-
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱
-
هرچند مد همواره در بين همه نسلها و عصرها وجود داشته، اما آهنگ رشد آن تا دوره معاصر بسيار کند بوده است. در دوره معاصر بويژه در چند دهه اخير در واقع مد و مد گرايي به افراطيترين حد خود رسيده
است.يکي از عوامل اصلي گسترش سريع مد در جامعه و تغيير گاه به گاه آنها رشد و گسترش رسانه هاي جمعي بخصوص ماهواره و تلويزيون است. در حال حاضر به دليل قوي بودن رسانهها مدها خيلي سريع جاي خود را در بين جوانان باز ميکنند.در حال حاضر در برهه زماني محدود مدها در حال عوض شدن بوده و اثر تقليد و مدگرايي سريعتر از سابق است.در گذشته رسانههاي گروهي كمتري وجود داشت و شعاع عملشان كم بود و مد به شكل امروزي وجود نداشت. در ايران هم به ندرت مد شايع ميشد.اما امروزه شبکههاي تلويزيوني داخلي از طريق فيلمها و سريالها که غالباً در خانههاي اعياني و اشرافي و با بازنمايي سبک و مدهاي رايج اين قبيل طبقات ساخته ميشوند از يك سو و شبکههاي ماهواره اي، مجلات و پايگاههاي فعّال اينترنتي از سوي ديگر انواع مدهاي جديد را تبليغ ميکنند و از اين طريق، زمينه را براي گرايش خانوادهها و بخصوص جوانان به سوي مدهاي نو مهيا ميسازند.
دکتر خدابخش احمدي روانشناس و دانشيار دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله (عج) ميگويد :
"مد بخشي از فرهنگ است كه مردم جامعه از آن تبعيت ميكنند و در جامعه رواج دارد.مد جزئي از فرهنگ محسوب ميشود كه اگر اين جزء با كل فرهنگ در انطباق باشد خوب و مناسب است؛اما اگر مد با فرهنگ در تعارض باشد ميتواند آسيب زا باشد.بر همين اساس يكي از ابزارهاي تهاجم فرهنگي موضوع ترويج مدهاي غربي ناسازگار با فرهنگ جامعه است كه دشمن از آن استفاده ميكند".
نكته اي كه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه نبايد به مسئله مد و مدگرايي نگاه کاملا منفي داشت بلکه مدها مي توانند متناسب با فرهنگ ايراني -اسلامي باشند و نمايانگر فرهنگ غني ما و مشخصه اي براي معرفي ما به جهان باشند..موضوعي که ما در آن ضعف داريم و نتوانسته ايم
در برابر مد هايي که از بيرون نظام فرهنگي به جامعه ما ارائه مي شود مقابله به مثل کنيم و ابتكار و خلاقيت خود را به كار بيندازيم و به جاي پذيرش مد هاي ديگران خود ارائه دهنده مد باشيم.
پيروي از مد و زيبايي خواهي و تنوع پسندي، ريشه در نهاد انسان دارد که نيازهايي چون تنوع، زيباخواهي و کمال جويي فطري، منشا اصلي آن محسوب ميشود. اما صورتهاي افراطي رايج اين گرايش (مدپرستي) در نتيجه جهل و ناآگاهي و ضعف ارزشهاي معنوي و تبليغات وسيع کمپاني هاي
تجاري و خودباختگي و تقليد کورکورانه از ديگران و يا آلوده شدن به رذايلي چون خودنمايي، فخرفروشي، احساس حقارت و خود کمبيني و... پيش ميآيد.اما مد و مدگرايي هميشه ناپسند و مخرب نيست. در همين زمينه برخي از روانشناسان اجتماعي معتقدند که؛ ايجاد نشاط و شادابي، بيرون آمدن از کسالت و يکنواختي و ارضاي هيجانها، از پيامدهاي مثبت مد است و پيامدهاي منفي مدگرايي نيز، متکي شدن شديد فرد به ديگران حتي در تعيين افکار و اعمال، تاثيرپذيري از گروه هاي
مختلف و خدشهدار شدن هويت فردي خواهد بود. مد به دليل اينکه نوعي نوآوري محسوب
ميشود پيامدهاي مثبتي به دنبال دارد، اما زماني که مد با هنجارهاي رايج در جامعه و فرهنگ آن در تضاد باشد، تنش به دنبال خواهد داشت و تنش در نهايت به فروپاشي هنجارهاي مسلط يا جايگزيني ارزشها و هنجارهاي جديد ميانجامد.
سيد مهدي حسيني روانشناس در اين باره
ميگويد:"مسئله مد و مدگرايي ميتواند به يك آسيب اجتماعي تبديل شود ولي در عين حال هم ميتواند مسئلهاي مثبت و مورد قبول براي جامعه باشد.مدهايي كه اوايل انقلاب بين مردم جا افتاد لباسهايي كاملا پوشيده بود و مردم از اين لباسها استفاده ميكردند كه در و اقع جنبه مثبتي داشت؛ اما مدهايي كه در حال حاضر رواج دارد بيشتر آسيب زا هستند.در حال حاضر برخي از خانوادهها درگير مسئله مد هستند و از طريق آموزش صحيح ميتوانند با ارائه الگوهاي مناسب، به فرزندان خود كمك كنند تا تحت تاثير جنبههاي منفي مدها قرار نگيرند".
در حال حاضر شرايط طوري است كه مسئله مد و مدگرايي در جامعه ما بيشتر آسيب زا شده است تا مفيد به حال جامعه.يعني افراد بيشتر از هر چيز تحت تاثير رسانهها بخصوص رسانه هاي بيگانه با فرهنگ ايراني-اسلامي هستند و واضح است كه محتواي اينگونه رسانه ها چيست و چه چيزي را تبليغ مي كنند.اكنون مسئله مد به مدد رسانه ها به شكل يك هجمه فرهنگي در آمده است و كنترل بر روي آن بسيار مشكل است.در شرايط فعلي بسياري از افراد تابع مدهايي هستند كه از فرهنگ بيگانه القاء ميشود و يا از طريق روابط دوستي، شبكههاي ماهوارهاي و اينترنتي الگوبرداري شده باشد، در اين شرايط است كه اين افراد از فرهنگ اصيل جامعه فاصله مي گيرند.اگر كل فرهنگ در جامعه به يك سو حركت كند ولي جزئي ديگر در مسيري جدا حركت كند، اختلال بهوجود ميآيد.در مسئله مد هم وقتي يك مد بهوجود ميآيد كه با فرهنگ كل فرد و جامعه در تضاد است، آن مد نامناسب و آسيب زا ميشود.
حجتالاسلام والمسلمين حسين هاشمنژاد در اين باره معتقد است:"مد و مد گرايي که غالباً ريشه در زيبايي جويي و تنوع طلبي دارد، اگر در چهارچوب موازين شرعي و عرفي باشد و اگر مورد تأييد عقل باشد، اشکالي ندارد، بلکه نيک ارزيابي مي شود. اما اگر ناشي از تقليد کورکورانه و ميمون وار از بيگانگان باشد، بسيار مذموم و منفي ارزيابي مي شود که در شأن انسانهاي کمال يافته و فرهيخته نيست.متأسفانه تقليد موجود در مدگرايي معاصر، اکثراً منفي و کورکورانه است. چون در اکثر مواقع مشاهده ميکنيم شکل و شيوه مورد تقليد، نه با عقل ميسازد و نه با معيارهاي علمي و ديني. براي مثال شيوه اصلاح سر رايج در برخي گروههاي موجود در جوامع غربي با هيچ يک از موازين زيباشناختي سازگار نيست. اما متأسفانه مورد تقليد در جامعه ما واقع ميشوند. يا شيوه برخي از نواها و موسيقيها نه تنها با ذائقه فرهنگي ما سازگار نيست، بلکه اساساً با اصول علم موسيقي هم سازگاري ندارد و نوعي توهين و فحش به ساحت موسيقي تلقي ميشوند. اما با تقليد از برخي سبکهاي رايج در غرب، در جامعه ما رايج ميشوند".
مهرداد كاظم زاده عطوفي دبير انجمن روانشناسي باليني ايران در مورد جنبه مثبت و منفي مدگرايي در بين افراد،مي گويد:" هرگاه يك الگوي پوششي كه مستندات و زواياي منطقي نداشته باشد به عنوان پوشش انتخاب شود، مخرب است و بسياري از الگوهاي مدگرايانه غير تفكري و بر اساس هيجان هستند.اگر الگوي مورد انتخاب افراد با توجه به تناسب، ايجاد زيبايي و جذابيت بيشتر باشد در اين صورت در آن استدلال وجود دارد و مخرب نيست.در بسياري از الگوهاي مد گرايانه، زيبايي شناسي وجود ندارد و فقط تكرار يك الگوي رفتاري و پوششي است.حركت افراد توانمند و با هدف و برنامه ريزي مشخص به سمت مد كمتر است و رواج اين پديده ميان افراد با توانمندي محدود و داراي نقطه ضعف در حوزه اعتماد به نفس و داراي خلاء عاطفي، بيشتر است".
خانواده به عنوان كوچكترين واحد جامعه ركني مهم و تاثيرگذار در الگوگيري فرزندان است و نوع ارتباطات، سيستم خانواده و خريدها در الگوگيري نقش دارند و در همين جامعه با اين حجم اطلاعات بسياري از فرزندان پوشش متناسبي دارند كه نشان از تاثيرگذاري خانواده دارد.اصولا جامعه پذيري نوجوانان و جوانان در بهترين شكل توسط خانواده و فرهنگ حاكم بر جامعه ايجاد ميشود و وقتي چنين جامعه پذيري ايجاد ميشود معمولا جوانان و نسلهاي بعدي از فرهنگ و نسلهاي قبلي بهره ميگيرند و حمايت ميشوند.اين در حالي است که يكي از اهداف تهاجم فرهنگي جدا کردن و يا گسست بين نوجوانان و جوانان از گذشته پر افتخار آنان است.در اين شرايط است که مد به عنوان يك ابزار در مسئله تهاجم فرهنگي مورد استفاده قرار ميگيرد.
حجتالاسلام والمسلمين حسين هاشمنژاد در اين باره معتقد است:"چنانچه مد و مدگرايي معتدل و در چهارچوب شرع و ارزش هاي ملي و فرهنگي باشد، مذموم نخواهد بود. اما مد گرايي افراطي يا خارج از چهارچوب شرع مذموم است و در صورت ابتلا بايستي از آن رهايي يافت. چون مدگرايي افراطي ميتواند منجر به رشک و حسد ورزي، فشار و گرفتگي و ملال روحي وچندين ناخوشي و ناملايمات روحي ديگر شود. توان مالي افراد محدود است افراد و خانواده قادر نيستند هر روز با صرف هزينههاي زياد لباس يا لوازم زندگي که تازه مد شدهاند را بخرند مگر با به زحمت و تکلّف انداختن خود و خانواده.به راستي ميتوان ادعا کرد که مدگرايي افراطي نوع مرض و بيماري روحي است که قبل از مزمن و علاج ناپذير شدن آن بايستي به درمان و مداوا پرداخت".
اما اينکه ما چگونه مي توانيم براي جوانان اقدام به الگوسازي متناسب با فرهنگ ايراني-اسلامي کنيم که براي آنان جذاب باشد و در عين حال از آسيب هاي مد گرايي در امان باشند سئوالي است كه بايد به آن پاسخ دهيم .
دبير انجمن روانشناسي باليني ايران الگوسازي داخلي را مستلزم مطالعات جامعه شناختي
ميداند و مي گويد:" بايد بر روي شاخصهايي كه براي جوانان جذابيت دارد، كار كنيم و با كنار هم گذاشتن اين جاذبهها، يك مدل ارائه داد.گاه ما فردي را در حوزه ورزش و يا ساير حوزهها مدل ميكنيم و سبك رفتار، پوشش و ساير زمينهها را به عنوان الگوي برتر نشان ميدهيم كه اين ميتواند الگوي مرجع باشد. بسياري از اين الگوهاي ورزشي، سينمايي و هنري تابع مدلها و طرحهاي ديگري هستند و مدل مستقل نيستند و از اين جهت كه داخلي تلقي نميشوند، تاثير منفي دارد".
رسانه ها بايد وارد عمل شوند و مدل هاي ملي اسلامي را به عنوان ارزش در جامعه ترويج دهند و از سوي ديگر از نماياندن مدل هاي بيگانه و معرفي افرادي كه مروج مدل هاي بيگانه هستند بپرهيزند.خانواده ها بايد فرزندان خود را با مدل هاي
بومي آشنا كنند و مفهوم زيبايي و تنوع را به فرزندان خود بياموزند و معيار هاي صحيح انتخاب يك مد را در اختيار آنان قر ار دهند.
مدارس ما هم در اين زمينه نقش آفرين اند و
ميتوانند از غناي فرهنگ ايراني-اسلامي و مضرات و اهداف شوم پروژه تهاجم فرهنگي با آنان سخن بگويند و آگاهي هاي لازم را در اختيار آنان بگذارند و مهمتر از همه اينكه توليد كنندگان ما با حمايت دستگاه هاي مربوطه و هنرمندان متعهد تمام تلاش خود را براي ارائه مد هاي جذاب به نسل امروز به كار ببندند تا مد روي ديگر خود را به ما بنماياند.
رسالت - عباس فراهاني نسب






