بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

نظریه نفی هرگونه ارتباط و معاشرت زنان و مردان

اين ديدگاه ـ كه در بين اقوام گوناگون طرفداراني دارد ـ ، هرگونه ارتباط و معاشرت زنان و مردان را ممنوع مي شمارد. اين نظريه بر اساس خودداري انسان از لذّت جسم بنيان نهاده شده و سعادت را در پرورش روحي مي شمارد.
هر انساني جوياي سعادت است و به نظر روان شناسان و انديشمندان، «دزد هم وقتي دزدي مي كند، در پي سعادت است»؛ زيرا گمان مي كند سعادت از اين راه به دست مي آيد.
حكيمان يونان پيش از ارسطو بر اين عقيده بودند كه سعادت؛ يعني پرورش روح و اساس سعادت بر حكمت، شجاعت، عدالت و عفت استوار است. در اين باور، لذّت جسمي مورد توجه نبوده و سعادت را تك بعدي مي دانستند؛ يعني شكوفا كردن روح در بدن سالم يا بيمار مگر اين كه بيماري بدن زيان بار شناخته شود. افراطي ترين جنبه اين نظر، نظريه مرتاضان است كه تقويت روح را در شكنجه دادن جسم مي دانند.
1
بر اساس اين نظريه، هرگونه لذت گرايي با سعادت مغايرت دارد. به همين دليل، كليسا عمل جنسي را براي مردم اروپا، پليد و زن را مخلوقي شيطاني و ناپاك معرفي كرده بود.
نشانه هايي از اين باور را در ميان يهوديان نيز مي توان ديد. «در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي مي كردند، حجاب به مراتب شديدتر از آن چه مورد نظر اسلام بود، وجود داشت، در بين اين ملت ها، صورت و دست ها هم پوشيده مي شد. در بعضي از ملت ها، سخن از پوشيدن زينت و چهره زن نبود، بلكه سخن از پنهان كردن زن بود و اين فكر به صورت يك عادت جدي درآمده بود».
2
شهيد مطهري درباره ارتباط مسأله پوشش با فلسفه رياضت و رهبانيت مي گويد:
زن بزرگ ترين موضوع خوشي و كامراني بشر است. اگر زن و مرد معاشر و محشور يكديگر باشند، خواه ناخواه دنبال لذت جويي و كام يابي مي روند. پيروان فلسفه رهبانيت و ترك لذت براي سازگار ساختن محيط با زهد و رياضت، بين زن و مرد فاصله قرار داده اند. برتراند راسل در كتاب «زناشويي و اخلاق» مي گويد: [به خصوص در قرون اول مسيحيت، اين طرز فكر سن پل (پولس مقدس) از طرف كليسا اشاعه تمام يافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بي شماري راه بيابان پيش گرفتند تا شيطان را منكوب سازند؛ شيطاني كه هر آن، ذهن آنان را از تخيلات شهواني پُر مي ساخت. كليسا حتي با حمام رفتن به مبارزه پرداخت؛ زيرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه مي راند. كليسا چرك بدن را تحسين مي كرده و بوي بدن، صورت تقدس به خود گرفت؛ زيرا به نظر سن پل، نظافت بدن و آرايش آن با نظافت روح منافات دارد. شپش نيز مرواريد خدا شناخته شد.
عوامل تمايل بشر به رياضت و رهبانيت از اين قرار است:
1 ـ تمايل بشر براي رسيدن به حقيقت؛
2 ـ آميخته بودن لذت هاي مادي با دردهاي روحي؛
3 ـ محروميت و شكست در موفقيت هاي مادي به ويژه شكست در عشق؛
4 ـ زياده روي در لذت و خوش گذراني.
3
گفتني است رانده شدن از جامعه و تقليد از ديگران نيز مي تواند عامل تمايل به رياضت باشند. بايد دانست اين نظريه (رياضت و رهبانيت) نه تنها مورد پذيرش اسلام نيست، بلكه مطرود نيز هست و دين اسلام به شدّت با آن به مبارزه برخاسته است.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532