بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

جوان ما به نفس نفس افتاده

سامان موهای بلندش را چنان «تافت» مالی كرده كه گویی كلاهی از تیغ‌های جوجه‌تیغی بر سر گذاشته. خودش می‌گوید این مدل مو را كه متعلق به یكی از هنرپیشه‌های غربی در یك مراسم غیررسمی بوده، در اینترنت دیده و امروز كه قرار است به مهمانی برود، پرینتی از عكس را به آرایشگر داده تا او را به همان شكل دربیاورد.

برادر كوچكش هم موهایش را به شكلی عجیب و غریب درآورده است. اما انگار آنها بیشتر از من متعجبند. تعجب می‌كنند از اینكه این مدل موها را نمی‌شناسم و درك نمی‌كنم چقدر مهم است كه آدم حتما در مهمانی خاص باشد.

هویت یافتگی یا بحران هویت!!

هویت، بخشی از رفتارهایی است که شخص در جامعه از خود بروز می دهد و آنها را از طریق عقل انتخاب کرده است. رفتاری که تقلیدی، موروثی و مبتنی بر عدم شناخت و براساس فقط سنت های رایج نیست. کسی هویت یافته است که رفتارهای انتخابی او بر اساس عقل باشد. بسیاری از جوانان آداب و باورهای اعتقاد هویت یافتگی کسب نکرده اند، کسی که انتخاب رفتارهایش مبنی بر عقل نباشد، هویت‌مند نیست که اغلب جوانان در مسایل دینی هویت گسسته یا بحران زده هستند. هویت یافتگی در عرصه های گوناگون در جوانان به صورت کامل تحقق پیدا نکرده است. جوان گاه دچار توقف هویت است، گاه گسست هویت و گاه بحران هویت است. توقف هویت یعنی رفتارهایی که مبتنی بر انتخاب گری نیست و به دلیل تربیت خانوادگی یا تأثیرات دیگران در فرد شکل گرفته است، هویت نیست و فرد در این شرایط دچار توقف هویت شده است.

مسأله گسست هویت که جوان های ما بیشتر دچار آن هستند این است که فرد بین سنت ها و حرف های رایج و باورهایی که در جامعه به او تکلیف می کند و دیدگاه های خودش قدرت انتخاب ندارد. در این صورت فرد نه به ساختارهای جدید  عاقلانه انتخاب شده ای که خودش آنها را درک کرده رسیده است و نه از جامعه تقلید می کند، در واقع در حالت سکون قرار دارد، هیچ رفتاری برای او ارزشی ندارد و برای هیچ رفتاری تحلیل، فهم و جدیت ندارد.

فرد در بحران هویت چیزی را انتخاب نمی کند، از جریانی هم تقلید نمی کند، توقف هم نخواهد کرد و در دوره گذار هم نیست. در واقع جوان رفتارهای ناهنجار از خود بروز می دهد که مبنی بر عقل نیست و متفاوت از ارزش های دینی و اجتماعی است. آشفتگی روح و روان و بحران زدگی از رفتارهای جوان می شود.

در این بحران، فرد از رفتارهای درست و غلط جامعه به شکل بحران زده و ناپسند استفاده می کند و در انتخابی با رفتارهای خود دیگران را آزار می دهد. به طور مثال اگر بخواهد موسیقی گوش دهد، حتی اگر موسیقی مناسبی استفاده کند با رفتار و شیوه استفاده از آن دیگران را می رنجاند و حقوق اجتماعی مردم را نادیده می گیرد.

بحران هویت جوانان؛ برشی از بحران تصمیم‌گیری دولتمردان

در كشور ما برنامه‌ریزی فرهنگی زیر نظر مستقیم دولت است. اما پس از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی ایران هنوز برسر كالاهای فرهنگی كشور به اجماع نرسیده‌ایم، مدیریت‌های سلیقه‌ای سبب می‌شود نوعی دوگانگی در آن دیده شود. در حقیقت این مقوله نیز برشی از بحران تصمیم‌گیری دولتمردان در مباحث اقتصادی و اجتماعی است كه در همه آنها نوعی نگاه سیاست‌زده دیده می‌شود.

از یكسو تهدیدات اجتماعی قلب جامعه ایرانی را نشانه رفته است و از سوی دیگر آسیب‌های اجتماعی، این جامعه را به نفس نفس زدن انداخته. آسیب‌هایی كه فاصله طبقاتی، فقدان تعهد كاری و بحران هویت در صدر آن ایستاده‌اند و در این میان، سهم جوانان ایرانی از بحران هویت بیش از دیگر آسیب‌هاست. بحرانی كه از فقدان برنامه‌ای صحیح و اساسی برای جهت دادن به جوانان در مسیر صحیح استفاده كرده و جوان ایرانی را در سردرگمی و تعلیق نگه‌داشته تا در زیر بمباران عناصر فرهنگی اینترنتی، به هر هویتی كه به نظرش جالب می‌آید چنگ بزند و آنقدر خودش را در نشانه‌هایی از فرهنگ غیربومی غرق كند كه احتمال افتادنش از آن ور بوم مطرح شود.

بحران هویتحتما شما هم دیده‌اید جوانانی را كه آنقدر از ارزش‌های ایرانی دورشده‌اند كه حتی در انتخاب همسر هم معیارهای زیبایی غربی را ملاك قرار می‌دهند. همین است كه تا به خودشان می‌آیند سر از دادگاه خانواده درآورده‌اند و مهر طلاق پای شناسنامه‌شان خورده است. باورتان نمی‌شود سری بزنید به اخبار منتشر شده در روزنامه‌ها تا رخدادهایی از این دست را به وضوح ببینید. اما این همه ماجرا نیست. رد پای بحران هویت را می‌توان در افزایش فساد، انزوا یا پرخاشگر شدن مردم و سرخوردگی جوانان به وضوح دید. گذشته از آن فروریختن اعتماد اجتماعی و افت سرمایه‌های اجتماعی در كشور نیز یك سرش به بحران هویت ختم می‌شود. پدیده‌هایی كه نمودی از آنها را در سال‌های اخیر در جامعه شاهد بوده‌ایم. اگر تعلل دولتمردان و متولیان فرهنگ در جامعه بیشتر طول بكشد ممكن است تا چند نسل دچار همین سردرگمی باشیم و در نهایت اگر نسخه‌ای برای این جامعه پیچیده نشود، فرهنگ ما نابود خواهد شد!!!

فرهنگ بومی را به جوان بشناسانیم

هویت عاملی است كه اصالت یك فرد به جامعه را مشخص می‌كند و با سه مولفه در ارتباط است: زمان، مكان و فرهنگ. در جهان امروز به واسطه وجود شبكه‌های تلویزیونی و اینترنتی بعد زمان و مكان از بین رفته و فقط بعد فرهنگی آن باقی مانده است. البته عنصر فرهنگ نیز به دلیل رشد تكنولوژی شیشه‌ای شده و در معرض دید همگان قرار گرفته است. به همین دلیل است كه باورها و ارزش‌ها در فكر جوان درگیر نوعی تضاد شده ‌است. از جوان یك چیز خواسته می‌شود و او در دنیای مجازی چیز دیگری می‌بیند. از خودش می‌پرسد كدام‌یك درست است؟ از طرف دیگر كارهایی كه برای جذاب‌سازی عناصر فرهنگی انجام شده كافی نبوده و جوان را جذب نمی‌كند. به این ترتیب دچار سردرگمی و ابهام می‌شود. برخوردهای ناصحیح هم این مسئله را بحرانی‌تر می‌كند.

از آن فروریختن اعتماد اجتماعی و افت سرمایه‌های اجتماعی در كشور نیز یك سرش به بحران هویت ختم می‌شود. پدیده‌هایی كه نمودی از آنها را در سال‌های اخیر در جامعه شاهد بوده‌ایم. اگر تعلل دولتمردان و متولیان فرهنگ در جامعه بیشتر طول بكشد ممكن است تا چند نسل دچار همین سردرگمی باشیم و در نهایت اگر نسخه‌ای برای این جامعه پیچیده نشود، فرهنگ ما نابود خواهد شد!!!

كم‌كاری دولت یك پای ماجراست

برنامه‌ریزی‌های نادرست برای جذاب كردن عناصر فرهنگی بومی كشور مورد انتقاد است. فرهنگ ما آنقدر غنی است كه نیازی نیست برای مطرح كردن آن، جوان را از برخی موارد نهی كنیم بلكه باید از راه صحیح شناساندن این فرهنگ را در پیش بگیریم. در حقیقت باید اجازه دهیم مشك خود ببوید وگرنه با تعاریف نادرست عطار، جوان طالب این فرهنگ نمی‌شود. در كشور ما برنامه‌ریزی فرهنگی زیر نظر مستقیم دولت است. اما پس از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی ایران هنوز بر سر كالاهای فرهنگی كشور به اجماع نرسیده‌ایم مدیریت‌های سلیقه‌ای سبب می‌شود نوعی دوگانگی در آن دیده شود. در حقیقت این مقوله نیز برشی از بحران تصمیم‌گیری دولتمردان در مباحث اقتصادی و اجتماعی است كه در همه آنها نوعی نگاه سیاست‌زده دیده می‌شود.

بازنگری، تنها راه‌حل

در مدیریت فرهنگی باید بازنگری شود. قرار نیست ما همه راه‌ها را خودمان برویم. می‌توانیم از تجربه كشورهای دیگر استفاده كنیم. اگر بخواهیم جوانان را از برخی عناصر فرهنگی نهی كنیم، ناخودآگاه برای آنها جذاب‌تر می‌شود و جوان دیگر اعتنایی به آنچه خودمان داریم و غنی‌تر و بارزش‌تر است نمی‌كند. اگر برنامه جامعی در این زمینه تدوین و اجرا نشود، دچار «طراز منفی مبادلات فرهنگی» خواهیم شد. این موضوع به آن معناست كه صرفا گیرنده فرهنگ خواهیم بود بدون آنكه دهنده فرهنگ باشیم و مسلمااین موضوع ایرانی‌ها را از اصل خود دور كرده و باعث انتشار از خود بیگانگی در جامعه می‌شود. پدیده‌ای كه تعارضات افراد را بیشتر كرده و روان اجتماع را به خطر می‌اندازد.

منابع: تهران امروز/برنا/تبیان

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532