-
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
-
دكتر محمد شحرو از روشن فكران مسلمان، معتقد است بايد از ديدگاه قرآن به زن نگاه كرد، نه از ديدگاه فقه كه ساخت بشر است... در قرآن هيچ كاري به جز «بغا» بر زن حرام نشده است.1
شيخ عبدالحليم محمود نيز مي گويد: «حجاب مختص زنان پيغمبر است و حجاب و گوشه نشيني در اسلام معنا ندارد».
هم چنين دكتر يوسف قرضاوي گفته است:
زن از نظر تعداد نصف جمعيت انساني است، ولي به حكم تأثير در مرد و اولادش و محيط، بيشتر از نصف است. اسلام زن را بلندمرتبه كرده است به اعتبار اين كه دختر است، همسر است، مادر است و عضوي در جامعه است و قبل از تمام اين ها به اعتبار اين كه انسان است... .
قرآن، حبس زن را جريمه فاحشه گري مي داند، ولي اينان زن را بدون دليل حبس مي كنند و خروج زن را براي طلب علم حرام مي دانند و مي گويند بر پدر و شوهرش واجب است او را فقيه و دانشمند گرداند. «فاقد الشي لا يعطيه»، كسي كه چيزي ندارد نمي تواند او را ببخشد. و «قد ضل من كانت العميان تهديه»؛ به تحقيق گمراه شد هركسي كه نابينا او را راهنمايي كرد.
اين در حالي است كه طلب علم فريضه اي است بر هر مسلم و مسلمه اي. از مادران مؤمنين و زنان صحابه كساني بودند كه از نظر علم به درجاتي رسيدند. اينان حتي از رفتن به مساجد هم جلوگيري كرده اند، در حالي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «لا تَمْنَعُوا أماءَ اللّه ِ مساجِدَ اللّه ِ»؛ مانع رفتن زنان به مساجد نشويد.2
بايد گفت قرآن مجيد با صراحت نه تنها به زنان پيامبر، بلكه به زنان مؤمنان دستور مي دهد كه حجاب را رعايت كنند؛ زيرا قرآن با خودنمايي زن در جامعه و اجتماع مخالف است. افزون بر آن، حجاب به معناي گوشه گيري از نظر ما نيز مردود است. به همين دليل، با تعبيرهايي هم چون مؤمنات، مسلمات، قانتات و... او را از گوشه گيري و فرار از جامعه برحذر مي دارد.
هيچ كتاب فقهي و روايي شيعه، انسان را از رفتن به مساجد منع نكرده است و وظيفه زنان مسلمان هنگام حضور در مسجد، دوري از خودنمايي است كه اين مسأله با حضور زن در اجتماع منافاتي ندارد.
در پاسخ دكتر محمد شحر و هم فكران او، سخن يكي از نويسندگان اهل سنت را مي آوريم و قضاوت را بر عهده خوانندگان مي گذاريم. وي مي نويسد:
علاوه بر اين كه حجاب فرمان خداست، اثر ديگري نيز دارد كه از آن جمله، عفت است؛ قرآن مجيد پس از سفارش همسران رسول خدا و دخترانش و زنان مؤمنان به حجاب مي فرمايد: «ذلِكَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ ». (احزاب: 59). شما زنان به گونه اي راه برويد و به گونه اي در جامعه حاضر شويد كه شما را بشناسند و اذيت نكنند تا به عنوان زنان بي بندوبار معرفي نشويد. حفظ عفت عمومي جامعه تنها با حجاب امكان پذير است. حجاب، غيرت است.
علي عليه السلام مي فرمايد:
به من رسيده است كه مردم كافر در بازار مزاحم زنان شما مي شوند. چرا غيرت به خرج نمي دهيد؟ بدانيد كسي كه غيرت ندارد، خيري در او نيست.3
پوشيده بودن زن مساوي است با غيرت مرد و حجاب زن نشان دهنده غيرت مرد است. هم چنين حجاب، طهارت است. قرآن پس از اين كه به مسلمانان دستور مي دهد اگر چيزي از همسران رسول اللّه صلي الله عليه و آله خواستيد، از پشت پرده آن را بخواهيد، مي فرمايد: «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛ اين كار براي پاكي دل هاي شما و آنان بهتر است». (احزاب: 53)
حجاب، ايمان است؛ زيرا مي فرمايد: اي پيغمبر ما! به زنان خود و زنان مؤمنان دستور بده تا حجاب را حفظ كنند. اين ها نشان دهنده تأكيد قرآن بر حجاب است. پس بر اساس دستور قرآن، حجاب واجب و لازم است.
پرده دري و بي حجابي، خوي حيواني است كه انسان به آن تمايلي ندارد. نتايج خودنمايي زن عبارت است از:
1 ـ فساد اخلاقي مردان و گرايش آنان به مفاسد؛
2 ـ از هم گسيختگي روابط خانوادگي و از بين رفتن اعتماد ميان اعضاي خانواده و كشاندن آنان به سوي طلاق؛
3 ـ بدخلقي زن؛
4 ـ انتشار بيماري ها؛
رسول اللّه صلي الله عليه و آله فرمود: «در هيچ قومي، زشتي و فاحشه ظهور نمي كند مگر اين كه در بين آن ها طاعون و دردهايي كه در نسل هاي پيش از آن ها نبوده است، شايع شود.
5 ـ آسان شدن زناي چشم و سخت بودن چشم پوشي؛
6 ـ آمادگي پذيرش عذاب الهي».4
شيخ محمد بن جميل زينو در مورد حجاب مي نويسد:
حجاب بر زن واجب شد تا او از اشرار محافظت شود و اجتماع از بي بندوباري در امان بماند. حجاب باعث بقاي مودت و دوستي و مهر و محبت بين زن و شوهر مي شود؛ زيرا مرد وقتي ديد زني زيباتر از همسر خودش وجود دارد، علاقه اش به زن خودش كم مي شود.5
وي به نقل از فرانسو از ساجان زن خاورشناس غربي مي نويسد:
اي زن شرقي! كساني كه شما را به اسم صدا مي كنند و به مساوات و برابري با مردم دعوت مي كنند، شما را به مسخره گرفتند و مي خندند و بر ما نيز خنديدند.6
شيخ عبدالحليم محمود نيز مي گويد: «حجاب مختص زنان پيغمبر است و حجاب و گوشه نشيني در اسلام معنا ندارد».
هم چنين دكتر يوسف قرضاوي گفته است:
زن از نظر تعداد نصف جمعيت انساني است، ولي به حكم تأثير در مرد و اولادش و محيط، بيشتر از نصف است. اسلام زن را بلندمرتبه كرده است به اعتبار اين كه دختر است، همسر است، مادر است و عضوي در جامعه است و قبل از تمام اين ها به اعتبار اين كه انسان است... .
قرآن، حبس زن را جريمه فاحشه گري مي داند، ولي اينان زن را بدون دليل حبس مي كنند و خروج زن را براي طلب علم حرام مي دانند و مي گويند بر پدر و شوهرش واجب است او را فقيه و دانشمند گرداند. «فاقد الشي لا يعطيه»، كسي كه چيزي ندارد نمي تواند او را ببخشد. و «قد ضل من كانت العميان تهديه»؛ به تحقيق گمراه شد هركسي كه نابينا او را راهنمايي كرد.
اين در حالي است كه طلب علم فريضه اي است بر هر مسلم و مسلمه اي. از مادران مؤمنين و زنان صحابه كساني بودند كه از نظر علم به درجاتي رسيدند. اينان حتي از رفتن به مساجد هم جلوگيري كرده اند، در حالي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «لا تَمْنَعُوا أماءَ اللّه ِ مساجِدَ اللّه ِ»؛ مانع رفتن زنان به مساجد نشويد.2
بايد گفت قرآن مجيد با صراحت نه تنها به زنان پيامبر، بلكه به زنان مؤمنان دستور مي دهد كه حجاب را رعايت كنند؛ زيرا قرآن با خودنمايي زن در جامعه و اجتماع مخالف است. افزون بر آن، حجاب به معناي گوشه گيري از نظر ما نيز مردود است. به همين دليل، با تعبيرهايي هم چون مؤمنات، مسلمات، قانتات و... او را از گوشه گيري و فرار از جامعه برحذر مي دارد.
هيچ كتاب فقهي و روايي شيعه، انسان را از رفتن به مساجد منع نكرده است و وظيفه زنان مسلمان هنگام حضور در مسجد، دوري از خودنمايي است كه اين مسأله با حضور زن در اجتماع منافاتي ندارد.
در پاسخ دكتر محمد شحر و هم فكران او، سخن يكي از نويسندگان اهل سنت را مي آوريم و قضاوت را بر عهده خوانندگان مي گذاريم. وي مي نويسد:
علاوه بر اين كه حجاب فرمان خداست، اثر ديگري نيز دارد كه از آن جمله، عفت است؛ قرآن مجيد پس از سفارش همسران رسول خدا و دخترانش و زنان مؤمنان به حجاب مي فرمايد: «ذلِكَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ ». (احزاب: 59). شما زنان به گونه اي راه برويد و به گونه اي در جامعه حاضر شويد كه شما را بشناسند و اذيت نكنند تا به عنوان زنان بي بندوبار معرفي نشويد. حفظ عفت عمومي جامعه تنها با حجاب امكان پذير است. حجاب، غيرت است.
علي عليه السلام مي فرمايد:
به من رسيده است كه مردم كافر در بازار مزاحم زنان شما مي شوند. چرا غيرت به خرج نمي دهيد؟ بدانيد كسي كه غيرت ندارد، خيري در او نيست.3
پوشيده بودن زن مساوي است با غيرت مرد و حجاب زن نشان دهنده غيرت مرد است. هم چنين حجاب، طهارت است. قرآن پس از اين كه به مسلمانان دستور مي دهد اگر چيزي از همسران رسول اللّه صلي الله عليه و آله خواستيد، از پشت پرده آن را بخواهيد، مي فرمايد: «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛ اين كار براي پاكي دل هاي شما و آنان بهتر است». (احزاب: 53)
حجاب، ايمان است؛ زيرا مي فرمايد: اي پيغمبر ما! به زنان خود و زنان مؤمنان دستور بده تا حجاب را حفظ كنند. اين ها نشان دهنده تأكيد قرآن بر حجاب است. پس بر اساس دستور قرآن، حجاب واجب و لازم است.
پرده دري و بي حجابي، خوي حيواني است كه انسان به آن تمايلي ندارد. نتايج خودنمايي زن عبارت است از:
1 ـ فساد اخلاقي مردان و گرايش آنان به مفاسد؛
2 ـ از هم گسيختگي روابط خانوادگي و از بين رفتن اعتماد ميان اعضاي خانواده و كشاندن آنان به سوي طلاق؛
3 ـ بدخلقي زن؛
4 ـ انتشار بيماري ها؛
رسول اللّه صلي الله عليه و آله فرمود: «در هيچ قومي، زشتي و فاحشه ظهور نمي كند مگر اين كه در بين آن ها طاعون و دردهايي كه در نسل هاي پيش از آن ها نبوده است، شايع شود.
5 ـ آسان شدن زناي چشم و سخت بودن چشم پوشي؛
6 ـ آمادگي پذيرش عذاب الهي».4
شيخ محمد بن جميل زينو در مورد حجاب مي نويسد:
حجاب بر زن واجب شد تا او از اشرار محافظت شود و اجتماع از بي بندوباري در امان بماند. حجاب باعث بقاي مودت و دوستي و مهر و محبت بين زن و شوهر مي شود؛ زيرا مرد وقتي ديد زني زيباتر از همسر خودش وجود دارد، علاقه اش به زن خودش كم مي شود.5
وي به نقل از فرانسو از ساجان زن خاورشناس غربي مي نويسد:
اي زن شرقي! كساني كه شما را به اسم صدا مي كنند و به مساوات و برابري با مردم دعوت مي كنند، شما را به مسخره گرفتند و مي خندند و بر ما نيز خنديدند.6






