-
پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱
-
روان شناسان بر اهميت و نقش پررنگ پدر در تربيت فرزندان تاکيد بسياري مي کنند. پدر در خانواده ايراني در راس هرم خانواده و سرپرست تلقي مي شود و مدير اصلي خانواده است.در اين مطلب از سلسله مباحث تربيتي صفحه خانواده و سلامت قصد داريم با گفت وگو با يکي از کارشناسان خانواده به بررسي انواع روش هاي تربيتي که پدر در چارچوب خانواده به کار مي بندد، بپردازيم تا خانواده ها را با پيامدهاي آن آشنا کنيم. بار ديگر بر اين نکته تاکيد مي کنيم که در شکل گيري يک رفتار و يک شخصيت مولفه هاي زيادي تاثيرگذار است. همان طور که رفتار والدين در شکل گيري شخصيت و رفتار فرزندان تاثيرگذار است، واکنش فرزندان نيز در تصميم گيري و رفتار والدين بي تاثير نيست.بدون ترديد همه پدران به مصلحت و پيشرفت فرزندان خود مي انديشند اما رفتار و عملکرد آن ها در خانواده متفاوت است. نکته اين جاست که در بعضي از خانواده ها اصول تربيتي صحيحي پايه گذاري نمي شود و برخي از پدرها از نقش مهم تربيتي خود آگاه نيستند و نمي دانند چگونه مي توانند در عملکرد آينده فرزندان خود نقش ايفا کنند و گاهي ممکن است از نقش تربيتي خود غافل شوند.حسين سليمان پور مقدم، روان شناس تربيتي و مشاور خانواده با بيان اين مطلب به خراسان مي گويد: دسته اي از پدرها، پدراني هستند که رابطه گرم و منطقي با فرزندان و همسر خود دارند. چنين پدري اقتدارطلب اما مهربان است و براي خانواده و اعضاي آن احترام قائل است. وي براي اعضاي خانواده وقت مي گذارد و در تفريحات و ميهماني هاي اعضاي خانواده حضور پررنگي دارد. چنين پدري تلاش مي کند فرزندان روي او حساب باز کنند نه اين که از وي حساب ببرند. رفتار وي احترام برانگيز است و از اقتدارش، محترمانه استفاده مي کند. اقتدار وي در مخالفت قاطعانه اما محترمانه با فرزندان نمود پيدا مي کند. چنين رفتاري منطقي است .گاهي در رفتار پدر گرايش پدرسالارانه وجود دارد. پدري که انتظار دارد فرزندي مطيع، گوش به حرف کن، غيرمعترض و تسليم داشته باشد و تحت هر شرايطي کنترل اوضاع را به دست بگيرد. از ديد چنين پدري، بچه ها به دليل کم تجربگي نمي توانند خوب و بد را تشخيص دهند و نمي دانند کدام کار درست است و صرفا بايد فاعل دستورات باشند. مقاومت يا اعتراض نسبت به تصميم پدر، خشم وي را برمي انگيزد و ممکن است در حين عصبانيت کنترل خود را از دست بدهد. شايد بتوان پيامد اين رفتار را چنين برشمرد که فرزندان در چنين خانواده هايي مضطرب، پرخاشگر، سرخورده، بي عاطفه و سرد و داراي اعتماد به نفس پاييني هستند و هميشه مادر خانواده مقصر اشتباهات تربيتي خانواده قلمداد مي شود زيرا پدر حاضر نيست اشتباهات خود را بپذيرد.
وي با تاکيد بر اين که هدف پدر، تربيت فرزند خوب و سالم است، تصريح مي کند: در اين شيوه تربيتي هدف، خوب اما روش نادرست است.دسته ديگري از پدران، افرادي هستند که احترام محدودي در فضاي منزل دارند و فاقد اقتدار محترمانه هستند. چنين پدري تمام نيازهاي فرزندان را پاسخ مي دهد، به آن ها حق انتخاب مي دهد و آن ها را آزاد مي گذارد، اما چون اقتدار کافي ندارد، فرزندان متوقعي تربيت مي کند.بسياري از کارها به اشتباه در حيطه وظايف پدر در خانواده تعريف مي شود و بابت آن فرزندان قدردان پدر نيستند. در چنين شرايطي با بزرگ شدن بچه ها توان مديريت و کنترل پدر کمتر مي شود و در دوران بزرگسالي، بچه ها بسيار پرخاشگر بار مي آيند و به محض برآورده نشدن خواسته هايشان کنترل خود را از دست مي دهند.بعضي از پدران نيز بيشتر روز خود را سرکار هستند و در منزل حضور فيزيکي کمتري دارند اما در خانواده، رابطه عميق و صميمانه اي با فرزندان دارند. اين پدر با وجود فرصت کم از لحظات حضور در منزل نهايت استفاده را مي برد و تلاش مي کند به بهترين شکل از زمان خود به نفع بچه ها استفاده کند.عده اي ديگر از پدران به دلايل متعدد در منزل حضور فيزيکي و عاطفي ندارند و تمام بار مسئوليت به گردن مادر است. چنين پدري، قطعا همسر خوبي هم نيست و نه فقط فرزندان بلکه همسر را نيز از دست داده است. گاه پدر حضور فيزيکي دارد اما به لحاظ عاطفي رابطه اي با همسر و فرزندان ندارد و در اين صورت ممکن است همسر و فرزندان دچار آسيب شوند.سليمان پور با اشاره به اين که پدر تاثير شگرفي روي شخصيت کودک مي گذارد و کمتر کسي است که تصويري از پدرش در زمان کودکي در حافظه نداشته باشد، تاکيد مي کند: چقدر خوب است که اين تصوير، تصوير پدري باشد که با وجود گرفتاري و مشغله کاري فراوان، يک روز به فرزندانش بگويد «من امروز آماده ام که هرجا مي خواهيد برويم، من امروز براي شما وقت دارم» اين رفتار نتايج شگفت انگيزي دارد. پدران اگر مقدور است يک روز در هفته زودتر به منزل بيايند تا وقت بيشتري براي خانواده بگذارند. اهميت دادن به خانواده صرفا به معناي تامين نيازهاي مالي نيست. در بسياري از موارد، اعضاي خانواده به حضور پدر و وقت گذراندن با وي نياز مبرم دارند تا برآوردن نيازهاي مادي شان.از طرفي مواقعي پيش مي آيد که پدر به همراهي و کمک خانواده نياز دارد. در اين ميان فرزندان نيز با وجود سختي، مشکلات پدر را درک مي کنند و انتظار زيادي از وي ندارند.گاهي پدر از ابراز محبت مستقيم به فرزندان خودداري مي کند و تصور مي کند دوست داشتن در دل هم کافي است. در چنين مواردي به پدر توصيه مي کنيم که سعي کند همان طور که در روابط اجتماعي با ديگران خود را ملزم به ابراز ارادت مي کند، در برابر خانواده هم چنين رفتاري را نشان دهد. به پدرهاي مهربان توصيه مي کنيم از فرصت هاي کوتاه هم استفاده کنند. حتي اگر در طول روز فقط يک دقيقه براي فرزندتان وقت داريد، از همين فرصت کم براي نوازش، در آغوش گرفتن و بوسيدن کودک استفاده و سعي کنيد محبت و علاقه خود را به وي نشان دهيد زيرا همين يک دقيقه ابراز محبت هم تاثير بسيار زيادي دارد. بهتر است قبل از اين که ديگران نيازهاي عاطفي کودک را برآورده کنند، شما به عنوان پدر اين خلاء را پر کنيد.
مروي-يکي از مهم ترين نکاتي که در بسياري از خانواده ها مغفول مانده تاثير ارتباط والدين با يکديگر بر شيوه تربيتي فرزندان است. حسين سليمان پورمقدم روان شناس تربيتي با اشاره به اين مطلب به خراسان مي گويد: پدران بايد بدانند نحوه رفتار با مادر خانواده تاثير مستقيمي روي شيوه تربيتي مي گذارد. آن ها بايد براي همسرشان به خصوص در حضور فرزندان احترام زيادي قائل باشند و بدانند اين احترام گذاشتن به نفع خانواده است. بهتر است ارتباط والدين در حضور خانواده ها هم با احترام متقابل همراه باشد تا کودک احساس امنيت رواني کند. وجود امنيت رواني در خانواده يکي از مهم ترين عوامل تاثيرگذار بر اجراي صحيح اصول تربيتي است.






