بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

آيا چادر منشأ ديني دارد؟

در شماره 1627 روزنامه ايران، به تاريخ 2 مهر ماه 1379 آمده است: «چادر به احتمال خيلي زياد از زمان قاجاريّه در ايران جا افتاده است و هيچ ارتباطي به دين و مذهب ندارد».1
اين شبهه، يكي از دست آويزهاي دشمنان اسلام در اجراي سياست گام به گام كشف حجاب است. مستر همفر، جاسوس انگليسي كه سال هاي زيادي از سوي انگلستان در كشورهاي اسلامي براي محو اسلام جاسوسي كرده، در كتاب خاطرات خويش، قسمتي از دستورالعمل اين استعمار پير را چنين نقل مي كند:
در مسئله بي حجابي زنان، بايد كوششِ فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها كردن چادر مشتاق شوند. بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت كنيم كه پوشيدگي زن، از دوران بني عباس متداول شده و مطلقاً سنّت اسلام نيست.
2
پاسخ
1. پوشش چادر نه از زمان قاجاريه، كه از زمان ها پيش از اسلام و حتّي در دوره ساسانيان، يكي از پوشش هاي زنان ايران به شمار مي آمده است.
3
اين پيشينه، نه تنها دليلي بر غيرديني بودن چادر نخواهد بود كه ثابت مي كند سنّتي است كه در فطرت و ساختار وجودي انسان ريشه دارد. اسلام نيز ديني است هماهنگ با فطرت و اين خود دليلي است بر اسلامي بودن پوشش چادر.
2. در فصل سوم، به تفصيل گذشت كه خداوند در آيه 59 سوره احزاب دستور «إدناء جلابيب ؛ پوشيدن پوشش گسترده» را براي زنان رسول اكرم صلي الله عليه و آله، دختران آن حضرت و تمامي زنان با ايمان صادر فرمود. همچنين، ويژگي هايي كه لغت شناسان و مفسّران بزرگ شيعه و عامّه براي كلمه جلباب آورده اند نيز نمايانگر اين مطلب است كه اندازه، كيفيّت، كاركرد و رنگ اين پوشش، نزديكي زيادي با چادر امروزي زنان ايران دارد. بسياري از مفسّران، عبارت «يدنين عليهن» در اين آيه شريف را به پوشيدن و جمع و جور كردنِ «جلباب» تفسير كرده اند. از اين گذشته، در آيه 60 سوره نور كه خداوند تعالي به زنان پيري كه اميد ازدواج ندارند، رخصت داده و فرموده است: «فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ...».
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه مُراد از «ثيابهنّ» در اين آيه، جلباب (چادر) است.
4 بسياري از مفسّران والامقام شيعه نيز از جمله شيخ طوسي، فاضل مقداد، طبرسي و محقق اردبيلي، منظور از ثياب را در اين آيه، چادر و مانند آن مي دانند.5 نويسنده كتاب حجاب در اسلام، پس از بيان ديدگاه اين مفسران مي نويسد: «باقي مفسّرين اماميّه، جز اندكي از ايشان، همگي ثياب را به چادر تفسير كرده اند».6
بر اين اساس، ترجمه اين آيه به صورت زير است: «بر آنان عيبي نيست كه چادر خويش را در نزد نامحرمان از سر برگيرند».
اگر پوشش چادر ريشه ديني نداشته و دستور اسلام نبود، ديگر جايي براي استثناي چادر زنان پير و سالخورده وجود نداشت. ازاين رو، اين استثنا نشان مي دهد كه دستور پوشش چادر، دستوري كلّي براي زنان با ايمان بوده است، ولي بر طايفه مذكور باكي نيست اگر بدون تبرّج و خود آرايي، چادر از سر بردارند. البتّه در ادامه همين آيه آمده است: «وَ إنْ يستعفِفْنَ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُنَّ؛ اگر باز هم عفّت و تقوا پيشه گزينند، و حتي زنان سالخورده نيز چادر خود را بر ندارند، بر آنان بهتر است».
بنابراين، بي اساس بودن ادّعاي اين منتقدان، مبني بر اسلامي نبودن چادر، بسيار روشن است. از سويي ديگر، بر اساس ديدگاه تاريخ نگاران، ارتباط ايرانيان با عرب ها در زمان خليفه دوم و به سال شانزدهم هجري اتفاق افتاد.
7
حال آنكه وفات حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله در سال يازدهم هجري قمري ثبت شده است. پس به يقين، نزول اين آيات، پيش از ارتباط ايران با عرب ها بوده است. ازاين رو، نمي توان گفت ايرانيان، عادت چادر پوشيدن را وارد اسلام كرده اند؛ زيرا اين دستور، پيش از ارتباط ايرانيان با عرب ها در اسلام وجود داشته است.
همچنين شأن نزول اين آيه، سياق آيه و ضمير در كلمه «جلابيبهنّ»، نشان مي دهد پوشش جلباب پيش از نزول اين آيات نيز در ميان زنان عرب مرسوم بوده، ولي چگونگي پوشش آن با آنچه اسلام دستور مي دهد، تفاوت داشته است.
با توجّه به همه اين مطالب، اگر هم بپذيريم كه «چادر از زمان قاجاريّه در ايران جا افتاده است»، در اين صورت، زنان ايران بايد بسيار متأسف باشند كه چرا اين قدر دير و با اين همه تأخير متوجّه بهترين الگوي حجاب زن مسلمان (چادر) گرديده اند!
پی نوشت ها:

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532