-
چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
-
از به کار رفتن واژه جلباب به همراه دین در برخى احادیث1 فهمیده مى شود که دین نیز همانند جلباب و چادر، پوششى گسترده است، با این تفاوت که جلباب و چادر پوشش گسترده ظاهرى، ولى دین پوشش گسترده معنوى و باطنى است. از برخى روایات استفاده مى شود دین یکى از پوشش هاى معنوى و باطنى در مقابل گناهان مختلف، از جمله گناهان جنسى است. در حدیثى از امیرمؤمنان حضرت على علیه السلام نقل شده است:
صَیِّر الدِّینَ جُنّةَ حیاتِک2؛ دین را سپر زندگى قرا ده.
بنابراین روایت، همان گونه که سپر در جنگ باعث حفظ حیات مادّى و جسمانى انسان در مقابل آسیب هاست، دین نیز همانند یک سپر روحى و معنوى، نقش بازدارندگى و حفاظت در مقابل گناهان را ایفا مى کند و این مدعا به آسانى با احادیث زیر از امیر مؤمنان حضرت على علیه السلام اثبات مى گردد.
ـ «صِیانَةُ ألْمَرءِ على قَدرِ دِیانتِه3؛ مصونیت انسان (در مقابل انحراف و آسیب ها) به اندازه دین دارى اوست».
ـ «اَلدّینُ یَصُدُّ عن الْمَحارِم4؛ دین از کارهاى حرام و زشت باز مى دارد».
ـ «اَدْیَنُ النّاسِ مَنْ لم تَفْسُد الشهوةُ دینَه5؛ دین دارترین مردم، فردى است که میل و خواهش نفسانى، دین او را فاسد و خراب نکرده باشد».
بر اساس برخى روایات، پوشش باطنى دین در مقایسه با دو پوشش باطنى عفت و حیا، از گستردگى بیش ترى برخوردار است، به گونه اى که آن دو نیز تحت پوشش دین جمع مى شوند. از امیر مؤمنان حضرت على علیه السلام نقل شده است که:
«ثَلاثٌ هُنَّ جماعُ الدّینِ اَلْعِفَّةُ وَ الْورعُ وَ الْحیاءُ6؛ سه چیز جمع کننده و گرد آورنده دین هستند: عفت، ورع، حیا».
با توجه به همین گستردگى پوشش معنوى و باطنى دین نسبت به دیگر پوشش ها، متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند، مؤثرترین روش براى پیش گیرى از کج روى هاى برخاسته از میل جنسى و دیگر بزهکارى ها در سنین نوجوانى، پرورش و تقویت ایمان دینى است. تجربه نشان مى دهد که در این سنین، هیچ عاملى به اندازه ایمان دینى قادر به کنترل و مهار نفس نیست. ایمان دینى، نیروى معنوى سرشارى را در درون نوجوان به وجود مى آورد که به کمک آن مى تواند مسیر پر فراز و نشیب این دوران را طى کند و در برابر مشکلات و محرومیت هاى خاص آن، از جمله محرومیت در ارضاى میل جنسى با رغبت و خواست درونى ایستادگى کند.7
یک نوجوان مؤمن در یک نظام فکرى و عقیدتى که تربیت دینى صحیح و قوى به او اعطا مى نماید، یاد مى گیرد که چگونه احساسات مختلف و از جمله احساسات و غرایز جنسى خود را مهار کند.8
قرآن کریم داستان حضرت یوسف، جوانى مؤمن را که در یک نظام فکرى و عقیدتى الهى با تربیت دینى صحیح و قوى پرورش یافته است، به عنوان الگوى مقاومت جوان دین دار در برابر شعله هاى سرکش غریزه جنسى به نحو بسیار زیبا و بى بدیلى ترسیم کرده است تا دیگر جوانان نیز با الگو پذیرى از یوسف صدیق، به کارآمدى تأثیر گرایش هاى دینى و مذهبى به عنوان یک سپر و پوشش قوى و مستحکم معنوى ایمان آورده و ببیند که چگونه ایمان دینى یوسف صدیق، او را در مقابل شعله هاى سرکش شهوت جنسى زلیخا، مستحکم و پایدار ساخت و باعث نجات وى از آلودگى به گناه گردید.9
قرآن مجید مى فرماید:
وَ راوَدَتْهُ الَّتی هُوَ فی بَیْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ اْلأَبْوابَ وَ قالَتْ هَیْتَ لَکَ قالَ مَعاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبّی أَحْسَنَ مَثْوایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظّالِمُونَ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ. (یوسف: 23 ـ 24).
یوسف در آن خانه اى که بود بدون آن که نظر بد و خیانت کند) بانوى خانه (به میل نفس) خود با او بناى مراوده گذاشت، درها را بست و یوسف را به خود دعوت کرد و اشاره کرد که من براى تو آماده ام. یوسف جواب داد: به خدا پناه مى برم. خدا مرا مقامى منزّه و نیکو عطا کرده که خدا هرگز ستم کاران را رستگار نسازد. آن زن (از فرط میل با آن که از یوسف جواب رد و امتناع شنید) باز در وصل او اصرار و اهتمام کرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق نگهبان یوسف نبود، او هم به میل طبیعى اهتمام مى کرد، ولى ما میل او را از قصد بد و عمل زشت باز گردانیدیم که همانا او از بندگان معصوم و پاکیزه است.
نتیجه عفت، حیا و دین، مصادیقى از پوشش هاى معنوى و باطنى گسترده در مقابل همه گناهان، به ویژه گناهان جنسى هستند. این گونه پوشش ها، تأثیر بسیار مهمى در مهار غریزه جنسى دارند. ازاین رو، در آموزه هاى اسلامى قرآن و حدیث، تحصیل آن ها فراوان مورد ترغیب قرار گرفته است. از آنجایى که این گونه پوشش هاى معنوى و باطنى به منزله اساس و ریشه پیدایش پوشش هاى بیرونى و ظاهرى هستند، پس از بحث درباره آن ها، اکنون از جلوه هاى تأثیر پوشش اسلامى ظاهرى در مهار غریزه جنسى بحث مى کنیم.






