-
چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۹
-
بررسي جايگاه دختران از ايران باستان تا دوران انقلاب اسلامی
دلاوريهاي فراموشنشده دختران ايراني
دلاوريهاي دختران نامآور ايراني با شروع انقلاب مشروطيت و انقلاب اسلامي جلوه بيشتري پيدا كرد. برخي دختران و زنان كه حمايت پشت پرده از مردان را براي آغاز انقلابي عظيم كافي نميديدند خود وارد عرصه شدند و دلاوريهايي را به جاي گذاشتند. بعد از مبارزات مشروطه، دختران مبارز ديگري در دوران انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي توسط رژيم ستمشاهي و رژيم بعثي عراق به شهادت رسيده يا اسير شدند و امروزه نيز با فعاليت در سنگرهاي بسيج و انجمنهاي اسلامي همچنان حافظان اصلي انقلاب اسلامي به شمار ميروند.
تاكنون چنين جنگاوري نديده بود. رزمآور ايراني، بيباك در دل دشمن فرو ميرفت و هيچ كس از پس تير او در امان نبود. سهراب دستش را بالا آورد، خنجرش را بلند كرد و به سمت جنگاور تازيد. بهناگاه متوجه شد دختر جوان سوار بر اسب دلاورانه به سويش حملهور شده است. «گردآفريد» نمونه كوچكي از دختران دلاور و شجاع ايراني است. «دختر» در فرهنگ ايراني همواره نعمتي الهي به حساب آمده است. دختران و زنان به دنبال تحولات عظيم اجتماعي، سياسي، فرهنگي و فكري همواره يكي از اركان اصلي و كليدي به حساب آمده و نقش بزرگي در تحولات بزرگي همچون انقلاب مشروطيت، انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي داشتهاند. از هزارههاي قبل تاكنون اين قشر تحت تأثير تحولات اجتماعي، فكري و رواني بسياري قرار گرفته است و در آينده نيز آنان در تحولات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و فكري فعاليت و شركت بيشتري خواهند داشت.
دختران بعد از باستان و دوران معاصر
ايران داراي قدمت فرهنگي زيادي است و هميشه اين فرهنگ دستخوش تحولات و دگرگونيهاي فراواني قرار گرفته است.
دكتر قراييمقدم، جامعهشناس در اين باره ميگويد: «در گذشته دختران به لحاظ مداخله در امور اجتماعي، تحصيلي، شغلي و فعاليتهاي شغلي بهتدريج عقبنشيني كرده و به درون خانه رفتند و كمتر در فعاليتهاي اجتماعي شركت داده ميشدند اما در عين حال دختران و زنان در خانه بيكار ننشسته و وارد بسياري از امور توليدي مثل توليد پارچه، جاجيم، گليم و... شدند و مجدداً اقتدارشان احيا شد. يعني دختران در كار توليدي شركت داشتند در حالي كه مردان نقش مصرفكننده يا فروشنده را ايفا ميكردند و ديگر توليدكننده نبودند.»
پررنگتر شدن نقش دختران و زنان در خانواده باعث شد تا آنان دوباره فعاليتهاي سرپرستي و ايفاي نقش در جامعه را از درون خانههايشان آغاز كنند.
دكتر قراييمقدم در اينباره اظهار ميدارد: «زنان و دختران بطور غيرمستقيم در فعاليتهاي سياسي عهد خود مشاركت ميكردند. آنان در شكلگيري انقلاب مشروطيت نقش عمدهاي را برعهده داشتند. بهدليل پارهاي از ناامنيها دختران نميتوانستند از خانه خارج شده و فعاليت اجتماعي داشته باشند. اما آنان در داخل خانه و ميان خويشاوندان خود نقش مهمي در به ميدانفرستادن مردان براي انقلاب مشروطيت داشتند.»
پس از آن زنان كمكم وارد عرصههاي سياسي- اجتماعي شدند تا جايي كه رواج علم و دانش در ميان زنان و رهايي از خرافات و بيدانشي حاكم بر جامعه قاجار را امري اصلي و اساسي ديده و چندين سال بعد پس از مبارزات بسيار موفق به تأسيس نخستين مكتبخانهها و مدارس مخصوص دختران شدند.
اين استاد دانشگاه در ادامه ميگويد: «دختران مبارزات خود را تا جايي ادامه دادند كه براي نخستين بار در سال 1298 پس از تأسيس دارالمعلمات (دانشگاه تربيت معلم فعلي) دختران وارد دانشگاه شدند و اولين دختر نيز در سال 1324 فارغالتحصيل شد. از اين سال به بعد دختران وارد عرصهكار، تحصيل، كارهاي آموزشي و بيمارستاني شدند بطوريكه در دهههاي 30 و 50 فارغالتحصيلان زن پزشك را در دانشگاههاي كشور شاهد هستيم. در سالهاي بعدي نيز دختران پس از تحصيل وارد عرصههاي نظامي و بهداشتي شدند.»
دكتر زرينعلم، روانشناس نيز وضعيت رواني اين دوره را با تحولات فراوان همراه دانسته و ميگويد: «دختران در دورههاي اول (قبل از انقلاب اسلامي) بهدليل پائينآمدن كيفيت زندگي شان دچار كاهش اعتماد به نفس و عزت نفس شده و همواره نقش خود را در خانواده و جامعه كمرنگ ميدانستند اما در سالهاي بعد وقتي توانستند دوباره نقش خود را پررنگ كنند مجدداً وارد عرصههاي علمي و دانشي شده و اعتماد به نفس خود را تا حدودي و با لحاظ پارهاي از محدوديتها بازيافتند. دختران در آن دوره خوب ميدانستند با نيروي فكر و همانديشي و تزريق تدريجي افكار خود به جامعه و خصوصاً مبارزين دوباره به آغوش جامعه باز خواهند گشت اما احساس عدم امنيت آنان در جامعه باعث ميشد هميشه واكنشي منفي و اجتنابي نسبت به آن داشته باشند و حتي در سالهاي انقلاب مشروطيت فعاليت خود را با پنهان شدن پشت فعاليت مردان به انجام رساندند اما اين نيروي تجمع يافته از افكار، علايق و شناخت در دختران باعث شد آنان پس از رسيدن به امنيت و ثبات يك حكومت مناسب در جامعه استعدادها و توانمنديهايشان شكوفا شده و به عبارتي ميل به سوي شكوفايي پيدا كند.
بهعلاوه دختران اين دوران بهدليل سركوب ميل به جامعهپذيريشان گرايش بيشتري به هنر و به تصوير كشيدن و يا هنري ساختن تفكراتشان پيدا كردند و با تجلي آن در نقاشي، نقشقالي و... تفكرات خود را رواج ميدادند. بهدنبال بسياري از محدوديتها فعاليت دختران با شكلگيري حكومتي اسلامي رنگ ديگري گرفت بطوري كه به عقيده دكتر قرائي مقدم: «بعد از انقلاب اسلامي گسترش وسيعي در فعاليت اجتماعي، تحصيلي، سياسي و... زنان بهوجود آمد.
پس از انقلاب اسلامي اين تفكر كه بين دختر و پسر تفاوتي نيست دوباره در جامعه پررنگ شد و باورها و نگرشها نسبت به دختران تغيير كرد. بطوريكه امروزه ميبينيم 64 درصد از دانشجويان دانشگاهها در كشورمان را دختران تشكيل ميدهند. اين خود يك شاخص بزرگ توسعه يافتگي است. زيرا همواره به لحاظ جامعه شناختي كشورها وقتي توسعه يافتهتر ميشوند كه تعداد تحصيلكردهها (خصوصاً تحصيلكرده زن) آن بيشتر باشد. بر اين اساس زنان در دوره حاضر نقش بيشتري به دوش گرفتند و جامعه پذيرتر شدند.»
دكتر قرائي مقدم علت اين اوجگيري شكوفايي، جامعه پذيري و فعاليت بيشتر دختران در جامعه را عامل تكنولوژي برشمرده و ميگويد: «نبايد قدرت عظيم تكنولوژي را هم ناديده بگيريم. در عصر حاضر كه عصر تكنولوژي است افراد با ديدن پديدههاي جديد و عوض شدن دنيا سعي ميكنند خود را همپاي رشد و پيشرفت جهاني كنند. بطوري كه امروزه در پيشرفت، شكوفايي استعداد و حتي شكل ظاهري دختران روستايي و شهري تفاوت زيادي وجود ندارد.
بنابراين فشار اجباري و احساس نياز جامعه باعث شد امروزه زنان تلاش بيشتري براي احقاق حق خود كنند. البته در سالهاي پس از انقلاب اسلامي بسياري از حقوق از دست رفته زنان مثل ديه، گرفتن حق حضانت، ارث و ميراث و مهريه به آنان پس داده شد.» دكتر فربد فدايي، مدير گروه روانپزشكي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي نيز در باره شرايط فكري و رواني دختران جامعه نوين ميگويد: «دختران نوين ايران به ابعاد چهارگانه شامل ابعاد زيستي، رواني، اجتماعي و روحاني خود توجه دارند بنابراين آنها به سلامت جسمي خود اهميت داده و ورزش ميكنند، غذاي متعادل و به اندازه مصرف ميكنند و ميدانند تحرك بدني چه آثار مثبتي در آنان دارد. در حال حاضر دختران از نظر رواني و عاطفي خود را بسيار تقويت ميكنند و خويشتن خود را هرگز پائينتر و بالاتر از آنچه هست تصور نميكنند.
دختران امروزي به تواناييهاي خود اهميت داده و معيارهاي ارزشمند جامعه ديني را نيز ميشناسند و ميكوشند تا حد توان خويش بر پايه آن حركت كنند. بطور كلي دختران ايراني با ارزشمند دانستن مظاهر ديني و نيز حفظ ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي، قدر كشورشان را دانسته و در راه شكوفايي آن حركت ميكنند.»
دختران در دوران باستان
در دوران باستان زنان جايگاه ويژهاي در خانواده داشتند و داراي حق و حقوقي به نسبت برابر با مردان بودند. از اين رو در اين دوران دختران نيز در خانواده داراي حق و حقوقي تمام و كمال بودند و اكثر آنها براي اداره مناسب خانه و يا حتي انجام كارهاي بزرگ تربيت ميشدند.
دكتر امانالله قراييمقدم، عضو هيأتعلمي دانشگاه تربيت معلم درباره وضعيت دختران در عهد باستان ميگويد: «طبق اسناد تاريخي موجود، دختران در آن عصر هم از مزاياي تحصيلي برخوردار بودند و هم شرايط يكساني نسبت به مردان داشتند. دختران در اين دوران تا 20 سالگي علاوه بر تحصيل، تحت آموزشهاي ديگري مثل اسبدواني، چوگان و... قرار ميگرفتند.»
قراييمقدم پس از سالها تحقيق در مورد تأمين و رفاه دختران و زنان درباره وضعيت معيشتي زنان در عصر باستان ميگويد: «در آن ايام دختران و زنان در تختجمشيد كار ميكردند و دوبرابر مردان حقوق ميگرفتند و به زناني كه بچه به دنيا ميآوردند، جايزه تعلق ميگرفت. طبق آئيننامه عهد باستان تولد فرزند امري مقدس به حساب آمده و از اين لحاظ زناني كه فرزند بيشتري به دنيا ميآوردند، مورد محبت و عنايت بيشتري بودند.»
در حالي كه حقوق زنان در جوامع ديگر پايمال ميشد، دختران ايراني اداره امور حكومتي را در دست داشته و بسياري از آنان مشاغل مهم و مسئوليت داشتند و اين خود بيانگر فرهنگ غني ايراني و نگرش ايرانيان به حضور دختران در جامعه و نيز بالا نگه داشتن منزلت آنان است.
دختران در عهد باستان بيشتر فنون مربوط به خانهداري را تعليم ميديدند و دختران خانوادههاي ممتاز نيز در مسائل علمي و حقوقي و مذهبي بحث و تبادلنظرهاي فراواني داشتند. به علاوه دختران در دوران باستان حفظ حجاب و پوشيدهرويي را يك وظيفه اخلاقي و سنتي خود ميدانستند.
آنان همچنين برای تشكيل خانواده و آوردن فرزند تشويق ميشدند، زيرا ايرانيان عهد باستان ازدواج را وسيله بنيان خانواده و نيكبختي اجتماع و حفظ نسل ميدانستند. بنابراين دختران آن زمان به نيكويي همسران خود را از ميان خواستگارانشان انتخاب ميكردند. در آن ايام نيز دختران به شيوه امروزي خواستگاري ميشدند.
آنان ميبايست قبل از رسيدن به سن بلوغ همسر مورد علاقه خود را انتخاب كرده و به محض رسيدن به سن بلوغ ازدواج ميكردند و مدتي بعد صاحب فرزند ميشدند.
وضعيت فكري و رواني اين دختران بيتأثير از موقعيت اجتماعي آنان نبود. هرچند تاريخ مفصلي درباره عهد باستان در اختيار نيست اما برخي روانشناسان با بررسي اسناد و مدارك تاريخي تا حدودي ميتوانند وضعيت فكري و رواني دختران آن عهد را برشمرند.
دكتر حديث زرينعلم، روانشناس درباره وضعيت فكري و رواني دختران در آن دوران ميگويد: «هرچند دختران در آن دوران آزادي عمل زيادي نداشتند اما به نسبت شرايط اجتماعيشان قوي بوده و بنيان فكري قوياي نيز داشتند زيرا در آن زمان از مادران انتظار ميرفت تا فرزنداني قوي و قهرمان تربيت كنند بنابراين دختران نيز ميبايست در بسياري از امور تفكر خود را بالا ميبردند تا فرزنداني قوي تربيت كنند.»
وي در ادامه ميگويد: «فداكاري، ازخودگذشتگي و عشق نيز يكي از صفات پسنديدهاي بود كه براي دختران و زنان ايراني ارزش شمرده ميشد. مادران سعي ميكردند دختران را بسيار مهربان و با خلقياتي شاد و نيك تربيت كنند تا آنان نيز در آينده مردان بزرگي را در دامان خود تربيت كنند.»
جايگاه ويژه
حجتالاسلام والمسلمين محمدعلي مطلبي فشاركي، استاد حوزه علميه درباره اهميت دختران از ديدگاه اسلام ميگويد: در اسلام دختران جايگاه ويژهاي دارند، خداوند آنها را نيز همانند پسران صاحب حق ميداند و به دنبال زنده به گوركردن دختران اين آيه را نازل كرد: «به كدامين گناه آنها را ميكشيد» و با اين آيه جايگاه دختران را افزايش داد، همچنين در دين اسلام آمده است: «فرزند سالم گلي است از گلهاي بهشت. در اين عبارت دختر و پسر مستثني نشده و فرزند كه شامل دختر ميشود را نيز گلي از گلهاي بهشت ميداند، فرق گل زميني و گل بهشتي در آن است گل زميني زود پژمرده ميشود ولي گل بهشتي هميشه باطراوت است. بنابر اين اسلام دختر را گل بهشتي ميداند.»
مطلبي همچنين با اشاره به اين روايت ميگويد: «پيامبر اسلام نيز منزلت دختران را بالا داشته و او در سفرهايش با اولين كسي كه وداع ميكرد حضرت فاطمه(س)، دخترش بود و هنگام بازگشت به خانه به اولين كسي كه سلام ميكرد نيز دخترش بود».
دختران آينده
از هيچ كس پوشيده نيست، هر چه از رشد و پيشرفت جابماند، رشد علم و دانشو تمايل ملتها و دولتها به علم و دانش و ارتقاي رشد و پيشرفت كشورها جا نخواهد ماند.
بنابراين پيشبيني ميشود دختران در ايران آينده بيش از هر وقت ديگر شكوفاتر شده و تحولات فكري و دانشي بيشتري را فراهم آوردند.
دكتر زرين علم معتقد است: «در آينده با پيشرفت علوم خصوصاً علوم انساني مثل روانشناسي، مددكاري، علوم اجتماعي و... وضعيت فكري و رواني دختران بهبود يافته و جامعهاي شادتر خواهيم داشت. در عين حال كه دختران به رشد و پيشرفتشان توجه دارند آنان با علم بيشتري در آينده وظايف مادري شان را ايفا ميكنند.»
قرائي مقدم نيز معتقد است: «دختران در صورتي ميتوانند به حد اعلاي رشد خود رسيده و كودكان شاد و دانشمند تربيت كنند كه تحت تأثير فرهنگ غني ايراني باشند نه برخي بيفرهنگيهاي كشورهاي ديگر. بهتر است علم و دانش و تبادل علم و آموزش ميان كشورها الگوي دختران قرار گيرد نه الگوبرداري از برخي فرهنگهاي مبتذل غربي.»






