-
سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱
-
بدحجابي امروز به يک آسيب جدي براي جامعه ما تبديل شده است. در جامعه اسلامي خانواده يکي از اصلي ترين ارکان به حساب مي آيد و از همين رو دستورات موکدي براي حفظ بنيان خانواده در اسلام آورده شده است. دعوت اسلام به حجاب نيز در همين راستا تعريف مي شود. اسلام درصدد است تا ارضاي مسائل جنسي در خانواده محدود شود فساد و فحشا به جامعه رسوخ نکند اما بدحجابي موجب مي شود که بنيان خانواده متزلزل گردد. از همين روست که در سالهاي اخير بسياري از صاحب نظران و جامعه شناسان به کرات بر ضرورت حل مسئله بدحجابي در کشور تاکيد کرده اند.
بدحجابي چه براي فرد و چه براي جامعه آثار بسيار سوءِ در پي دارد و مي تواند به بسياري از ناهنجاري ها دامن بزند.
مي دانيم که حجاب حافظ وقار و شخصيت و کرامت و اصالت و عظمت زن است. گرمي خانواده ها، استحکام رابطه زن و شوهر، تداوم زندگي، آرامش قلوب همسر ، برپايي خانه و خانواده،اعتماد و اطمينان مرد به زن، همه و همه مرهون پوشش و حجاب زنان است .مردان اگر بهراحتي و به آساني در تمام صحنه هاي اجتماعي به زنان دسترسي داشته باشند، ضمانتي براي اثبات محبت و دلبستگي آنان به همسرانشان نخواهد بود؛ تحريک هوي و هوس و شهوات آنان را از زندگي خود دلسرد مي کند و خود کلنگي براي خراب کردن کانون گرم خانواده خواهد شد.يكي از پيامد هاي اساسي بدحجابي در منظر عمومي از بين رفتن عفت عمومي در سطح اجتماع است. در واقع با كاسته شدن از وضعيت مطلوب حجاب در كشور آمار بي بند و باري ها و فساد اخلاقي به شدت بالامي رود . به عنوان مثال يكي از مهمترين پيامدهاي گسترش بدحجابي كه بيشتر متوجه زنان هم مي شود مزاحمت هاي خياباني است. بدحجابي خود منجر به كاهش عفت عمومي و اين امر بهمزاحمت هاي خياباني منجر مي شود .البته در خصوص اين مسئله تنها زنان آسيبنمي بينند بلكه مردان نيز به دليل اتلاف وقت، درگير شدن در كنش هاي احساسي و از همه مهمتر دور شدن از كانون خانواده دچار آسيب هاي جدي اي مي شوند.به عبارت ديگر مي توان اذعان نمود اساسي ترين و خطرناك ترين آسيب اجتماعي كه پس از بدحجابي پديد مي آيد سست شدن كانون خانواده است.
با اين حال به نظر مي رسد که اصلي ترين راهکاربراي مقابله با اين مسئله را بايد در رويکردهاي اقناعي جستجو کنيم. به اعتقاد بسياري از صاحب نظران يکي از اصلي ترين دلايل گسترش بدحجابي در کشور نفوذ فرهنگ غرب و بي اطلاعي جوانان از فلسفه و کارکردهاي حجاب اسلامي است و از همين روست که اگر آگاهي ها و دانش لازم در اين حوزه در اختيار جوانان قرار گيرد بخش عمده اي از بدحجابي ها از بين خواهد رفت.
در واقع اينکه ما براي تقويت فرايند کنترل اجتماعي تنها به قوه قهريه متوسل شويم غير منطقي است.«کنترل اجتماعي» مجموع وسايل و شيوههايي است که با استفاده از آنان يک گروه يا يک واحد اعضاي خود را به پذيرش رفتارها، هنجارها و قواعد رفتاري و حتي آداب و رسوم منطبق با گروه مطلوب، سوق ميدهد.
الف) ممکن است از طريق اعمال اجبار اجتماعي و با کاربرد وسايل گوناگوني نظير مجازاتهاي حقوقي و تنبيه به خاطر ارتکاب جرايم، افراد را به پذيرش شيوههاي زندگي و مدلهاي رفتاري محيط وادارند؛
ب) و يا از طريق اقناع و با رسوخ به عمق اعتقادي و دگرگونسازي جهانبيني افراد و با تأثير بر عقيده و انديشه اعضاي جامعه يا گروه، هر عضو را نه تنها به هنجارها و ارزشهاي مقبول خود مؤمن سازد؛ بلکه، وي را به رعايت آنها وادار ساخته و نگاهبان آنها نيز بگرداند.به نظر مي رسد که ما در برخورد با بدحجابي صرفا به دنبال استفاده از قوه قهريه بوديم در حالي که جنس اين مسئله جنس فرهنگي است و بيشتر تمرکزها بايد حول مسائل فرهنگي صورت پذيرد.امروز سينما و حتي تلويزيون ما نه تنها نگاهي نقادانه به وضعيت بدحجابي ندارد بلکه مروج آن نيز هستند. هر روزه صدها عکس از هنرپيشه هاي سينما و تلويزيون روي
سايت ها قرار مي گيرد که نماد تام و تمامي از بي حجابي هستند.به راستي چرا مسئولان در برابر آيات و روايات صريح قرآن و ائمه اهمالکاري مي کنند! چرا بايد ام القراي اسلام که نمادي از تبلور جامعه ولايي و مهدوي است به چنين وضعيت اسفناکي دچار گردد. چرا بايد کار به جايي برسد که برخي از دانشجويان به دليل وضعيت بد دانشگاه ها ترک تحصيل کنند! آيا مسئولين ما نيم نگاهي به آمار طلاق و ازدواج در شهر تهران دارند؟ چرا بايد نرخ طلاق در تهران چند برابر ساير شهر هاي ما باشد!در اين ميان به نظر مي رسد که نقش و جايگاه رسانه ها براي کنترل مسئله بدحجابي با آگاهي دادن به جوانان بسيار حائز اهميت است.
رسانه ها علي الخصوص صدا و سيما بايد در مقام آسيب شناسي جدي در اين حوزه گام بردارد. بخصوص در برنامه هاي خانواده محور که اخيرا هم از نظر کيفي و هم کمي از سطح قابل قبولي برخوردار شده است. آسيب شناسي مي تواند مبناي چاره انديشي مسئولين فرهنگي و نيز خانواده ها و حتي خود رسانه ملي قرار بگيرد.نقش ديگري که رسانه ملي مي تواند ايفا کند، ترويج و اشاعه و فرهنگ سازي براي مقوله مهم امر به معروف و نهي از منکر است. چرا که در قبال پديده بدحجابي بيش از هر نهاد يا ارگان حکومتي، اين خود مردم هستند که مي توانند موثر واقع شوند و البته مسئوليت دارند. تا زماني که در قبال اين مسائل از سوي مردم هيچ عکس العملي بروز نيابد، محال است با ديگر اقدامات، اتفاق خاصي رخ دهد. بنابر اين جا انداختن و متذکر شدن فرهنگ بسيار مهم امر به معروف و نهي از منکر و نيز راههاي موثر و شيوه هاي صحيح و اصولي اين جزء از فروع دين يکي از رسالت هاي سيما مي تواند تلقي گردد.






