بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

تاثير الگوهاي دلبستگي در کودکي بر روابط با همسران در بزرگسالي

حل مشکلات ارتباطي بين همسران يکي از اهداف روان شناسان و مشاوران است. با اين حال ازدواج يکي از پيچيده ترين روابط انساني است، از اين رو به سختي مي توان درباره تاثيرگذاري يک يا چند نظريه روان شناسي بر امر ازدواج، شرايط رضايتمندي از زندگي مشترک، انتخاب همسر مناسب و رازهاي دوام زندگي مشترک اظهارنظر کرد. با اين همه نظريه هاي روان شناسي مي تواند بخش هايي از فرآيند علاقه مند شدن ۲نفر به يکديگر و ايجاد دلبستگي آن ها را آشکار و تبيين کند. درست به همين دليل است که کتاب هاي روان شناسي مخاطبان زيادي پيدا کرده است و مردم تلاش مي کنند راهکار رفع مشکلات ارتباطي خود را در اين کتاب ها بيابند. از اين رو آشنايي مخاطبان با روان شناسي علمي و نظريه هاي مختلف آن مي تواند ضمن افزايش خودآگاهي، گامي در راستاي رفع برخي از مشکلات باشد. در اين مطلب قصد داريم درباره ارتباط الگوهاي دلبستگي با شکل گيري روابط عاطفي بين همسران بپردازيم.

الگوهاي دلبستگي

نظريه دلبستگي نخستين بار توسط يک روان شناس غربي مطرح شد، ايده اساسي وي اين بود که کودکان مطابق نوع رابطه اي که با مادر در دوران کودکي برقرار مي کنند، به چند شيوه دلبستگي پيدا مي کنند؛ شيوه دلبستگي ايمن، اضطرابي و اجتنابي. کودکان گروه اول مادر را به عنوان يک پايگاه امن تلقي مي کنند و با تکيه بر وي، به جست وجو در محيط مي پردازند و مادر در دسترس و پذيرنده آماده است هر لحظه نيازهاي وي را برآورده کند. کودکان ۲گروه ديگر به علت نبود پايگاه ايمن و مطمئن، اعتماد به نفس کافي براي جست وجوگري در محيط را ندارند و ممکن است به اجتناب از ديگران يا بي اعتنايي گرايش پيدا کنند. به اين ترتيب کودک با دلبستگي ايمن است که مي تواند با تکيه بر مادر پذيرنده، در دسترس و آماده به خدمت، زندگي آرام را تجربه کند. او با تکيه بر اين شرايط مناسب، به توانايي هاي خود واقف مي شود و قادر است با ديگر افراد ارتباط سالم و سازنده اي برقرار کند. دکتر اکرم پرند روان شناس و مشاور با بيان اين مقدمه به خراسان مي گويد: باورکردن و پذيرش محبت ديگران يکي از نشانه هاي دلبستگي ايمن افراد است. فردي که در دوران کودکي به ويژه ۵سال اول زندگي به اندازه کافي مورد توجه و محبت بي قيد و شرط والدين بوده و واکنش هاي لازم و مطلوب و به موقع را دريافت کرده است، در بزرگسالي قادر است به بهترين شکل عواطف انساني ديگران را بپذيرد يا عواطف خود را ابراز کند. در مقابل کودکي که به موقع محبت و توجه کافي دريافت نکرده، بدون دليل تنبيه شده و بابت کارهاي مثبتش تشويق نشده است، بهترين دوران را براي دريافت و ابراز احساسات و عواطف از دست داده و طبيعي است که در دوران بزرگسالي نيز با همين مشکل روبه رو خواهد بود. محققان مي گويند، ارتباط مستقيمي بين الگوهاي دلبستگي افراد و روابط صميمانه با همسر وجود دارد و بررسي روابط همسران بر پايه اين نظريه تا حد زيادي ريشه مشکلات ارتباطي همسران را آشکار مي کند. درست به همين دليل است که براي حل اين مشکلات بيشتر روان شناسان دوران کودکي افراد را بررسي و تلاش مي کنند دريابند سبک دلبستگي فرد چه بوده است. در جلسات مشاوره وضعيت روحي رواني فرد در دوران کودکي بازنگري مي شود تا مشخص شود رابطه اي که فرد با مادر داشته، تا چه حد نيازهاي دوران کودکي وي را برطرف کرده است.

از نظريه تا عمل

در نظريه دلبستگي افراد با ۳ شيوه متفاوت يا ۳ مدل ارتباطي با ديگران رابطه برقرار مي کنند. افراد ايمن اغلب احساس راحتي، اطمينان و اعتماد به ديگران دارند و صميميت، گرمي و دوست داشتني بودن خود را در برخوردهاي اول با ديگران نشان مي دهند. افراد اضطرابي در جست وجوي صميميت هستند. آن ها دايم نگران قطع ارتباط با ديگران هستند و آن را پيش بيني مي کنند. افراد اجتنابي صميميت را با از دست دادن استقلال يکي مي دانند و دايم تلاش مي کنند نزديکي و صميميت با ديگران را به حداقل برسانند. به اعتقاد وي طبق آمارها ۵۰درصد افراد در جامعه به طور متوسط در گروه اول قرار مي گيرند و ۲۰ و ۲۵ درصد از افراد در دسته اضطرابي و اجتنابي هستند. بين ۳ تا۵ درصد افراد نيز اضطرابي- اجتنابي هستند يعني ويژگي هايي از هر ۲ گروه را در ارتباطات خود نشان مي دهند. وقتي يکي از همسران اجتنابي و ديگري اضطرابي باشد، بدترين حالت ممکن رخ داده است. زيرا يکي آرزوي صميميت دارد و ديگري از آن گريزان است. تلاش اين زوج براي نزديک شدن به يکديگر اغلب به شکست منتهي مي شود و يک طرف تمام تلاش خود را صرف نزديک شدن و صميميت به همسر خود مي کند و گاه توانايي خود را در اداره امور منزل، کارهاي شخصي، حرفه اي که دارد از دست مي دهد زيرا تمام توجه و تمرکزش معطوف به همسر است. ممکن است در ذهنش به جدايي فکر کند اما هرگز شهامت اين کار را ندارد. در سوي ديگر همسري است که به سختي ابراز علاقه مي کند، نسبت به ابراز علاقه همسرش بي اعتناست و اگر چه در دل مي داند که او را دوست دارد اما نمي تواند آن را نشان دهد زيرا از وابستگي و ابراز علاقه به ديگري مي ترسد.

راهکارها

اگر در چنين شرايطي زوج نسبت به سبک دلبستگي خود و همسرشان آگاهي يابند، بهتر مي توانند مشکلات ارتباطي خود را برطرف کنند. به گفته دکتر پرند ريشه يابي اين نظريه نه در موقعيت هاي خاص بلکه در شرايط و زندگي عادي روزمره يکي از اساسي ترين راهکارها براي حل مشکلات است. مشاهده رفتار همسران و واکنش آن ها در برابر يکديگر و درک تفاوت ها با توجه به اين موضوع تا حد زيادي به زوج هايي که با هم نزد مشاور آمده اند، کمک مي کند. اصول دلبستگي ثابت کرده است که بيشتر زوج ها به نيازهاي برآورده نشده خود در ارتباط با همسر فکر مي کنند و معمولا وقتي نيازهاي روحي برآورده مي شود، توجه خود را معطوف به خارج از رابطه مي کنند. به اين موضوع، تناقض وابستگي مي گويند؛ يعني فرد در حالي که قصد دارد با نزديک شدن به همسر وابسته شود، همزمان صميميت را به افراد خارج از رابطه اش منتسب مي کند و از همسرش فاصله مي گيرد. مشاور مي تواند در جلسات مشاوره به زوج ها اطمينان دهد که وابستگي به يکديگر لزوما بد نيست.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532