-
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹
-
گفتوگو با استاد «محمدرضا زائري»
محمدرضا زائري براي اهالي رسانه اسم آشنايي است، بعضيها خانه روزنامهنگاران جوان و بعد نشريه
«خانه» را هنوز يادشان هست. خانه با شعار تو بنويس ما منتشر ميکنيم و جايي که هر نوجواني ميتواند بنويسد تلاش کرد تا فرصت را براي تمرين و مشق کردن نوجوانان علاقهمند به فعاليت رسانهاي فراهم کند، در سالهاي فعاليتش افرادي را براي رسانه تربيت کرد که بعدها سردبير، نويسنده و خبرنگارهاي بزرگي در کشور شدند. زائري در کنار اين موسسه، فعاليتهاي رسانهاي زيادي را هم با نشريات مهم کشور داشت، يادداشتهايي را در فاصله بين سالهاي 1375 تا 1385 در روزنامهها و مجلات مختلف مانند «ابرار»، «همشهري»، «جامجم» و «نيستان» منتشر کرد که بعدها در کتابي به اسم «محرمانه مستقيم» چاپ شد. زائري سردبير سابق روزنامه همشهري هم هست، با سخنرانيها و زندگي فرهنگي، بعد هم کتابها و وبلاگ و فضاي مجازياش هم بعضيها آشنايند. به هر حال الان چند وقتي است که حجتالاسلام زائري براي تحقيق و پژوهش و تحصيل در لبنان زندگي ميکند و آخرين کتابش را هم از همين پژوهشها به ايران فرستاده، کتاب پدر، پسر، روحالقدس که در مورد شاعران مسيحي است که براي امام علي(ع) و امام حسين(ع) نوشتهاند. مطمئن باشيد که اين مصاحبه از آب گذشته است، آقاي زائري از لبنان جواب سوالهاي ما را دادند و با اينکه در ايران نيستند به خاطر فعاليتهاي فرهنگي طولاني که در ايران داشتند با اين موضوع آشنا بودند و بسيار خوب اين موضوع را تحليل کردند.
مولفه رفتار حجابمند چيست؟
حجاب در فرهنگ اسلامي نوعي رفتار و شيوه زندگي است که مبتني بر باورهاي ديني و در بستر فرهنگ ديني شکل ميگيرد و ريشهاش حيا و عفاف است. حالا اين حيا و عفاف در هر زمينه و شرايطي به يک شکلي بروز بيروني پيدا ميکند. يعني اصل و اساسش آن باور و حس دروني است و ريشهاش حيا و عفاف است. از ابتدا حجاب يک تظاهر بيروني صرف نيست که فقط شکلي ديده شده باشد و حکم شرع بر اساس اين فرم و نمود ظاهري صادر شود. در واقع اين نمود بيروني سادهترين و نازلترين سطح آن مفهوم است. آنچه بيشتر از اين ظاهر اهميت دارد در حقيقت آن باطن است چرا که اگر آن باشد اين بهطور طبيعي خواهد بود. اگر آن حقيقت و باور قلبي وجود داشت، شخص در کره ماه هم که باشد و تمام دنيا هم بر عليه او جمع شوند با يک تکه کارتن و پلاستيک هم شده خودش را ميپوشاند و حريم خود را حفظ ميکند اما اگر به زور و اجبار وادارش کنيم مراعات کند و تظاهر نمايد، با کمترين بهانه حجاب را کنار ميگذارد و مثل فنر منتظر فرصت است تا در يک سفر خارجي يا خارج از محيط رسمي يا هرگونه موقعيت متفاوت خود را از اين قيد و بندي که به اکراه پذيرفته آزاد کند و ميشود همين بازي دزد و پليس که بايد تمام دغدغهمان اين باشد که از در دانشگاه بيرون رفت چه ميکند يا در يک مهماني با دوستانش چه خواهد کرد! موضوع حجاب قبل از اينکه مسئلهاي شرعي باشد موضوعي فرهنگي است و در حوزه «لايفاستايل» (life style) يا «سبک زندگي» تعريف ميشود و راه و چاه خودش را دارد و براي ترويجش «مهارتهاي زندگي» (life skills) را بايد آموزش داد.
راهکاري که براي مسئله حجاب در نظر گرفته شده؛ با توجه به يک نظريه پردازي بومي است يا به صورت يک فوريت اجتماعي و يک راهکار مقطعي انتخاب شده است؟
متاسفانه به نظر ميرسد راهکاري وجود ندارد که بخواهيم از پشتوانه تئوريکش حرف بزنيم. آنچه اکنون دارد اتفاق ميافتد در واقع مجموعهاي از واکنشهاي انفعالي و تصميمگيريهاي شخصي و موردي و بيبرنامه و ناهماهنگ است که با دستپاچگي صورت ميگيرد. البته صادقانه عرض کنم که من شخصا در 90 درصد آنها صداقت و نيت خير ميبينم و مطمئنم اين بزرگواراني که سخنراني ميکنند و هشدار ميدهند و تصميم ميگيرند و برخورد ميکنند، در اکثر قريب به اتفاق موارد از سر دردمندي و دينخواهي و به قصد صلاح و خير و نيت درست وارد ميدان ميشوند ولي چون وضعيت آشفته شده و آنها هم متخصص اين حوزه نيستند کار مشکل ميشود. در عين حال به صراحت عرض کنم که من معتقدم ابزارهاي قانوني و راهکارهاي جدي براي مقابله با ساختار شکنيهاي اجتماعي هم هميشه لازم است. هيچ کس نميتواند منکر اين بشود که مثلا اساس مشکل پخش و توزيع مواد مخدر يا فيلمهاي مستهجن فقط با کار فرهنگي قابل حل است. همه ميدانيم که دستهاي مختلفي در کار گسترش فساد و فحشا هستند و عوامل گوناگوني از مسائل اقتصادي تا سياسي در آن دخالت دارند اما بحث بر سر تقدم و تأخر و ميزان سهمبندي راهکارهاست.
يک دختر و يک زن در جامعه امروز براي اين که بتواند محجبه باشد بايد چه مهارتهايي داشته باشد؟
اين موضوع بسيار مهم است و يکي از خلأهاي نظام آموزشي ماست که متأسفانه نظام تعليم و تربيت ما کودکان و نوجوانان را براي زندگي آماده نميکند. به هر حال من معتقدم اولين مهارت از مهارتهايي که دختر بايد بياموزد مهارت باورکردن خودش است و حفظ و تقويت شخصيت خودش و بعد هم تعامل منطقي و مرزبندي تعاملهايش با ديگران. اين مسئله در مورد شيوههاي تربيتي خانوادههاي مسلمان در غرب يا حت کشورهايي مانند ترکيه و مالزي و بهطور خاص لبنان خيلي توجه ما را جلب کرد و بهويژه با همسرم به دليل تخصصاش در برنامهريزي آموزشي و روانشناسي تربيتي در چند سال اخير در اين زمينه بررسيهايي کرديم و چيزهايي نوشتهايم. بهويژه مباحث رشد رواني و پرورش شخصيت دختران نوجوان بسيار مهم است و تعيين کننده که روي آن کار مناسب نميشود. بايد ريشههاي رفتاري در ارتباط با ديگران و بهويژه جنس مخالف مطالعه شود و بر مبناي آن جلو بياييم. موضوع حجاب کار جدي با ديدگاه روانشناسي و جامعهشناسي ميخواهد چون با موجودي به نام انسان طرف هستيم که خداوند در او گرايشهايي مثل نياز به تحسين و تعريف ديگران و ميل به زيبا بودن و محبوب و مطلوب بودن قرار داده و اينها بايد در هر گونه مطالعهاي لحاظ شود.
حجاب اول در فرد اتفاق ميافتد و حجاب دوم در محيط، مولفههاي يک محيط با شاخصههاي حجاب چيست؟
اگر فرهنگ ديني به شکل صحيح و کامل ترويج شود هم فرد و هم جامعه بر اساس آن شکل ميگيرند. محيط سالم اجتماعي زن و دختر را به عنوان يک انسان محترم ميشناسد و با او تعامل ميکند و نقش او را به عنوان يک انسان ميپذيرد البته با اقتضاي شرايط و ويژگيهاي خودش. در فرهنگ ديني ما بر اين تکريم و احترام منطقي و عقلاني تا حدي تأکيد شده که روايت داريم احترام به زن نشانه ايمان و کرامت ذاتي انسان است. در محيط و جامعه ديني نه افراط هست و نه تفريط، يعني نه زن را کلا موجودي نامطلوب و خطرناک و ضعيف تلقي کرده و حذفش ميکنند و نه او را با آلوده کردن در نقشهاي نادرست در معرض آسيب و سوء استفاده قرار ميدهند. حريمهاي کاملا تعريف شده در عين تقويت حضور اجتماعي زن به درستي رعايت ميشود.
آيا مصداقي برخورد کردن در مورد مسئله حجاب درست است؟
اگر منظور از مصداقي برخورد کردن مراعات شرايط افراد باشد بله، مثلا يک پيرزن مريض با زن جوان سالم فرق دارد. يک زن مسيحي با زن مسلمان فرق دارد و يک کشاورز روستايي با يک دانشجوي شهري متفاوت است. يک مهمان و مسافر خارجي با يک شهروند داخلي فرق دارد و احکام شرعي اينها هم اساسا فرق ميکند. اما اگر برخورد مصداقي به معناي تبعيت نکردن از قانون و معيار واحد و رفتارهاي سليقهاي باشد طبيعتا نه!
شاخصهايي براي باحجاب بودن داريم؟
بله، در تعاليم ديني ما به درستي و دقت معيارهايي تعيين شده است و براي همين هم اصل قضيه حجاب و اهميت آن را به هيچ عنوان نميتوان ناديده گرفت و در مورد آن تسامح کرد. سرانجام جوامعي که در اين زمينه سستي و تساهل کردند به خوبي خطر بيتوجهي به حجاب را نشان ميدهند. بحثي که اينجا داريم دو نکته است. يکي اينکه اساسا تعاليم دين در عين وضوح و دقت، کمي و متري و کيلويي نيستند بلکه قبل از هر چيز کيفي و معنوي و بر اساس نيت و رويکرد اشخاص است و دوم اينکه قبل از اين بروز بيروني بر آن باور دروني و رشد آن باور تأکيد ميکند و حکمت تدرج در احکام هم همين است. رسول اکرم (ص) روز اول که تشريف آوردند از حجاب و نماز و روزه حرف نزدند. خدا هم ميتوانست همه احکام را همان روز اول نازل کند، ولي چند سال صبر کرد تا همين اولويت را به ما نشان دهد. ما گناه کبيره داريم و گناه صغيره، اسلام فرق ميگذارد بين اينها و قبل از توجه کورکورانه به ظاهر نگاهي عميق به باطن دارد. براي همين ما افرادي داريم که نمره حجاب در کارنامه اعمالشان خوب نيست اما نمرههاي ديگرشان از صداقت و نوع دوستي و مردم خواهي و صلهرحم خيلي عالي است، طبعا خدا با اينها يک جور رفتار ميکند و در عين حال ممکن است افرادي داشته باشيم که نمره حجابشان 20 باشد ولي نمره منفي غيبت و تهمت و مردم آزاري داشته باشند، خدا همه اينها را در نظر ميگيرد.
برخورد امروز با حجاب بايد قانوني باشد يا هنجاري؟
چرا اول از برخورد حرف ميزنيم؟ انگار ما هم ناخواسته در اين گردونه نادرست گرفتار شدهايم. اگر قرار باشد برخوردي صورت بگيرد، بايد با ما صورت بگيرد که کارمان را درست انجام ندادهايم. نميدانم اينها را منتشر خواهيد کرد يا نه؟ ولي حقيقت اين است که آن دختر جواني که از برخورد با او حرف ميزنيم در همين آب و خاک رشد کرده، در همين مهد کودکها و مدارس خودمان درس خوانده، به دانشگاههاي خودمان رفته، پاي تلويزيون خودمان نشسته واگر هم بايد از تبليغات دشمن و توطئه و شبيخون فرهنگي مراقبت ميشده ما وظيفه محافظت از او را داشتهايم. ما در واقع نتيجه کوتاهي خودمان را داريم مجازات ميکنيم. گفتهاند که «آينه چون عيب تو بنمود راست، خود شکن آيينه شکستن خطاست.» ما بايد قبل از هر چيزي به کوتاهي خودمان توجه کنيم. حالا اگر وسط 5 ميليون نفر 50 نفر هم به عمد بر اساس برنامه مشخصي دارند فساد را ترويج ميدهند البته بايد با آن برخورد شود ولي بحث ما سياستگذاري کلان و عام است که بايد پيشگيرانه باشد و ترويجي و بعد از آن اگر ما اين مرحله را کامل عمل کرديم نوبت به درمان و تنبيه و مجازات ميرسد.
اين برخورد قانوني در مورد مسئله حجاب به خاطر مشکل در فرهنگ سازي نبوده است؟
چرا، همينطور که عرض کردم من معتقدم مشکل اصلي از خود ماست. به عنوان مثال فقط تصويري را که از حجاب در رسانههاي عمومي مطرح شده ملاحظه کنيد. من بهطور خاص چند سال پيش در شبهاي ماه مبارک رمضان درباره حجاب در صداوسيما بحث کردم و همان شب آقاي «ضرغامي» برنامه را قطع کرد و به خودم هم گفت دليلش اين است. سالهاست اين مخاطب بيچاره ما زنان مجرم و متهم را در دادگاهها با چادر ميبيند و زنان موفق را در سريالهاي خارجي و فيلمها و برنامههاي مستند بدون حجاب ميبيند.
حالا در اين زمينه خيلي حرف هست ولي به همين مختصر اکتفا ميکنم که اگر قصد جدي براي حل اين مشکل وجود داشته باشد راه حل وجود دارد. من به ياد دارم سالها پيش يکي از استادان برجسته علوم اجتماعي ادعا کرده بود که طرح اجرايي کوتاه مدت براي اين موضوع آماده دارد ولي متأسفانه در اين امور به اهل فن مراجعه نميشود.
منبع:روزنامه خراسان






