-
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
-
پوشش و حجاب ایرانیان در گذر تاریخ
واکاوی تاریخ ايران زمین، موید این باور راستین است که «پوشش و حجاب» ریشه در فرهنگ غنی ایرانیان داشته است و مردم این سرزمین به سبب استغنای اعتقادی، تاریخی و گرایشات ذاتی به مسئله حجاب و رعایت هنجارهای پوشش، در مبارزه با عریانی پیشتاز بودهاند. از این رو موضوع پوشش همواره مورد هجمه دشمنان و رسانههای بيگانه قرار گرفته است.
ایرانیان از دوران باستان پوشش و حجاب را نه تنها مختص زنان بلکه آن را از ویژگیهای اهورایی مردان نیز میپنداشته و در مقابل، برهنگی و بیبندو باری را خصیصه ای اهریمنی قلمداد می کردند. نقشها و کتیبههای بر جای مانده از داخل و خارج از مرزهای ایران کهن، از هزاران سال پیش، گواهی میدهند که نیاکان پارسای مردمان سرزمین پارس، نسبت به بسیاری از مردمان هم عصر خویش معتقدتر و پایبندتر به حفظ این ارزش آسمانی بودهاند. پوشش زنان در ایران باستان همواره سبک و اسلوب خاصی داشته و بررسیها نشان میدهد که پوشش تمام بدن در دورههای مختلف تاریخی چه نزد زنان و چه نزد مردان در ایران یک حقیقت بوده است و در طول تاریخ به هیچ وجه ایرانیان در برهنگی به سر نمیبردهاند. برخی معتقدند: پوشش کامل و آراسته ایرانی به نوعی ریشه به وجود آمدن حجاب در دنیا است. ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجستهاست که میتوان ایران را منشأ اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست. دایرهالمعارف لاروس نیز پیدایی حجاب زنان را به ایران باستان نسبت میدهد. در تفسیر اثنی عشری چنین آمدهاست: تاریخ نشان میدهد که حجاب در فرس (فارس) قدیم وجود داشته است.
زرتشت در حدود بیش از هزار سال پیش از میلاد مسیح، در کتاب «یسنا» بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده است. بر پایه آنچه از این دین باستانی ایرانیان برمیآید و موبدان هم اکنون نیز بر آن پافشاری میکنند؛ پوشش زن باید به گونهای باشد که حتي یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا نیز چنین آمده است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را میپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورامزدا نماز میکنیم». در مورد حجاب زنان زرتشتی گفته شدهاست که پوشاکي که بانوان زرتشتی از آن استفاده میکنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است. و پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجسته برجا مانده از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. همچنين به نظر میرسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشتهاند: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی بر میخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمیخوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است». پس از هخامنشیان و تاخت و تاز اسکندر مقدونی به ایران، هنگامی که وضعیت سلوکیان آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارتها بودند، به حکومت رسیدند. لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستیندار و یقه راست بودهاست. پیراهن دیگری داشتهاند که روی اولی میپوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بودهاست. روی این دو پیراهن چادری سرمیکردند. چادر زنان اشکانی به رنگهای شاد و ارغوانی و یا سفید بودهاست. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر میافتاده که کلاه زنانه را در قسمت عقب و پهلوها میپوشانیدهاست. زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن میکردند، با شنلی که برافکنده میشد و نیز نقابی داشتند که معمولا به پس سر میآویختند. در دوره اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسمهای رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بودهاست که نمونههای آن در مجسمههای دوره اشکانیان نمایان است. در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادر به عنوان پوشاک رو استفاده میکردند، و در زیر آن پیراهنی میپوشیدهاند[1].
از تامل در سطور فوق آنچه حاصل می شود این است که ریشه های پوشش در جامعه ایرانی چنان عمیق است که هیچ سلطنتی یارای مخالفت با آن وجود ندارد زیرا در هیچ دوره ای شاهد حضور عریان و ضدارزشی زنان در کوی و برزن نیستیم و حتی اگر حضوری از زنان در تاریخ و یا نقوش ثبت شده است موید حضوری ارزشی عفیفانه است که زنان اشراف در نهایت پوشش و با حجابی کامل این نوع رفتاری را در جامعه ترویج می کردند و در مقابل برهنگی و حضور لاقیدانه در اجتماع بیانگر نوعی عوام زدگی و یا به عبارتی جایگاه پست و دون اجتماعی بوده است. این مشی و رویه حتی در زمان تسلط اسکندر مقدونی در کشور و نیز در زمان غارت و تاراج مغول ها ادامه پیدا می کند تا بدانجا که بانوی بزرگواری چون گوهرشاد که در دربار سلطنت جایگاه ویژه ای دارد در غایت فرهیختگی و عفت درس پاکدامنی و امانت داری از بزرگترین امانت الهی یعنی گوهر عفت به جامعه می دهد لذا ناگفته پیداست که وقتی در زمانه ای برای مقابله با عفت در همان مکانی که تداعی گر بانوی پاکدامنی چون گوهرشاد خاتون است دستگاه جور و ظلم که سرسپردگی خود به غیر را در غایت خود تثبیت کرده است ناگزیر از به خاک و خون کشیدن عفیف زنان و غیور مردان ایرانی می شود ایرانیانی که در فراز و نشیب تاریخ به پوشش بعنوان مهمترین رکن فضیلت و برتری خود به سایر ملل نگریسته اند و به واسطه اسلام این فضیلت ظاهری به خلعت سیرتی چون عفت برازنده قامت این زنان و مردان موحد می گردد حال در زمانی که به مدد بسترسازی قلم بدستان مزدوری که از بطن وادادگی مشروطه قد علم می کنند رضاخان میرپنج جسارت اهانت به حجاب زنان را می یابد و بالاجبار چادر از سر زنان و دختران ایرانی می کشد زنان ایرانی خار در چشم و استخوان درگلو این رنج را تحمل کردند و درب خانه ها بر روی خود بستند اما لحظه ای دفاع از حریم و امانت الهی را کوچک نشمردند به سبب صبر و پایداری آنان خداوند هدیه خویش عرضه نمود و با پیروزی انقلاب اسلامی دگرباره پوشش و حجاب ارزش خود را احیا نمود و اولین جرقههای قانونی شدن حجاب در اسفند سال ۱۳۵۷ یعنی کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب زده شد. جمهوري اسلامي ايران ثابت کرد که زنان میتوانند با عمل به دستورات اسلام و رعایت قوانین آن از جمله حجاب و رعایت حدود در تمامی صحنههای سیاسی و اجتماعی حضوری فعال داشته باشند. يعني پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.
به طور اجمال ميتوان گفت پوشش در جامعه ايراني هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است و در نهايت چادر با وقارترین و بارزترین نمود عینی پوشش زن مسلمان و ايراني واقع شده که سراسر بدن او را میپوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن دارد. یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیما[2]؛ (ای پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با جلبابها خود فرو پوشند، که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند؛ بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.)
حجاب در شکل چادر، علاوه بر ریشهی عمیق دینی، دارای ریشهی عمیق تاریخی و ملی نیز هست و صدها سال قبل از پیدایش قاجار از آن استفاده میشدهاست.[3]
لذاطبق فرمايشات مقام معظم رهبري، واجب بودن حجاب برای زنان از ضروریات است و البته «چادر حجاب برتر محسوب میشود و انواع مدها، لباسهای گوناگون و جلوهگریه1 برای سعادت بانوان زیان آور است»[4].
[1] - رجبي، عباس،(1388)، حجاب و نقش آن در سلامت روان، نشر موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره).
[2] - سوره احزاب، آيه 59 .
[3] - مهدی مهریزی، حجاب، ص 46.
[4] - بيانات رهبر معظم انقلاب، 4 دي 1370.
ساره علیزاده






