-
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱
-
امروزه نه تنها در کشور ما بلکه در ميان جوامع به اصطلاح توسعه يافته غربي نيز قاطبه صاحب
نظران بر اين عقيده اند که براي حل و فصل چالش هاي اجتماعي بايد به تقويت بنيان خانواده پرداخت. امروز که سياست هاي غرب در خصوص تضعيف خانواده به ثمر نشسته است مشخص گرديده که اين سياست غلط و در نهايت به ضرر کل جامعه است. امروز دنياي غرب با چالش هاي بسيار بنياديني در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي روبه رو شده است که يکي از اصلي ترين دلايل آن کم اهميت دانستن بنيان خانواده است. به عنوان مثال رذيله اخلاقي همجنس گرايي که امروز در اکثر جوامع غربي ظهور و بروز پيدا کرده است به اعتقاد برخي از صاحب نظران به دليل از بين رفتن بنيان هاي خانواده است. هرچند امروزه ساختمان هاي بلند و شيک غرب به نمادي از اثبات قدرت انسان بر زمين محسوب مي گردد. با اين حال نمي توان از وقايع دهشتناکي که در زير سايه اين ساختمان هاي بلند رخ مي دهد به راحتي گذشت . امروز تمدن غرب چالش هاي اجتماعي عمده اي دارد که يکي از آنها که وضعيت آن بسيار وخيم است کودکان تک سرپرست مي باشد که يا مولود يک رابطه جنسي نا مشروع هستند و يا اينکه به دليل طلاق شکل گرفته است . روانشناسان معتقدند کودکاني که در خانواده هاي تک سرپرست رشد مي کنند مستعد انحراف در آينده هستند چرا که راه رشد و تربيت آنها به درستي طي نشده است . تحقيقات علمي نشان مي دهد که طي دو نسل گذشته بر تعداد بچههايي كه با هر دو والدين خود زندگي نميكنند و همچنين تعداد بچههايي كه حاصل زندگيهاي بدون ازدواج هستند، افزوده شده است. درپي اين تغييرات ساختاري در نهاد خانواده، تغييراتي نيز در ساير بخشهاي جامعه ايجاد شده است كه حاصل تكه تكه شدن و از هم پاشيدگي خانواده در غرب است. ازدواج و خانواده در ايالات متحده آمريكا در دو نسل گذشته تغييراتي اساسي شامل كاهش ازدواجهاي رسمي، افزايش طلاق، زندگي مشترك بدون ازدواج و تولد فرزندان نامشروع و ... داشته است.در پي اين تغييرات در ساختار و نظام خانواده، نوع جديدي از خانواده، تحت عنوان خانواده تك والدي در بسياري از جوامع بويژه جوامع صنعتي پديدار شده است كه فرزند يـا فرزندان در ايـن خانوادهها بـا يكي از والدين خود زندگي ميكنند. اين نوع خانواده همچنين نتيجه روابط جنسي آزاد و بارداري خارج از قالب ازدواج ميباشد. فرزنداني كه بدين گونه متولد ميشوند، نسبت بالايي را به خود اختصاص دادهاند. محققان بيان ميكنند جوامع صنعتي به لحاظ ساختار خاص اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، بيش از جـوامع غيـر صنعتي بـا ايـن مشـكل مـواجـه هستنـد. بـر اسـاس تحقيقات، در سـال 1995-1994، حدود 22 درصد از كودكان انگليسي، در خانوادههاي تكوالدي به سر ميبردند. اين درحالي است كه در سال 1972 اين شاخص حدود 7 درصد بوده است. در سال 1970 تعداد خانوادههاي تك والد داراي فرزندان زير18 سال، بالغ بر 3/7ميليون خانواده بود كه تا سال 1990 اين تعداد به بيش از دو برابر يعني 7/9 ميليون خانواده رسيد.در اين ميان برخي از صاحب نظران معتقدند که عدم وجود پدر و يا مادر مي توانددر نوع شکل گري شخصيت جنسي کودکان بسيار موثر بوده و اين مسئله نيز در آينده مي تواند به اختلالات جنسي و در نهايت افزايش همجنس گرايي منتج شود. با اين حال بايد در نظر داشت که از نگاه اسلام خانواده از اولويت ويژه اي برخوردار است.
خانواده با وجود اينکه در اکثر جوامع مورد توجه است در جهان بيني اسلامي اهميت و ارزش شايان توجهي به آن داده ميشود. در اين جهان بيني خانواده گروهي متشکل از افراد است که داراي شخصيت مدني ، حقوقي و معنوي است که بر اساس نکاح (عقدي که ارتباط يا مشروعيت ارتباط زن و مرد را معين ميسازد) پديد ميآيد. چنين ارتباطي يک رابطه ساده انگارانه و فاقد مسئوليت پذيري نيست. بلکه يک پيمان مهم و بااهميتي است که از جنبههاي مختلف براي طرفين مسئوليتهايي ايجاد ميکند. چرا که سلامت چنين پيماني که اولين پايههاي تشکيل يک خانواده است ضامني است براي سلامت کل جامعه.اسلام از همان ابتداي تولد برنامهها و دستورات خاصي را براي رشد و تربيت کودک تنظيم فرموده و اجراي آن را بر عهده خانواده قرار داده است. بهطوريکه در سراسر دوره کودکي و نوجواني که مهمترين دوران رشد و تربيت کودک است برنامههاي خاص و سفارشهاي تربيتي بسياري را در انتخاب اسم ، شير دادن و از شير گرفتن ، در محبت و مهرورزي به کودکان و در رعايت عدالت ، وفاي به عهد نسبت به آنها چه در دوره بلوغ و چه در دوره نوجواني بيان داشته است.امام سجاد عليهالسلام ميفرمايند: حق کودک تو بر تو اين است که بداني وجود او از توست و بد و خوب او در اين دنيا به تو ارتباط پيدا ميکند و بايد بداني که در سرپرستي او مسئوليت داري و مسئول هستي که او را به بهترين وجه تربيت کني و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمايي کني. (مکارمالاخلاق صفحه 233).
پس مي توان گفت که در خانواده نيز نقش زن يک نقش محوري است و در واقع اين زنان هستند که به خانواده قوام مي بخشند.وجود صفا ، يكرنگي و صميميت در خانواده علامت توفيق ازدواج در رسيدن به اصلي ترين هدف بوده و نشانه آن است كه زن و مرد هر دو به وظايف خود در برابر هم عمل مي كنند . در اين ميان با توجه به وجود عواطف بسيار قوي در زنان نقش آنان در تامين بهداشت رواني خانواده چشمگيرتر است .خداوند در قرآن مي فرمايد: از نشانه هاي خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنارشان آرامش پيدا كنيد و ميان شما مودت و رحمت برقرار ساخت . زن مي تواند روحيه خسته و نا اميد همسرش را در برابر مشكلات، تغيير دهد و يا دستكم سنگ صبور ناراحتيهاي او باشد. در واقع مهمترين نهاد اجتماعي كه محلي براي پرورش نسل بشر است توسط زنان شكل مي گيرد . در بيان مكرر از پيامبر اكرم(ص) و امير مومنان و ساير ائمه ( ع )، اين رسالت به عنوان جهاد زنان تعريف شده است كه به تنهايي با تمام فعاليتهاي اجتماعي، سياسي و جهاد مردان در راه خدا برابري مي كند . درحالي كه اين رسالت بخش اول فعاليت زنان را تشكيل مي دهد كه در خانواده صورت مي پذيرد .پس بايد توجه داشت که اسلام نقش بسيار ويژه اي را براي خانواده به عنوان اصلي ترين مهد تربيت انسان ها قائل شده است و در اين ميان سعي کرده است تا زنان و مردان را به حفظ و پاسداشت بنيان اين رکن رکين جامعه اسلامي هوشيار سازد.امروز ما بايد از تجربه دنياي غرب درس گرفته و بر اساس ارزشهاي دين مبين اسلام نقش ها را در خانواده بازتعريف کرده و امور را به پيش بريم.






