بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

دلايل طرفداران اختلاط در مراكز آموزشي

1 ـ اگر زن و مرد (دختر و پسر) در كنار هم درس بخوانند، بسياري از هزينه هاي اقتصادي كاهش مي يابد.1
اين افراد مراكز علمي و آموزشي را بنگاه توليدي و اقتصادي پنداشته و منافع اقتصادي را مهم تر از آموزش دانسته اند.
توجه به مسايل اقتصادي در امور تربيتي و آموزشي نشان دهنده بي توجهي به تفاوت هاي فردي انسان ها است؛ تفاوت هايي كه خود غربي ها نيز به آن اعتراف كرده اند. شهيد مطهري به نقل از پرفسور ريك امريكايي مي گويد:
دنياي مرد با زن به كلي فرق مي كند. اگر زن نمي تواند مانند مرد فكر يا عمل كند، از اين روست كه دنياي آن ها باهم فرق مي كند... احساس اين دو موجود هيچ گاه مثل هم نخواهد بود... زن و مرد بر اساس شرايط جنسي رسمي خود به طور متفاوت عمل مي كنند و درست مثل دو ستاره روي دو مدار مختلف حركت مي كنند. آن ها مي توانند همديگر را بفهمند و مكمل يكديگر باشند، ولي هيچ گاه يكي نمي شوند.
2
ايشان نيز با بررسي اجمالي تفاوت هاي زن و مرد و بيان نظريه افلاطون از كتاب جمهوريت به اين نكته اشاره مي كند كه زنان از مردان چه در نيروهاي جسمي و چه در نيروهاي روحي و دماغي ناتوان ترند.
افلاطون به تفاوت ظاهري زن و مرد اعتراف دارد و مخالف تفاوت كاربردي آن ها از نظر استعدادهاست و به همين دليل، افلاطون خدا را شكر مي كند كه مرد آفريده شده است نه زن! ارسطو به تفاوت كيفي اين دو جنس اعتراف مي كند و مي گويد فضايل اخلاقي زن و مرد متفاوت است. استاد مطهري پس از بيان نظريه افلاطون و ارسطو به تفاوت هاي زن و مرد از لحاظ جسمي و روحي و احساسات نسبت به يكديگر مي پردازد و مي نويسد:
مرد درشت اندام تر از زن است. مرد خشن و زن ظريف است. رشد بدني زن سريع تر از رشد بدني مرد است، مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماري ها از مرد بيشتر است. دختر از پسر زودتر به سخن مي آيد. از لحاظ رواني نيز زن از توسل به زور و خشونت درباره ديگران و خود پرهيز مي كند و به همين دليل خودكشي در زنان كم تر است. مردان در كيفيت خودكشي نيز از زنان خشن ترند. مرد براي خودكشي از دار، اسلحه و پرتاب كردن خود از ارتفاع استفاده مي كند و زن از قرص خواب آور ... . احساسات زن گرم تر از مرد است. زن محتاط تر، مذهبي تر، پرحرف تر، ترسوتر و تشريفاتي تر از مرد است.
3
ايشان در ادامه با بيان نظر انديشمندان و روان شناسان درباره دوگانگي احساسات مرد و زن، به نهضت فمينيسم اشاره مي كند و مي گويد:
نهضتي كه در اروپا براي احقاق حقوق پايمال شده زن صورت گرفت به دليل آن كه دير به اين فكر افتاده بودند، با دست پاچگي و عجله زيادي انجام گرفت و احساسات مهلت نداد كه علم نظر خود را بگويد و راهنما قرار گيرد. از اين رو، تر و خشك با يكديگر سوخت. اين نهضت يك سلسله بدبختي ها را از زن گرفت و حقوق زيادي به او داد و درهاي بسته اي را به روي او باز كرد، اما بدبختي ها و بيچارگي هاي ديگري را براي زن و جامعه بشريت به وجود آورد.
اگر آن چنان شتاب زدگي به خرج نمي دادند، احقاق حقوق زن شكل بهتري به خود مي گرفت و فرياد فرزانگان از وضع ناهنجار حاضر و از آينده بسيار وحشتناك تر به فلك نمي رسيد، ولي اين اميد باقي است كه علم و دانش جاي خود را باز يابد و نهضت زن به جاي آن كه مانند گذشته از احساسات سرچشمه گيرد، از علم و دانش الهام پذيرد. چيزهايي كه مقلدان غرب را در زمينه روابط مرد و زن، تازه به نشئه فرو برده است، خود غربيان دوره خمار آن ها را طي مي كنند.
4
در دنياي امروز هدف اصلي فراموش شده و علم به عنوان هدف معرفي مي شود. اميد داريم كه روزي علم آن ها را متوجه سازد كه هدف، رسيدن به كمال انسانيت است و علم براي رسيدن به آن هدف به خدمت گرفته شود.
2 ـ دومين دليل هواداران آموزش مختلط اين است كه: جو اخلاقي مؤسسه هاي آموزشي مختلط از مؤسسه هاي غير مختلط بهتر است.
5
دكتر هريس در اين باره مي گويد:
در مدارسي كه داراي فضاي باز جنسي است و دختر و پسر باهم هستند، هيچ گونه مشكل جنسي و گرايش جنسي به طرف مقابل وجود ندارد، ولي در مدارس غير مختلط، افراد با تمايلات و گرايش هاي جنسي رشد مي كنند.
6
در نقد اين نظريه بايد گفت:
1 ـ اين نظريه توهمي بيش نيست كه نشان دهنده بي خبري مطرح كنندگان آن از روحيه انسان است. موناشارن، نويسنده امريكايي مي گويد:
آزادي زنان براي ما، افزايش سيگار ويژه زنان، حق انتخاب زيستن و تشكيل خانواده يك نفره، ايجاد مراكز بحران تجاوز، اعتبارات فردي، عشق آزاد و افزايش زنان متخصص بيماري هاي زنان را به ارمغان آورد، ولي در ازاي آن، چيزي را به غارت برده كه خوشبختي بسياري از زنان در گرو آن است و آن، وجود همسر و خانواده است.
7
هرچند اين نويسنده امريكايي سخن دكتر هريس را دور از واقعيت مي داند، با اين حال، سخن ماناشارن كه گفته است: شمار زنان متخصص بيماري زنان افزايش يافته است، اشكال بزرگي دارد؛ زيرا با مطالعه آمار ارايه شده و مقايسه آن ها به اين نتيجه مي رسيم كه تعداد پزشكان زن در سال 1920 از تعداد پزشكان زن در سال 1910 ـ سالي كه واژه فمينيسم وارد فرهنگ لغات غربي شد ـ كم تر است. مجله ريدرز دايجست در سپتامبر 1996 آمارتكان دهنده زير را ارايه داد:
هر ساله، 350 هزار دختر نوجوان امريكايي در سنين 15 تا 19 سال در نتيجه ارتباط هاي نامشروع، آبستن مي شوند و فرزندان غيرقانوني به دنيا مي آورند كه اين آمار در دهه هاي اخير، سال به سال رو به افزايش است. [تولد اين تعداد از فرزندان نامشروع، غير از سقط جنين هايي است كه اين نوجوانان انجام مي دهند].
دختران دبيرستاني با چه رؤياهايي، به ارتباطات غيرقانوني دست مي زنند، ولي وقتي متوجه مي شوند، ديگر شانس خود را براي برخورداري از يك زندگي سالم و ايده آل، از دست داده اند. يكي از اين دختران مي گويد: «اي كاش هنگامي كه زمينه هاي ايجاد يك ارتباط نامشروع برايم فراهم شده بود، كمي هم به زندگي آينده ام مي انديشيدم»...
تنها 40 درصد از اين دختران موفق به ازدواج مي شوند كه البته آمار طلاق در ميان آنان نيز دو برابر دختران ديگر است. اندوه و پشيماني، آوارگي، جرم و جنايت، فروپاشي خانواده و ناتواني در آينده نگري، از نتايج اوليه سكس در جامعه ايالات متحده امريكاست و جواناني كه در اين ورطه هولناك غلتيده اند، آينده اي دشوار و غم انگيز پيش روي دارند. پس به راستي مقصر كيست؟
گفتني است 62 درصد امريكايي ها ابراز نگراني مي كنند كه آموزش وپرورش اين كشور در پرورش نسل نو ـ به عنوان افرادي با احساس، مسئوليت پذير، آداب شناس، صادق، پرهيزگار و باانضباط كه بايد ميان ماديات و معنويات موازنه برقرار كنند ـ با شكست روبه رو شده است. 61 درصد نيز از افزايش بيماري ايدز و بيماري هاي مقاربتي نگرانند.
8
اين آمار تكان دهنده گوياي اين حقيقت است كه سخن دكتر هريس نه تنها خالي از هرگونه استدلال علمي است، بلكه واقعيت ندارد.
2 ـ آيا گرايش به جنس مخالف با عدم دسترسي آسان به آن، نبايد در جوانان رشد يابد تا زمينه تشكيل خانواده و... باشد؟! آيا با ايجاد اختلاط و از بين بردن گرايش مرد به زن جايي براي پيوستن زن و مرد براي بقاي نسل باقي مي ماند؟! و آيا اين خيانتي بزرگ به انسان نيست كه هركدام تا آخر عمر مجرد زندگي كنند؟
3 ـ سومين دليل طرفداران اختلاط زن و مرد در مراكز آموزشي اين است كه اين نوع آموزش با عدالت و انصاف سازگارتر است و بهانه استفاده هم زمان دختران و پسران از فرصت هاي تحصيلي را پيش مي كشند.
9
مرحوم علامه جعفري در مورد تفاوت هاي زن و مرد مي گويد:
يكي از اعتبارات طبيعي زن اين است كه به طور ناخودآگاه كنار كشيدن خود را از فعاليت در كارگاه خلقت، مساوي با نابودي خود تلقي مي كند، در صورتي كه مرد ممكن است آن ناراحتي را كه از محروميت در فعاليت كارگاه آفرينش احساس مي كند، به وسيله اعمال ديگر دفع كند و در موجوديت خود بيارامد (آرام گيرد).
در مقابل، مرد از توانايي عقل نظري محض بيشتر برخوردار است. اين برخورداري، امتيازي با ارزش انساني محسوب نمي شود؛ زيرا فعاليت هاي تجريدي و تعميمي كه در مغز مرد بيشتر از زن ديده مي شود، ارتباط آن فعاليت ها را با واقعيت تضمين نمي كند.
10
با وجود اين اختلاف ها، اختلاط زنان و مردان در مراكز آموزشي به نفع آنان نيست و شايسته است كه با هر دو جنس با توجه به نيازهاي آنان برخورد شود.
4 ـ دليل ديگر براي آموزش مختلط، آمادگي براي كار مشترك و گروهي در آينده و ساختن جهاني بهتر است؛ چون انسان بايد فعاليت هاي گروهي و اجتماعي خود را از دوران تحصيل آغاز كند.
5 ـ رهپويان فمينيسم معتقدند كه با محدوديتِ روابط، به امنيت اجتماعي خدشه وارد مي شود. به همين دليل گفته اند: با آزادي روابط اجتماعي زن و مرد و حضور بي قيدوشرط زن در جامعه، زنان مي توانند به اين حق قانوني خود برسند و از امنيت اجتماعي برخوردار شوند.
در اين زمينه بايد گفت امنيت اجتماعي، نتيجه اخلاق و فرهنگ هر جامعه به شمار مي رود و در دين اسلام نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است. به همين دليل، روابط زن و مرد را محدود مي داند تا انسان ارزش و كرامت يابد خواه زن باشد يا مرد. قرآن مي فرمايد:
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيرًا. (نساء: 124)
و كسي كه عمل صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه ايمان داشته باشد، داخل بهشت مي شوند و كم ترين ستمي به آن ها نخواهد شد.
بنابراين، زن مسلمان همانند يك مرد مي تواند از تمام مزاياي مادي و معنوي استفاده كند. بسياري از زنان اروپايي و امريكايي كه در ايران ساكن بوده يا مدتي اقامت داشته اند، امنيت اجتماعي موجود براي زنان در ايران را براي زنان غرب غيرقابل تصور مي دانند و زندگي در فضاي دور از تنش هاي اجتماعي ناشي از سوء استفاده هاي جنسي از زنان را آرزو مي پندارند. نشريات امريكايي در دهه اخير اعتراف كرده اند كه بسياري از مشكلات موجود در جامعه از جمله مسايل روحي زنان، خودكشي دختران جوان، خشونت عليه زنان، سقط جنين و غيره ناشي از حركت هاي فمينيستي بوده است.
منبع:کتاب معاشرت زنان و مردان از ديدگاه اسلام

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532