-
چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۱
-
كتاب "جامعه شناسي خانواده بانگاهي به منابع اسلامي" را حسين بستان تأليف كرده و پژوهشگاه
حوزه و دانشگاه آن را در 248 صفحه منتشر نموده است. اين كتاب پانزده فصل دارد و عناوين برخي فصول آن چنين است: قواعد همسرگزيني، الگوها و آداب و رسوم ازدواج، ساختار خانواده، تقسيم كار در خانواده، توزيع قدرت در خانواده، كاركردهاي خانواده، كاركردهاي حمايتي خانواده، كاركردهاي تربيتي خانواده، آسيب شناسي خانواده، راههاي تحكيم خانواده و تعدادي عناوين ديگر. در بخشي از فصل اخير دربارة راههاي تحكيم خانواده چنين ميخوانيم:
انتخاب آگاهانه
بسياري از اختلافات خانوادگي از شتابزدگي و عدم انجام مطالعات دقيق در مرحلة همسرگزيني و گاه از فريبكاري و اغفال آگاهانه نشأت ميگيرند و بسياري از متقاضيان طلاق، دليل تصميم خود را وقوع اشتباه در مرحلة انتخاب قلمداد ميكنند.
از سوي ديگر، گاه شاهد گسترش شيوههايي ناكارآمد براي كسب آگاهيهاي لازم براي اين منظور در جامعه هستيم. براي مثال، امروزه بسياري از افراد در غرب به هم خانگي رو آورده و آن را يك دورة آزمايشي براي كسب شناخت كافي از نگرشها، رفتارها و خلق و خوي يكديگر پيش از ازدواج تلقي ميكنند، در حالي كه بر حسب مطالعات متعدد، هم خانگي تأثيري بر سازگاري و خشنودي زناشويي ندارد و زوجهايي كه قبلاً هم خانگي راتجربه كردهاند، در مقايسه با ديگران از شانش كمتري براي كسب موفقيت زناشويي برخوردار بوده و خشنودي كمتري از ازدواج و تعهد كمتري به آن دارند. يك بررسي در آمريكا و سوئد نشان داده است كه ميزان طلاق در ميان افرادي كه قبلاً يك دورة هم خانگي را گذراندهاند، 80 در صد بيشتر از ميزان طلاق در ميان كساني است كه چنين تجربهاي نداشتهاند. شايد دليل اين امر آن است كه جنبةآزمايشي معمولاً تحتالشعاع جنبههاي ديگر قرار ميگيرد. نتايج برخي پژوهشها نشان ميدهد كه بر خلاف بسياري از زنان كه هم خانگي را نوعي ازدواج آزمايشي ميانگارند، بسياري از مردان به آن همچون جايگزيني براي ازدواج و شيوهاي براي ارضاي جنسي مينگرند.
در متون اسلامي روشهاي متعددي با رعايت حدود و ضوابط خاص و به منظور تضمين شناخت بيشتر طرفين ازدواج نسبت به يكديگر تجويز و يا تشويق شدهاند. از جملة اين روشها ميتوان به "مشورت" اشاره كرد كه در قرآن و احاديث هم به طور عام و هم به طور خاص(مشاورة ازدواج) بر آن تأكيد شده است و در سيرة پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) نيز به نمونههاي فراواني در اين خصوص برميخوريم.
در اسلام همچنين ملاقات پيش از ازدواج پسر و دختر به منظور آگاهي يافتن از خصوصيات ظاهري يكديگر تجويز و ترغيب شده و حتي پارهاي از محدوديتهاي شرعي نگاه به نامحرم را در اين مورد خاص برداشته است، ضمن آنكه هر گونه ادعاي غير واقعي در مورد برخورداري از امتيازات ويژه ياتوسل به هرگونه اقدام فريبكارانه در جهت پنهان نمودن عيوب خود تحت عنوان "تدليس" ممنوع گرديده و حق فسخ ازدواج را براي طرف مقابل در پي دارد.
به علاوه، با توجه به محدوديت نسبي دختران در كسب آگاهيهاي لازم، اسلام با هدف افزايش ضريب اطمينان دختر در انتخاب همسر، ازدواج او را افزون بر رضايت خود وي، به اذن ولي (پدر يا جد پدري) كه غالباً مرجعي صالح و مورد اعتماد براي اين كار است، مشروط ساخته است. اين تدبير حقوقي هر چند شماري از فقهابه دليل اختلاف مضامين روايات مربوط، در الزامي بودن آن مناقشه كردهاند، ميتواند به تحقق يك انتخاب آگاهانه كمك كند، چرا كه امكان بهرهگيري از آگاهيها و تجربههاي ذيقيمت پدر را به عنوان يك سرماية مطمئن براي دختر فراهم ميسازد.
احترام به نظر دختر و پسر
يكي از اموري كه در فرهنگهاي سنتي نسبتاً رواج داشته، اجبار دختر و بعضاً اجبار پسر به ازدواج بوده است. ساختارهاي خاص جوامع سنتي به گونهاي بوده كه با اين نوع ازدواجهاي اجباري همخواني داشته و گاه حتي به عنوان امر بهنجار آنها را تقويت ميكرده است. اما در اوضاع كنوني شاهد بروز تنشهايي در اين زمينه هستيم كه از تمايل نسل گذشته به حفظ باورها و رسوم پيشين و تمايل نسل جديد به داشتن هويت مستقل نشأت ميگيرند و در نتيجه، اگر دختر يا پسري بر خلاف ميل و رضايت دروني خود به ازدواج وادار شود، احتمال بروز ناسازگاري و كشمكش در چنين خانوادهاي بسيار بالا خواهد بود.
بر اين اساس و با عنايت به تأكيد بر حق پسر و دختر در انتخاب همسر، ميتوان لزوم توجه و احترام به حق انتخاب آنان را به عنوان يكي از راهكارهاي تحكيم خانواده مطرح كرد.
احراز رشد دختر و پسر
رشد يافتگي دختر و پسر، از عوامل مؤثر بر تأمين سازگاري زناشويي و تضمين پايداري خانواده است. تحقيقاتي كه در مورد عوامل اختلال خانواده در كشورهاي غربي صورت گرفته، ازدواج در سنين پايين را در رديف عوامل مهم برشمردهاند. روشن است كه همبستگي ميان پايين بودن سن ازدواج وافزايش احتمال اختلال زناشويي تا حد زياد معلول فقدان رشد دو همسر در ابعاد مختلف سني، جنسي، ذهني، عقلي، عاطفي و اجتماعي است.
اسلام ضمن آنكه جهتگيري خود را به سوي كاهش معقول سن ازدواج قرار داده، بر لزوم برخورداري دختر و پسر از حداقلهاي رشد در ابعاد ياد شده تأكيدكرده است. بنابراين، با قطع نظر از اختلاف تفسيرها در باب مفهوم رشد يافتگي دختر و پسر ميتوان احراز رشد دختر و پسر را به عنوان يكي ديگر از راهكارهاي تحكيم خانواده در مرحلة همسرگزيني معرفي كرد.
رعايت همسان همسري
متخصصان امور خانواده، تشابه فرهنگي و شخصيتي دو همسر را عاملي تعيينكننده در تداوم و استحكام زندگي خانوادگي ميدانند، همچنان كه انواع ديگري از همساني، مانند همساني تحصيلي، موقعيت خانوادگي و سني را در سازگاري زناشويي مؤثر دانستهاند كه به نظر ميرسد اهميت اين قبيل همسانيها به سبب رابطة تنگاتنگي است كه با همساني شخصيتي يا فرهنگي دارند.
همساني فرهنگي زن و شوهر كه اشتراك در زبان، دين، مليت، ارزشها، بينشها و باورها را شامل ميشود، مبنايي براي علايق و دركهاي مشترك به دست ميدهد و در كاهش سوءتفاهمها و حل آسانتر مشكلات احتمالي نقش اساسي دارد، در حالي كه تفاوت زن و شوهر از نظر زمينههاي ديني، قومي، طبقاتي، يا حتي جغرافيايي، باعث يادگيري انتظاراتي گوناگون در مورد مسائلي مانند ماهيت و محتواي نقشهاي زناشويي ميشود و اين امر زمينة بروز تنش و ناسازگاري و به تبع آن، تزلزل خانواده را فراهم ميكند.
همساني در ويژگيهاي شخصيتي نيز احتمال جذب شدن افراد به يكديگر و برقراري ارتباط مستحكمتر ميان آنان را افزايش ميدهد و بر عكس، زوجهايي كه از روحياتي كاملاً متضاد برخوردارند، استعداد بيشتري براي ناسازگاري و ستيز با يكديگر دارند. البته چنان كه برخي روانشناسان يادآور شدهاند، بايد ميان ويژگيهاي شخصيتي تمايز قائل شد. در حالي كه تقابلهايي مانند گرممزاجي - سردمزاجي، درونگرايي - برونگرايي-نظم- بينظمي و نظافت - كثيفي به احتمال زياد ميتواند به ناسازگاري ميان زوجين منجر گردد، تقابلهايي مانند ميل به سرپرستي - ميل به وابستگي، سلطهجويي - سلطهپذيري، مردانگي - زنانگي و ديگر ويژگيهاي متقابلي كه نسبت به هم جنبة تكميلي دارند، نقش مهمي در استحكام پيوند زناشويي ايفا ميكنند.
در اسلام نيز ذيل عنوان"كفويت" بر همسان همسري در مرحلة همسرگزيني تأكيد شده است، هر چند در تعريفي كه اسلام از كفويت زن و شوهر ارائه داده، همسانيهاي ديني و اخلاقي برجستگي مييابند. شواهد تاريخي فراوان از صدر اسلام و دورههاي بعد و حتي شواهد بسيار از دوران معاصر، نشان دهندة اين واقعيت است كه الگوي اسلامي همسان همسري از نظر تأمين ثبات و استحكام خانواده، الگويي موفق بوده است و همسران با ايمان و پايبند به ارزشهاي ديني، كمتر به سبب همسانيهاي جانبي، دچار تعارضات و ستيزههاي خانوادگي ميشوند.
آموزش همسران
استحكام روابط خانوادگي تا حدود بسياري به برخورداري همسران از پارهاي آگاهيها و مهارتهاي جنسي، آشنايي با تفاوتهاي جنسي، آگاهي از نيازمنديهاي پدر و مادر شدن و داشتن درك صحيحي از استلزامات دورههاي مختلف زندگي خانوادگي اشاره كرد.بر اين اساس، آموزش نقشهاي زناشويي و والدگري، خواه در شكل رسمي(برگزاري دورهها و كلاسهاي آموزشي براي زوجين قبل و بعد از ازدواج) و خواه در كل غير رسمي (جامعهپذيري به وسيلة عواملي مانند خانواده، گروه همسالان، وسايل ارتباط جمعي و كانونهاي مذهبي) ضرورت مييابد.
آموزش غيررسمي همواره در فرايند آمادهسازي جوانان براي ازدواج، ايفاي نقش كرده است و حتي در دوران كنوني چه در جوامع صنعتي و چه در جوامع غيرصنعتي، اهميت انكارناپذيري دارد، با اين تفاوت كه در عوامل جامعهپذيري و ميزان تأثيرگذاري آنها تغييراتي رخ داده است. يكي از وجوه بارز اين تغييرات، كاهش ارتباط نوجوانان با بزرگسالان در جوامع مدرن است كه عواملي مانند تفكيك جغرافيايي حوزههاي كار و سكونت، ناپديد شدن پديدة همسايگي، تأثير تلويزيون و اشتغال مادران در پيدايش و گسترش آن دخيل بودهاند. باوجود اين، خانواده همچنان جزء عوامل اصلي جامعهپذيري است و آثار عميقي بر زندگي فردي و اجتماعي افراد دارد.
به رغم اهميت شيوةهاي غيررسمي، به نظر ميرسد آموزش رسمي نيز براي بيشتر جوامع معاصر به ضرورتي اجتنابناپذير تبديل شده است. افزايش ناهمگوني فرهنگي و طبقاتي، بالا رفتن ميزان تحرك اجتماعي، پيچيدگي نقشها و تغييرات ارزشي گسترده در اين جوامع ميتواند وحدت و انسجام خانوادهها را به آساني دستخوش مخاطرهها و آسيبهاي جدي گرداند. از اين رو، گسترش سريع مراكز مشاوره و گنجاندن دورههاي آموزشي در مقاطع دبيرستاني و دانشگاهي، كه با استقبال عمومي نيز همراه بوده است، بايد به عنوان حركتي مؤثر در جهت افزايش ثبات و استحكام خانواده، به فال نيك گرفته شود، مشروط به اينكه خود اين برنامهها بر خلاف موازين شرعي و به گونهاي آسيبزا طراحي و اجرا نشوند.
اصلاح نگرشها
يكي از اموري كه به ثبات خانواده آسيب جدي وارد ميكند، انتظارات كاملاً آرماني و غيرعقلاني همسران از زندگي خانوادگي است. هر چه انتظارات زوجين معقولتر و واقعبينانهتر باشد، عوارض پيشبيني شده يا نشده، كمتر به وحدت و انسجام خانواده لطمه ميزنند. در واقع، يكي از وجوه تمايز ازدواج غربي و ازدواج سنتي در همين نكته نهفته است.غلبة نگرش رمانتيك به ازدواج در غرب، انتظارات بسيار بالا و نامعقولي را بر خانواده تحميل ميكند كه اغلب برآورده نميشوند و همين امر موجب بيثباتي روابط زناشويي ميگردد. به گفتة ويليام ج. گود:
تنظ?م امور جنس?
از آنجا كه ارضا? ن?از جنس? ?ك? از اهداف مهم همسران از تشك?ل خانواده است، تحقق ا?ن هدف را با?د عامل مؤثر در تحك?م خانواده قلمداد كرد و متقابلاً با حصول هر گونه اختلال? در تحقق آن با?د در انتظار اختلال رابطة زناشو?? بود.
در ا?ن ارتباط با?د به تفاوت ن?از جنس? زن و مرد ن?ز توجه شود. تحق?قات متعدد از آن حكا?ت دارند كه مردان در ارز?اب? كل? خود نسبت به ازدواج ب?ش از زنان به موضوع روابط جنس? بها م?دهند و به هم?ن دل?ل، در كشمكشها? زناشو?? و حت? در موارد طلاق، شكا?ت از رضا?تبخش نبودن روابط جنس?، معمولاً از سو? مردان ابراز م?شود. تحق?قات د?گر? نشان دادهاند كه رد درخواستها? جنس? مرد از سو? همسر، آشفتگ? ز?اد مرد را به همراه دارد، در حال? كه آشفتگ? زن زمان? بروز م?كند كه احساس كند د?گر محبوب?ت? نزد شوهرش ندارد.
بنابرا?ن در بحث تأث?ر ارضا? جنس? در استحكام خانواده، لازم است به نقش جنس?ت توجه كاف? مبذول گردد، همچنان كه در آ?ات و احاد?ث به هر دو نكتة ?اد شده، ?عن? اهم?ت ارضا? ن?از جنس? برا? مردان و زنان و نقش تفاوتها? جنس?، به طور خاص توجه شده است.
?ك جوان غرب? كه از منظر عشق رمانت?ك به ازدواج م?نگرد، انتظارات بس?ار بالا?? دارد و از داشتن ?ك زندگ? ?كنواخت و خسته كننده، هر چند توأم با آسا?ش، ناخشنود است، در حال? كه در بس?ار? از جوامع به جوانان آموخته م?شود كه در بهتر?ن حالت، از همسر خود توقع احترام داشته باشند و نم?توانند از او انتظار خوشبخت? داشته باشند.
به هم?ن دل?ل بر طبق برخ? برآوردها در آمر?كا، از هر صد ازدواج عشق?، 93 مورد با شكست دردناك رو به رو شده و در فرانسه عمر متوسط هر ازدواج عشق? سه ماه و ن?م بوده است.
در ب?نش اسلام?، بر عقلان?ت انتظارات، به معنا? واقعنگر? و پره?ز از غلبة تخ?لات و اوهام از راهها? گوناگون، مانند ?ادآور? كاركردها? ماد? و معنو? خانواده و ترغ?ب به كسب پاداشها? اخرو?، تأك?د شده است. همچن?ن، توجه به مصالح ناپ?دا? رابطة زناشو?? م?تواند از تصم?مها? شتابزدها? كه ممكن است در نت?جة برآورده نشدن برخ? انتظارات نامعقول اتخاذ گردند، جلوگ?ر? كند. قرآن كر?م در ا?ن باره م?فرما?د:"و با آنان[زنان] به طور شا?سته رفتار كن?د، پس اگر نسبت به آنها [به دل?ل?] كراهت پ?دا كرد?د [فوراً تصم?م به جدا?? نگ?ر?د و به ?اد داشته باش?د] چه بسا چ?ز? خوشا?ند شما نباشد و خداوند خ?ر فراوان? در آن قرار دهد". در احاد?ث ن?ز در راستا? كاستن از توقعات آرمان?، به ا?ن نكته اشاره شده كه اصرار ب?ش از حد شوهر بر تغ??ر خلق و خو? ناپسند همسر - عكس آن ن?ز صادق است - م?تواند آثار منف? بر روابط آنان در پ? داشته باشد.
در پرتو ا?ن نگاه عقلان?، جا?گاه عشق در ازدواج ن?ز تفس?ر متما?ز? م??ابد. به تعب?ر ?ك? از محققان:
در زندگ? زناشو??، عشق? قابل تقد?ر است كه آرام و طب?ع? رشد كند، ح?اتش الفت و انس و توافق خو? و اخلاق و بروبارش ملا?مت و مداومت ش?ر?ن و آرام باشد. بر اساس چن?ن عشق? م?توان زندگ? پا?دار? را شالوده نهاد و خوش و سالم ز?ست . عشق انفجار?، همانند تب تند است كه زود عرق م?كند.
محدود?ت اختلاط زن و مرد
از د?گر زم?نهها? مؤثر در تحك?م بن?ان خانواه، محدود?ت روابط زن و مرد در عرصة تعاملات عام اجتماع? است . اختلاط زن و مرد در مح?طها? عموم? با توجه به محركها? پرجاذبها? كه دو جنس به طور طب?ع? برا? ورود به دن?ا? ?كد?گر دارند، آبشخور بس?ار مناسب? برا? رشد تما?لات شهوان? و كامجو??ها? غ?رمجاز و در نت?جه، ضعف انگ?زة تشك?ل و حفظ خانواده و بروز پ?امدها?? همچون تنش، اختلاف، سوء معاشرت، خ?انت، طلاق و تجد?د فراشها? مكرر فراهم م?كند. ?ك مطالعة تطب?ق? كه در 66 كشور صورت گرفته، نشان داده است كه هر چه زنان در جامعه ب?شتر با مردان مختلط باشند، م?زان طلاق بالاتر خواهد بود.
در قرآن و روا?ات، توص?هها? گوناگون? در جهت كاهش اختلاط جنس? وارد شده است كه از جمله م?توان به لزوم رعا?ت حجاب، ممنوع?ت اظهار ز?نت و آرا?ش زن در برابر مرد نامحرم، لزوم حفظ حجب و ح?ا و متانت در راه رفتن و سخن گفتن، ممنوع?ت خلوت كردن بانامحرم، ممنوع?ت نگاه شهوتآم?ز به نامحرم، كراهت دعوت از نامحرم برا? هم غذا شدن و ممنوع?ت نگاه شهوتآم?ز به نامحرم، كراهت دعوت از نامحرم برا? هم غذا شدن و ممنوع?ت تماس ف?ز?ك? با نامحرم اشاره كرد. به نظر م?رسد هدف از ا?ن توص?هها، افزون بر كاهش روابط جنس? نامشروع در سطح جامعه، به كمتر?ن حد رساندن حساس?تها? طب?ع? موضوع جنس در مح?طها? عموم? است، به گونها? كه ا?ن موضوع كمتر?ن مشغلة ذهن? را برا? مرد ?ا زن? كه وارد عرصةاجتماع م?شود، در پ? داشته باشد. ب?شك، بر طرف شدن ا?ن قب?ل مشغلهها? ذهن? شرط اساس? ?اد خدا و گرا?ش به معنو?ات است كه در اسلام جا?گاه بس?ار والا?? دارد و ب?شك، نقش بس?ار مهم? در تحك?م خانواده ن?ز دارد.
فرزندآور?
بس?ار? از مطالعات و تجربهها? ع?ن? نشان دادهاند كه تولد فرزند، نقش برجستها? در تحك?م خانواده ا?فا م?كند و در مقابل، ناتوان? از فرزندآور?، به و?ژه در صورت اشت?اق وافر دو همسر، نوع? ناخرسند? طب?ع? را بر زوج?ن تحم?ل م?كند و خانواده را به رغم جاذبهها? متعدد در معرض ب?ثبات? قرار م?دهد. به گفتة و?لدورانت: ازدواج پ?ش از داشتن فرزند، قرارداد? است برا? آماده ساختن آسا?ش جسمان? متقابل، ول? پس از بچهدار شدن معن? حق?ق? خود را به دست م?آورد. فرزند... مانند آب? است كه به پا? گ?اه? م? ر?زند تا آن را تازه و شكفته گرداند.
باوجود ا?ن، در جوامع غرب? به موازات گسترش نگرشها? فردگرا?انه، گرا?ش به داشتن فرزند كمتر شده است، ز?را فرزندان به طور طب?ع? محدود?تها و فشارها? روان? و اقتصاد? متعدد? را برخانواده تحم?ل م?كنند و آزاد?ها? فرد? در جهت انجام فعال?تها? دلخواه شغل?، تحص?ل? و... را به م?زان قابل توجه? م?كاهند، در نت?جه، فرزندان به عامل? مؤثر در كاهش رضا?ت زناشو?? مبدل شدهاند كه ا?ن امر موجب افزا?ش خانوادهها? بدون فرزند در جوامع صنعت? شده است. برا? مثال، در سال 1998م، در آمر?كا از مجموع 53 در صد خانوارها كه در آنها زن و شوهر با هم زندگ? م?كردند، تنها 25 درصد دارا? فرزند و 28 درصد بدون فرزند بودهاند.
در اسلام، ا?ن مطلب مفروض است كه فرزند در مراحل مختلف ح?ات خود، مشكلات جسم? و روح? گوناگون? را بر والد?ن تحم?ل م?كند. باوجود ا?ن، توص?هها? د?ن? در بردارندة راهكارها?? هستند كه اسلام از راه آنها كوش?ده است فرزندان را به جا? آنكه عامل? برا? سرخوردگ? و نارضا?ت? والد?ن باشند، به عامل? برا? افزا?ش رضا?ت خاطر آنان و در نت?جه، تحك?م پ?وند زناشو?? تبد?ل كند. از م?ان ا?ن راهكارها م?توان به تشو?ق فراوان نسبت به فرزندآور? و ترب?ت فرزندان با ?ادآور? ارزشها و منافع دن?و? و اخرو? فرزندان برا? وا لد?ن، نهاد?نه كردن ن?ك? و احسان به والد?ن به منظور تقو?ت انگ?زهها? فرزندآور? و ترب?ت فرزند در آنان و در نها?ت، كوشش در جهت تقو?ت پ?وندها? خو?شاوند? اشاره كرد.
حما?ت اجتماع?
از آنجا كه تداوم ح?ات خانواده به عنوان ?ك واحد اجتماع? در گرو تأم?ن ن?ازها? گوناگون مال? و غ?ر مال? آن است و با توجه به ا?نكه خانواده به تنها?? قادر به تأم?ن همة ن?ازها? خود ن?ست، حما?ت اجتماع? از آن به عنوان ?ك? از اصل?تر?ن راهكارها? تحك?م خانواده ضرورت م??ابد. از مهمتر?ن اقسام حما?ت اجتماع? از خانواده م?توان به حما?ت خو?شاوندان، حما?ت دوستان،حما?ت همسا?گان و حما?ت حكومت اشاره كرد.
نقش حما?ت? خو?شاوندان در جوامع سنت? ب?شتر نمود دارد. در ا?ن جوامع به دل?ل غلبة الگو? خانوادة گسترده، خو?شاوندان معمولاً برا? كمك به گروهها? خانوادگ? كوچك در دسترساند و در نت?جه، تنشها? خانوادگ? كمتر به افراد آس?ب م?زنند.گذشته از خو?شاوندان، دوستان و همسا?گان ن?ز م?توانند با حما?تها? خود زوجها را به ?كد?گر پ?وند دهند و به نظر م?رسد اثرگذار? آنان با اوضاع و احوال جوامع جد?د ن?ز سازگار است. با ا?ن حال، نبا?د تأث?ر منف? گروهها? ?اد شده بر استحكام خانواده را از ?اد برد، به و?ژه در موارد? كه مخالفت? باازدواج ?ا نارضا?ت?ا? از ?ك? از دو همسر در م?ان باشد. در جوامع? مانند ا?ران، اختلافها? ناش? از دخالت خو?شاوندان در صد بالا?? از اختلافها? زناشو?? راتشك?ل م?دهند.
حكومت ن?ز وظ?فه دارد در ابعاد متنوع اقتصاد?، آموزش?، حقوق? و... از خانواده حما?ت كند. ا?ن حما?تها شامل موارد? از ا?ن قب?ل م?شود: در بعد اقتصاد? اعطا? تسه?لات ازدواج و حل مشكلات ب?كار? جوانان، در بعد آموزش?، بهرهگ?ر? از امكانات آموزش?، مشاورها? و رسانها? در جهت ارتقا? سطح آگاه?ها و مهارتها? زوج?ن و در بعد حقوق?، رفع كاست?ها? قانونگذار? و وضع قوان?ن كارآمدتر در جهت تقو?ت بن?ان خانواده.
شا?ان ذكر است كه حما?ت فعالانة حكومت در جهت تحك?م خانواده با?د باحما?ت منفعلانه و تابع وضع موجود كه گاه به گس?ختگ? خانواده م?انجامد، اشتباه شود. حما?ت از خانواده در غرب به وس?لة دولتها? رفاه تابع الگو?? بود كه خانواده را روز به روز زائدتر ساخت. دولت رفاه علاوه بر تحص?ل جوانان و خدمات بهداشت? به عموم افراد، با گسترش ش?رخوارگاهها، كودكستانها و خانهها? سالمندان، پرستار? از كودكان و سالمندان رابه عهده گرفت و بد?ن ترت?ب ، جا?گز?ن خانواده شد كه ا?ن روند، نقش مهم? در فروپاش? كانون گرم و صم?م? خانواده داشت. بر ا?ن اساس، لازم است در س?استها? حما?ت از خانواده،جانب احت?اط و دوراند?ش? رعا?ت شود و از سطح?نگر? و پ?رو? ناموجه از الگوها? غرب? خوددار? گردد.
نظارت اجتماع?
نظارت اجتماع? در ابعاد گوناگون نظارت متقابل خانوادگ?، نظارت خو?شاوندان، دوستان و همسا?گان، نظارت همگان? و نظارت حكومت، از د?گر راهكار? مؤثر در تحك?م خانواده به شمار م?آ?د. برا? نمونه، م?توان به نظارت متقابل همسران بر رفتارها? ?كد?گر و نظارت والد?ن بر رفتار فرزندان از جمله، در امور جنس?، نظارت خو?شاوندان، همسا?گان و دوستان از طر?ق مداخلهها? مثبت در تنشها? خانوادگ?، نظارت همگان? به عنوان پشت?بان? ن?رومند برا? نظام هنجار? جامعه كه تخلف از ارزشها? پذ?رفتهشده را دشوار م?سازد ونظارت حكومت در ابعاد قانونگذار? و اجرا? قانون اشاره كرد.
توص?هها? گوناگون اسلام از جمله تشو?ق غ?رتورز? در مردان، به عنوان ?ك چتر حما?ت? و حفاظت?، لزوم مداخلة بستگان در اختلافات شد?د زناشو?? از طر?ق تع??ن ?ك حكم از خو?شان مرد و ?ك حكم از خو?شان زن، وجوب امر به معروف و نه? از منكر بر آحاد جامعه به و?ژه بر افراد صاحب نفوذ، لزوم برخورد حكومت با خشونتها? خانوادگ? و حرمت سهلانگار? مسئولان در اجرا? حدود اله?، جنبهها?? از نظام نظارت? اسلام را به نما?ش م?گذارند كه در مباحث گذشته به مناسبت به آنها اشاره شد.
تقو?ت د?ندار?
تقو?ت د?ندار? ?ا ترب?ت د?ن? - اخلاق? افراد از راهكارها? اصل? تحك?م خانواده است كه به نظر م?رسد حق مطلب در مورد آن ادا نشده است، از جمله در پارها? اظهار نظرها بر ناهمسان? فرهنگ?، تحص?ل? و سن? زوج?ن ?امشكلات اقتصاد? به عنوان عوامل اختلال خانواده، بس?ار ب?ش از ضعف د?ندار? و اخلاق?ات زوج?ن تأك?د م?شود. باا?ن حال، م?توان شواهد? ?افت دال بر ا?نكه حت? در فرض همسان? دو همسر از جهات گوناگون، ضعف ترب?ت د?ن? ، اخلاق? به تنها?? م?تواند باعث فروپاش? خانواده شود. از سو? د?گر، كم ن?ستند نمونهها?? كه در آنها به رغم نابسامان? زوج?ن از جهات متعدد، پا?بند? آنان به مواز?ن د?ن? و اخلاق? باعث انسجام خانواده شده است. از ا?ن رو، با?د برا? عنصر د?ن و اخلاق در مقا?سه با بس?ار? از عوامل د?گر، سهم ب?شتر? در حفظ ?كپارچگ? خانواده قائل شو?م.
ا?مان مذهب? موجب معنا بخش?دن به زندگ? و ا?جاد حس رضا?ت و ام?د به آ?نده در افراد و در نت?جه، سازگار? آنان با ناملا?مات زندگ? م?شود . افراد د?ندار ضمن آنكه از كوشش در جهت تأم?ن ن?ازها? ماد? معقول و ا?جاد ?ك خانوادة مطلوب فروگذار نم?كنند، در صورت برخورد با مشكلات? مانند فقر و ناسازگار?ها? خانوادگ? دچار ?أس نم?شوند، بلكه دل به وعدهها? اله? روشن م?دارند و با حلاوت ا?مان و ?اد خدا، تلخ?ها? زندگ? را به ش?ر?ن? مبدل م?سازند. همچن?ن آراستگ? زوج?ن به و?ژگ?ها? اخلاق? ارزشمند? مانند صداقت، وفادار?، احترام، مهربان?، دلسوز?، فروتن?، صبر، گذشت، نرمخو??، خ?رخواه? و انصاف، و مبرا بودن آنان از خودخواه?، برتر? جو??، تحق?ر، حسادت، بخل، طمع، ك?نهتوز? و دورو?? موجب م?شود بس?ار? از بدرفتار?ها و اختلافات از ساحت خانواده رخت بربندد. از ا?ن رو، اسلام از م?ان مع?ارها? متعدد گز?نش همسر، تأك?د كمنظ?ر? بر ترب?ت د?ن? و اخلاق? فرد نموده است.
چك?ده
مهمتر?ن راهكارها? تحك?م خانواده از د?دگاه اسلام عبارتاند از:
1. اصلاح فرا?ند همسرگز?ن? از طر?ق ا?جاد بستر مناسب برا? تحقق انتخاب آگاهانة همسر، احترام به نظر دختر و پسر، احراز رشد دختر و پسر در ابعاد مختلف سن?، جنس?، ذهن?، عقل?، عاطف? و اجتماع? و احراز همسان همسر?،
2. آموزش نقشها? زناشو?? و والدگر? در شكلها? رسم? و غ?ررسم?،
3. اصلاح نگرش در جهت گسترش واقعنگر? و عقلان?ت انتظارات در ازدواج،
4. تنظ?م امور جنس? در سه محور ارضا? ن?از جنس?، منحصر كردن ارضا? غر?زة جنس? به رابطة زناشو?? و محدود ساز? اختلاط زنان و مردان در مح?طها? عموم?،
5. تقو?ت انگ?زهها? والد?ن برا? فرزندآور? و ترب?ت فرزندان،
6. حما?ت اجتماع? از خانواده در قالب حما?تها? خو?شاوندان، دوستان، همسا?گان و حكومت،
* ا?مان مذهب? موجب معنا بخش?دن به زندگ? و ا?جاد حس رضا?ت و ام?د به آ?نده در افراد م?شود و سازگار? با ناملا?مات را بس?ار آسان م?كند. افراد د?ندار در مواجهه با مشكلات،گرفتار ?أس نم?شوند و با تك?ه بر توكل، وعدهها? اله? و حلاوت ا?مان،تلخ?ها را به ش?ر?ن? مبدل م?كنند.
*غ?رت ورز? در مردان، ?ك چتر حما?ت? برا? خانواده است، همچنان كه تقو?ت د?ندار? و ترب?ت اخلاق? ن?ز در تحك?م خانواده تأث?ر فراوان دارد.






