-
چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۱
-
در بحث فرهنگسازي در افزايش جمعيت،بررسي منفعت خانواده در تکفرزندي يا چند فرزندي از نظر جامعهشناسي و روانشناسي بايد مورد بررسي قرار بگيرد. اگر نرخ رشد که در حال حاضر 1/2 تا 1/3 است به همين روال ادامه پيدا کند پدر و مادر در جامعه بعد از خود فرزندي به جا نميگذارند.
از نظر تعداد فرزندان، تکفرزندي براي خانوادهها و پدر و مادر آسيبپذيري بيشتري به دنبال دارد. بدين ترتيب که اگر به هر دليلي يک فرزند از بين برود براي خانواده چيزي باقي نميماند يا اگر تک فرزند دچار حادثه و معلوليت شود آن خانواده دچار ناکامي ميشود در حاليکه اين موضوع در خانوادههايي با جمعيت زياد که افراد از يکديگر حمايت ميکنند قابل مقايسه نيست.
مشکل بزرگي که ما در اين راستا با آن مواجه هستيم تبديل شدن تک فرزندي و يا بي فرزندي به يک فرهنگ مدرن است که باعث استقبال بسياري از زوج هاي جوان شده است.لذا افرادي که تمايل به بچه دار شدن ندارند کساني هستند که از نظر مادي غني اند.
از اين رو نياوردن بچه تماما به مسائل اقتصادي برنميگردد و مسائل فرهنگي نيز تاثير گذار است به طوريکه بسياري از دانشجويان فرهيخته ما ازدواج کرده اما بچهدار نميشوند.حتي نداشتن بچه نوعي برتري اجتماعي به حساب ميآيد و داشتن بچه زياد حتي در خانوادههايي که سطح تحصيلات بالايي دارند نوعي ناآگاهي به حساب ميآيد.جوانان ما امروزه فکر ميکنند داشتن فرزند بي سوادي است.
بنابراين مشکلي که ما در حال حاضر در بحث کاهش جمعيت با آن مواجه هستيم قشر دانشگاهي و فرهيخته ما است که زير بار بچه آوردن نميروند.اگر سياستهاي تشويقي براي افزايش جمعيت بدون مطالعه ميداني و جامعهشناختي و ميل جوانان به فرزندآوري لحاظ شود فاجعهاي را شاهد خواهيم بود که قاعده هرم جمعيت را افزايش داده و در کف جامعه ازدياد نسل را به وجود ميآورد.
در چنين شرايطي نياز به صرف هزينههاي مالي زياد براي آموزش و تأمين اشتغال اين جمعيت خواهيم شد.ديدگاه جوانان نسبت به بچهدار شدن تغيير کرده است.جواناني که ازدواج ميکنند اين باور را دارند که بچهدار شدن مانعي براي زندگي و تحصيل آنها خواهد بود.
همين امر باعث افزايش سن باروري و کاهش تمايل زوجين براي بچه دار شدن ميشود.
اگر سياستهاي تشويقي بدون ملاحظه تصويب شود ممکن است افراد سودجو به خاطر دريافت مزايا مانند دريافت مسکن و از تسهيلات مالي بچهدار شوند و کسي به خاطر مادر شدن بچهدار نشود.سياستهاي مربوط به افزايش جمعيت بايد متناسب با شرايط اجتماعي بوده و قاعده هرم جامعه را در نظر داشته باشد.در برنامههاي افزايش جمعيت بايد برنامهها متقن و عملي باشد تا افزايش جمعيت با توجه به زيرساختهاي لازم در نظر گرفته شود.






