-
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
-
1 -در آستانه ولادت قرار داريم و بايد بكوشيم اين ايام را شكوهمند و گرانشأن
برگزار نمائيم و در سالروز ولادت وي، سنگ تمام بگذاريم و جان و دل امام عصر
ارواحنافداه را شادمان سازيم.
2 - در قرآن مجيد و روايات اهلبيت از شادماني و
گريستن، بصورت همراه، ياد شده است، در آيهاي "فليضحكوا قليلا وليبلواكثيرا جزاء
بما كانوايكسبون، توبه 82" آمده، كه اندك بخنديد و بسيار بگرئيد كه اين نتيجه اعمال
شما ميباشد و اين آيه براي برخي در قيامت است و در آيهاي آمده، كه خداوند را
بدينگونه معرفي ميكند "و انه اضحك و ابكي نجم 43" او ميخنداند، و او ميگرياند، در
آيهاي ميخوانيم، مجرمان و گنهكاران، روزي به مومنان ميخندند "گريه تمسخر و
استهزاء" و صد البته روزي مومنان به مجرمان ميخندند "انالذين اجراموا كانوا من
الذين آمنوا يضحكون مصطففين 29، فاليوم الذين آمنوا من الكفار يضحكون، 34" بهرحال
اصل خنده و گريه وجود دارد و هر كدام در جاي خود.
3 - در روايات آمده كه امام
ششم ميفرمايد، شعييان، از اضافه سرشت اهل بيت، پديدار شدند، كه براي شادماني ما
شادمان ميشوند و براي اندوه ما، اندوهگين ميگردند. در حقيقت شيعه خود را با
آموزگاران و امامان خود، تطبيق مينمايند و آنان را حتي در صفات روحي، الگو قرار
ميدهند، بنابراين بايد در ايام سوگواري حضرت زهرا عليهاسلام، عزادار و سوگوار باشيم
و در ايام ولادت و شادي وي، شادمان و خرسند باشيم.
4 - مراسم سوگواري، شيوه
خود را دارد و مراسم شادماني، روش مخصوص خود. در مراسم شادماني ولادت ويرا به
فرزندش امام زمان عليهالسلام و به سادات و بزرگان و مقام معظم رهبري و به پيروان و
ارادتمندان حضرتش و به رهروان مكتب وي تبريك بگوئيم و زندگينامه حضرت را توضيح
دهيم و به وي توسل جوئيم و نگذاريم خداي ناكرده، مراسم نامناسب به بهانه شادماني به
وجود آيد. مراسم تشريفاتي و تزييني بوجود نياوريم و بلكه بكوشيم مراسم حالت فرهنگي
و مذهبي داشته باشد و سيما و سيرت و منش و روش اهل بيت را معرفي كنيم، در كنار
تبريك و تهنيت، از سيره و سلوك آنان بگوئيم، تا معلوم گردد كه آنان، انسانهاي
فرازماني و فرامكاني و فرانژادي ميباشند و تاريخ مصرف ندارند و بلكه حيات و شخصيت
آنان ماندگار و جاودانه ميباشد.
در كتاب "سيما و سيره ريحانه پيامبر" كه تأليف
علي كرمي ميباشد ميخوانيم، حضرت زهرا عليها سلام روح حيات در كالبد زمان ميباشد،
زيرا او اگر خورشيد جهانافروز بود، برتر از اين مشعل پرشكوه آسماني بود، والاتر از
اين كانون نور و روشنائي، برتر از اين ارزاني دارنده زندگي و حركت و حرارت و طراوت
و نشاط و آسايش بود.
و اگر ماه بود زيباتر از اين شمع شب افروز و دلرباتر از
اين سمبل جمال و زيبائي بود و اگر زميني بود، رنگينتر از اين خوان گسترده،
پربركتتر از اين گنجينه معادن و شگرفتر از اين آفريده پر اسرار و پاك و پاكيزهتر
از هر زمين طيب وطاهري بود كه انواع گلها و گياهان و دانهها و ميوهها را به فرمان
خداوند ميروياند و در دامان خويش ميپرورد.
و اگر كره بود، سمبل شكيبائي و
پايداري و مقاومت و رمز استواري و پايمردي بود. و قله جمال و كمال و جلال داشت.
اگر درياي خروشان و مواج و پرتلاطم بود، انبوه،انبوه، لولوءو مرجان و مرواريد
درخشان و ناياب را در خود داشت.
و اگر اقيانوس ژرف و بيكرانه بود، مخزن عجايب
بود و اسرار شگفتآور داشت كه همه پيامبران و امامان را به تحسين و تكريم واداشت.
اگر آبشارريزان و شفاف و زلال بود، هماره دانش و بينش، درايت و فرزانگي، آگاهي
و آيندهنگري، ژرفانديشي و هدفداري، از شاخسار وجودش بر تشنگان و جويندگان آب حيات
ريزش داشت.
در ياد روز ولادت حضرت صديقه مباركه از دختري بگوئيم كه دختري
بيهمتا و بيهمانند بود، دختري سرشار از خردمندي و خردورزي،ادب و عاطفه، پاكي و
صفا، معنويت و فضيلت، كمال و جمال، خداجوئي و خدا خواهي، خدابيني و خداپرستي، ايمان
و پارسائي، توحيد وتوكل، شهامت و دليري، عفاف و درستي، ژرفانگيزي و نوانديشي،
حقشناسي و انصاف، عدالت خواهي و دادگري، حق طلبي و ستم ستيزي بود.
7- اين بود،
هر چه بود و هر كه بود، اعجوبه جهان خلقت، معماي انسانيت، خلاصه فضيلتها و عصاره
كرامتها و مجموعه موهبتها و فرزانگيها از جنس زنان بود و در يك كلمه "كوثر" بود
كه كوتاهترين سوره قرآن است و عطيه خداوند و عالم هستي "انا اعطينا" به رسول خدا
ميباشد.






