-
چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۱
-
براي بررسي اثرگذاري و نقش زنان ايراني در پيروزي انقلاب اسلامي و در پيشبرد آن، قبل از هر چيزي بايد حضور و نقش زن در تاريخ معاصر ايران را جريان شناسي كنيم. از دوران مشروطه تا كنون سه جريان كلي در اين حوزه وجود داشته است:
1. جريان غرب گرايي و غرب شيفتگي كه حدود 150 سال قدمت دارد. ريشه گيري اين تفكر سه دليل داشت؛ اول سفر عده اي از منورالفكرها در اواسط دوره ي قاجار به غرب. آنان در آن جا بزم و حضور زن را در جامعه ديدند و نوعي شيفتگي به آن پيدا كردند؛ خصوصاً كه اين ها خود را در برابر غرب حقير مي ديدند و هويت و اصالت انساني و ايراني و اسلامي خويش را از دست داده بودند. دوم حضور ميسيونر هاي مذهبي مسيحي در ايران بود كه عموماً مأموران استعمار غرب در ايران بودند. اين ها يا به شكل تبليغ ديني يا به شكل مؤسسات خيريه و در بيمارستان يا مدارس آمريكايي ها و فرانسوي ها و انگليسي ها در ايران، نوعي بي حجابي و بي عفتي را در جامعه ي ما گسترش دادند. سوم حضور جاسوس هاي غرب -چه زن و چه مرد- و تحت عناويني همچون جهانگرد، ايرانگرد، ايران شناس يا احياناً مسافر كه زمينه ساز فرهنگ غربي مي شدند.
2. جريان فرهنگ و معارف اسلامي كه زن با رعايت معارف و مباني بر اساس تحولات و نياز جامعه حضور خاص داشته باشد، همان طور كه مرد بر اساس تعاليم اسلام در عرصه ي سياست و جامعه تكليف و وظيفه دارد، زن هم دارد و در اين باره تفاوتي بين زنان و مردان نيست، مگر در برخي عرصه هاي خاص اجتماعي كه در آن احساس انحطاط و انحراف وجود داشته باشد.
3. جريان سوم جرياني بود كه هم مقداري از تعاليم اسلام فاصله داشت و هم وحشتي از غرب داشت. لذا هرگونه حضور زن را خطر بزرگي مي ديد؛ خطري كه ممكن بود جامعه را به انحطاط بكشاند. آنها هم كه مخالفت مي كردند، نوعي تفكر قشري گري و تحجر گرايي داشتند و دليلشان اين بود كه به محض حضور زن در اجتماع، فساد به وجود مي آيد.
صد سال تلاش براي اضمحلال هويت زن
طيف هايي كه از نظر فكري يا تشكيلاتي وابسته به غرب بودند، شروع به زمزمه ي آزادي زن به شكل غربي كردند. آنان به نوعي مي خواستند زنان ايراني مثل زنان غربي شوند. اولين دسته از اين طيف احزاب و جريان هاي فراماسونري بودند و دوم تشكيلات بهائيت و ازليه. تا كودتاي رضاخان نيز در نشريات و مجلاتي به صورت پنهان و آشكار شروع به ترويج ابتذال كردند. براي نمونه مي توان به نشرياتي اشاره كرد كه مادر فرخ رو پارسا كه بهايي بود و نيز صديقه دولت آبادي كه از بابي هاي ازليه بود، منتشر مي كردند.
وقتي رضاخان براي تغيير ساختار سياسي، فرهنگي و اجتماعي با اهداف استعماري انگلستان و به دست آنان روي كار آمد، يكي از برنامه هاي او براي اسلام ستيزي، مسأله ي كشف حجاب بود. او مدارس مختلط را تأسيس نمود و دولتمردان را مجبور كرد كه بايد در مجالس با زن هايشان به صورت بي حجاب حضور پيدا كنند. وي حتي در برخي شهرها مثل كاشان حوزه هاي علميه را تعطيل و به مدارس مختلط تبديل كرد. مطبوعات آن دوران نيز به فعاليت در گسترش فساد اهتمام كردند و حتي كار را به آنجا رساندند كه شهرباني بعضي شهرستان ها و استان ها دفتر ليست فواحش را تهيه كرد. به هر حال در دوره ي رضاخان و تا سال 1322 حجاب ممنوع بود. اما در ادامه ي دوره محمدرضا پهلوي قدرت هاي استعماري به جاي مبارزه ي علني با دين شروع به گسترش فساد كردند. حتي در تشكيلات فراماسونري زن ها را راه دادند كه سابقه نداشت.
از طرف ديگر جريان اسلامي نيز با دو مسأله مواجه شد؛ يك نگاه اسلامي كه بايد آن را آموزش مي داد و دوم تقابل با سيل بنيان كن فساد و فحشا و ضايع كننده ي بنيان خانواده. لذا جلسات و مجامع زن ها در خانه ها و در مساجد و حسينيه ها شروع شد. از همان دوران مشروطه در كنار توطئه هاي استكبار، جلسات مختلف در منازل علما و شخصيت ها آغاز شد. در دوره ي رضاخان كه استبداد شديد بود، خانم ها تحت عنوان مكتب خانه درس قرآن و احكام مي دادند و قريب به اتفاق زناني كه نمي خواستند به مدارس فرانسوي ها، آمريكايي ها و انگليسي ها يا مدارس مختلط دولتي بروند، در اين مكتب خانه ها آموزش مي ديدند.
پس از دهه ي بيست كه رضاخان رفت، همان طور كه احزاب و جريانات و نشريات اسلامي فعال شدند، جلسات زنان هم در شهرستان ها و تهران فعال شدند. اين جلسات تا حدي گسترش يافتند كه رژيم نتوانست آن ها را تعطيل كند.
اولين حضور زنان در عرصه ي سياسي ايران
اولين حضور زنان در عرصه ي سياسي را مي توان در نهضت تنباكو مشاهده كرد. زنان ايراني در خانواده هاي اشراف و دولتمردان و حتي در حرمسراي ناصرالدين شاه قليان ها را شكستند. سپس در انقلاب مشروطيت هم زنان حضور انقلابي و پررنگي داشتند. در جريان تحريم توليدات غربي يا واردات غربي هم كه علماي تبريز شركت اسلاميه را درست كردند و اقلام و اجناس غربي را تحريم كردند، يا در اصفهان و جاهاي ديگر باز مشاهده مي كنيم كه زن ها همگام با علما از اجناس غربي استفاده نكردند.
وقتي امام خميني نهضتش را آغاز كرد و حكومت را فاقد مقبوليت قانوني و مشروعيت شرعي دانست، در حقيقت يك خط حق و باطل ترسيم شد كه اين حكومت كلاً باطل است و اين حركت اسلامي است كه بايد به نتيجه برسد. در قيام 15 خرداد سال 1342 حضور زنان جدي بود؛ همان زناني كه در دوره ي رضاخان و اوايل در مكتبخانه ها قرآن ياد مي گرفتند، در هنگام قيام امام خميني به چنان رشدي رسيده بودند و بچه هايشان را هم انقلابي و مذهبي بار آورده بودند. دركنار اين فعاليت ها برخي مدارس اسلامي هم فعاليتشان را شروع كردند. در اواخر دهه ي چهل در قم نيز حوزه ي علميه زنان با نام حوزه ي علميه ي «توحيد» توسط شهيدان بهشتي و قدوسي ايجاد شد.
با وجود فعاليت هاي فوق الذكر، شاهد زناني بوديم كه هم آگاه بودند و هم در جامعه حضور داشتند و هم اهل مبارزه بودند. به طوري كه پس از قيام پانزده خرداد و در آغاز دهه ي 1350، زنان بسياري در اعتراض به سياست هاي مستبدانه ي شاه به زندان افتادند. به هر حال حركت زنان در تاريخ معاصر، از درون فرهنگ اسلامي جوشيد ، نه از فرهنگ هاي شرقي و نه غربي . الگوي زنان ما قرآن و اسلام بود.
امام رحمه الله به حضور زن اهميت دادند
پس از شهادت مرحوم آقامصطفي خميني در پاييز سال 1356 كه نهضت اوج گرفت، امام خميني رحمه الله به حضور زن بيشتر اهميت دادند. حضور زنان در عرصه ي مبارزه باعث شد تا مردان هم به تبع آنها به ميدان بيايند. حضور زن ها در هر تظاهرات خياباني به خوبي ملموس بود. اتفاق 17 شهريور سال 1357 كه به كشتار ميدان شهداي تهران (ميدان ژاله) انجاميد، نمونه ي برجسته اي از حضور و شهادت زنان در عرصه ي مبارزه است.
پس از پيروزي انقلاب نيز همين زنان در فعاليت هاي انقلابي و در جهاد سازندگي و جهاد نظامي به بهترين شكل شركت كردند. وقتي جامعه مان را با دوره اي مقايسه مي كنيم كه زنان در آن حضور مستقيم نداشتند، درمي يابيم كه فعال شدن اين عناصر در جامعه تا چه حد مؤثر و مفيد بوده و موجب ترقي شده است. ما امروز در عرصه هاي مختلف اين حضور را مي بينيم كه مي تواند الگوي بسيار مناسبي براي كشورهاي ديگر باشد. كشورهايي كه انقلاب در آنها رخ داده است، دوره ي تجربه و ارزيابي الگوها را طي مي كنند و به دنبال آن هستند تا به نقطه ي مطلوبي دست يابند.
از اين رو در اين دوره ي گذار بايد به بهترين نحو الگو و تجربه مان را منتقل كنيم. تشكيل همايش هاي مشترك و انتقال تجربه ها به شكل خاطرات و نيز نوشتن زندگي نامه، سازوكارهاي خوبي براي كمك به اين انتقال الگو است. متأسفانه ما در تدوين اين تجربه هاي ارزشمند و تهيه تاريخ كتبي و شفاهي كم كار كرده ايم. چه بسا كه اين تجربه ها بتواند راهگشاي بسياري از مسائل و معضلات كشورهاي در حال تحول باشد.
منبع: پايگاه اطلاع رساني رهبر معظم انقلاب






