بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

حجاب ميوه عفاف است

بحثي در خصوص فلسفه و آثار اجتماعي حجاب

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشري و بويژه جوامع اسلامي مطرح است. همواره اين دو واژه در كنار هم به كار برده مي‌شوند و در نگاه اول به نظر مي‌آيد هر دو به يك معنا باشند اما با جستجو در متون ديني و فرهنگنامه‌ها به نكته قابل توجهي مي‌رسيم و آن تفاوت اين دو واژه است. در برخي كتب لغت حجاب را اين‌گونه تعريف كرده‌اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب يعني آنچه مانع رسيدن مي‌شود.(1) برخي گفته‌اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان كردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آيه شريفه «و من بيننا و بينك حجاب»‌(فصلت، آيه 5) را ذكر كرده‌اند. در ديگر كتاب‌هاي لغت حجاب را به معناي پرده آورده و نوشته‌اند: امراه محجوبه؛ زني كه پوشانيده است خود را به پوشاندني.(2) با توجه به معاني ذكر شده در مي‌يابيم حجاب امري ظاهري و در ارتباط با جسم است، اگرچه اين پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهاي دروني افراد است ولي ظهور در نشئه مادي و طبيعي دارد يعني پوشش ظاهري افراد و بويژه زنان را حجاب مي‌گويند كه مانع از نگاه نامحرم به آنان مي‌شود. عفاف نيز داراي معاني گوناگوني است كه در مجموع تعريف كاملي را به ما خواهد داد. راغب اصفهاني در مفردات القرآن مي‌نويسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتي دروني و نفساني است كه توسط آن از غلبه شهوت جلوگيري مي‌شود.(3) البته قابل ذكر است كه در قرآن كريم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معناي خود نگهداري و پاكدامني است و گاه «عفت» به معناي قناعت آمده و مسائل مالي مورد نظر است.(4) آنچه در اين مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولي است يعني خود نگهداري از شهوت و مسائل جنسي؛ اگرچه مي‌توان براي هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرري به مفهوم آن نمي‌خورد. از مجموع معاني ذكر شده براي حجاب و عفاف مي‌توان نتيجه گرفت كه عفاف نوعي حجاب دروني است كه انسان را از گناه باز مي‌دارد. حفظ چشم، گوش، قلب و تمامي اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است كه حاصل اين عفت و حجاب دروني، پوشش ظاهري است؛ به تعبيري لطيف‌تر حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب. برخي افراد ممكن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نكرده باشند. اين گروه از حجاب، تنها پوسته‌اي و ظاهري بي‌معنا دارند و از سوي ديگر كساني هستند كه ادعاي عفاف كرده و با تعابيري همچون؛ من قلب پاكي دارم، خدابا قلبها كار دارد، آدم بايد چشمش پاك باشد و... خود را سرگرم كرده و مصداق «ليفجر امامه»‌(بلكه انسان مي‌خواهد آزاد باشد و گناه كند- قيامت آيه 5) مي‌شوند. انسان‌هايي چنين بايد در قاموس انديشه خود نكته‌اي اساسي را بنگارند و آن اين است كه درون پاك، بيروني پاك مي‌پروراند و هرگز قلب پاك موجب بارور شدن ميوه ناپاكي به نام بي‌حجابي و بدحجابي نخواهد شد.
امام‌خميني(ره) پيام‌آور ارزشهاي الهي درباره حجاب و عفاف مي‌فرمايد: «توجه داشته باشيد حجابي كه اسلام قرار داده است براي حفظ ارزش‌هاي شماست. هرچه را كه خدا دستور فرموده است- چه براي مرد و چه براي زن- براي اين است كه آن ارزش‌هاي واقعي كه اينها دارند و ممكن است به واسطه وسوسه‌هاي شيطاني يا دست‌هاي فاسد استعمار پايمال شوند اين ارزشها زنده بشوند.»(5)

فلسفه حجاب

يكي از نكات اساسي كه زمينه‌اي براي عمل به احكام است شناخت جايگاه هرچيز در نظام هستي است. البته در نظامي كه خداوند متعال در جاي جاي آن ديده مي‌شود و ارتباط اشيا و اعمال با خداوند بسيار مشهود است و با درك اين ارتباط و حضور، بسياري از مشكلات زندگي بشر حل مي‌شود. «حق» به عنوان زيباترين و پسنديده‌ترين واژه آفرينش در تمامي اديان و جوامع بشري مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و اداي آنها فراتر از زمانها و مكانها واشخاص و اديان است. در واقع هر فردي از هر طبقه اجتماعي و از هر دين و مليت، نسبت به اداي حقوق ديگران حساسيت نشان مي‌دهد واين مطلب، حق و حقوق را فرازماني و فرامكاني مي‌كند. برخي از انديشه‌گران و حكيمان بر اين باورند كه حجاب، حق‌الله است و در اين‌باره مي‌گويند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي‌باشد. همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد شد، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا كسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم. از اينكه قرآن مي‌گويد: هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا كنيد، معلوم مي‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(6) پر واضح است كه آدمي نمي‌تواند حقوق الهي را كاملا ادا كند ولي با انجام برخي كارها مي‌تواند رضايت الهي را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) مي‌فرمايند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است كه توسط بندگان ادا شود و نعمت‌هاي خداوند بيشتر از آن است كه به شمارش آيد»(7) و حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «خداوند بر بندگان حقي قرار داده و آن اين است كه او را اطاعت كنند.»(8) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نيست ولي اداي وظايف و اطاعت از خداوند متعال به نوعي اداي حق محسوب مي‌شود. حجاب كه امر خداست و شارع مقدس به عنوان يكي از احكام ضروري دين آن را واجب كرده است بايد حفظ شود. حفظ اين واجب الهي اطاعت از اوست و اطاعت از او حقي است كه بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندي بايد تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومي و... اين حق و حد الهي را ادا كند. پس حكمت حجاب، سنجش ميزان عبوديت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب مي‌توانند اطاعت را كه روح و پيام اصلي عبادات بشر است اثبات كنند و در زمره اطاعت‌كنندگان الهي قرار گيرند. بانوان به عنوان نيمي از جامعه اسلامي كه در دامان خود انسان‌هاي پاك و برجسته مي‌پرورانند، داراي حرمت واحترام ويژه‌اي مي‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پيكره اجتماع، با محبت و تربيت آنها استوار خواهد ماند. مفسران وانديشه‌گران بر اين باور هستند كه «قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي‌گويد، مي‌فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنين ذكر مي‌كند كه: ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين، يعني براي اينكه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند، چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(9) با اندكي تدبر در آيات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌اي صريح مي‌بينيم و مي‌يابيم كه احترام و حرمت زن، فلسفه حقيقي و يا يكي از فلسفه‌هاي حجاب است به‌راستي اگر معرفت انسان به شريعت و تعاليم ديني بالا رفته و قرآن را كه آيين‌نامه سعادت و كمال بشر است درك كند، به عظمت حجاب پي برده و مي‌فهمد بدحجابي و بي‌حجابي ثمره عدم معرفت و شناخت حقيقي جايگاه زن در هستي است. خداوند در آيه 31 سوره نور حكم حجاب را به گونه‌اي صريح و آشكارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌هاي خاصي كه در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نيز ذكر مي‌كند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پايان فلسفه پوشش بيان شده است كه زينتها و زيبايي‌هاي زنان در مقابل نامحرم آشكار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌هاي ناپاك قرار نگيرند و احترام آنان حفظ گردد. در آيه ديگر حرمت و شخصيت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح مي‌شود: «اي پيامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند. اين براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.» (احزاب، آيه 59) در اين آيه زنان و دختران پيامبر و زناني كه همسر مردان مومن هستند از ديگر زنان جامعه آن روز جدا مي‌شوند و حكم حجاب براي اين زنان محترم آورده مي‌شود. از ظاهر آيه مي‌توان دريافت كه حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدري والاست كه بايد از طريق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان كفار مورد اذيت و آزار قرار گيرند. اين دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهاي ديني، داراي ارزش و مقامي افزون از ديگران هستند و حرمت آنها بايد مورد شناسايي قرار گيرد.

آثار اجتماعي حجاب

هر عملي كه افراد جامعه انجام مي‌دهند، در نگاه كلان اثر مستقيم در اجتماع دارد زيرا از خانواده كه واحد كوچك اجتماعي است جامعه تشكيل مي‌شود و همان‌گونه كه رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نيز از اجتماع و قوانين آن تاثير مي‌پذيرند. حجاب علاوه بر آثار شخصي و شخصيتي، داراي آثار اجتماعي است. جامعه‌اي كه در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق ديگران ظاهر مي‌شوند و موجب تخريب روح و جسم همنوعان خود شده و محيط آرام وامني را براي جوانان فراهم سازند، به سوي سعادت و سلامت رواني پيش خواهد رفت. اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم مي‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگي حفظ خواهد شد و محيط خانواده تحت تاثير خودنمايي‌‌هاي عده‌اي از زنان بدحجاب و بي‌حجاب قرار نمي‌گيرد و هم مراكز اجتماعي مثل اداره‌ها و بيمارستان‌ها و... در كمال سلامت رفتاري خواهند بود و بزهكاري‌هاي اجتماعي به حداقل خواهد رسيد. حضرت امام خميني(ره) در مورد فعاليت اجتماعي واشتغال زنان هميشه اين نكته را بيان مي‌كردند كه: «فعاليت اجتماعي، سياسي كنيد ولي حدود شرعي از جمله رضايت همسر را رعايت كنيد.»(10) بسياري از پرونده‌هاي ضداخلاقي از عدم رعايت حدود شرعي نشات گرفته است و آمار جنايي ذكر شده همواره زنگ خطري بوده كه انديشه گران تربيتي را نگران مي‌ساخته است. يكي از آثار اجتماعي حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعي خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در كشور ما زنده‌ترين شاهد اين مطلب است. از روزي كه حجاب دچار تغيير و تحول شد و آزادي‌هاي تعريف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌كننده‌اي بالا رفته و ميزان ازدواج رو به كاهش نهاده است و اين جزء آثار اجتماعي بي‌حجابي است كه جامعه را در درازمدت به ورطه هلاكت مي‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پيامدهاي منفي بي‌حجابي به اينجا ختم نمي‌شود. وقتي كه به صحنه تفكرات عالم نگاه مي‌كنيم و بينش اسلام را مشاهده مي‌نماييم، به روشني در مي‌يابيم كه جامعه بشري هنگامي خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و كمال مطلوب خود را پيدا كند كه ديدگاه‌هاي اسلام را بدون كم و زياد و بدون افراط وتفريط درك كند و كوشش نمايد آن را ارائه كند. اسلام مي‌خواهد كه رشد فكري، اجتماعي، سياسي، علمي و بالاتر از همه فضيلتي و معنوي زنان به حد اعلا برسد و وجودشان براي جامعه و خانواده بشري حداعلاي فايده و ثمره را داشته باشد. همه تعاليم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر اين اساس است. مسئله حجاب به معني منزوي كردن زن نيست. مسئله حجاب به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي‌قيد و شرط زن ومرد در جامعه است. اين اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هيچ‌وجه مزاحم و مانع فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي وعلمي نيست.

ريشه‌يابي بدحجابي يا بي‌حجابي در غرب وشرق

منشا بي‌حجابي و بدحجابي در جوامع گوناگون، متفاوت بوده و تحليل و بررسي علل اين دو پديده شوم ما را در شناخت و مبارزه با آن ياري مي‌رساند. بحث در اين مقوله بايد از دو زاويه مورد بررسي قرار گيرد. بي‌حجابي در غرب كه ارمغان صنعتي شدن كشورهاي اروپايي است و در واقع با يك نوع صلاحديد اقتصادي صورت گرفت. به اين معنا كه جامعه غرب براي استفاده از كار ارزان و كارآيي بيشتر تصميم گرفت از زنان كه تا آن روز تنها خانواده را اداره مي‌كردند و تدابير عاطفي و تربيتي داشتند، استفاده كند و آنها را به صحنه اقتصاد راه دهد. چنين زناني براي استفاده از ماشين‌هاي صنعتي و كار در كارخانه‌ها و كارگاهها نياز به آزادي جسمي داشتند واعضا و جوارح آنها بايد آزادانه در خدمت صنعت قرار مي‌گرفت. از اين رو حجاب را كه مانعي بر سر راه فعاليت‌هاي بدني خويش مي‌ديدند، كنار گذاشتند و تمامي آرمان‌هاي اعتقادي خود را به پاي صنعت ذبح كردند. در واقع انقلاب صنعتي اروپا اولين ثمره‌اش بدحجابي زنان بود. در اين جوامع، زن هويت اصلي خويش را از دست داده و ارزش او به مقدار توانايي جسمي‌اش در خدمت به اقتصاد بود. واژه‌هايي مثل همسر، مادر و يار همدل و همراه ديگر قداستي نداشته و همگي جاي خود را به واژه «كارگر» دادند. اما در كشورهاي جهان سوم و بويژه كشورهاي اسلامي، عدم حجاب پيامد اقتصاد نوين نبود و موضوع، مهم‌تر از غرب است. يكي از نويسندگان مي‌نويسند: «استعمارگران اولين قدمي كه در مستعمره خود بر مي‌دارند، تهاجم فرهنگي است كه براي نابودي فرهنگ ملت مورد ستم مي‌باشد، زيرا تنها چيزي كه مليت مستعمره را از استعمارگر جدا مي‌كند، فرهنگ است. فرهنگ مرز جدايي با دشمن است. فرهنگ است كه به يك ملت هويت و شخصيت مستقل مي‌دهد و...»(11) بدحجابي و بي‌حجابي در كشورهاي جهان سوم (در حال توسعه) و بويژه كشورهاي اسلامي پيامد تهاجم فرهنگي استعمارگران تاريخ بود. حجاب براساس اينكه شعارديني و بيانگر اعتقادات مذهبي بود و از طرفي هويت ملي يك ملت را نمودار مي‌گرداند، همواره هدف اصلي دشمنان بود. در واقع دشمنان با رواج بدحجابي به ريشه‌كن كردن اعتقادات وانديشه‌هاي ديني پرداخته و فرهنگ غيرديني خود را جايگزين فرهنگ ديني و الهي مردم دين‌باور مي‌كنند تا آنان را چونان برده‌هاي حلقه به گوش رام كنند و از امكانات انساني واقتصادي آنان حداكثر استفاده را بكنند. در همين زمينه «مستر همفر» جاسوس استعمار انگليس در كشورهاي اسلامي به عنوان يك راهكار سياسي براي پيشبرد اهداف شوم خود نقاط قوت كشورهاي اسلامي را شناخته و درصدد تضعيف اين ارزشها بر مي‌آيد. او در خاطرات سياسي خود به عنوان يكي از نقاط قوت مسلمانان مي‌نويسد:‌ «زنانشان در حجاب سختي هستند كه فساد به آنها راه نمي‌يابد.»(12) براي از بين بردن اين نقطه قوت سفارش به رواج بدحجابي شده است. او مي‌نويسد: «بايد زنان را تشويق كنيم كه عبا و چادر از سر بيفكنند. و آن‌گاه كه زن عبا از سر بيفكند، جوانان را تشويق كنيم كه به سوي آنان بروند تا فساد در ميانشان افتد. در ابتدا بايد زنان غيرمسلمان عبا از سر بردارند تا زنان مسلمان نيز سر در پي آنان نهند.»(13) استعمارگران براي اسلام‌زدايي و مبارزه با فرهنگ اصيل و ناب اسلامي، مهره‌هاي خودباخته را شناسايي كرده و آنان را در پست‌هاي اصلي و كليدي كشورهاي اسلامي قرار مي‌دهند. براي مثال «كمال آتاتورك» براي نابود كردن فرهنگ اسلامي در تركيه برگزيده شد و رضاخان براي ايران، كه مذهب رسمي آن‌شيعه بود. آتاتورك با تغيير زبان مردم تركيه به زبان انگليسي و تغيير پوشش و ارزشها موفق شد از تركيه، كشوري خودباخته و وابسته سازد، به گونه‌اي كه امروزه ورود يك بانوي با حجاب و پايبند به باورهاي ديني در مجلس تركيه مورد اعتراض قرار مي‌گيرد. رضاخان اگرچه اقدام به كشف حجاب كرد و در برهه‌اي از زمان به مردم مظلوم ايران و بويژه متدينان ايراني ظلم بسياري روا داشت، ولي با روشنگري‌هاي روحانيت و غيرتمندي دين‌باوران ايراني اين قانون با شكست مواجه شد و حجاب، همچنان به عنوان فرهنگ والا كه نمادي از انديشه اسلامي- انساني است، در جامعه حاكم شد. دين مبين اسلام همواره دعوتگر ‌
زن به سوي كمال و رشد و بالندگي است، آنچه با دين اسلام سازگاري ندارد، حضور بي‌پروا و بي قيد و بند زن در جامعه است، زيرا اين حضور بستر مناسبي براي رشد زمينه‌هاي ضد ارزشي و ضد اخلاقي خواهد شد و تاكيد بر حجاب و عفاف بهترين راه براي پاكسازي جامعه و ساختن جامعه‌اي سالم است.

پي‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود مي باشد.

منبع:روزنامه رسالت - 1391/04/25

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532