-
یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲
-
آيا پوشش چادر در اسلام اجباري است؟ در اين صورت، آيا اين امر، سلبِ آزادي زن و به اسارت در آوردن او به شمار نمي آيد؟
پاسخ
پيش از پاسخ اصلي بايد گفت زندانيان چادر عنوان كتابي است كه خانمي ايراني در انگلستان نوشته و منتشر كرده است. چنان كه از عنوان كتاب پيداست، اين خانم چادر را ضدّ آزادي زن تلقّي كرده است.1
البتّه در داخل كشور هم كساني هستند كه متأسّفانه هنوز چادر را ضدّ آزادي زن دانسته و با چنين تصوّري در مورد آن قلم مي زنند. از جمله، نويسنده مقاله «مسئله زن و روشنفكران طي تحوّلات دهه هاي اخير»، از چادر زنان ايراني، به قيد و بند تعبير كرده و آن را به سنت لغو شده پيچيدن و بستن پاي زنان در چين تشبيه مي كند.2
1. در اسلام هيچ اجباري به اينكه زن، حتماً بايد چادر بپوشد وجود ندارد. همان طور كه گذشت، هر چند چادر برترين و عالي ترين نوع حجاب است، ولي هر پوششي كه حجاب اسلامي را براي زن تأمين كند، كافي است.
2. آزادي، واژه اي مقدّس است كه مفهوم ظاهري قشنگ و فريبنده اي دارد. اين واژه، مصداق هاي گوناگوني دارد كه همه آنها نزد عقل، پسنديده نيست. كساني كه به دليل آزادي زدايي از چادر انتقاد مي كنند، بايد مشخّص سازند كه چادر، چه نوع و كدام مصداق آزادي را از زن مي گيرد. اگر منظور از آزادي زن، هرزگي جنسي و بي بند و باري غريزي است، عقل آن را نمي پسندد و البتّه، چادر اين آزادي را محدود مي كند. اساسا وظيفه و كاركرد چادر همين است، ولي اگر مقصود، آزادي در مقاومت و موضع گيري در برابر خواسته ها و گرايش هاي نابه جا و نامشروع شهواني بعضي مردان هرزه و حفظ آزادگي زن است، اين امري بسيار معقول است. در اين صورت، چادر نه تنها اين نوع آزادي را محدود نمي سازد كه نقش والايي در تحقق آن برعهده دارد. اگر منظور از اسارت زن در چادر، اين باشد كه پوشيدن چادر، براي زن دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... او مي گردد، پيش تر به تفصيل درباره آن بحث كرده و پاسخ گفتيم.
3. سلب آزادي، هميشه محدوديت نيست، بلكه گاه مصونيّت است و مصونيّت امري پسنديده به شمار مي آيد. كسي كه مقابل پنجره خانه اش توري مي زند. خود را محدود نساخته، بلكه به خود، از خطر نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها مصونيّت بخشيده است. به طور كلّي، اگر محدوديت عادلانه و عاقلانه باشد، آزادي از آن محدوديّت مطلوب و معقول، نه تنها زيبا نيست كه كاري زشت و نامعقول است. زني كه پرده چادر را بر تمام زيبايي هاي خويش مي افكند، در حقيقت، نگاه هاي هرزه و شهوت بار و مزاحم برخي مردان بيگانه را محدود ساخته، نه آنكه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشد. اين محدوديّت، عاقلانه است؛ زيرا مصونيّت زن را در پي خواهد داشت.
4. چادر براي زن اسارت نمي آورد، بلكه به او ابهّت مي بخشد. زني كه بر اساس ايمان و عقيده محكم، چادر بر سر كند، احساس كرامت مي كند، نه احساس حقارت و احساس حقارت كردن اسيري است.
اسارت اين است كه زن ببيند نظرگاه شهوت گرديده و تصويرش به جاي نقش بستن بر قلب همسر و فرزندان، ابزار تبليغاتي براي فروش انواع كالاهاي مصرفي شده است. آري، زن چادري اسير نيست، بلكه اسير واقعي، آن زني است كه براي كسب شخصيّت، اثبات برابري با مرد و كسب منزلت اجتماعي، مجبور باشد هر روز و در هر گام، گلبرگ هاي پر طراوت غنچه وجود خويش را در برابر هزاران چشم هرزه و آلوده از يكديگر گشوده و تسليم تند باد هوس هاي پستشان كند.
5. كمي دقّت كنيم. به راستي چه كساني سنگ آزادي زن را بيشتر از همه به سينه مي زنند. خود زنان يا برخي مردان؟ برخي مردان، از آزادي زن يا به معناي دقيق تر، بي حجابي و بي بند و باري او چه بهره اي مي برند كه اين گونه از آن حمايت مي كنند؟ خلاصه آنكه، آيا برداشتن چادر و به دنبال آن، ديگر پوشش هاي زن، آزادي زن است يا در حقيقت، آزادي مرد؟ اين مطلب، به ويژه براي خانم ها جاي تأمّل و دقّت دارد.
نيم نگاهي به جهان آزاد، ولي خالي از عفاف و حجاب غرب بيفكنيم و خوب بنگريم كه آيا برداشتن پوشش زن، زنجيرهاي اسارت را از دست و پاي او برداشته يا موانع موجود بر سر راه نگاه و بهره كشي آزاد مرد را كنار زده است؟ به راستي اين آزادي، جز ناامني، بي هويّتي و بحران روحي و جسمي، چيز ديگري براي زن غربي به ارمغان آورده است؟ در غير اين صورت، چرا فرياد او بر ضد آزادي بلند است؟ چرا مادام رولان فرانسوي، در پاي گيوتين از آزادي شكايت مي كند3 و چه چيز زن غربي را به تنگ آورده تا عفاف همراه با آرامش زنان مسلمان را آرزو كند؟ به گوشه اي از گفته هاي بانو اني رود، نويسنده انگليسي، توجّه كنيد كه آرزو مي كند: «اي كاش كشور ما، مانند كشورهاي مسلمان مي بود كه زنانش باعفاف و طهارت، در نهايت آسايش زندگي مي كردند».4
چرا برخي مي كوشند راه به بن بست رسيده ديگران را تجربه كنند؟ آيا بهتر نيست به جاي خيره شدن به سوسوي فريبنده كرم هاي شب تاب، سري هم به خورشيدي بزنيم كه در پس ابرهاي تيره غفلتمان پنهان كرده ايم؟!
در پايان، جا دارد فرمايش حضرت امام خميني رحمه الله را مطرح كنيم كه در پاسخ به پرسش خانم اليزابت تارگود، خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين فرمود: «تجربه كنوني فعّاليت هاي ضدّ رژيم شاه، نشان داده است كه زنان، بيش از پيش، آزادي خود را در پوششي كه اسلام مي گويد، يافته اند».5
پيش از پاسخ اصلي بايد گفت زندانيان چادر عنوان كتابي است كه خانمي ايراني در انگلستان نوشته و منتشر كرده است. چنان كه از عنوان كتاب پيداست، اين خانم چادر را ضدّ آزادي زن تلقّي كرده است.1
البتّه در داخل كشور هم كساني هستند كه متأسّفانه هنوز چادر را ضدّ آزادي زن دانسته و با چنين تصوّري در مورد آن قلم مي زنند. از جمله، نويسنده مقاله «مسئله زن و روشنفكران طي تحوّلات دهه هاي اخير»، از چادر زنان ايراني، به قيد و بند تعبير كرده و آن را به سنت لغو شده پيچيدن و بستن پاي زنان در چين تشبيه مي كند.2
1. در اسلام هيچ اجباري به اينكه زن، حتماً بايد چادر بپوشد وجود ندارد. همان طور كه گذشت، هر چند چادر برترين و عالي ترين نوع حجاب است، ولي هر پوششي كه حجاب اسلامي را براي زن تأمين كند، كافي است.
2. آزادي، واژه اي مقدّس است كه مفهوم ظاهري قشنگ و فريبنده اي دارد. اين واژه، مصداق هاي گوناگوني دارد كه همه آنها نزد عقل، پسنديده نيست. كساني كه به دليل آزادي زدايي از چادر انتقاد مي كنند، بايد مشخّص سازند كه چادر، چه نوع و كدام مصداق آزادي را از زن مي گيرد. اگر منظور از آزادي زن، هرزگي جنسي و بي بند و باري غريزي است، عقل آن را نمي پسندد و البتّه، چادر اين آزادي را محدود مي كند. اساسا وظيفه و كاركرد چادر همين است، ولي اگر مقصود، آزادي در مقاومت و موضع گيري در برابر خواسته ها و گرايش هاي نابه جا و نامشروع شهواني بعضي مردان هرزه و حفظ آزادگي زن است، اين امري بسيار معقول است. در اين صورت، چادر نه تنها اين نوع آزادي را محدود نمي سازد كه نقش والايي در تحقق آن برعهده دارد. اگر منظور از اسارت زن در چادر، اين باشد كه پوشيدن چادر، براي زن دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... او مي گردد، پيش تر به تفصيل درباره آن بحث كرده و پاسخ گفتيم.
3. سلب آزادي، هميشه محدوديت نيست، بلكه گاه مصونيّت است و مصونيّت امري پسنديده به شمار مي آيد. كسي كه مقابل پنجره خانه اش توري مي زند. خود را محدود نساخته، بلكه به خود، از خطر نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها مصونيّت بخشيده است. به طور كلّي، اگر محدوديت عادلانه و عاقلانه باشد، آزادي از آن محدوديّت مطلوب و معقول، نه تنها زيبا نيست كه كاري زشت و نامعقول است. زني كه پرده چادر را بر تمام زيبايي هاي خويش مي افكند، در حقيقت، نگاه هاي هرزه و شهوت بار و مزاحم برخي مردان بيگانه را محدود ساخته، نه آنكه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشد. اين محدوديّت، عاقلانه است؛ زيرا مصونيّت زن را در پي خواهد داشت.
4. چادر براي زن اسارت نمي آورد، بلكه به او ابهّت مي بخشد. زني كه بر اساس ايمان و عقيده محكم، چادر بر سر كند، احساس كرامت مي كند، نه احساس حقارت و احساس حقارت كردن اسيري است.
اسارت اين است كه زن ببيند نظرگاه شهوت گرديده و تصويرش به جاي نقش بستن بر قلب همسر و فرزندان، ابزار تبليغاتي براي فروش انواع كالاهاي مصرفي شده است. آري، زن چادري اسير نيست، بلكه اسير واقعي، آن زني است كه براي كسب شخصيّت، اثبات برابري با مرد و كسب منزلت اجتماعي، مجبور باشد هر روز و در هر گام، گلبرگ هاي پر طراوت غنچه وجود خويش را در برابر هزاران چشم هرزه و آلوده از يكديگر گشوده و تسليم تند باد هوس هاي پستشان كند.
5. كمي دقّت كنيم. به راستي چه كساني سنگ آزادي زن را بيشتر از همه به سينه مي زنند. خود زنان يا برخي مردان؟ برخي مردان، از آزادي زن يا به معناي دقيق تر، بي حجابي و بي بند و باري او چه بهره اي مي برند كه اين گونه از آن حمايت مي كنند؟ خلاصه آنكه، آيا برداشتن چادر و به دنبال آن، ديگر پوشش هاي زن، آزادي زن است يا در حقيقت، آزادي مرد؟ اين مطلب، به ويژه براي خانم ها جاي تأمّل و دقّت دارد.
نيم نگاهي به جهان آزاد، ولي خالي از عفاف و حجاب غرب بيفكنيم و خوب بنگريم كه آيا برداشتن پوشش زن، زنجيرهاي اسارت را از دست و پاي او برداشته يا موانع موجود بر سر راه نگاه و بهره كشي آزاد مرد را كنار زده است؟ به راستي اين آزادي، جز ناامني، بي هويّتي و بحران روحي و جسمي، چيز ديگري براي زن غربي به ارمغان آورده است؟ در غير اين صورت، چرا فرياد او بر ضد آزادي بلند است؟ چرا مادام رولان فرانسوي، در پاي گيوتين از آزادي شكايت مي كند3 و چه چيز زن غربي را به تنگ آورده تا عفاف همراه با آرامش زنان مسلمان را آرزو كند؟ به گوشه اي از گفته هاي بانو اني رود، نويسنده انگليسي، توجّه كنيد كه آرزو مي كند: «اي كاش كشور ما، مانند كشورهاي مسلمان مي بود كه زنانش باعفاف و طهارت، در نهايت آسايش زندگي مي كردند».4
چرا برخي مي كوشند راه به بن بست رسيده ديگران را تجربه كنند؟ آيا بهتر نيست به جاي خيره شدن به سوسوي فريبنده كرم هاي شب تاب، سري هم به خورشيدي بزنيم كه در پس ابرهاي تيره غفلتمان پنهان كرده ايم؟!
در پايان، جا دارد فرمايش حضرت امام خميني رحمه الله را مطرح كنيم كه در پاسخ به پرسش خانم اليزابت تارگود، خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين فرمود: «تجربه كنوني فعّاليت هاي ضدّ رژيم شاه، نشان داده است كه زنان، بيش از پيش، آزادي خود را در پوششي كه اسلام مي گويد، يافته اند».5
پی نوشت ها:
موضوع:
شبهات عرصه عفاف و حجاب
|
برچسبها:
چادر






