-
چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲
-
از اينكه خداوند تعالي در اين آيه مبارك، به زنان دستور مي دهد جلباب هاي خويش را به خود نزديك سازند، معلوم مي شود كه اين نوع پوشش، پيش تر هم در ميان زنان عرب مرسوم بوده و زنان، سابقه ذهني اي از جلباب داشته اند، ولي كيفيّت پوشش آن، با آنچه اسلام مي فرمايد متفاوت بوده است.
زنان عرب پيش از نزول اين آيه، جلباب مي پوشيده اند، ولي به تعبير صاحب كتاب الفرقان في تفسير القرآن1 «غير مدنات عليهنّ» بوده است، يعني آن را جمع و جور و به خود نزديك نمي كردند و به حال خود، رها مي گذاشتند. در اصل، در آن زمان پوشيدن جلباب، جنبه تشريفاتي داشته است؛ چنان كه اكنون هم بعضي زنان چادري، با وجود اينكه چادر بر سر دارند، ولي آن را رها مي كنند و ازاين رو، چادر اين بانوان، كاركرد و كارآيي لازم را ندارد. خداوند تعالي، كيفيّت پوششي جلباب را تصحيح كرده و مي فرمايد زنان آن را به خود نزديك سازند: «يُدنينَ عَليْهِنّ مِن جلابيبهنّ».
در تفسير نمونه آمده است: «مراد از يدنين اين است كه زنان، جلباب را به بدن خويش نزديك سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اينكه آن را آزاد بگذارند، به طوري كه گاه و بيگاه كنار رود و بدن آشكار گردد. به تعبير ساده خودمان، لباس خود را جمع و جور كنند».2
يُدنين از مصدر إدناء، به معناي نزديك كردن است و در مقابل دور كردن قرار دارد. دور كردن لباس از خود؛ يعني كندن و بيرون آوردن آن و در مقابل، نزديك كردنِ لباس به خود، به معناي پوشيدن آن است. در تفسير الميزان3 نيز نزديك كردن جلباب، به معناي پوشيدن آمده است و اينكه چرا خداوند تعالي لفظ «نزديك كردن» را به جاي پوشيدن به كار برده، خود جاي تأمّل و دقّت دارد.
نويسنده كتاب حريم عفاف، مطلب جالب توجّهي در اين مورد نوشته است: «شايد به علّت اين باشد كه همان گونه كه دور كردن لباس، همراه با نوعي تنفّر است، وقتي انسان در هنگام خستگي با حالتي انزجارآميز لباسش را مي كند، مي گويند لباسش را دور افكند، با توجّه به معناي مقابله، نزديك كردن لباس همراه با يك نوع پيوند معنوي مي باشد؛ يعني جلباب را با علاقه پوشيد. ازاين رو، همراه با نوعي محافظت و دقّت پوشيده خواهد شد، نه مانند كسي كه از سر مجبوري لباسي را به تن مي كند».4
نكته ديگر اينكه در آيه شريف، «يُدنين عَلَيهنَّ...» آمده است. آلوسي بغدادي در تفسير روح المعاني مي نويسد: «الظاهر أنّ المراد بعليهنّ، علي جميع اجسادهنّ»5 ظاهر اين است كه مراد از عليهنّ، [پوشانيدن جلباب] بر همه بدن است. معناي لغوي جلباب و كلمات مفسّران درباره آن نيز بيشتر بر گستردگي و فراگير بودن جلباب دلالت داشت كه همين معنا را مي رساند. در تفسير كاشف مي خوانيم:
يدنين عليهن من جلابيبهنّ عام است، شامل پوشش و حجاب همه اجزاي بدن مي گردد... و مؤيّد اين شمول، قول خداوند سبحان است كه فرمود: ذلك أدني أن يعرفن و همانا صورت و دو دست از مچ به پايين به خاطر فرموده خداوند تعالي لايبدين زينتهنّ إلاّ ماظهر منها، از عموم، خارج مي گردد.6
البتّه، بيشتر مفسّران، از جمله: آلوسي بغدادي،7 بيضاوي،8 زمخشري،9 و محمّد جنابذي،10 هدف از عبارت مذكور را پوشانيدن چهره دانسته اند.
استاد شهيد مرتضي مطّهري رحمه الله در اين باره مي نويسد:
مفسّران قبول دارند كه مفهوم اصلي يدنين، پوشانيدن نيست، امّا چون غالباً پنداشته اند كه اين دستور براي باز شناخته شدن زنان آزاد از كنيزان بوده است، چنين تعبير كرده اند.11
البتّه چنان كه در بحث كاربرد جلباب نيز به تفصيل به آن خواهيم پرداخت، اين شأن نزول نمي تواند صحيح باشد. چطور ممكن است قرآن كريم به اذيّت نشدن زنان آزاد توجه كند و به آنان بگويد هنگام خروج از خانه جلباب بپوشند تا با كنيزكان اشتباه گرفته نشوند و مورد اذيّت و آزار قرار نگيرند، ولي به امنيّت كنيزكان مسلمان توجّهي نداشته باشد؟!
عجيب اينكه مفسّراني كه يدنين عليهن را به پوشانيدن چهره معنا كرده اند، گاه همان هايي هستند كه در تفسير سوره نور، با كمالِ صراحت، پوشانيدن چهره و دو دست را امر حرجي و غيرلازم دانسته اند.
زمخشري در كشّاف، ذيل آيه 31 سوره نور مي گويد: «اگر بگويي چرا در زينت ظاهره (مثل خضاب، انگشتر و سرمه) مسامحه شده؟ مي گويم: زيرا پوشانيدن اينها حرج است. زن چاره اي ندارد از اينكه با دو دستش اشيا را بردارد يا بگيرد و چهره اش را بگشايد».12
افزون بر اين، با نقل كلمات مفسّران و لغت شناسان در همين فصل و همچنين فصل مفهوم شناسي، روشن شده كه كيفيت پوشش جلباب، چنان نيست كه برخي مفسّران مذكور تصوّر كرده اند.
خلاصه آنكه، منظور از نزديك كردن جلباب، جمع و جور كردن آن است، به صورتي كه به حال خود رها نماند و همه بدن زن را بپوشاند. البته اين جمع و جور كردن، نبايد به اندازه اي باشد كه جلباب به بدن زن بچسبد و هندسه اندامش را نمايان سازد. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرموده است: «لَايَنْبَغي للمرأَةِ أَن تجمَر ثوبَها إذا خَرَجَتْ مِنْ بيتها؛ سزاوار نيست براي زن كه هنگام بيرون رفتن از خانه، لباس خود را جمع و فشرده كند».13
آيه مورد بحث، حكمت پوشيدن جلباب را، شناخته شدن زنان به عفاف و حيا و در نتيجه، حفظ امنيّت و آرامش آنان در خارج از منزل ذكر مي كند: «ذَلك أدني اَن يعرفن فلا يُوذين». ازاين رو، كيفيّت پوشيدن آن نيز بايد در راستاي تحقق همين هدف باشد.
به طور كلّي، مي توان نتيجه گرفت كه زن بايد جلباب (چادر) خويش را چنان بپوشد كه آثار پاكدامني در وجودش هويدا گشته، چنان ابهت و متانتي بيابد كه چشم ناپاك دلان را از طمع در كالاي وجود خويش نا اميد سازد، تا از آزار و اذيتشان در امان بماند.
البتّه كيفيت هاي خاصّي نيز در بعضي تفسيرها براي بر سر كردن جلباب ذكر گرديده است. محمّد بن سيرين مي گويد: «از عبيده سلماني در مورد آيه (يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ) پرسيدم. او ملحفه اي را كه بر پشتش بود برداشت، بر سر كرد و تمام سرش را با آن پوشانيد تا اينكه ملحفه به ابروهايش رسيد. صورتش را نيز پوشانيد و تنها چشم سمت چپش را از طرف چپ صورت، بيرون گذاشت».14
اين كيفيّت پوشش جلباب، بسيار شبيه به چيزي است كه بانوان عفيف ايراني در مورد پوشيدن چادر رعايت مي كنند. البتّه، چون پوشش صورت در اسلام بر زن واجب نيست، اين شيوه پوشيدنِ جلباب نيز نمي تواند واجب باشد، ولي از آنجا كه پوشش بيشتر، مورد توصيه اسلام بوده و به نفع زنان است، پسنديده شمرده مي شود.
زنان عرب پيش از نزول اين آيه، جلباب مي پوشيده اند، ولي به تعبير صاحب كتاب الفرقان في تفسير القرآن1 «غير مدنات عليهنّ» بوده است، يعني آن را جمع و جور و به خود نزديك نمي كردند و به حال خود، رها مي گذاشتند. در اصل، در آن زمان پوشيدن جلباب، جنبه تشريفاتي داشته است؛ چنان كه اكنون هم بعضي زنان چادري، با وجود اينكه چادر بر سر دارند، ولي آن را رها مي كنند و ازاين رو، چادر اين بانوان، كاركرد و كارآيي لازم را ندارد. خداوند تعالي، كيفيّت پوششي جلباب را تصحيح كرده و مي فرمايد زنان آن را به خود نزديك سازند: «يُدنينَ عَليْهِنّ مِن جلابيبهنّ».
در تفسير نمونه آمده است: «مراد از يدنين اين است كه زنان، جلباب را به بدن خويش نزديك سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اينكه آن را آزاد بگذارند، به طوري كه گاه و بيگاه كنار رود و بدن آشكار گردد. به تعبير ساده خودمان، لباس خود را جمع و جور كنند».2
يُدنين از مصدر إدناء، به معناي نزديك كردن است و در مقابل دور كردن قرار دارد. دور كردن لباس از خود؛ يعني كندن و بيرون آوردن آن و در مقابل، نزديك كردنِ لباس به خود، به معناي پوشيدن آن است. در تفسير الميزان3 نيز نزديك كردن جلباب، به معناي پوشيدن آمده است و اينكه چرا خداوند تعالي لفظ «نزديك كردن» را به جاي پوشيدن به كار برده، خود جاي تأمّل و دقّت دارد.
نويسنده كتاب حريم عفاف، مطلب جالب توجّهي در اين مورد نوشته است: «شايد به علّت اين باشد كه همان گونه كه دور كردن لباس، همراه با نوعي تنفّر است، وقتي انسان در هنگام خستگي با حالتي انزجارآميز لباسش را مي كند، مي گويند لباسش را دور افكند، با توجّه به معناي مقابله، نزديك كردن لباس همراه با يك نوع پيوند معنوي مي باشد؛ يعني جلباب را با علاقه پوشيد. ازاين رو، همراه با نوعي محافظت و دقّت پوشيده خواهد شد، نه مانند كسي كه از سر مجبوري لباسي را به تن مي كند».4
نكته ديگر اينكه در آيه شريف، «يُدنين عَلَيهنَّ...» آمده است. آلوسي بغدادي در تفسير روح المعاني مي نويسد: «الظاهر أنّ المراد بعليهنّ، علي جميع اجسادهنّ»5 ظاهر اين است كه مراد از عليهنّ، [پوشانيدن جلباب] بر همه بدن است. معناي لغوي جلباب و كلمات مفسّران درباره آن نيز بيشتر بر گستردگي و فراگير بودن جلباب دلالت داشت كه همين معنا را مي رساند. در تفسير كاشف مي خوانيم:
يدنين عليهن من جلابيبهنّ عام است، شامل پوشش و حجاب همه اجزاي بدن مي گردد... و مؤيّد اين شمول، قول خداوند سبحان است كه فرمود: ذلك أدني أن يعرفن و همانا صورت و دو دست از مچ به پايين به خاطر فرموده خداوند تعالي لايبدين زينتهنّ إلاّ ماظهر منها، از عموم، خارج مي گردد.6
البتّه، بيشتر مفسّران، از جمله: آلوسي بغدادي،7 بيضاوي،8 زمخشري،9 و محمّد جنابذي،10 هدف از عبارت مذكور را پوشانيدن چهره دانسته اند.
استاد شهيد مرتضي مطّهري رحمه الله در اين باره مي نويسد:
مفسّران قبول دارند كه مفهوم اصلي يدنين، پوشانيدن نيست، امّا چون غالباً پنداشته اند كه اين دستور براي باز شناخته شدن زنان آزاد از كنيزان بوده است، چنين تعبير كرده اند.11
البتّه چنان كه در بحث كاربرد جلباب نيز به تفصيل به آن خواهيم پرداخت، اين شأن نزول نمي تواند صحيح باشد. چطور ممكن است قرآن كريم به اذيّت نشدن زنان آزاد توجه كند و به آنان بگويد هنگام خروج از خانه جلباب بپوشند تا با كنيزكان اشتباه گرفته نشوند و مورد اذيّت و آزار قرار نگيرند، ولي به امنيّت كنيزكان مسلمان توجّهي نداشته باشد؟!
عجيب اينكه مفسّراني كه يدنين عليهن را به پوشانيدن چهره معنا كرده اند، گاه همان هايي هستند كه در تفسير سوره نور، با كمالِ صراحت، پوشانيدن چهره و دو دست را امر حرجي و غيرلازم دانسته اند.
زمخشري در كشّاف، ذيل آيه 31 سوره نور مي گويد: «اگر بگويي چرا در زينت ظاهره (مثل خضاب، انگشتر و سرمه) مسامحه شده؟ مي گويم: زيرا پوشانيدن اينها حرج است. زن چاره اي ندارد از اينكه با دو دستش اشيا را بردارد يا بگيرد و چهره اش را بگشايد».12
افزون بر اين، با نقل كلمات مفسّران و لغت شناسان در همين فصل و همچنين فصل مفهوم شناسي، روشن شده كه كيفيت پوشش جلباب، چنان نيست كه برخي مفسّران مذكور تصوّر كرده اند.
خلاصه آنكه، منظور از نزديك كردن جلباب، جمع و جور كردن آن است، به صورتي كه به حال خود رها نماند و همه بدن زن را بپوشاند. البته اين جمع و جور كردن، نبايد به اندازه اي باشد كه جلباب به بدن زن بچسبد و هندسه اندامش را نمايان سازد. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرموده است: «لَايَنْبَغي للمرأَةِ أَن تجمَر ثوبَها إذا خَرَجَتْ مِنْ بيتها؛ سزاوار نيست براي زن كه هنگام بيرون رفتن از خانه، لباس خود را جمع و فشرده كند».13
آيه مورد بحث، حكمت پوشيدن جلباب را، شناخته شدن زنان به عفاف و حيا و در نتيجه، حفظ امنيّت و آرامش آنان در خارج از منزل ذكر مي كند: «ذَلك أدني اَن يعرفن فلا يُوذين». ازاين رو، كيفيّت پوشيدن آن نيز بايد در راستاي تحقق همين هدف باشد.
به طور كلّي، مي توان نتيجه گرفت كه زن بايد جلباب (چادر) خويش را چنان بپوشد كه آثار پاكدامني در وجودش هويدا گشته، چنان ابهت و متانتي بيابد كه چشم ناپاك دلان را از طمع در كالاي وجود خويش نا اميد سازد، تا از آزار و اذيتشان در امان بماند.
البتّه كيفيت هاي خاصّي نيز در بعضي تفسيرها براي بر سر كردن جلباب ذكر گرديده است. محمّد بن سيرين مي گويد: «از عبيده سلماني در مورد آيه (يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ) پرسيدم. او ملحفه اي را كه بر پشتش بود برداشت، بر سر كرد و تمام سرش را با آن پوشانيد تا اينكه ملحفه به ابروهايش رسيد. صورتش را نيز پوشانيد و تنها چشم سمت چپش را از طرف چپ صورت، بيرون گذاشت».14
اين كيفيّت پوشش جلباب، بسيار شبيه به چيزي است كه بانوان عفيف ايراني در مورد پوشيدن چادر رعايت مي كنند. البتّه، چون پوشش صورت در اسلام بر زن واجب نيست، اين شيوه پوشيدنِ جلباب نيز نمي تواند واجب باشد، ولي از آنجا كه پوشش بيشتر، مورد توصيه اسلام بوده و به نفع زنان است، پسنديده شمرده مي شود.
پی نوشت ها:
منبع:کتاب چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث
موضوع:
حجاب در احادیث و روایات
|
برچسبها:
چادر






