بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

زير و بم ماجراي مبارزه با بدحجابي

دختر زير چشمي اطرافش را مي‌پايد، نگاهي به ميني‌بوس و مامورها مي‌اندازد و بعد چشمانش به آرامي مي‌چرخد روي لباس‌هاي خودش و راهش را کج مي‌کند تا مقصد ديگري را انتخاب کند. آن يکي اعتماد به نفس بيشتري دارد. فقط چند تار موي بيرون آمده از روسري‌اش را مي‌پوشاند و آرام از کنار ميني‌بوس رد مي‌شود. دو نفر از خانم‌هاي پليس پچ‌پچ کوتاهي با هم مي‌کنند و بعد به سمت دختر ديگري مي‌روند. مانتو قرمز‌، روسري کوچک و شلوار کوتاه مورد تذکر خانم‌هاي سبزپوش است. دستور توقيف مي‌گيرد، خواهش مي‌کند بي‌خيالش شوند اما هدايت‌اش مي‌کنند به سمت ميني‌بوس، دختر نگاهش در ويترين مغازه‌ها مي‌چرخد و به يکي از افسرها چيزي مي‌گويد. برمي‌گردد سمت پياده رو. در يکي از مغازه‌ها گم مي‌شود. دنبال جوراب مي‌گردد. همان جا مي‌خرد، مي‌پوشد و سريع برمي‌گردد سمت ميني‌بوس‌! سوار مي‌شود و البته 20 دقيقه بعد آزاد است با روسري مرتب، جوراب سفيد نو و...

شلوار زاقارت داخل «ون» مشکي‌!

حالا اين‌که اين شلوار‌هاي زاقارت و تنگ و مانتوهاي کوتاه و چسب و روسري‌هاي عروسکي و لباس‌هاي اين چنيني را از پشت ويترين‌ها جمع نمي‌کنند دليل نمي‌شود فکر کنيد اين‌ها ايرادي ندارد، اين‌که نمي‌آيند کمد لباس‌تان را بريزند در گوني و ببرند، دليل نمي‌شود هر جوري مي‌خواهيد بپوشيد‌!

يک نفر که منحرف است و ذاتا(!) مشکل دارد، کاري‌اش نمي‌شود کرد. ‌حالا هي بيا برايش عرف را تعريف کن، يا برايش مد را ساماندهي کن‌. بيا بندازش در اتومبيل‌هاي «ون» مشکي و مشاوره رايگان بده، بيا برايش آنتن‌ها را به صورت رايگان جمع‌آوري کن و... اين آدم ذاتا قابليت اصلاح ندارد و با اين چيزها درست بشو نيست. خب اين نماينده بندر انزلي، راست مي‌گويد بنده خدا، «هر چه‌قدر لباس‌هاي گشاد براي مردم دوخته شود کسي که بخواهد لباس تنگ بپوشد يک سايز کوچک‌تر از بدن خود لباس تهيه مي‌کند.»

يعني شما بيا براي ملت به زور شلوار لوله تانکي و بر فرض که فري‌سايز هم بفرستيد در بازار که همه يک سايز بپوشند‌! اگر اين انسان‌هاي مشکل‌دار هستند که بر‌مي‌دارند لوله تانکي را تا زير تا مي‌کنند و با طناب آويزان مي‌کنند به گردنشان! وا..‌.

اين تو بميري از آن تو بميري‌ها نيست!

شايد به خودمان تلقين مي‌کنيم، شايد هم هنوز فصلش نشده، اصلا شايد اين موقع براي نتيجه‌گيري زود باشد ولي انگار مانتو فروشي‌ها خلوت‌تر از هميشه‌اند. همان مغازه‌هايي که بيشتر روزهاي سال پر و خالي مي‌شوند. از مشتري‌هايي که از نقاط دور و نزديک شهر مي‌آيند‌. فقط براي تماشا و خريد مانتو‌. اما حالا به نظر مي‌رسد که شروع اين طرح مبارزه با بدحجابي کار و کاسبي اين فروشگاه‌ها را کساد کرده باشد. برخي فروشندگان خوش‌بينند که آب‌ها به زودي از آسياب مي‌افتد و مانتوهاي رنگ و وارنگ تابستاني با مدل‌هاي جديد به بازار مي‌آيند، چرا که برنامه‌ها موقتي است‌. هر سال نزديک تابستان يک دوره بگير و ببند مي‌کنند، بعد از صرافتش مي‌افتند، امسال هم مثل پارسال، اما برخي ديگر معتقدند اين تو بميري از آن تو بميري‌ها نيست. امسال کار به فرهنگ‌سازي و اين جور حرف‌ها کشيده و امسال زودتر از هر سال شروع کرده‌اند. هميشه وقتي مانتوهاي تابستاني مي‌آمد تو بازار و فروش هم مي‌رفت تازه به اين فکر مي‌افتادند که جلوي بدحجابي را بگيرند و قبل از آمدن مدل‌هاي جديد به بازار دست به کار شده‌اند. مگر چند نفر وقت و حوصله سفارش دادن به خياط را دارند‌؟‌! براي جلوگيري از ورشکستگي بايد هر چه زودتر خودشان را با اين جريان تطبيق بدهند.

لباس پوشيدن يواشکي در پارکينگ

«سوگل» 26 ساله و «مهسا» و «شيرين» 25 ساله از آن دخترهايي هستند که رنگ سال مي‌پوشند. سوگل يواشکي روبان گل‌سرش را از زير روسري‌اش بيرون مي‌آورد و نشانم مي‌دهد؛ خاکستري است‌، سر تا پايش رنگ روز است؛ سوگل اولش زير بار نيتش (جلب توجه و...) نمي‌رود اما دلايلي که مي‌آورد بدون اين‌که بداند به روشني حکايت از ميل باطني‌اش براي جلب توجه دارد‌؛ «همه مي‌گن خيلي بهت مي‌ياد، پس چرا نپوشم؟ گاهي زرد پوشيدن کار هر کسي نيست، اعتماد به نفس مي‌خواهد.» مهسا و شيرين اما معتدل‌ترند، رنگ سال را اگر بپسندند مي‌پوشند‌. البته بيشتر هم مي‌پسندند؛ «اين‌ها هم براي خودشان يک رنگي هستند ديگر‌. حالا چون مد شده نبايد پوشيد؟ اصلا اگر قشنگ نبود که مد نمي‌شد.» يک دليل ديگر‌شان هم اين است که وقتي رنگي مد مي‌شود، قشنگ‌ترين و خوش‌ دوخت‌ترين لباس‌ها، آن رنگي‌اند؛ «وقتي همه ويترين‌ها بنفش شده‌اند‌، چي بخريم‌؟ اصلا رنگ سال بيشتر وقت‌ها آدم را مجبور مي‌کند بخردش.» مهسا که نقش سليقه‌اش را در انتخاب رنگ خيلي مهم مي‌داند‌، به مانتوي سبزش اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «سبز الان خز شده اما من چون دوستش دارم مي‌پوشم‌. کيف و کفشش را هم دارم و زياد هم برايم فرقي نمي‌کند که از مد افتاده باشد.»

يک جمله از شيرين: «تنها مشکل اين پوشش و مد،‌ خرجي است که روي دست‌‌مان مي‌ماند؛ خوب است، فقط وقتش را زياد کنيد، لطفا!»

ورود افراد بي‌حجاب ممنوع!

«بيست و چند سال است که به اين مردان و زنان امر و نهي مي‌کنند که حجاب‌تان را رعايت کنيد و سال به سال روسري‌ها عقب‌تر مي‌رود و آرايش‌ها غليظ‌تر‌! مگر اين قشر که اساسا در دوران حکومت جمهوري اسلامي در ايران متولد شده‌اند، در مدارس و فضاهاي پرورشي اين کشور با همان معيارهاي اجتماعي رشد نکرده‌اند؟» اين‌ها را «الهام» 28 ساله مي‌گويد. او که دانشجوي ارشد فلسفه هنر است معتقد است؛ مگر محض خالي نبودن عريضه در کافي‌شاپ‌ها و پيتزا فروشي‌ها تابلويي آويزان با محتواي مشترک آن‌ها را به يک موضوع اجتماعي به هم پيوند نزده است که «ورود افراد بي‌حجاب ممنوع»، «‌رعايت حجاب الزامي است» و آيا در ادارات دولتي الزاماتي در کار نيست‌؟ مگر صداوسيما خواهران و برادران و... را در سريال‌ها، آن هم در خانه با حجاب نشان نداده است؟ پس چرا؟

الهام که سال‌هاست در مسير مشهد تهران در حال رفت و آمد است ادامه مي‌دهد: «متاسفانه در حال حاضر الگوي همه جوانان ما را براي پوشش، حرف زدن، مدل مو و برخوردهاي اجتماعي را ماهواره تعيين مي‌کند و اين همه جمعيت داريم که سرمايه کشور محسوب مي‌شود و طبيعي است که مسئولان بايد قدر اين سرمايه را بدانند و براي حفظ و امنيت آن‌ها تلاش کنند. مسئولان بايد پي‌گير اين مسئله باشند چون ما آرامش امروزمان را به همين راحتي به‌دست نياورده‌ايم که به آساني از دست بدهيم.»

يک جمله از الهام: «به هر حال هر جامعه‌اي، فرهنگي دارد و به‌طور قطع فرهنگ ما هم اين مدل لباس و مو نيست.»

دل آدم بايد پاک باشد!

بسياري از خانم‌ها و افراد معتقدند برخورد قهري با بد‌حجاب‌ها تاثير هميشگي و مداوم ندارد و بدحجابي بسياري از آنان عناد و لجبازي با شرع نيست؛ بلکه بسياري از اين‌ها انسان‌هاي معتقد و نمازخوان هستند و چه بسيار پوشش‌شان را بي‌حجابي نمي‌دانند و علاوه بر آن که آن را پوشش ايده‌آل و عادي عنوان مي‌کنند حجاب را امري شخصي تلقي مي‌کنند.

خانمي که به همراه «مارال» نوه 17 ساله‌اش در حال قدم زدن در بولوار سجاد است مي‌گويد: «نمايندگان مجلس با همان حرارتي که درباره حجاب حرف مي‌زنند راه حلي براي پايين آوردن سن متوسط کساني که به مسجد مي‌روند بينديشند يا اين‌که مسئله اين باشد که چرا جواني متن تمامي اشعار متاليکا را حفظ است ولي 5 سوره قرآن را ‌نمي‌تواند از حفظ بخواند و يا اين‌که چرا خيلي‌ها نهج‌البلاغه نمي‌خوانند اما تمام نوشته‌هايي کريستين بوبن را حفظ هستند.»

اين بازنشسته فرهنگي ادامه مي‌دهد: «برخورد نيروي انتظامي با چنين افرادي با پيش فرض منکر است و اين در حالي است که اکثر آنان خود را بي‌حجاب نمي‌دانند و پوشش خود را ايده‌آل فرض مي‌کنند.

اين پوشش مخصوص ايراني‌هاست!

«سپيده» 28 ساله و «نازنين» 26 ساله فروشگاه لوازم آرايشي بهداشتي دارند. با يک نگاه مي‌شود فهميد که براي سر و وضع‌شان حسابي زحمت کشيده‌اند اما حتي يک تکه رنگ سال هم در لباس‌هايشان نيست. سپيده تا 3 سال پيش در سوئد زندگي مي‌کرد: «‌رنگ سال به اين شکل که مي‌بينيد فقط مخصوص ايران است‌. درهيچ کجاي دنيا جوان‌ها براي رفتن به سر کار يا گردش در خيابان لباس‌شان را با رنگ سال ست نمي‌کنند و با اين آرايش و پوشش بيرون نمي‌آيند. امروز همه اسپرت‌ پوش شده‌اند‌. تيپ اسپرت همه که ست رنگ ندارد.»

نازنين کلاسش اجازه نمي‌دهد اين لباس‌ها را بپوشد و رنگ روز پوشيدن را هم ابزار مناسبي براي جلب توجه نمي‌داند: «اين روزها آن کسي که رنگ روز نمي‌پوشد بيشتر جلب توجه مي‌کند‌، آن‌قدر که همه يکرنگ شده‌اند.»

نازنين و سپيده از آن دسته از مخالفاني هستند که اگر رنگ مورد علاقه‌شان در تمام زندگي هم مد بشود، از آن چشم پوشي مي‌کنند.

يک جمله از سپيده: «راستي، وقتي تبليغ براي مد شدن رنگي شروع مي‌شود، براي خنثي کردن اثرش چه‌کار مي‌شود کرد؟»

فقط مي‌گويند نه!

«ساناز - م» 25 ساله است، مديريت بازرگاني خوانده و تاکنون يک ‌بار بر سر حجاب دستگير شده است، او با تعهد بعد از يک شب آزاد شده و: «اولين باري که منو دستگير کردند در خيابان راهنمايي بود، 2 خانم که يک سرباز مراقبشون بود داخل يک ميني‌بوس 4 ساعت منو نگه داشتند،‌ بعد هم بردند يک جايي که مثل من 12-10 تاي ديگر بودند؛ يک شب آن‌جا خوابيدم، نه تلفن تونستم بزنم نه کسي رو مطلع کنم، بعد فردا صبح از من خواستند تعهد بدهم که ديگر اين‌طوري لباس نمي‌پوشم،‌ من نمي‌دانم چطوري لباس پوشيده بودم اما قبول کردم تعهد بدهم، فقط گفتم اون‌ها به من بگن چطوري لباس بپوشم،‌ هنوز هم کسي به من نگفته چطوري بپوشم،‌ فقط مي‌گويند نه! اين را نپوش.»

«طاهره رئوف» دانشجوي طراحي لباس است، او مي‌گويد: «پوشاک در کشور ما دچار بي ‌برنامگي و ‌آشفتگي‌هاي زيادي است. اکثر مدل‌ها وارداتي هستند و کشور چين، ترکيه و ايتاليا در اين ميان، نقش مهمي دارد. اهميت ندادن به فرهنگ پوشش و ضعف ساختاري صنعت پوشاک و رعايت نکردن معيارهاي زيبايي و تنوع در توليدات داخلي، اکثر افراد جذب الگوهاي غربي مي‌شوند. اين در حالي است که مطالعه مردم‌شناسان در باب فرهنگ پوشش در سراسر ايران نشان مي‌دهد طي ٦ هزار سال گذشته، مردم ايران هرگز پوشش‌هاي عريان و نيمه عريان نداشته‌اند و از اين حيث، مردم‌شناسان منابعي بسيار غني در مناطق مختلف براي الگو گرفتن و ايجاد تنوع در لباس دارند و مي‌توانند کمک بزرگي براي طراحان لباس باشند. او مي‌گويد که دوست داشته از مديران مربوطه بپرسد که در طول چند سال گذشته چه الگوي متناسبي براي لباس ارائه کرده‌اند!»

طاهره تاکيد دارد: «يکي از دلايلي که تلاش دستگاه‌هاي فرهنگي براي نظام بخشيدن به وضعيت پوشش را همواره با شکست رو‌به‌رو مي‌کند، اين است که به اين موضوع بيشتر با نگاهي سياسي پرداخته شده تا يک مقوله مهم فرهنگي!»

يک جمله از طاهره: «رابطه لباس و فرهنگ به اندازه‌اي قوي است که وقتي يک خارجي وارد محيطي مي‌شود، نخستين علامتي که از او مي‌شناسند همان لباس اوست.»

پليس جايگزين ارگان فرهنگي

جداي از اين‌که چرا طرح حداقل با 7 يا 8 سال تاخير آغاز شد و يا شروع کار در اين مرحله از کجا زده شد، چرا بايد از 25 ارگان و سازمان فرهنگي و مديريتي کشور مثل وزارت ارشاد، شوراي عالي فرهنگي، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري و سازمان ملي جوانان و... که وظيفه کار فرهنگي اين‌گونه موارد را دارند، رسما همه و همه با اختيار کامل و با فراغ بال، مسئوليت اين امر را به تنها ارگاني که وظيفه برخورد ايجابي و استفاده از قواي قهريه را در اين‌گونه معضلات دارد، سپرده‌اند.

«نويد» 26 ساله، مهندسي عمران مي‌خواند و معتقد است: «اصولا زماني پليس به ميدان مي‌آيد که قواعد و قوانين جامعه و مصوب مجلس شوراي اسلامي و هيئت دولت شکسته شود. خط قرمزها براي مثال در مسائل مربوط به راهنمايي و رانندگي به خوبي روشن است، اما در زمينه حجاب خطوط قرمز براي جامعه ما خيلي روشن نيست. کشورهاي ترکيه، امارات و... با وجود الزامي نبودن پوشش، بيش از نيمي از جمعيت آن حجاب کامل دارند و اين واقعيت را به نظام تعليم و تربيت کارآمد آن‌ها نسبت مي‌دهد. بچه‌ها در مدرسه مي‌توانند با الگوپذيري از معلمان با مباني نظري از روش‌هاي ديني و الگوهاي عملي آشنا شوند که نيازمند برنامه‌هاي کلان فرهنگي مي‌باشد که جايش در کشور ما خالي است‌!»

يک جمله از نويد: «بعضي، از خط قرمزها مي‌گذرند بدون آن‌که بدانند‌!»

حجاب؛ شخصي است يا اجتماعي!؟

وضعيتي که به وجود آمده، يک‌ شبه به وجود نيامده است. اين وضعيت حاصل کارکرد مدت قابل توجهي است و محصول فعاليت فرهنگي صرفا داخل هم نيست بلکه تاثيرگذاري از داخل و خارج است.

«آفاق» 29 ساله که سال‌هاست فارغ‌التحصيل رشته فقه و حقوق است وضعيت حجاب آن هم در جامعه اسلامي مانند ايران را تاسف‌بار مي‌داند و مي‌گويد: «معتقدم بايد در قالب‌هاي آموزشي، پژوهشي، تربيتي و فرهنگ‌سازي اقدامات اساسي در صداوسيما‌، در فيلم‌نامه‌ها و فيلم‌ها‌، در برنامه‌هاي فرهنگي فرهنگ‌سراها و امثال اين‌ها و مجموعه فعاليت‌هاي فرهنگ‌سازي در آموزش‌و‌پرورش و در دانشگاه‌ها داشت که به صورت آرام و بلند مدت اعتقادات اسلامي‌ ما در ميان مخاطبان کاملا پذيرفته شود و در ذهن و فکر آن‌ها به صورت عقلاني جايگزين شود و البته مي‌بايستي از احساسات هم براي جا انداختن چنين اعتقاداتي بهره گرفت چرا که بخش مهمي‌از کنش‌ها و واکنش‌هاي انسان تحت تاثير احساساتش است، دراين صورت مي‌توانيم نتايج مثبتي بگيريم.

«ثمين» که موافق گفته‌هاي آفاق است مي‌گويد: «مسئله حجاب از يک لحاظ مسئله‌اي شخصي و از سوي ديگر مسئله‌اي اجتماعي است. اگر کسي بخواهد مسئله حجاب را به عنوان واجب الهي در نظر بگيرد يک مسئله شخصي است‌. اما مسئله اجتماعي حجاب وقتي است که خانمي ‌مي‌خواهد به صحنه اجتماع بيايد، پا از خانه بيرون مي‌گذارد، از چهار ديواري خودش خارج مي‌شود‌. آن چهار ديواري مسئله‌اي شخصي بود اما وقتي به اجتماع مي‌آيد، تاثير‌گذار است.»

ثمين که گرافيک خوانده و سال‌ها در حوزه هنر دست به قلم بوده ادامه مي‌دهد: «حجاب او يا بي‌حجابي او فرهنگ‌ساز و مدل‌آفرين است و روي روحيه تاثير مي‌گذارد‌. اگر خانمي ‌تمام عيار آرايش کند و وارد جامعه شود، طبعا تاثير مخربي روي جوانان مي‌گذارد که او ر‌ا تماشا مي‌کنند و هوي و هوس را در آن‌ها شعله‌‌ور مي‌کند. نمي‌شود بگويد من دوست دارم اين‌گونه بيايم. نه، اين معنايش اين است که من کاري ندارم آثار رفتارم تاثيراتي روي روان اجتماع بگذارد، آن روان را تخريب بکند، چرا؟ چون من دوست دارم يک چنين رفتاري داشته باشم بنابراين عرف و هنجار جامعه را همه بايد در رفتار و روابط اجتماعي‌شان رعايت کنند. اما در خانه و روابط شخصي‌شان خودشان مي‌دانند و اعتقاداتشان.»

شرط پوشيدگي است

نوع پوشش‌ ظاهرش با گفته‌هايش هماهنگي چنداني ندارد اما معتقد است: «مسائل اجتماعي به صورت عرف و هنجار يا قانون در‌آمده است، ديگر معنا ندارد کسي آن را مورد مناقشه قرار بدهد.»

«سارا» که 2 سال است به همراه همسرش، مشهد را براي زندگي انتخاب کرده‌ است،‌ 29 سالش است و مهندس کنترل کيفيت مواد غذايي در يکي از کارخانجات لبنياتي است. او مي‌گويد: «ما هم در مورد حجاب قانون داريم، بنابراين هرگونه بي‌حجابي و يا رعايت نکردن حداقل پوشش شرعي خلاف قانون است به علاوه عرف جامعه ما و هنجارهاي جامعه ما هم بي‌حجابي را نمي‌پذيرد. جالب است بدانيد در بعضي ايالات آمريکا طبق اطلاعاتي که از استادان تحصيل کرده در آن‌جا دارم، اگر خانمي‌ با حداقل لباس وارد شهر بشود خانم‌ها با او برخورد مي‌کنند، آقايان با او برخورد مي‌کنند. مي‌گويند به سمت خانه‌ات برگرد، بپوش و بعد بيرون بيا. معنايش اين نيست که چادر بپوشد يا الزما روسري بر سر کند اما لباس عرفي و حداقل لباسي را که مورد قبول است، بايد بپوشد. مثلا نمي‌تواند بدن خودش را نيمه عريان کند و بعد وارد جامعه شود. اين يعني چي؟ يعني اين‌که هنجارهاي جامعه بايد مورد قبول همه قرار گيرد و گرنه با واکنش‌هاي اجتماعي روبه‌رو مي‌شود. مگر ما مي‌خواهيم در جامعه‌مان دائما دردسر توليد کنيم؟ مسلما چنين رفتارهايي که خلاف هنجارهاي عمومي‌جامعه است مايه دردسر و ايجاد نزاع و درگيري است.»

سارا جلوه‌گري را در ذات خانم‌ها مي‌داند، اما براي کاربردهاي کاملا مشروع و عقلاني! او که به گفته خودش سال‌هاست در زمينه مسائل ديني مطالعاتي دارد ادامه مي‌دهد: «کاربرد عقلايي هم آن است که نسل بشر و هسته خانواده باقي بماند نه اين‌که چنين جلوه‌گري‌هايي به صحنه جامعه بيايد و ظهور پيدا کند‌. چرا مردها اين طور نيستند که لزوما بخواهند جلوه‌گري کنند؟ چون در ذات مردها نيست‌. اگر مردي بخواهد چنين عشوه‌گري داشته باشد به او مي‌گوييم دچار خصلت خانم‌ها شده است!»

يک جمله از سارا: «طبعا تعريف ما از حجاب به معناي لباس خاص نيست، آن‌چه شرط است پوشيدگي است...‌»

هيزم خشک و تر در آتش بد حجابي

در کنار همه مباحث مطرح شده برخي ديگر نيز معتقدند ناآگاهي از محدوده حجاب و تفکيک نادرست تجدد و دين‌مداري سبب شده است بسياري از دختران جوان در مرز انتخاب حجاب و بدحجابي سر درگم بمانند. طرح افزايش امنيت اجتماعي شامل مصاديق متعددي است و هدف آن توسعه امنيت عمومي و اخلاقي و مبارزه با آشفتگي اجتماعي است. وقتي معضلات به حدي مي‌رسند که جامعه را به تلاطم مي‌کشاند شرايطي پيش مي‌آيد که بايد به صورت عملي و فعالانه برخورد شود و به آن عنوان طرح داده مي‌شود. رشد فعاليت‌هاي تشکيلاتي اراذل و اوباش، زورگيري و تجاوزات به عنف، تجاوز به حريم خصوصي افراد، شامل فيلم‌برداري از داخل استخرها و اتاق‌هاي پرو و توزيع فيلم‌هاي خانوادگي و پوشش‌هاي آن‌چناني از اين دست معضلات هستند. بحث بدحجابي هم يک معضل رو به رشد است که احساس مي‌شود حد و مرزي ندارد و نبايد مانند دولت‌ها،‌ که در زمينه مبارزه با آن کوتاهي کرده‌اند، بي‌تفاوت بود.

در واقع تقصير خودمان است،‌ خود ما جوان‌ها،‌ ما خودمان مي‌توانستيم کاري کنيم که قصه به اين‌جا نرسد، مي‌توانستيم مسير قصه را عوض کنيم تا روزي نرسد که در خيابان‌ها براي حفظ کيان خانواده‌ها و حرمت خواهران شهرمان،‌ مامور بگذارند و بگويند که چه چيزي را بپوش و چه چيزي را نپوش. به ما نگفته‌اند؟ به آن‌ها که در ميني‌بوس به انتظار نشسته‌اند،‌ اين حرف‌ها را زده‌اند؟ مگر فرقي دارد؟ همين فکرها را کرديم که به اين‌جا رسيديم. فکر کرديم آن‌ها مسئول اعمال خودشان هستند و ما هم مسئول اعمال خودمان. چشمانمان را به روي واقعيت‌ها بستيم و حرف نزديم. حرف نزديم که هيچ،‌ لبخند هم زديم. اگر اين‌طور نبوديم امروز به جايي نمي‌رسيديم که ماموران سبزپوش مجبور شوند در کوچه و خيابان چشم در چشم خواهران شهرمان شوند. بله،‌ در اين گيرودار به خيلي از بي‌گناهان ممکن است بي‌احترامي شود،‌ بي‌عدالتي هم ممکن است رخ دهد، ولي آتش،‌ هيزم خشک و تر نمي‌شناسد. اين آتشي است که کوتاهي خيلي‌ها در برافروختن آن نقش ايفا کرده‌اند؛ خانواده،‌ مدرسه،‌ جامعه و مسئولان!

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532