-
دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
-
شايسته است براي دست يابي به اندازه اين پوشش، پيش از همه، به توضيحات تفسيرهاي مهم شيعه و عامّه در مورد آيه مورد بحث مراجعه كنيم.
علاّمه طباطبايي رحمه الله1 و شيخ محمّد جواد مغنيه رحمه الله2 ابتدا جلباب را جامه گسترده اي كه تمام بدن زن، از سر تا قدم را مي پوشاند دانسته اند و آن گاه، به ديدگاه ديگري اشاره كرده اند كه مي گويد: جلباب، همان خمار يا روسري مخصوصي است كه سر و صورت زن را مي پوشاند.
حاج سلطان محمّد جنابذي نيز در بيان السّعادة في مقامات العبادة در مورد جلباب مي نويسد: «جلباب براي زنان، لباس گسترده اي است كه آن را بر بالاي لباس ها مي پوشند و از ملحفه كوتاه تر است يا اينكه همان ملحفه است.»3 قرطبي پس از اشاره به بعضي گفته ها درباره اين واژه، با اشاره به ديدگاه صحيح مي گويد: «صحيح اين است كه جلباب، لباسي است كه تمام بدن را مي پوشاند.»4 زمخشري نيز در كشّاف مي نويسد: «جلباب، جامه فراگيري است گسترده تر از مقنعه و كوتاه تر از رداء.»5 تفسيرهاي الجامع لِأحكام القرآن6 و روح المعاني7 نيز در كنار نظر خويش، اين گفته را نقل كرده اند. در تفسير تبيان از شيخ طوسي رحمه اللهمي خوانيم: «جلابيب، جمع جلباب است و آن مقنعه زن و سرپوشي است كه پيشاني و سر او را هنگام خروج از منزل مي پوشاند.»8 روح المعاني9 نيز همين معنا را از ابن جبير نقل كرده است.
آيا «جلباب» همان «خمار» است؟
همان گونه كه گذشت، كتاب هاي تفسير نيز همانند كتاب هاي لغت، تصوير دقيق و مشتركي از اندازه جلباب ارائه نداده اند، ولي با توجّه به آنچه ذكر شد، در مجموع مي توان گفت در مورد اندازه اين پوشش، سه ديدگاه قابل اشاره است:
ديدگاه اول: جلباب، همان خِمار (مقنعه) است، با همان اندازه.
ديدگاه دوم: جلباب، پوششي است كه از خِمار بزرگ تر، ولي از ملحفه و رداء ـ كه تمام بدن را مي پوشاند ـ كوتاه تر بوده است. بر اين اساس، مي توان گفت قدّ اين پوشش تقريباً تا زانوها مي رسيده است.
ديدگاه سوم: جلباب، پوششي گسترده و فراگير است كه بر بالاي لباس ها پوشيده مي شده و از سر تا پاي زن را مي پوشانيده است.
شواهدي وجود دارد كه درستي ديدگاه اول و دوم را مخدوش ساخته و درستي ديدگاه سوم را اثبات مي كند.
شاهد اول: در آيه 60 سوره نور، خداوند تعالي براي زنان سالخورده كه ديگر اميدي به ازدواج آنان نمي رود، رخصتي قائل شده، مي فرمايد: «فليس عَلَيْهِنَّ جُناح اَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ؛ گناهي بر آنان نيست كه پوشش خود را كنار نهند.» در مورد اينكه منظور از «ثياب» در اين آيه چيست، بين مفسّران اختلاف نظر وجود دارد. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه پس از قرائت اين قسمت از آيه، ثياب را به خِمار و جلباب تفسير كرده و فرمود: «الخمار و الجلباب.»10 در اينجا آن حضرت كلمه جلباب را به خمار عطف كرده است. اگر اين دو واژه يك معنا داشت، ديگر لازم نبود كه حضرت اين دو را با «واو» عاطفه به هم عطف كند، بلكه مي توانست يكي از آنها را نام برده يا بفرمايد: «الخمار أو الجلباب». ازاين رو، جلباب نمي تواند همان خمار باشد؛ زيرا اين امر برخلاف ظاهر عطف است. ظاهر عطف، بر مغايرت دلالت دارد و اين شاهد، برخلاف ديدگاه اول مي باشد.
شاهد دوم: شاهد ديگر، نحوه پوشش حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام خروج از منزل به قصد رفتن به مسجد براي دفاع از ارثيه فدك است. عبداللّه بن حسن از پدران گرامي اش عليهم السلام روايت كرده كه:
وقتي كه ابوبكر و عمر، حضرت فاطمه عليهاالسلام را از «فدك» منع كردند، ايشان مقنعه را محكم به سربسته و خود را در جامه اي فراگير پيچيد، در جمع زنان بني هاشم، در حالي كه هنگام راه رفتن، دنباله و دامنِ جلبابشان به دليل بلندي، زير پايشان قرار مي گرفت، باابهّت، آزرم و متانت شگرفي قدم برمي داشته و براي همگان، راه رفتن ايشان، گام زدن رسول اللّه صلي الله عليه و آله را به ياد مي آورد تا اينكه به نزد ابوبكر آمدند.11
از اين جريان تاريخي درمي يابيم كه حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام خروج از منزل، دو پوشش مستقلّ قرآني داشته است؛ يكي خمار (مقنعه) كه آن را به سر بسته و محكم مي كرد (لاََثَتْ خِمارَها علي رَأْسِها) و ديگري جلباب (چادر) كه بر روي همه لباس ها پوشيده بود: «واشتَمَلَتْ بِجَلبابِها» بنابراين، عقيده طرفداران ديدگاه اول باز هم مخدوش مي گردد.
افزون بر اين، عبارت «تطاء ذيولها» درستي ديدگاه سوم را تأييد مي كند. تطاء، از ريشه وطي، به معناي چيزي را لگد كردن است و ذيول نيز جمع ذيل است كه در كتاب هاي لغت، به دنباله و پايان معنا مي گردد. ذيل الثوب نيز به معناي دامن لباس بلند است كه بر زمين كشيده مي شود.12
آنچه سياق و ظاهر كلامِ عبداللّه بن حسن بر آن دلالت دارد، اين است كه ضمير «ها» در ذيولها، به جلباب بر مي گردد. در نتيجه، جلبابي كه حضرت عليهاالسلاممي پوشيد، آن قدر بلند بوده كه هنگام راه رفتن، گوشه ها و دامن آن در زير پاي ايشان قرار مي گرفته است. به عبارت ديگر، چادر ايشان، تمام وجود مباركشان، از سر تا قدم ها را دربرمي گرفته و ديدگاه سوم در مورد اندازه جلباب نيز همين معنا را مي رساند. از عبارت «و اشتملت بجلبابها» نيز فراگير بودن جلباب استفاده مي شود كه با ديدگاه اول و دوم سازگار نيست.
شاهد سوم: سخن ابن عباس در مورد مفهوم جلباب هم مؤيّد ديدگاه سوم است. در تفسيرهاي كشّاف13 و روح المعاني14 از ايشان نقل است كه درباره معناي جلباب گفته است:
«الرّداء الذّي يستر مِن فوق إلي أسفل؛ جلباب، پوشش فراگيري است كه از بالا تا پايين بدن را مي پوشاند».
اين همان چيزي است كه بسياري از مفسّران والا مقام و لغت شناسان بزرگ در مورد واژه جلباب بيان كرده اند و البتّه برخلاف ديدگاه اول و دوم است.
شاهد چهارم: كلامِ مرحوم مجلسي رحمه الله ذيل اين حديث از امام علي عليه السلام است كه: «مَنْ اَحَبَّنا أهلَ الْبَيتِ فَلْيُعِدْ لِلْفَقرِ جَلبابا؛ هر كس ما اهل بيت را دوست دارد، پس بايد براي فقر خويش جلبابي آماده سازد».15
بي ترديد، مُراد حضرت از واژه جلباب در اين حديث، معناي لغوي آن (پوشش اصطلاحي بانوان) نيست، بلكه حضرت در كلام خويش، از صنعت ادبي استعاره سود جسته و از صبر به جلباب تعبير كرده است؛ زيرا صبر، پوششي است كه فقر را به طور كامل پنهان مي دارد، همان گونه كه جلباب بدن را. مرحوم مجلسي رحمه الله پس از ذكر اين حديث و بيانِ مطلبِ بالا مي فرمايد: «گفته شده دليل اين تعبير، اشتمال و فراگير بودن جلباب است».16
بر اساس آنچه از مجموعه هاي لغوي در فصل اول ذكر شد، مشخّص مي شود كه واژه جلباب، خود مفهوم فراگيري را در بر دارد، به گونه اي كه بسياري از لغت شناسان، آن را لباسي شامل و فراگير معرّفي كرده اند.
از مجموعه آنچه گذشت مي توان دريافت كه درستي دو ديدگاه اول كه جلباب را پوششي ناكامل و شامل، همچون مقنعه يا چيزي بلندتر از آن مي دانند، مردود است. بر اين اساس، جلباب لباسي است فراگير كه بلندي آن به اندازه اي است كه وقتي بر پيشاني محكم مي گردد، سرتاسر بدن زن را مي پوشاند.
نكته ديگر اينكه در اسلام، بلند بودن جامه به حدّي كه به زمين كشيده مي شود، براي مردان مكروه و ناپسند است، ولي براي زنان پسنديده شمرده مي شود.17 روايت شده كه امام صادق عليه السلام به مردي كه لباسش بلند بوده و به زمين كشيده مي شد فرمود: «من، شبيه شدن به زنان را مكروه مي شمارم».18
اين كلام حضرت عليه السلام دلالت مي كند بر اينكه ايشان، بر زمين كشيده شدن جامه را ويژه زنان مي دانسته است و تفاوت ياد شده به اين علّت است كه لباس زن هر چه بلندتر باشد، مي تواند پوشش كامل تري براي او به شمار آيد.
گستردگي و فراخي اين پوشش نيز بايد به اندازه اي باشد كه در عين پوشانيدن اندام و لباس هاي زيرين زن كه به طور طبيعي زينت شده و در نتيجه محرّك و مهيّج هستند، به بدن او نچسبيده و هندسه اندامش را نيز از چشم نامحرمان بپوشاند.
علاّمه طباطبايي رحمه الله1 و شيخ محمّد جواد مغنيه رحمه الله2 ابتدا جلباب را جامه گسترده اي كه تمام بدن زن، از سر تا قدم را مي پوشاند دانسته اند و آن گاه، به ديدگاه ديگري اشاره كرده اند كه مي گويد: جلباب، همان خمار يا روسري مخصوصي است كه سر و صورت زن را مي پوشاند.
حاج سلطان محمّد جنابذي نيز در بيان السّعادة في مقامات العبادة در مورد جلباب مي نويسد: «جلباب براي زنان، لباس گسترده اي است كه آن را بر بالاي لباس ها مي پوشند و از ملحفه كوتاه تر است يا اينكه همان ملحفه است.»3 قرطبي پس از اشاره به بعضي گفته ها درباره اين واژه، با اشاره به ديدگاه صحيح مي گويد: «صحيح اين است كه جلباب، لباسي است كه تمام بدن را مي پوشاند.»4 زمخشري نيز در كشّاف مي نويسد: «جلباب، جامه فراگيري است گسترده تر از مقنعه و كوتاه تر از رداء.»5 تفسيرهاي الجامع لِأحكام القرآن6 و روح المعاني7 نيز در كنار نظر خويش، اين گفته را نقل كرده اند. در تفسير تبيان از شيخ طوسي رحمه اللهمي خوانيم: «جلابيب، جمع جلباب است و آن مقنعه زن و سرپوشي است كه پيشاني و سر او را هنگام خروج از منزل مي پوشاند.»8 روح المعاني9 نيز همين معنا را از ابن جبير نقل كرده است.
آيا «جلباب» همان «خمار» است؟
همان گونه كه گذشت، كتاب هاي تفسير نيز همانند كتاب هاي لغت، تصوير دقيق و مشتركي از اندازه جلباب ارائه نداده اند، ولي با توجّه به آنچه ذكر شد، در مجموع مي توان گفت در مورد اندازه اين پوشش، سه ديدگاه قابل اشاره است:
ديدگاه اول: جلباب، همان خِمار (مقنعه) است، با همان اندازه.
ديدگاه دوم: جلباب، پوششي است كه از خِمار بزرگ تر، ولي از ملحفه و رداء ـ كه تمام بدن را مي پوشاند ـ كوتاه تر بوده است. بر اين اساس، مي توان گفت قدّ اين پوشش تقريباً تا زانوها مي رسيده است.
ديدگاه سوم: جلباب، پوششي گسترده و فراگير است كه بر بالاي لباس ها پوشيده مي شده و از سر تا پاي زن را مي پوشانيده است.
شواهدي وجود دارد كه درستي ديدگاه اول و دوم را مخدوش ساخته و درستي ديدگاه سوم را اثبات مي كند.
شاهد اول: در آيه 60 سوره نور، خداوند تعالي براي زنان سالخورده كه ديگر اميدي به ازدواج آنان نمي رود، رخصتي قائل شده، مي فرمايد: «فليس عَلَيْهِنَّ جُناح اَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ؛ گناهي بر آنان نيست كه پوشش خود را كنار نهند.» در مورد اينكه منظور از «ثياب» در اين آيه چيست، بين مفسّران اختلاف نظر وجود دارد. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه پس از قرائت اين قسمت از آيه، ثياب را به خِمار و جلباب تفسير كرده و فرمود: «الخمار و الجلباب.»10 در اينجا آن حضرت كلمه جلباب را به خمار عطف كرده است. اگر اين دو واژه يك معنا داشت، ديگر لازم نبود كه حضرت اين دو را با «واو» عاطفه به هم عطف كند، بلكه مي توانست يكي از آنها را نام برده يا بفرمايد: «الخمار أو الجلباب». ازاين رو، جلباب نمي تواند همان خمار باشد؛ زيرا اين امر برخلاف ظاهر عطف است. ظاهر عطف، بر مغايرت دلالت دارد و اين شاهد، برخلاف ديدگاه اول مي باشد.
شاهد دوم: شاهد ديگر، نحوه پوشش حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام خروج از منزل به قصد رفتن به مسجد براي دفاع از ارثيه فدك است. عبداللّه بن حسن از پدران گرامي اش عليهم السلام روايت كرده كه:
وقتي كه ابوبكر و عمر، حضرت فاطمه عليهاالسلام را از «فدك» منع كردند، ايشان مقنعه را محكم به سربسته و خود را در جامه اي فراگير پيچيد، در جمع زنان بني هاشم، در حالي كه هنگام راه رفتن، دنباله و دامنِ جلبابشان به دليل بلندي، زير پايشان قرار مي گرفت، باابهّت، آزرم و متانت شگرفي قدم برمي داشته و براي همگان، راه رفتن ايشان، گام زدن رسول اللّه صلي الله عليه و آله را به ياد مي آورد تا اينكه به نزد ابوبكر آمدند.11
از اين جريان تاريخي درمي يابيم كه حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام خروج از منزل، دو پوشش مستقلّ قرآني داشته است؛ يكي خمار (مقنعه) كه آن را به سر بسته و محكم مي كرد (لاََثَتْ خِمارَها علي رَأْسِها) و ديگري جلباب (چادر) كه بر روي همه لباس ها پوشيده بود: «واشتَمَلَتْ بِجَلبابِها» بنابراين، عقيده طرفداران ديدگاه اول باز هم مخدوش مي گردد.
افزون بر اين، عبارت «تطاء ذيولها» درستي ديدگاه سوم را تأييد مي كند. تطاء، از ريشه وطي، به معناي چيزي را لگد كردن است و ذيول نيز جمع ذيل است كه در كتاب هاي لغت، به دنباله و پايان معنا مي گردد. ذيل الثوب نيز به معناي دامن لباس بلند است كه بر زمين كشيده مي شود.12
آنچه سياق و ظاهر كلامِ عبداللّه بن حسن بر آن دلالت دارد، اين است كه ضمير «ها» در ذيولها، به جلباب بر مي گردد. در نتيجه، جلبابي كه حضرت عليهاالسلاممي پوشيد، آن قدر بلند بوده كه هنگام راه رفتن، گوشه ها و دامن آن در زير پاي ايشان قرار مي گرفته است. به عبارت ديگر، چادر ايشان، تمام وجود مباركشان، از سر تا قدم ها را دربرمي گرفته و ديدگاه سوم در مورد اندازه جلباب نيز همين معنا را مي رساند. از عبارت «و اشتملت بجلبابها» نيز فراگير بودن جلباب استفاده مي شود كه با ديدگاه اول و دوم سازگار نيست.
شاهد سوم: سخن ابن عباس در مورد مفهوم جلباب هم مؤيّد ديدگاه سوم است. در تفسيرهاي كشّاف13 و روح المعاني14 از ايشان نقل است كه درباره معناي جلباب گفته است:
«الرّداء الذّي يستر مِن فوق إلي أسفل؛ جلباب، پوشش فراگيري است كه از بالا تا پايين بدن را مي پوشاند».
اين همان چيزي است كه بسياري از مفسّران والا مقام و لغت شناسان بزرگ در مورد واژه جلباب بيان كرده اند و البتّه برخلاف ديدگاه اول و دوم است.
شاهد چهارم: كلامِ مرحوم مجلسي رحمه الله ذيل اين حديث از امام علي عليه السلام است كه: «مَنْ اَحَبَّنا أهلَ الْبَيتِ فَلْيُعِدْ لِلْفَقرِ جَلبابا؛ هر كس ما اهل بيت را دوست دارد، پس بايد براي فقر خويش جلبابي آماده سازد».15
بي ترديد، مُراد حضرت از واژه جلباب در اين حديث، معناي لغوي آن (پوشش اصطلاحي بانوان) نيست، بلكه حضرت در كلام خويش، از صنعت ادبي استعاره سود جسته و از صبر به جلباب تعبير كرده است؛ زيرا صبر، پوششي است كه فقر را به طور كامل پنهان مي دارد، همان گونه كه جلباب بدن را. مرحوم مجلسي رحمه الله پس از ذكر اين حديث و بيانِ مطلبِ بالا مي فرمايد: «گفته شده دليل اين تعبير، اشتمال و فراگير بودن جلباب است».16
بر اساس آنچه از مجموعه هاي لغوي در فصل اول ذكر شد، مشخّص مي شود كه واژه جلباب، خود مفهوم فراگيري را در بر دارد، به گونه اي كه بسياري از لغت شناسان، آن را لباسي شامل و فراگير معرّفي كرده اند.
از مجموعه آنچه گذشت مي توان دريافت كه درستي دو ديدگاه اول كه جلباب را پوششي ناكامل و شامل، همچون مقنعه يا چيزي بلندتر از آن مي دانند، مردود است. بر اين اساس، جلباب لباسي است فراگير كه بلندي آن به اندازه اي است كه وقتي بر پيشاني محكم مي گردد، سرتاسر بدن زن را مي پوشاند.
نكته ديگر اينكه در اسلام، بلند بودن جامه به حدّي كه به زمين كشيده مي شود، براي مردان مكروه و ناپسند است، ولي براي زنان پسنديده شمرده مي شود.17 روايت شده كه امام صادق عليه السلام به مردي كه لباسش بلند بوده و به زمين كشيده مي شد فرمود: «من، شبيه شدن به زنان را مكروه مي شمارم».18
اين كلام حضرت عليه السلام دلالت مي كند بر اينكه ايشان، بر زمين كشيده شدن جامه را ويژه زنان مي دانسته است و تفاوت ياد شده به اين علّت است كه لباس زن هر چه بلندتر باشد، مي تواند پوشش كامل تري براي او به شمار آيد.
گستردگي و فراخي اين پوشش نيز بايد به اندازه اي باشد كه در عين پوشانيدن اندام و لباس هاي زيرين زن كه به طور طبيعي زينت شده و در نتيجه محرّك و مهيّج هستند، به بدن او نچسبيده و هندسه اندامش را نيز از چشم نامحرمان بپوشاند.
پی نوشت ها:
منبع:کتاب چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث
موضوع:
حجاب در احادیث و روایات
|
برچسبها:
چادر






