بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

قول میدهیم

خدا را شکر ، خدا را شکر ، امروز حال مادر بهتر است ...

ان شا الله مادر جون زودتر خوب میشی ! دوباره با هم میریم بیرون شهر ، کنار مزار عمو جان حمزه ، و باز هم از رشادت های عمو و بابا تو جنگ بدر و احد برایم تعریف خواهی کرد ...

عمو جان ، عمو ، ای کاش اینجا بودی ، تا مثل گذشته ها که کسی جرات نگاه چپ به رسول خدا نداشت ، امروز هم کسی جرات نمیکرد نگاه کینه توزش را به دختر رسول الله بدوزد ...

مصلحت دین خدا ، مدتهاست دستهای بابا را بسته ...

عمو جان ، تا به حال بابا را اینگونه ندیده بودم ، از بعد سوختن درب خانه ، انگار پرو بال بابا هم سوخته ... گاهی وقت ها به دور از نگاه مادر ، یک گوشه میشیند و زانو هایش را بغل میکند و خیره میشود به درب خانه...

خدا را شکر عموجان ،! بابا همراه ما در کوچه نبود ...وگرنه!؟ ... وگرنه!؟ ...

ای کاش عمو جان قدم بلند تر بود ... بلند و بلند ...

هرچی رو پنجه های پاهایم فشار آوردم ، قدم به صورت مادر نرسید ...

شرمنده ام مادر ... شرمنده...

اما قول میدهم مادر جان شرمندگیم را تا ابد از نگاه پدر در سینه ام پنهان کنم ، همانطور که تو میخواهی مادر

مطمئن باش مادر

مطمئن باش مادر همانطور خواهم بود که تو میخواهی

یکی انگار داره دل رو ، به یک جای غریبی میکشونه

اونکه با چادر خاکی ، گناهای همه را میپوشونه

انگاری دست خودم نیست ، انگاری داره دلم باز بهونه

چشم گریون ، مثل بارون ، میچکند اشک های من دونه دونه ...

و ما نیز مادر جان قول میدهیم همانطوری باشیم که تو میخواهی ...

به خاک های چادرت قسم ، یک نگاهم کن ... مادر جان

***

مصطفی رحیل

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532