بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

پیوند آسمانی دو درياي فضيلت

السلام عليك يا سيده نساء العالمين، السلام عليك يا والده الحجج علي الناس اجمعين..." سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان، سلام بر تو اي مادر حجتها بر همگي مردم (همه مردم جهان).

« السلام عليك يا اميرالمومنين، عليك مني سلام الله ابد اما بقيت و بقي الليل و النها»

سلام بر تو اي اميرمومنان بر تو باد از من سلام خداوند براي هميشه مادامي‌ كه هستم وهست شب و روز.

قال رسول الله (ص) : " فاطمه بهجه قلبي و ابناها ثمره فوادي و بعلها نور بصري والائمه من ولدها امناء ربي..."
( اين حديث مورد تاييد كليه كتب شيعه و بسياري علماي اهل تسنن است و يك سند آن كتاب فرايد سبطين جلد 2 صفحه 66 است). ترجمه كامل حديث:" فاطمه (س) سرور و شادماني و عامل خوشحالي قلب من است و پسران فاطمه ثمره و ميوه دل من هستند و همسر فاطمه نورديدگان من است و اماماني كه از فرزندان فاطمه هستند امينان و امانتداران پروردگار هستند و آنها دستگيره بين خدا و خلق او هستند. آناني‌كه اين دستگيره را مي‌گيرند نجات پيدا مي‌كنند و آناني‌كه تخلف بورزند و اين دستگيره را نگيرند و از او جدا شوند به هلاكت مي‌رسند." شرح حديث فضاي ديگري مي‌خواهد. فقط به‌عنوان تبرك آورده شد، جهت اهميت موضوع و اينكه اينها عامل خوشحالي قلب پيامبر(ص) هستند و ما مي‌دانيم كه پيامبر از روي ميل شخصي سخن نمي‌گويد و هر چه هست كلام حق است. قرآن آيه 3 و 4 سوره نجم: ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي - از روي هوس سخن نمي‌گويد، نيست اين سخن جز وحي كه نازل مي‌شود. پس پيامبر از روي احساسات چيزي نمي‌گويد و پدر بودن بر او غلبه‌اي ندارد و جز حق نمي‌گويد.

براي پي بردن به محوريت خانم حضرت فاطمه(س) اشاره‌اي كوتاه به حديث شريف كساء( به سند صحيح از جابر بن عبدالله انصاري ، عن فاطمه الزهرا "س") وقتي حضرت جبرائيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانند در زير كساء؟ خداوند عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و معدن رسالتند:" هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها" آنان فاطمه و پدرش و شوهر و دو فرزندش هستند.

يعني محور، فاطمه است، اگر فاطمه نبود و اهل بيت(ع) نبودند اسلام از بين رفته بود و نياز به پيامبر ديگري بود و لذا فاطمه مظهر فضل الهي است ودر قنوت مي‌گوييم "‌الهي عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلك - خدايا با ما به فضل و رحمت خود رفتار كن و به اقتضاي عدل خويش با ما معامله مفرما."

و فاطمه (س) فضل خداست( مظهر فضل الهي است) و اين نيز خود جاي بحث ديگري مي‌خواهد. فقط به جهت اهميت وجود اهل بيت(ع) اشاره‌اي كوتاه به آن شد.

نگاهي به مراسم خواستگاري: خواستگار آمده در مدينه، چه كساني و با چه امكاناتي؟ علي (ع) آمده به خواستگاري. پيامبر (ص) مي‌فرمايد چه داري؟ عرض كرد:يك شتر، يك زره، يك شمشير و غير از اين هيچ ندارم. پيامبر به فاطمه فرمود: دخترم اين امكانات موجود است، علي هم هست، چه مي‌گويي؟ فرمود: هر چه شما بفرماييد. اگر با من باشد علي . پيامبر به علي فرمود: شتر و شمشير برايت لازم است ولي زره را نمي‌خواهي چون آن‌قدر شجاع هستي كه زره نخواهي. زره را بفروش و هزينه زندگي كن، يك اتاق كه كف آن نيمي با ماسه و نيم ديگر با حصير ليف خرما پوشيده شده بود و تاريخ دارد كه اثر حصير بر پهلوي حضرت زهرا (س) جا انداخته بود. در كتاب الاستيعاف في معرفته الاصحاب، جلد چهارم صفحه 450 و 451 ، از كتب معتبر اهل تسنن آمده است عايشه مي‌گويد من احدي را نديدم شبيه‌تر از نظر سخن گفتن و از نظر محتواي مطلب شبيه‌تر باشد به پيامبر، از فاطمه. هر وقتي كه فاطمه بر پيامبر وارد مي‌شود بلند مي‌شد و مي‌دويد، مي‌رفت جلويش و او را مي‌بوسيد وخوشامد به او مي‌گفت. كما اينكه هرگاه پيامبر به فاطمه وارد مي‌شد فاطمه هم همين‌ كار را مي‌كرد. عايشه مي‌گويد: از من سئوال كردند در اين مدت كه با پيامبر بوديد پيامبر به چه كسي بيشتر توجه مي‌كرد؟ پاسخ دادم من نديدم كسي را پيامبر به اندازه فاطمه و از مردها به اندازه علي توجه كند.

چرا كه فاطمه در مرحله خود وخدا ، خدا برايش مطرح است،‌در زندگي زناشويي خدا حاكم است. ببينيم در زندگي ما چقدر خدا حاكم است، چقدر هواي نفس حاكم است، در برخورد با همسر و فرزندان چقدر خدا را در نظر مي‌گيريم؟

يك نمونه: سلمان فارسي مي‌گويد: بعد از ظهر گرم تابستان در كوچه بني‌هاشم داشتم رد مي‌شد، ديدم در خانه علي و فاطمه باز و بسته مي‌شود، سئوال كردم اهل بيت نبوت فرمايشي داريد؟ حضرت زهرا(س) از پشت در جواب دادند سلمان من هستم. سلمان عرض كرد امري داريد بي بي‌جان؟ فرمود علي رفته درآمد فدك را جمع كند. چند روزي است رفته نيامده و الان بايد بيايد . خوب چرا شما در را باز و بسته مي‌كنيد؟ من مي‌دانم علي هر چه بياورد فقرا دورش را مي‌گيرند و چيزي برايش نمي‌ماند و چون دست خالي مي‌شود رويش نمي‌شود بيايد خانه و من سرك مي‌كشم اگر او را ديدم به استقبالش بروم و او را به خانه بياورم. سلمان مي‌گويد. من پشت در نشستم يك‌وقت ديدم آقا از دور پيدايش شد، گفتم يا علي اجازه مي‌دهي با شما بيايم داخل خانه؟ فرمود بيا. با مولا وارد خانه شدم، خانم به استقبال آمد. علي گفت: فاطمه چيزي براي خوردن داريم؟ فاطمه گفت: هيچ نداريم . فدك مال زهراست، علي جان من با تو هستم اگر تو احساس كردي كه بايد همه را در راه خدا بدهي عيبي ندارد، ما گرسنه مي‌خوابيم. حالا ببينيم ما كه شيعه آنها هستيم چند درصد در زندگي ،خدا برايمان مطرح است، ما چند درصد در مسائل مالي كمبودها را تحمل مي‌كنيم و به فكر خدا هستيم وخدا در زندگي‌مان نقش دارد؟ خداي ناكرده به فكر تجملات نباشيم و ...

نه سال فاطمه(س) درمنزل حضرت علي(ع) بوده ، الان بيمار است. علي (ع) مي‌گويد : فاطمه چيزي از من مي‌خواهي ، از من تاكنون چيزي نخواسته‌اي، فاطمه مي‌گويد: پدرم فرمود نكند فاطمه جان از علي چيزي بخواهي كه نتواند بدهد و خجالت بكشد. در زندگي ما چطور، چه چيزي حاكم است؟ آيا ما هم همان‌گونه فكر مي‌كنيم كه دختر پيامبر(ص)فكر مي‌كرد ويا آن‌قدر فشار مي‌آوريم كه با قرض و خداي ناكرده ربا، همسرمان را وادار به تهيه لوازم تجملاتي زندگي آن‌هم از سوي چشم و
هم چشمي كنيم؟ بايد دقت كرد و توجه كنيم اينها براي ما درس است. فقط اكتفا به يادآوري اين روزها در حد جشن، شيريني و خواندن سرود نكنيم. اصل ماجرا چيز ديگري است . اينها درس زندگي است.

نمونه‌اي ديگر: سلمان مي‌گويد: روزي وارد خانه علي شدم ديدم فاطمه با يكدست بچه در بغل دارد و با يكدست آرد آسياب مي‌كند. دست او تاول زده است. عرض كردم بي‌بي جان! مگر فضه خادمه در منزل نيست؟ فرمودند چرا هست ولي يك روز من كار مي‌كنم او عبادت مي‌كند و يك‌روز او كار مي‌كند و من عبادت مي‌كنم. علي با همان چشم كه به زينب(س) نگاه مي‌كند به فضه نگاه مي‌كند.

اينها ارزش‌هاي الهي است پس در رابطه با خانواده ما چقدر خود را به الگويمان نزديك كرده‌ايم، يعني چقدر خدايي هستيم؟ در بحار جلد 43 ص 31 آمده است امام علي (ع) مي‌فرمايند: فاطمه حتي يك بار در عمرم مرا عصباني نكرد، يكبار درعمرم با من مخالفت نكرد و هر وقت من به فاطمه نگاه مي‌كردم غم از دلم مي‌رفت. پيامبر(ص) مي‌فرمايد:" يا علي انت مني بمنزله راسي من بدنها- علي تو براي من مثل سري براي بدن" سر را از بدن بگيرند بدن چيزي ندارد. و اين علي مي‌گويد يك نگاه به فاطمه، غم‌ها را از دلم مي‌گرفت.

چرا اين چنين بودند و ما اين چنين هستيم؟اختلاف زياد و ... علت در انتخاب است، ما هدف را گم كرده بوديم و انتخاب كرديم. در مقابل فرزندانمان مسئوليم كه چرا همسر مناسبي انتخاب نكرديم و خداي ناكرده عاق اولاد مي‌شويم و اين مطلب نيز جاي بحث بسيار دارد و اهل تحقيق و مشتاقين، خود به‌دنبال آن مي‌روند.

ما يك زندگي فقهي داريم، يك زندگي اخلاقي.

كمال واقعي با اخلاق است، با فقه نيست. زن وظيفه ندارد پخت و پز كند، بچه شير دهد، نظافت كند و ... اين از نظر فقهي است اما از نظر اخلاقي اين نيست. اگر كسي مي‌خواهد يك زن متدينه باشد بايد ايثار و اخلاق و ارزش‌هاي اخلاقي و كمال را نشان بدهد. شوهر فقط نفقه برگردن دارد. لباس وخوراك و مسكن در حد معمول، اما اخلاقا لباس اضافي، گردش، تفريح، مسافرت و ... را هم برعهد مي‌گيرد. حضرت زهرا(س) وظايف فقهي خود را مي‌دانست ولي عرض مي‌كند پدر وظايف ما را تعيين فرماييد و پيامبر مي‌فرمايند: كار درخانه با تو و كار بيرون با علي. كار خانه شامل پخت و پز هم بود. آرد درست كردن هم بود و بچه‌داري و ...

علي‌(ع) از بيرون آمده و خسته‌است و فاطمه مشغول كار. او هم جارو مي‌زند . پيامبر وارد مي‌شود و مي‌پرسد به كدام كمك كنم؟ علي مي‌گويد فاطمه خسته است. فاطمه مي‌گويد علي بيرون بوده و خسته است به او كمك كنيد. خوب اينها براي ما درس است . ما بايد اين رفتار را به روز بياوريم و در زندگي خود اجرا كنيم. اولين جامعه بعد از ازدواج خانواده است. انسان يك جنبه حيواني دارد ولي در كنار آن عقل و درك و فهم هم دارد. اگر دو نفر ازدواج كنند و فقط يك نفر به خاطر ارضاي غريزه ازدواج كرده باشد ديگري زير بار نمي‌رود و بنا را بر خودخواهي او مي‌داند واحتمال خيانت به‌هم وجود دارد و ازدواج‌هاي غرب اين‌طور است وعادي شده. پس 1- خودخواهي ممكن است باعث خيانت به يكديگر شود 2- خيانت نمي‌كند ولي مي‌گويد نمي‌توانم زندگي كنم و آمار طلاق بالا مي‌رود وگرفتاري‌هاي خود را دارد با وجود بچه ومسائل جامعه 3- هركس قوي تر است ديگري را زير سلطه خود قرار مي‌دهد، مي‌شود قانون جنگل.

پس در زندگي زناشويي نبايد خودخواه بود، بايد خدا خواه بود و مي‌فرمايد: كاري را كه مي‌خواهي انجام دهي اگر خدا راضي است انجام بده و نگران چيز ديگري نباش و اگر خدا نمي‌پذيرد و جامعه مي‌پذيرد انجام نده و قبول نكن. امام علي (ع) در نهج البلاغه مي‌فرمايد: " كسي كه به‌خاطر دينش درست عمل كند خدا دنيايش را هم كفايت مي‌كند." ولي اگر من خلاف كنم ديگراني هستند كه از من خلاف‌تر هستند. قرآن سوره روم آيه 21 مي‌فرمايد:" و از نشانه‌هاي او اينكه از خودتان همسراني براي شما آفريد تا در كنارشان آرام گيريد و ميانتان دوستي ومهرباني نهاد . در اين نعمت براي مردمي كه مي‌انديشند نشانه‌هايي است."

حديث در وسائل الشيعه جلد 14 كتاب النكاح:" اگركسي ازدواج كند با كسي به‌خاطر مالش، يا به‌خاطر قيافه‌اش خداوند او را به حال خودش رها مي‌كند و آنچه را از آن بيم داشته به جهان گرفتار مي‌شود."

اولا چه تضميني وجود دارد كه مال باقي باشد؟ كجا رفتند ثروتمندان عالم و قدرتمندان عالم و ... زيبايي ممكن است با يك سكته زائل شود وگاهي خدا گوشمالي مي‌دهد. پس عامل زندگي مودت است و رحمت و محبت. زن و شوهري كه دل‌هايشان با هم نباشد زندگي انساني ندارند و خانم حضرت زهرا (س) آن‌قدر دلش با همسر يكي است كه در وصيت خود اظهار ناراحتي از تنهايي علي مي‌نمايد نه از بچه‌هايش، چرا كه بچه‌ها پدري چون علي دارند و خودش هم كه نزد پدر مي‌رود ولي علي تنهاست و لذا اگر دل‌ها باهم باشد ايجاد آرامش درخانه مي‌شود و ابزار علاقه به همسر باعث رشد مي‌شود. چرا كه هم سكون ايجاد مي‌شود و هم آرامش . اين آرامش بسيار موثر است مانند اهميت دادن آيت الله بروجردي و علامه طباطبايي رحمت الله عليها به همسرانشان فرمودند: آنها آرامش ايجاد كردند كه ما توانستيم رشد كنيم.
پيامبر (ص)دست فاطمه(س) را گذاشت در دست علي(ع) گفت :‌فاطمه جان كنيز علي باش تا علي غلام تو باشد و به علي فرمود علي جان تو غلام فاطمه باش تا فاطمه كنيز تو باشد ومن دخترم را به امانت به تو مي‌سپارم.
پيامبر (ص) در شب عروسي دخترش ديد كه پيراهن كهنه به تن دارد. فرمود براي شما من پيراهن نو تهيه كرده بودم، چه كردي؟ عرض كرد بله پوشيدم ولي در راه كسي ديد گفت اي كاش من هم پيراهني داشتم و مي‌پوشيدم ودر عروسي دختر پيامبر شركت مي‌كردم. من هم گفتم لباس كهنه را بياورند . فكر كردند كه مي‌خواهم آن را بدهم و گفتم دورم را گرفتند و لباس را عوض كردم ولباس نو را به او دادم. پيامبر(ص) فرمود: چرا پيراهن كهنه را ندادي؟ گفت شما فرموديد: " لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون" ( آل عمران، آيه 92) هرگز به نيكي دست نيابيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد و هرچه انفاق كنيد قطعا خدا از آن آگاه است." اين ايمان به آخرت است كه در دنيا اين‌طور زندگي مي‌كنند كه سرمايه‌اي باشد براي آخرت. و ما مي‌بينيم كه نه تنها خيلي از ما چنين انفاقي نمي‌كنيم بلكه آنچنان اسراف مي‌كنيم و بسياري حرام‌ها را در شب عروسي حلال مي‌كنيم و بسياري حلال‌ها را در زندگي حرام مي‌كنيم.

پيامبر(ص) داشت ازخانه خارج مي‌شد ديد همه رفته‌اند اما اسماء بنت عميس مانده، فرمود چرا نرفتي؟ عرض كرد خانم حضرت خديجه به من وصيت فرمودند كه شب عروسي ، فاطمه را تنها نگذارم و به‌جاي ايشان مادري كنم. در اين وقت پيامبر(ص) گوشه حياط نشست و شروع كرد به گريه كردن و فرمود : خدا درجات خديجه را در بهشت بالاتر برساند كه چه همكاري و ياري خوبي نسبت به من كرد . پيامبر فرمود: اسماء خديجه گفته بمان پس بمان.

اميد است كه اين اشارات كوتاه از زندگي پربار اين دو نور الهي زندگي ما و جوانان ما را روشن بخشد و ما شيعيان از اين الگوها كه نعمت‌هاي بزرگ الهي هستند بهره‌مند شويم. خدايا ما را و بخصوص جوانان ما را با فرهنگ اهل البيت(ع) آشنا بگردان.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532