-
چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۸۹
-
ازبرجسته ترین خصلت های نیک مردان و آزادگان، کرم و سخاوت است. «ضیافت» و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی، از نشانه ها و جلوه های این روحیه ی فتوت و جوانمردی است. معاشرت ها، دید و بازدیدها و رفت و آمدها، گاهی به صورت «مهمانی» است. از این رو آشنایی با آداب ضیافت و رسوم دینی مهمانی، در محدوده ی «اخلاق» معاشرت می گنجد. این موضوع، دو جنبه و دو طرف دارد: یکی کسی که مهمان می کند، دیگری آن که مهمان می شود. و هر کدام را آداب و روش و حد و حدودی است، قابل بحث.این موضوع بسیار ظریف است تاجایی که دراسلام هم دعوت به پذیرایی شده وهم ازتکلف نهی شده است.بنابراین شناخت تکلیف صحیح،هم برای مهمان وهم میزبان،دقت وظرافت می طلبد
آداب مهمانی دادن:
مهمان، برکت خانه
بعضی، از مهمان گریزانند. برخی هم مهمان دوستند. هر کدام هم نشان دهنده ی خصلت درونی افراد است. حضرت علی (ع) را اندوهگین دیدند. پرسیدند: یا علی! سبب اندوه شما چیست؟ فرمود: «یک هفته است که مهمانی برایم نیامده است!...»
مهمان نوازی:
اسلام به تکریم و گرامی دشتن و احترام و پذیرایی از مهمان سفارش می کند و مهمان دوستی را خوش می دارد و خوشحال شدن از آمدن مهمان را بسیار نیکو می شمارد و خانه ی بی مهمان را دور از فرشتگان می داند.
«استقبال» از مهمان هنگام ورود و «بدرقه ی » او هنگام رفتن نیز از مصادیق مهمان نوازی و اکرام به شمارمی رود.
پرهیز از اسراف و ریا
با همه ی ستایشی که از پذیرایی شایسته از مهمان شده، اگر جنبه ی تعادل رعایت نشود و به مرز اسراف و ولخرجی هایی برسد که اغلب ازروی چشم و هم چشمی است، یا ریشه در خودنمایی و تفاخر دارد، ناپسند است و همین کار مقدس و خداپسند، از قداست و محبوبیت نزد خدا می افتد. درست است که از نعمت الهی باید بهره گرفت، اما با حفظ حد و مرز ارزشی آن و فراتر نرفتن از مرز اعتدال و انجام دادن آن کار به صورتی خردمندانه وشرع پسند و عرف پذیر!
آداب مهمانی رفتن
در فرهنگ دینی ما، مهمان حبیب خدا و مایه ی برکت است. اما اگر مهمانی رفتن ما سبب زحمت و رنجش صاحبخانه شود و او را به دردسر بیاندازد، آن وقت چه؟ باز هم رحمت است؟! البته همه یکسان نیستند و روحیه ها متفاوت است. بعضی ها آمادگی پذیرش مهمان ندارند. برخی از وضع مالی مناسبی برای مهمان نوازی و خرج ضیافت برخوردار نیستند. بعضی از نظر جا و منزل و امکانات پذیرایی آبرومندانه از مهمان در مضیقه و فشارند. بعضی ها اشتغالاتی دارند که میهمانی مزاحم وقت و کارشان خواهد شد. اینجاست خود میهمان باید رعایت حال طرف را بکند. و بی خبر و بی دعوت نرود. دیر وقت و ناب هنگام بر سر صاحب منزل فرود نیاید و او را به تکلف و زحمت نیفکند (البته فرودهای اضطراری مستثتی است!...)، هر جا که میزبان گفت بنشیند و از صاحب خانه اطاعت کند. بنابراین در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان اسباب زحمت و بار خاطر نخواهد شد، بلکه مایه ی برکت و سبب خوشحالی خواهد بود و از همین جاست که به مسأله «تکلف» برمی خوریم که پیامدهای بدی دارد و مایه ی تلخکامی هایی در زندگی است.
در مثلهای زیبای فارسی است که: «رسیده، رسیده خورد»، یا اینکه: «مهمان، هر که باشد، در خانه هر چه باشد».
چیزی به نام «حفظ آبرو» یا «حیثیت»، برای برخی چنان تکلف آور و مشقت بار است که برای آن خود را به زحمت های بسیار دچار می کنند و به هر قیمتی شده از مهمان پذیرایی می کنند، مبادا که آبرویشان برود. البته توقعات نابجای برخی مهمانان هم در این مسأله دخالت دارد. این گونه مهمان که میزبان را به «تکلف» و زحمت می افکند، نه تنها رحمت نیست که شوم است. اگر میان مردم و خویشاوندان صفا و صداقت و صمیمیت باشد و مهمانی از راه برسد و دیروقت یا نابهنگام باشد، باید به هر چه که «هست» قناعت کرد. نه مهمان توقع زیادی داشته باشد و نه صاحبخانه خود را به دردسر بیفکند. در این صورت، دوستیها و رفت و آمدها تداوم می یابد. اما رفت و آمدهای هزینه ساز و خرج تراش و تکلف آور، سبب کاهش دید و بازدیدها و مهمانیها و موجب قطع رابطه ها یا کاهش و سردی آن می گردد. در مهمانی رفتن، هم مهمان نباید متوقع باشد که برای او چنین و چنان کنند و به «ما حضر» - هر چه که موجود است- قانع باشد، و هم صاحبخانه خرجی را بر خود و رنجی را بر عیال، تحمیل نکند.بسیاری ازاوقات،نه تنها درمهمانی ها ،بلکه درمجموعه ی رفت وآمدهاوروابط،توقعات بیجای افرادازیکدیگر،بارسنگینی رابه دوش دیگران می گذاردواین هیچ پسندیده واسلامی نیست.مهمان خوب کسی است که وقتی به خانه ی کسی می رود،بخصوص اگربدون اطلاع قبلی باشدهمان جاکه کفش هایش را ازپا درمی آورد،توقع وانتظار را هم از خود جداکند وبیرون در بگذارد.
مهمان ناخوانده
روابط مودت آمیز در جامعه ی اسلامی باید در سطحی باشد که رفت و آمدها گرم، و مهمانی دادن ها صمیمی، مهمانی رفتن ها بی تکلف، و پذیرایی ها خودمانی و بی گله باشد. این مطلوب نهایی است، ولی رعایت آدابی خاص، بویژه آنجا که محبتها و صمیمت ها در حدی نیست که «هیچ آدابی و القابی مجوی»، ضروری است. یکی از این نکات، بی دعوت مهمانی نرفتن است، یکی هم همراه دعوت شده را با خود نبردن! گرچه میزبانان معمولاً می گویند: «خوب، چه می شد مهمانتان را هم می آوردید، غریبه که نیستید، می آورید و دور هم بودیم و...»
اما توصیه ی اسلام به پرهیز ازاین مسأله حتی همراه بردن کودکان به مهمانی، اگر دعوت نشده اند، گاهی اشکال شرعی هم پیدا می کند، بویژه اگر در دعوتنامه قید شده باشد که: «لطفاً از آوردن بچه ...».
گله نداشتن
مشهور است که: «سفره ی نینداخته یک عیب دارد. سفره ی انداخته هزار عیب!» این مثل همان کلام دیگر است که می گویند: دیکته ی نوشته نشده، غلط ندارد!
وقتی کسانی مهمانی می دهند، بخصوص به صورت دسته جمعی و عمومی، چیزی به نام «گلایه» مطرح می شود. البته ما نباید اهل گله باشیم که چرا مثلاً ما را خبر نکردند، مگر غریبه بودیم که دعوت نشدیم و... از طرف دیگر هم میزبان باید خود را برای گلایه های احتمالی آماده کند. اما آنچه برای دیگران بسیار کارساز است، «عدم توقع » است. نتیجه ی این روحیه، آرامش وجدان و آسایش درون است. اگر کسی از دوستان، بستگان، همسایگان و همکاران، سوری داد و ما جزو مدعوین نبودیم، چه جای گلایه؟ .....مگر به ما بدهکار بوده است؟ شاید دسترسی نداشته، شاید فراموش کرده که بگوید و ازقلم افتاده ایم، شاید از نظر جا وغذا، امکانات و ظرفیت نبوده، و ...یا به هر دلیل دیگری به ما نگفته است. چرا به ما بربخورد و غبار کدورت بر آینه ی دوستی هایمان بنشیند؟! حیف است که حریم و مرز دوستی ها و خویشاوندی ها با این گونه مسایل، آشفته گردد.
ایثار و گذشت و بلند نظری و والا همتی، مخصوص همین جاهاست! پس همت بلند دار ..... مبادا صفای دوستی و خویشاوندی باچنین توقع هایی به کدورت مبدل شود.حیف است
منبع:کتاب اخلاق ومعاشرت،نوشته جوادمحدثی






