-
جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۲
-
بي شك، جاذبه اي كه ميان زن و مرد وجود دارد، يكي از شاهكارهاي بزرگ آفرينش به شمار مي آيد كه توانسته است بقاي نسل بشر را با وجود تنوّع و تكرار عوامل مرگبار تضمين كند تا سير تكاملي جامعه بشري همچنان ادامه يابد. جاذبه اي كه بشر را بر آن مي دارد تا با تشكيل نهاد خانواده و پرورش مسجود فرشتگان، انسان هاي فرشته خويي تربيت كرده، فرشتگان فراواني را به خدمت بگيرد و بدين سان، از بسياري از اسرار آفرينش پرده بردارد. البته در اين جذب و انجذاب، ميان جنس زن و مرد نيز اسراري نهفته است.
غربيان، ساختمان طبيعي مرد را اكتيو1 و ساختمان طبيعي زن را پاسيو2گفته اند كه تعبير ديگر و بهتر آن است كه سرشت طبيعت مرد، طالب بودن و طبعيت زن مطلوب بودن است.3
غريزه مرد بر عشق ورزيدن به زن و طالب بودن استوار است، ولي به قول توماس هاردي: «گاهي عشق زن به معشوق بودن، خاطر او را بيشتر به خود مشغول مي سازد.»4 مقاومت هر دو جنس نيز در مقابل اين كشش و جاذبه، داراي اختلاف هاي ظريفي است.
حساسيت روحيِ مرد به زن، يكي از پيچيده ترين مسائل روحي است كه تاكنون نظر بسياري از دانشمندان و صاحب نظران را به خود جلب كرده است و هر كدام تا حدّي توانسته اند از پيچيدگي آن پرده برداشته و سرانجام به مشكل مقاومت نكردن مرد در برابر زن، به ويژه در صورت تنوّع در افراد و جمال اعتراف كنند.5 علي عليه السلام مي فرمايد:
خداوند شهوت را ده جزء خلق كرد. نُه جزء آن را در زنان و يك جزء را در مردان قرار داد و اگر در زنان به قدر اجزاي شهوت، حيا قرار نداده بود، هر آينه بر هر مردي نُه زن متعلّق بود.6
امروزه تحقيقات روان شناسي نيز گواهي مي دهد كه زنان در برابر غريزه جنسي بسيار مقاوم هستند، به عكس مردان كه به سرعت و به شدت در برابر مناظر تحريك آميز دچار طغيان شهواني و فشار رواني مي شوند، عنانِ صبر و مقاومت خويش از كف مي دهند و تسليم تند باد هوس شده، از هر راه مي كوشند خود را از انرژي فشرده و قدرتمند شهوت جنسي برهانند.7
متفكر شهيد، استاد مرتضي مطهّري در كتاب نظام حقوق زن در اسلام مي نويسد: «زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلّط شود. شهوت مرد ابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن، انفعالي و تحريكي.»8 اين همان چيزي است كه فرويد از آن به «شور جنسي» تعبير كرده، مي نويسد: «شور جنسي زن، به مراتب ضعيف تر از شور جنسي مرد است».9
غربيان، ساختمان طبيعي مرد را اكتيو1 و ساختمان طبيعي زن را پاسيو2گفته اند كه تعبير ديگر و بهتر آن است كه سرشت طبيعت مرد، طالب بودن و طبعيت زن مطلوب بودن است.3
غريزه مرد بر عشق ورزيدن به زن و طالب بودن استوار است، ولي به قول توماس هاردي: «گاهي عشق زن به معشوق بودن، خاطر او را بيشتر به خود مشغول مي سازد.»4 مقاومت هر دو جنس نيز در مقابل اين كشش و جاذبه، داراي اختلاف هاي ظريفي است.
حساسيت روحيِ مرد به زن، يكي از پيچيده ترين مسائل روحي است كه تاكنون نظر بسياري از دانشمندان و صاحب نظران را به خود جلب كرده است و هر كدام تا حدّي توانسته اند از پيچيدگي آن پرده برداشته و سرانجام به مشكل مقاومت نكردن مرد در برابر زن، به ويژه در صورت تنوّع در افراد و جمال اعتراف كنند.5 علي عليه السلام مي فرمايد:
خداوند شهوت را ده جزء خلق كرد. نُه جزء آن را در زنان و يك جزء را در مردان قرار داد و اگر در زنان به قدر اجزاي شهوت، حيا قرار نداده بود، هر آينه بر هر مردي نُه زن متعلّق بود.6
امروزه تحقيقات روان شناسي نيز گواهي مي دهد كه زنان در برابر غريزه جنسي بسيار مقاوم هستند، به عكس مردان كه به سرعت و به شدت در برابر مناظر تحريك آميز دچار طغيان شهواني و فشار رواني مي شوند، عنانِ صبر و مقاومت خويش از كف مي دهند و تسليم تند باد هوس شده، از هر راه مي كوشند خود را از انرژي فشرده و قدرتمند شهوت جنسي برهانند.7
متفكر شهيد، استاد مرتضي مطهّري در كتاب نظام حقوق زن در اسلام مي نويسد: «زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلّط شود. شهوت مرد ابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن، انفعالي و تحريكي.»8 اين همان چيزي است كه فرويد از آن به «شور جنسي» تعبير كرده، مي نويسد: «شور جنسي زن، به مراتب ضعيف تر از شور جنسي مرد است».9
پی نوشت ها:
موضوع:
عفاف، جنسیت، اخلاقیت
|






