بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

غروب غريب مدينه

در شعاع آفتاب فروردين، اندوهي سترگ بر شکوفه هاي قلب شيعه سايه گستر شد. ستاره اميد نبي بر خاک فتاد و موج درياي دل علي به ساحل فرقت رسيد و برترين آشناي عرشيان بر فراز دست سپيداران در سياهي شب به ضيافت سرخ لقاء، نايل شد.

مادر، چه غريبانه از ديار عاطفه ها هجرت کرد و در مشايعتش مرغ دل تا فراسوي آسمان کوچيد. معتصمين شيطان، تلخي شوکران فراق را در کام ياران سپيده ريختند. واحسرتا! مهتاب نيلي شفاعت به محاق نشست و طوباي رعناي ولايت و آذين صحيفه شهادت، پاي به معراج نهاد و سايه هماي عنايتش را از ماسوا برچيد.

امروز از سيماي ياس ها و نسترن هاي بهاري، نکهت غم مي خيزد. امروز شقايق هاي دشت بي قراري، سياهپوش زهراي آل ياسينند و از سمت آبي دلدادگي، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شيعه رسيده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ريزش آبشار حرمان و رويش غنچه هاي درد و داغ، منظر بهار غمند و عندليب عاطفه را به نغمه فرقت فرا مي خوانند.

يا فاطمه، يا سيدتنا و مولاتنا! ادرکنا!

شيعه يعني محفل نشين چهارده ساقي سهي قامت و باده نوش چهارده خم طهور. شيعه يعني فصل حماسه و هنگامه انتظار و بهار غم. شيعه يعني خروش عصمت و آرامش نيايش.

امروز صباي سوزدل ها حزين و خرامان به سوي مدينه وزيد و عطر ياسمن هاي اندوه در کوچه هاي ارادت پيچيد، سلام عاشقان بر غريب مدينه. امروز تمام راه هاي آسمان را به سوي مدينه گشوده اند و راهيان سبز سلوک به تنهايي مزار يار مي انديشند.

آنک، در رثاي گوهر گمگشته علي، ريزش الماس اشک را شايد و تراوش ياقوت آه. آن گاه که شمشاد شيداي ولايت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه اشتياق خشکيد و ماه اميد، هجرت کرد. چه شباهنگامِ دلتنگي بود و چه سپيده ي سياهي! تمام خورشيدهاي شعف، يکباره با غروب آشنا شدند. سيماي سپيد زهره منظومه ولايت به سرخي گراييد.

فاطمه، معيار فضايل بود و اسوه سرآمدان عصمت و ميزان محسنين. در فناکده خاک، افول کرد و در بقاسراي عرش، طلوع و تابندگي نمود. هنوز آواي شيوايش در گوش دل ها باقي است که همگان را به پارسايي و پايداري در ولايت علوي مي خواند و خود، عامل نخست آن بود. آيين محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه يافت و امت از مرام زيبايش، مجد. فرداي شيعه از ديروز شعله ناک آلاله شهيد نبي، به روشنايي رسيد و سوز سينه آسماني اش، اقتدار و صبر حسين و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

السلام عليک يا فاطمه الزهرا يا بنت رسول الله!

ما خاک پاي يوسف گمگشته توييم و حيات و قيام و حکومت و جان و روح و هستي مان رهين يک نگاه آسماني اوست. انقلاب اسلامي ما جلوه کوچکي از نور عنايت فرزند عزيز توست. تمام شقايق هاي دشت التهاب براي قطره اي از درياي احسانش در انتظار مي سوزند.

خدايا مباد که نسيان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حيات و نهضت ما براي يک تبسم مليح اوست.
سال هاست که دلتنگ غيبت و نهاني اوييم و نيک مي دانيم که وجود جودآگينش حضور محض است و نهاني، از آن ماست.

يا فاطمه الزهرا، يا قره عين الرسول!

پدر و مادرم فداي خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنايت خويش از ما مگير. ضعيفانيم و چه کسي به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول يار؟ تهي دستانيم و چه کسي احسان مان کند جز جلوه غناي دوست؟

يا وجيهتا عندالله، اشفعي لنا عندالله!

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532