-
پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲
-

تنها قانوني كه مي تواند حيات اين موجود پيچيده را اداره كند و بر همه زواياي زندگي او حكومت نمايد، قانوني است كه از طرف ذات متعالي باشد كه او را با اين همه ظرافت و دقّت آفريده است ؛ زيرا تنها اوست كه بر همه جنبه هاي پيدا و پنهان او آگاهي دارد و از همه مهم تر، ذات پاكش عين عدل و عدالت بوده، از هرگونه ظلم و تبعيض به دور است.
دين مبين اسلام، برخلاف مكتب هاي مادّي و بشري، به صورتي جامع و همه سويه به غريزه هاي بشر مي نگرد. از نظر اين مكتب الهي، سركوب اين ميل، همانند ميدان دادن بي حدّ و حصر به آن، به شدّت نكوهش و نفي شده است. دين اسلام در هر زمينه، افراط و تفريط را مردود دانسته، اين دو را شيوه جاهلان معرفي مي كند و در زمينه غريزه هاي انساني نيز، راه ميانه روي را پيشنهاد مي كند.
غريزه طالب بودن مرد و مطلوب واقع شدن و جلوه گري در زن، از تدبيرهاي دقيقي است كه بر اساس حكمت الهي، در وجود هر دويِ آنها به وديعه نهاده شده است. به اين ترتيب كه در مرحله اول، براي ارضاي مشروع و طبيعي اين دو ميل، امر مقدّس ازدواج را قرار داده و آن را از آيات و نشانه هاي الهي شمرده است.1 در احاديث نبوي و همچنين احاديث رسيده از ائمه معصومان عليهم السلام نيز در مورد ازدواج، تأكيد و تشويق هاي فراواني صورت گرفته است.
دين مبين اسلام، برخلاف مكتب هاي مادّي و بشري، به صورتي جامع و همه سويه به غريزه هاي بشر مي نگرد. از نظر اين مكتب الهي، سركوب اين ميل، همانند ميدان دادن بي حدّ و حصر به آن، به شدّت نكوهش و نفي شده است. دين اسلام در هر زمينه، افراط و تفريط را مردود دانسته، اين دو را شيوه جاهلان معرفي مي كند و در زمينه غريزه هاي انساني نيز، راه ميانه روي را پيشنهاد مي كند.
غريزه طالب بودن مرد و مطلوب واقع شدن و جلوه گري در زن، از تدبيرهاي دقيقي است كه بر اساس حكمت الهي، در وجود هر دويِ آنها به وديعه نهاده شده است. به اين ترتيب كه در مرحله اول، براي ارضاي مشروع و طبيعي اين دو ميل، امر مقدّس ازدواج را قرار داده و آن را از آيات و نشانه هاي الهي شمرده است.1 در احاديث نبوي و همچنين احاديث رسيده از ائمه معصومان عليهم السلام نيز در مورد ازدواج، تأكيد و تشويق هاي فراواني صورت گرفته است.
رسول اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
هر كس مي خواهد از سنّت من پيروي كند، بايد ازدواج كند.2 هر كس ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.3
از امام صادق عليه السلام هم روايت شده است كه:
دو ركعت نمازي را كه افراد متأهل بخوانند، از هفتاد ركعت نمازي كه افراد مجّرد بخوانند، برتر است.4
اسلام، جولانگاه اين دو غريزه را به محيط خانواده محدود كرده و ارضاي اين دو را به كانون گرم و سرشار از اُلفت زوجين اختصاص مي دهد. با امر مقدّس ازدواج، حس مطلوب واقع شدن زن و بُعد جسمي غريزه جنسي مرد در حدّ اعتدال ارضا مي گردد، البته عطش روحي او و بُعد آتشين اين غريزه، تنوّع پذير و اشباع ناشدني است. با وجود اين، باز هم مرد از ديدن زيبايي و ظرافت هاي جنس مخالف لذّت مي برد و به آن گرايش پيدا مي كند. پس هنوز هم پنجره اي رو به ناكامي ها براي او گشوده است و عفاف و پاكي جامعه نيز همچنان مورد تهديد است.
اين ميل سركش، به مهار و تعديل نياز دارد و اسلام، تدابيري براي رام كردن آن انديشيده است. البته برخلاف مكتب هاي مادّي و بشري، اين تدابير، دور از هرگونه يك سويه نگري و جُزئي نگري است. اسلام در اين زمينه، هم براي زنان و هم براي مردان تكليف معيّن كرده است. زن و مرد هر دو وظيفه دارند از تحريك و تشديد اين ميل و شعله ور ساختن آن بپرهيزند. در اين زمينه، تكليف عمومي زن و مرد، كنترل نگاه است كه دريچه گناه به شمار مي آيد. اول از همه، مرد كه عامل تحريك پذير است و به ويژه بينايي اش حساسيت بيشتري در اين زمينه دارد، موظّف شده تا ورودي چشم خويش را با چشم پوشي از منظره هاي محرك و شهوت انگيز و به ويژه اندام جنس مخالف كنترل كند. خداوند تعالي در آيات حجاب، پيش از هر چيز به مردان دستور مراقبت از نگاه مي دهد:
قُلْ لِلْمُؤمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ... ؛ اي رسول ما، به مردانِ مؤمن بگو تا چشم ها را (از نگاه ناروا) بپوشانند» (نور:30)
البته همان طور كه گفتيم، روان شناسان، دانشمندان و صاحب نظران اذعان دارند كه مقاومت مرد در اين زمينه ضعيف بوده و كنترل اين ميل به صورت يك جانبه وبدون مراعات از سوي زنان، كاري بسيار دشوار است كه هر مردي توان آن را ندارد. اينجاست كه نقش مهم زن در حفاظت از عفت عمومي جامعه نمايان مي گردد.
در جامعه اي كه زنان از نظر تجمل و تبرّج آزادند، مردان تا چه حد مي توانند نگاه خويش را كنترل كنند؟ آيا اين امر فعاليت اجتماعي آنان را مختل نمي كند و نيمي از نيروي انساني جامعه را فلج نمي سازد؟ آيا اين تكليف به مردان، برخلاف عدالت نيست؟ بدون ترديد، پاسخ مثبت است.
بدين ترتيب، آشكار مي گردد كه غريزه خودنمايي و تبّرج زن، به تعديل و كنترل نيازمند است. به همين دليل، اسلام پس از آنكه به مردان دستور كنترل نگاه مي دهد، بي درنگ زنان را موظّف مي كند تا زيبايي هاي وجود خويش (مگر آنها را كه به طور قهري آشكار است) از ديد مردان بيگانه نهان ساخته و از خود نمايي بپرهيزند:
... وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ ... (نور: 31)
... (اي رسول، زنان مؤمن را بگو) زينت و آرايش خود، جُز آنچه قهراً ظاهر مي شود، بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را به مقنعه5 بپوشانند... .
بر اين اساس، اگر وظيفه پوشش در مورد زن از تأكيد بيشتري برخوردار است، بدان سبب است كه ملاك آن مخصوص زن است.6 به قول صاحب تفسير الفرقان:
هر چند حكم حجاب درباره زنان شديدتر و وجوب پوشش براي آنان محكم تر است، ولي همانا مفاتن بدن زنان و زيبايي هاي اندام آنان نيز تحريك كننده تر است.7
زن، مظهر جمال و مايل به خودنمايي است. ازاين رو، طبيعي است كه به زن بگويند كه خود را در معرض نمايش قرار ندهد؛ نه به مرد. همان گونه كه مردان به دليل گرايش به نگاه و چشم چراني، پيش از دستور پوشش براي زن، به چشم پوشي موظّف شده اند.
البتّه نبايد فراموش كرد كه اگر حجاب ظاهري زن، با حجابِ باطني اش همراه نشود و او نتواند بر اساس باورهاي مذهبي اش حايلي ميان افكار و عقايد و غريزه هايش پديد آورد، بدون ترديد، حجاب ظاهري به تنهايي نمي تواند در پيش گيري از گسترش فساد و حفظ عفاف عمومي جامعه نقش قابل توجهي ايفا كند، بلكه زن باايمان بر اساس آيه 59 سوره احزاب، موظف به رعايت حجابي است كه توأم با حركات و سكنات متين او، معّرف هويّت ايماني اش باشد و بدين وسيله، از زنان هرزه و مورد طمع فاسقان و اهل شهوت جدايش گرداند.
هر كس مي خواهد از سنّت من پيروي كند، بايد ازدواج كند.2 هر كس ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.3
از امام صادق عليه السلام هم روايت شده است كه:
دو ركعت نمازي را كه افراد متأهل بخوانند، از هفتاد ركعت نمازي كه افراد مجّرد بخوانند، برتر است.4
اسلام، جولانگاه اين دو غريزه را به محيط خانواده محدود كرده و ارضاي اين دو را به كانون گرم و سرشار از اُلفت زوجين اختصاص مي دهد. با امر مقدّس ازدواج، حس مطلوب واقع شدن زن و بُعد جسمي غريزه جنسي مرد در حدّ اعتدال ارضا مي گردد، البته عطش روحي او و بُعد آتشين اين غريزه، تنوّع پذير و اشباع ناشدني است. با وجود اين، باز هم مرد از ديدن زيبايي و ظرافت هاي جنس مخالف لذّت مي برد و به آن گرايش پيدا مي كند. پس هنوز هم پنجره اي رو به ناكامي ها براي او گشوده است و عفاف و پاكي جامعه نيز همچنان مورد تهديد است.
اين ميل سركش، به مهار و تعديل نياز دارد و اسلام، تدابيري براي رام كردن آن انديشيده است. البته برخلاف مكتب هاي مادّي و بشري، اين تدابير، دور از هرگونه يك سويه نگري و جُزئي نگري است. اسلام در اين زمينه، هم براي زنان و هم براي مردان تكليف معيّن كرده است. زن و مرد هر دو وظيفه دارند از تحريك و تشديد اين ميل و شعله ور ساختن آن بپرهيزند. در اين زمينه، تكليف عمومي زن و مرد، كنترل نگاه است كه دريچه گناه به شمار مي آيد. اول از همه، مرد كه عامل تحريك پذير است و به ويژه بينايي اش حساسيت بيشتري در اين زمينه دارد، موظّف شده تا ورودي چشم خويش را با چشم پوشي از منظره هاي محرك و شهوت انگيز و به ويژه اندام جنس مخالف كنترل كند. خداوند تعالي در آيات حجاب، پيش از هر چيز به مردان دستور مراقبت از نگاه مي دهد:
قُلْ لِلْمُؤمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ... ؛ اي رسول ما، به مردانِ مؤمن بگو تا چشم ها را (از نگاه ناروا) بپوشانند» (نور:30)
البته همان طور كه گفتيم، روان شناسان، دانشمندان و صاحب نظران اذعان دارند كه مقاومت مرد در اين زمينه ضعيف بوده و كنترل اين ميل به صورت يك جانبه وبدون مراعات از سوي زنان، كاري بسيار دشوار است كه هر مردي توان آن را ندارد. اينجاست كه نقش مهم زن در حفاظت از عفت عمومي جامعه نمايان مي گردد.
در جامعه اي كه زنان از نظر تجمل و تبرّج آزادند، مردان تا چه حد مي توانند نگاه خويش را كنترل كنند؟ آيا اين امر فعاليت اجتماعي آنان را مختل نمي كند و نيمي از نيروي انساني جامعه را فلج نمي سازد؟ آيا اين تكليف به مردان، برخلاف عدالت نيست؟ بدون ترديد، پاسخ مثبت است.
بدين ترتيب، آشكار مي گردد كه غريزه خودنمايي و تبّرج زن، به تعديل و كنترل نيازمند است. به همين دليل، اسلام پس از آنكه به مردان دستور كنترل نگاه مي دهد، بي درنگ زنان را موظّف مي كند تا زيبايي هاي وجود خويش (مگر آنها را كه به طور قهري آشكار است) از ديد مردان بيگانه نهان ساخته و از خود نمايي بپرهيزند:
... وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ ... (نور: 31)
... (اي رسول، زنان مؤمن را بگو) زينت و آرايش خود، جُز آنچه قهراً ظاهر مي شود، بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را به مقنعه5 بپوشانند... .
بر اين اساس، اگر وظيفه پوشش در مورد زن از تأكيد بيشتري برخوردار است، بدان سبب است كه ملاك آن مخصوص زن است.6 به قول صاحب تفسير الفرقان:
هر چند حكم حجاب درباره زنان شديدتر و وجوب پوشش براي آنان محكم تر است، ولي همانا مفاتن بدن زنان و زيبايي هاي اندام آنان نيز تحريك كننده تر است.7
زن، مظهر جمال و مايل به خودنمايي است. ازاين رو، طبيعي است كه به زن بگويند كه خود را در معرض نمايش قرار ندهد؛ نه به مرد. همان گونه كه مردان به دليل گرايش به نگاه و چشم چراني، پيش از دستور پوشش براي زن، به چشم پوشي موظّف شده اند.
البتّه نبايد فراموش كرد كه اگر حجاب ظاهري زن، با حجابِ باطني اش همراه نشود و او نتواند بر اساس باورهاي مذهبي اش حايلي ميان افكار و عقايد و غريزه هايش پديد آورد، بدون ترديد، حجاب ظاهري به تنهايي نمي تواند در پيش گيري از گسترش فساد و حفظ عفاف عمومي جامعه نقش قابل توجهي ايفا كند، بلكه زن باايمان بر اساس آيه 59 سوره احزاب، موظف به رعايت حجابي است كه توأم با حركات و سكنات متين او، معّرف هويّت ايماني اش باشد و بدين وسيله، از زنان هرزه و مورد طمع فاسقان و اهل شهوت جدايش گرداند.
پی نوشت ها:
موضوع:
عفاف، اخلاق، آرامش
,
عفاف ذهنی، ثبات خانوادگی
,
عفاف، جنسیت، اخلاقیت
|
برچسبها:
ازدواج
,
حجاب
,
خانواده






