بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

لباس های زنانه، هویت زنانه!!!

لباس مقوله ای برای پوشش انسان و حفظ حریم اوست. لباس باید مرتب و نظیف باشد و از همه این ها مهمتر، لباس باید، متمایز کننده ما با حیوانات باشد. انسان ها برخلاف حیوانات که درک وشعور و حیا و ادب ندارند، دارای شعور و حیا و ادب می باشند و نمی خواهند به عنوان یک موجود بی شرم و حیا شناخته شوند. البته گاهی با رفتاری که انجام می دهند، این تمایز با حیوانات کمرنگ می شود. گاها افراد، لباس هایی می پوشند که نشانی از درک وشعور و حیا را با خود ندارد، و به عبارتی بی هویتی را برای فرد به همراه دارد.

زنان به عنوان نیمی از جامعه نیز باید لباس بپوشند؛ لباسی نظیف و مرتب. ولی ما در جامعه شاهد آن هستیم که بعضی از زنان، با عناوینی همچون زیبا بودن و خوشکل بودن، شیوه پوشش را از حالت ادب و حیا خارج کرده اند. لباس های تحریک کننده و تنگ و نازک، پدیده خطرناکی است که در درجه اول بی هویتی را برای زنان به ارمغان می آورد و در درجه بعد برای جامعه. پیش تر گفتیم لباس باعث تمایز ما با حیوانات می شود. اگر قرار بود عریان باشیم و لباسی بپوشیم که پوشیده عریان (کاسیات عاریات) باشیم، فصل تمایز ما با حیوانات کجاست؟ اگر عریانی نشان وقار و فرهنگ است، پس حیوانات هزاران بار از انسان ها با وقارتر و با فرهنگ تر هستند، چرا که به کلی عریان هستند.

شاید بگویید فصل تمایز عقل است؛ عقل نیز حکم می کند که انسان باید شرم و حیا داشته باشد و حریم خود و جامعه را حفظ کند. ما با زیبایی مخالف نیستیم با تحریک کردن جامعه و شهوانی کردن فضای جامعه مخالفیم. زن و مرد، دختر و پسر، نسبت به همدیگر احساساتی دارند که این احساسات نباید شعله ورد شود و فضای جامعه را از حالت حجب و حیا خارج کند. زنان باید بدانند، لباس های تحریک کننده  و نازک، به طوری که برجستگی های بدن را آشکار می کند، ارزششان را به عنوان یک انسان، پایین می آورد. این تحریک کنندگی، زنان را تبدیل به کالایی جنسی برای نگاه شهوت آمیز مردان می کند و ارزش انسانی زن را در حد یک کالا، پایین می آورد. شاید بگویید نظر دیگران مهم است، ولی سوالی که اینجا مطرح است این است که نظر دیگران چقدر شما را به انسان و یا حیوان بودن نزدیک می کند؟!! آیا حجب و حیای شما برای دیگران مهم است؟!! آیا نظر دیگران شما را تبدیل به یک انسان والا می کند یا یک کالا؟!!

«رابین، دختری است 15 ساله. وجودش سرشار از شادی و شور است، معتقد است موضوع اصلی همه فضائل و صفات نیک، اصالت انسانهاست. او در این زمینه می گوید: «بهترین کار آن است که به نظر دیگران درباره خودت اهمیت ندهی و براساس معیارهای خویش زندگی کنی. اگر هر کاری که می کنی برای به دست آوردن رضایت دیگران باشد، دیگر نمی توانی هویت خود را حفظ کنی؛ یعنی دیگر خودت نیستی. اگر مثل دیگران لباس بپوشی یا مثل دیگران صحبت کنی، این دیگر خودت نیستی که حرف می زنی، بلکه این دوستانت هستند که لباس پوشیده اند و صحبت می کنند.»

رابین بر این باور است که پوشاندن لباس های تحریک کننده بر تنِ دخترهای کم سن، در جامعه ای صورت می گیرد که برای زن ارزش قائل نباشند؛ «به نظر من، فرهنگ ما (غرب) برای مردها و برای چیزهای ظاهری (امور مادی نه امور مرتبط ب حقیقت وجودی انسان) مانند پول درآوردن بیشتر و یا مستقل شدن، بیشتر ارزش قائل است.» بنابراین از دیدگاه رابین، کسی که لباس های تحریک کننده نمی پوشد، در واقع اجازه نمی دهد شخصیتش بر اساس معیارهای ظاهری و مادی تعریف شود.

مگی یک دختر بیست ساله هست. او در آغاز مقاله خود تحت عنوان «هنر عفت» این چنین می گوید: «به آسانی نمی توان کاری کرد که مردها به عقاید و ارزش های شما توجه کنند، اما اگر اجازه ندهید ظاهر شما را زیاد ببینند، مجبور می شوند توجه خود را به باطن شما معطوف کنند.» او در ادامه می نویسد:«من دامن های بلند و لباس های دکمه دار و پوشیده برتن می کنم تا این پیام را به دیگران بدهم که شخصیت من فقط در ظاهرم خلاصه نمی شود. وقتی وارد دبیرستان شدم مقید ماندن به مدل پوششی خود و ارزشهای خود واقعا برایم مشکل تر شد. دوستانم رای می دیدم که با پوشیدن لباس های بدن نمای خیره کننده توجه زیادی را به خود جلب می کردند. من ورزشکار و باهوش بودم، خواننده و بازیگر بودم و ویراستار مجله مدرسه؛ اما اینها به پای لباس های کوتاه دوستانم نمی رسید. حتی به مجلس رقص سال آخری ها دعوت نشدم! اما دیدم چگونه دوستانم که همه چیز خود را در مقابل پسرانی که فقط شیفته جسم آنها شده بودند باختند و بعد این پسران آنها را به حال خود رها کردند و آسیب روحی سختی به آنها وارد کردند. هر چه می گذرد از اینکه معیارهای خود را بالا نگه داشته ام، خوشحال ترم.»»[1]

بنابراین، زنان باید به هویت خودشان پی ببرند و به اشتباه فکر نکنند که لباس و آرایش ظاهری هویتشان را تامین می کند و آنان را عزیز می کند؛ بلکه عزیز بودن و هویتشان در گرو عفاف و حیا و نجابتشان هست. زنان پیش از آن که به فکر لباسشان باشند به فکر هویتشان باشند، تا لباس نامناسب و تحریک کننده، آن را از بین نبرد.

«تن آدمی شریف است به جان آدمیت/ نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت»

از این رو، اسلام آمد تا برای همیشه تاریخ به همه جهانیان اعلام بدارد:«زن والاست نه کالا»

[1] وندی شلیت، دختران به عفاف روی می آورند، چاپ اول، صص 165و167.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532