-
شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۱
-
امروزه بسياري از زنان در بسياري ادارات و سازمانها و مراکز دولتي و خصوصي، از کارمند بانک و پست و مجري برنامههاي تلويزيون گرفته تا فروشندگي و کارگري و حتي رانندگي تاکسي و اتوبوس! به کار گرفته شدهاند و برخي از کارهاي غير مرتبط و غير ضروري و مشاغل و کارهاي اجتماعي که در حيطه و مسئوليت مردان است و هيچ سنخيتي با جسم و روح زنان ندارد، بهدست زنان افتاده و اين موضوع نشان مي دهد که امروزه اشتغال بيرون از خانه زنان تبديل به يک ارزش شده است.زنان خانهدار ما از اينکه بگويند خانهدار هستند، احساس ضعف ميکنند که اين نشان ميدهد اصلاح نگاه زنان ما به موضوع اشتغال نيازمند کار جدي فرهنگي است و اين کار زماني جواب ميدهد که برنامهريزي هاي دقيقي در اين زمينه صورت گرفته باشد. اثري که جامعه بر پديده اشتغال زنان داشته، خيلي پُررنگ و تأثيرگذار بوده؛ زيرا شاغل بودن يک زن در جامعه امروز ايران تبديل به يک ارزش اجتماعي شده است، تا جاييکه زن شاغل امروز بهخاطر شغلش، به همجنسان خانهدارش فخرفروشي ميکند و خودش را يک سر و گردن بالاتر از زني ميداند که در خانه بيشتر وقت خود را براي تربيت کودکش صرف ميکند. اين احساس برتري و پيروزي زنان شاغل نسبت به همجنسان بيکار يا خانهدار، خود ميتواند عامل مهمي براي ترغيب افکار عمومي جامعه زنان بهسمت اشتغال باشد.
«زهرا امينمجد»، عضو هيئت علمي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ارزش شناخته شدن اشتغال زنان در فضاي کنوني را متأثر از سه عامل ميداند و معتقد است: “تغيير در سبک زندگي بهعنوان اولين عاملي است که زنان را روانه بازار کار ميکند. گرايش افراد به زندگي مدرن، که از آنان ميخواهد به يک نيروي کار آموزشديده و متخصص تبديل شوند، در افزايش گرايش زنان به اشتغال نقش مهمي دارد.اين تغيير در سبک زندگي، همسو با خواست نظام سرمايهداري پيش ميرود و در آن، تبديل شدن افراد به محصولي براي اين نظام، بهعنوان هدف اصلي رشد اجتماعي قلمداد ميشود؛ يعني افراد در اجتماع زندگي ميکنند تا بارور شده و بتوانند در جهت تأمين منافع نظام سرمايهداري حرکت کرده، به آن سود رسانند.به دليل حمايتهايي که در دهههاي اخير انجام گرفت، فاصله معناداري که در ناحيه سواد و آموزش ميان زنان و مردان وجود داشت، کمتر شد. روشن است که اين اقدام در جاي خود امري ضروري و مثبت بود، اما به دليل عدم توجه به تناسب ميان جنسيت و آموزش براي افراد، بويژه زنان، و نيز عدم توجه به اصلاح ساختارهاي نظام آموزشي مدرن و اسلاميسازي محتواي آن، عوارض و مشکلاتي از اين ناحيه گريبانگير افراد و جامعه شد.
زهرا امينمجد مي گويد:"يکي از اين مشکلات، ايجاد مطالبات گسترده از سوي زنان تحصيلکرده براي ورود به بازار کار و اشتغال بيرون از منزل بود. البته مسئله دانستن اين موضوع، به معناي انکار فوايد برخي از اشتغالات زنان و نيز ضرورت بعضي از آنها نيست؛ بلکه گسترش مطالبات در کنار عدم توجه به خانوادهمحوري در ارائه الگوي اشتغال زنانه، کم شدن فرصتهاي شغلي براي مردان بهعنوان سرپرستان خانوار و مشکلات مربوط به تشکيل خانواده و ازدواج، از جمله از بين رفتن فرصتهاي مناسب ازدواج براي برخي از زنان تحصيلکرده و يا بالا رفتن سن ازدواج، مشکلآفرين شده است".
اشتغال زنان در جامعه نبايد به جايگاه اصلي آنها يعني نقش مادري و همسري لطمهاي وارد کند. زني که دلش ميخواهد کار کند، دوست هم دارد که مادر شود، اما وقتي شرايط کاري و شغلياش به او اين اجازه را نميدهد که بتواند با خيال راحت به مادرياش برسد، او سعي ميکند تا جاييکه ميتواند اين امر را به تعويق بيندازد. ترسِ از دست دادن پايگاه اجتماعي و شغلي و پيشرفتهاي روبهروي زن شاغل، او را بر اين ميدارد که بر ميل مادرياش پا بگذارد. از طرفي، اشتغال زنان ميتواند تا حدودي بر روابط همسران هم اثرگذار باشد. در سياستگذاريها علاوه بر توجه به حضور زنان در صحنههاي اجتماعي بايد به وظايف همسري و مادري آنها نيز توجه شود چرا که زن در سنگر خانواده ميتواند مؤثرترين نقش را ايفا کند.
يکي از مواردي که مقام معظم رهبري در سمينار “زن و خانواده ” مطرح فرمودند مسئله اشتغال زنان بود. ايشان اشتغال زنان را با دو شرط اساسي و مهم امضا فرمودند؛ اول اينکه رسالت و وظيفه اصلي زنان در خانواده که همان خانهداري و شوهرداري و تربيت فرزند است تحتالشعاع آن شغل قرار نگيرد و دوم آنکه مسئله محرم و نامحرمي کاملا رعايت شود.بايد در اين زمينه گفت که توجه و نگراني مقام معظم رهبري در مورد اشتغال زنان و رعايت اين دو شرط، کاملا بجا و منطقي و مطابق با موازين شرعي و به مصلحت زنان و جامعه است و بدون شک بهترين و والاترين منزلت و مقام و مناسبترين مسئوليت براي زنان خانهداري و تربيت نسل آينده است؛ مسئوليتي که با جسم و روح ظريف و لطيف زنان تناسب دارد و اين زنان هستند که مي توانند با احساسات و عواطف سرشار خود، کانون خانواده را گرم و مستحکم سازند و به خانواده و جامعه، آرامش و اميد و نشاط بدهند و بدين وسيله بزرگترين مسئوليت اجتماعي خود را نيز انجام دهند.
در روايات و آموزه هاي اسلامي تاکيد شده است که وظيفه اصلي زن در خانه متمرکز است. در روايت معروفي از منابع روايي شيعه آمده است که حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع) پس از ازدواج به حضور پيغمبر(ص) رفته و خواستار تقسيم وظايف از سوي ايشان شدند که حضرت فرمودند وظيفه علي(ع) خارج از خانه است و وظيفه فاطمه (س)داخل خانه. مطمئنا اين بزرگان با وظايف خود آشنا بوده اند اما از حال و هواي اين روايت اين گونه بر مي آيد که حضرت رسول(ص) يک آموزه اي را براي تمامي مردان و زنان مسلمان به يادگار گذاشته اند. اشتغال زنان با اهداف ويژه و در شرايط خاصي منعي ندارد اما اصل کلي تامين هزينه هاي خانه توسط مرد در بيرون منزل است و زن مديريت خانه را بر عهده دارد.پشت هر ازدواج اسلامي تقسيم کاري صورت گرفته است که اين سه وظيفه بر عهده زنان گذاشته شد و هر چه زن در اين سه حوزه موفق تر باشد موفقيت مرد در جامعه بيشتر است.
اسلام، تامين مخارج زندگي و نفقه زن را به عهده مرد گذاشته است تا آنان با خيال راحت به وظيفه مهم و خطير تدبير منزل و تربيت نسل آينده بپردازند و قطعا سالمترين و بهترين و
مناسب ترين مسئوليت و وظيفه زنان که با روح و جسم لطيف و ظريف و پر احساس آنها تناسب دارد، امور منزل و شوهر داري و تربيت نسل آينده است. بحث پيرامون زنان بويژه مادران از ديرباز مد نظر صاحب نظران بوده است. اما ضروري به نظر مي رسيد که ارتباط وظيفه مهم مادري و رسالت ديگر زن يعني حضور در اجتماع بهتر تبيين شود تا تداخل و تعارضي در نقشها پيش نيايد.
بايد به سمتي حرکت کنيم که عرصه هاي اشتغال را با توجه به مباني انديشه اسلامي تبيين کنيم که مثلا در چه عرصه هايي حضور زنان ضروري تر است يا چه نوع کارهايي براي زنان طراحي کنيم و يا حتي در آموزش هايمان براي زنان چگونه تدبير کنيم که زنان در عرصه هاي مختلف حضور پيدا کنند به گونه اي که خانواده کمتر آسيب ببيند و از طرفي براي اينکه حضور زنان در خانواده
قوي تر شود از چه ايده هايي بايد استفاده کرد و اين نيازمند بحث و بررسي کارشناسان است.
حجت الاسلام دکتر سيد جعفر حق شناس عضو هيئت علمي پژوهشکده باقرالعلوم قم بر
تئوريزه کردن تعاليم اسلام در مورد زن و خانواده مطابق نيازهاي روز تأکيد دارد و مي گويد:" بايد انديشههاي بنيادين اسلام با شرايط عصر حاضر تلفيق و اين مباني متناسب با اقتضائات به يک الگوي قابل اجرا تبديل شوند.
منظور از تئوريزه کردن تعاليم اسلام يعني تبديل آن تئوري هاي کلي به تئوريهاي قابل تطبيق با شرايط دوران معاصر؛ يعني انديشه هاي بنيادين اسلام امروز با شرايط عصر حاضر تلفيق شود به گونه اي که شفاف و متناسب با اقتضائات زمانه امروز به يک الگوي قابل اجرا تبديل گردد.
مثلا يک الگوي کلي در انديشه اسلامي در مورد رابطه اشتغال و حضور زن در خانواده داريم همان مطلبي که مقام معظم رهبري فرمودند و بر اين اصل تأکيد کردند که نبايد شغل به مسئله مادري و حضور زن به عنوان مادر و همسر آسيب بزند، اما اين اصل کلي را بايد به يک تئوري و برنامه عملي مشخص تبديل کرد، تفکري که امروز قابل اجرا باشد".






