سنتها و ريشه ها استفاده کرد و نکاتي از آن در موارد مختلف از جمله دور نگهداشتن داخل خانه از نگاه هاي بيگانه را به نحوي به کار گرفت که اصالت فرهنگ ايراني نيز در آن تا حدود زيادي لحاظ شود.
جمشيدي اظهار مي دارد: بسيار عجيب به نظر مي رسد که ما در زمينه مهندسي در استفاده از مولفه هاي ساختمان سازي غربي توانايي لازم را داريم و آن را به نحوي با سليقه ايراني همساز مي کنيم که بتواند مورد توجه و علاقه شهروندان قرار بگيرد ، اما همين کار را در مورد استفاده از جلوه هاي معماري و نماسازي ايراني با معماري وارداتي و غربي به کار نمي بنديم تا فضاي شهرها جلوه و اصالتي ايراني و بومي داشته باشد و ساکنان حريم خانه ها آسوده تر باشند.
اين کارشناس با بيان اينکه عنصر آسايش و دوري از نگاه مزاحم غريبه ها هنوز هم براي ايرانيان اهميت بسيار زيادي دارد، ادامه مي دهد: نکته ديگري که بر لزوم تغيير در ساخت و سازها تاکيد مي کند، تغيير در نوع نگاه شهروندان به عنصر مهم خانه است. به اين مفهوم که تا چند دهه قبل خانه ها طوري ساخته مي شدند که بيروني و اندروني داشته باشند و اگر افراد خانواده به اندروني مي رفتند، احساس امنيت و آرامش و آسايش مي کردند، ولي اکنون ديگر چنين جايگاهي در خانه ها و به عبارت بهتر آپارتمانهاي کوچک و متعدد وجود ندارد. آپارتمانهايي که کل مساحت آن به اندازه 2 اتاق است و مساحتي ندارد که بتوان درباره بيروني و اندروني صحبت کرد! وي مي افزايد: اکنون چنين امنيتي در خانه ها احساس نمي شود و آن معدود خانه هايي که براي خود حياطي دارند و مجالي براي اهالي خانه به وجود مي آورند تا دمي در آن بياسايند، به خاطر مشرف بودن ساختمانهاي اطراف در عمل نمي تواند مورد استفاده اهالي منزل قرار بگيرد.وي تصريح مي کند: اين موضوع باز هم به همان اصول شهرسازي بر اساس نيازهاي امروز و توجه به آرايش و اندازه خانه ها برمي گردد. اگر خانه ها بر اساس مختصات محله اي ساخته شوند، ديگر چنين مشکلي به وجود نمي آيد که خانه هاي کوتاه در کنار خانه هاي بلند قرار بگيرند.
عفاف و معضل نور
يکي از مواردي که امروز در خانه سازي به آن توجه ويژه مي شود، نورگير و آفتاب گير بودن خانه است. اين موضوع در شهرهاي بزرگ از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، به اين خاطر که ساختمانهاي بلند و نزديک هم امکان تابش نور خورشيد را گرفته اند و ساکنان خانه ها در عمل از اين نظر دچار مشکل هستند.
با توجه به اينکه در حال حاضر بيشتر ساختمانها فقط مي توانند از پنجره به يک يا حداکثر دو سمت - شمال، جنوب، شرق يا غرب - استفاده کنند، پنجره اهميت بسيار زيادي پيدا مي کند و باز به همان دليل که مسأله همگون سازي ساختمانها در شهرهاي بزرگ وجود ندارد و گاه يک ساختمان بزرگ چند طبقه در کنار خانه اي يک يا دو طبقه ساخته مي شود ميزان نور خانه ها چالش جدي پيش روي ساختمان سازها محسوب مي شود، از پنجره هاي بزرگتر براي ساختمانها استفاده مي کنند.
اين پنجره هاي بزرگ در اصل راه ورودي نور و گاه تابش خورشيد را فراهم مي کند. خانه ها در روز به دليل تابش نور در عمل از ديد داخل خانه در امان هستند، اما با آمدن غروب و نزديک شدن شب و روشن شدن چراغها، خانه در ديد مستقيم افراد بيرون از خانه قرار مي گيرد.
در اين راستا، خانواده ها براي اينکه بتوانند مشکل مشرف و در معرض ديد بودن را به نوعي برطرف کنند، از پرده هايي استفاده مي کنند که نقش جدا کننده را نيز دارد و افراد داخل خانه مجبور به قطع ارتباط با فضاي بيرون خانه هستند. تماشاي ماه و ستاره ها يا رفت و آمد مردم در کوچه و خيابان و حتي انتظار کشيدن براي رسيدن يک عزيز، ديگر مفهوم خود را از دست داده است.
اکنون مردم به نوعي مجبور به تماشاي تلويزيون يا استفاده از ساير ابزار صوتي و تصويري هستند، چون تنها روزنه ارتباطي خود با خارج از خانه را نيز از دست داده اند. ديگر تابش نور ماه به داخل خانه مفهومي ندارد، چون وظيفه جلوگيري از افتادن نگاه غريبه ها به داخل خانه برعهده پرده ها قرار گرفته است!
در چنين شرايطي که شهرها هر روز شلوغ تر، ساختمانها بلندتر، حياط ها بي استفاده تر براي تفريح و لذت بردن، پنجره ها بزرگتر براي دريافت نور بيشتر مي شوند، به راستي چه بايد کرد؟
چه بايد کرد؟
اکنون صحبت از ساخت دوباره شهر، چندان منطقي به نظر نمي رسد. چون در وهله نخست اين موضوع يک امر ملي و بودجه بسيار کلان مي طلبد که هيچ نشان يا تمايلي نسبت به اين موضوع ديده نمي شود، اما در اين خصوص مأموريت و رسالت شهرداريها بيش از سازمانهاي ديگر است، زيرا اين نهاد در کنار سازمانهاي تخصصي بيشترين نقش را در فرآيند و ساخت و ساز دارد.
در مجموع به نظر مي رسد براي تغيير شرايط کنوني در زمينه ساخت خانه و ايجاد محيطي امن در داخل خانه که دور از نگاه مزاحم باشد، يک عزم ملي با فعاليت گسترده و جدي نهادهاي دولتي، بخصوص شهرداريها لازم است تا شرايط تغيير کند. زماني که بحث مرمت بافت فرسوده شهرها يا ساخت مجتمع هاي مسکوني، آپارتمان سازي و صدور پروانه هاي ساخت به ميان مي آيد بايد به اين نکته توجه شود که مشرف نبودن خانه ها براي استفاده از حياط و ايجاد شرايط مناسب تر براي آسودگي اهالي منزل از اهميت زيادي برخوردار است و افرادي که در اين زمينه فعال هستند بايد نمادهاي ايراني و بومي را در امر خانه سازي بيشتر لحاظ کنند.






