-
دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۱
-
در رابطه با بدحجابي به عنوان يک پديده فرهنگي، اجتماعي بايد ابتداء ريشه هاي اين ناهنجاري احصاء شوند، همان گونه که در بخش نخست اين تحقيق از زواياي مختلف اين موضوع انجام گرفت. سپس از راه هاي صحيح و مناسب آن علل و عوامل برطرف شوند. زيرا کساني که بدحجاب هستند داراي انگيزه واحدي نيستند و بنابراين نمي توان نسخه واحدي براي همه آنها پيچيد و از يک نسخه استفاده کرد.
براي مبارزه موفق با بدحجابي بايد ابتدا نوع و انگيزه هاي آن را شناخت و سپس از راه مناسب و موثر به مبارزه با آن پرداخت. اين نکته بسيار حساسي است که اگر انسان درآن اشتباه کند، ممکن است نتيجه عکس دهد. مثلا اگر با کسي که به علت عدم آگاهي از حدود حجاب و آثار و پيامدهاي بد حجابي برخورد فيزيکي شود، نتيجه اي نخواهد داد يا نتيجه عکس خواهد داد. به هر حال با شناخت دقيق از نوع بد حجابي و انتخاب راه مناسب، مبارزه با آن و هدايت افراد آسان تر خواهد شد.
شايد به صراحت بتوان گفت در ميان گمشده هاي جوانان ما امري مهمتر از معرفت نسبت به قابليت هاي فردي، هويتي و ديني خود نباشد. اگر اين ادعا را اصل قرار بدهيم بايد به جوانان کمک کرد تا اين قابليت ها را که از جنس عقل و عشق، دانش و همت و انگيزه و هدف مي باشند را بشناسند.
به قول سعدي شيرازي، « لقمان را گفتند ادب از که آموختي؟ گفت از بي ادبان! از انجام دادن آنچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، پرهيز کردم». از اين سخن حکمت آميز مي توان اين گونه برداشت کرد که راه حل معضل بدحجابي يا بي حجابي اين است که انسان گرفتار بنيان هاي حجاب گريزي نشود و از هر آنچه موجب بدحجابي مي گردد پرهيز کند. در واقع خشکاندن و رفع ريشه ها و بنيان هايي که موجب حجاب گريزي مي شود راه حل مناسب براي برون رفت از اين معضل است.
براي برون رفت از ناهنجاري هاي فرهنگي، اجتماعي و از جمله حجاب گريزي، راه حلي که به صورت خيلي کلي مي توان مطرح کرد، اين است که با توجه به اينکه هر برنامه فرهنگي موفق و از جمله حجاب در قالب ابعاد سه گانه « فکري، قلبي و رفتاري» محقق مي شود، آسيب هاي آن نيز در ابعاد سه گانه فوق يعني « فکري ( شبهات )، قلبي( شهوات) و رفتاري » مي باشد که بايد به تفکيک براي هرکدام از آنها چاره انديشي شود.
در برخورد با ناهنجاري هاي رفتاري هم لازم است به رشد فرهنگي توجه کرد و هم به برخوردهاي قانوني و ضابطه مند اقدام نمود و اين دو لازم و ملزوم يکديگرند. اما اينکه در چه مواردي کداميک از اين دو راهکار اولويت دارند به تدبير مديران و انطباق شرايط و رعايت مصالح بستگي دارد:
الف ) رشد فرهنگي ، نکته مهم در مورد هر فعاليت فرهنگي اين است که در مورد آن فعاليت مي بايست بررسي لازم در سه حيطه تربيت يعني «حيطه شناختي، حيطه عاطفي و حيطه رفتاري » با همديگر و به صورت توأمان انجام شود و در صورت پرداختن به هر لايه بدون در نظر گرفتن ساير لايه ها، نمي توان کاري از پيش برد در واقع حيطه رفتاري منفک از حيطه شناختي و حيطه عاطفي نمي باشد . در ارتباط با رشد و توسعه فرهنگي در راستاي برخورد با ناهنجاري هاي رفتاري در سطح جامعه مي توان به شاخص هاي کارهاي فرهنگي ذيل اشاره کرد:
1- اطلاع رساني منجر به معرفت افزايي: در بسياري موارد بي حجابي ريشه در عدم آگاهي فرد دارد که گاهي با يک تلنگر متوجه عواقب آن شده و با ميل و رغبت آن را مي پذيرد. درعرصه فرهنگي مهم ترين بخش هاي جامعه عبارتند از رسانه هاي گروهي، صدا و سيما، مطبوعات، نشريات، سخنوران، نويسندگان، اولياء و مربيان. نقش هنرهايي چون شعر و نقاشي و مقالات بويژه هنرهاي تصويري مثل فيلم ها و سريال ها و سينماها بي بديل است بويژه با توجه به مولفه الگو پذيري براي نسل جوان از اين ابزارها.
2- ترويج فرهنگ غيرت و تحکيم تقوا:
بي ترديد خانم ها با هر سليقه شخصي و تفکري که باشند نظر و سليقه همسر خود را ترجيح مي دهند از جمله در وضع ظاهري، اينجاست که غيرت مردان نقش مهم خود را باز مي يابد؛ استفاده از ابزارهاي تبليغي بدين منظور مهم و سرنوشت ساز است.3- تقويت نظارت بر رسانه هاي جمعي:
امروزه نقش رسانه ها بويژه صداو سيما در تغييرات فرهنگي جامعه حتي تغييرات ارزشي از نظر دين غير قابل انکار است. نقشي که گاهي در ساير عرصه ها مثل سياست و اقتصاد نيز به روشني مشهود است. گاه تبليغات يک جنس و يک شخص چنان موجي در جامعه ايجاد مي کند که از آن نمي توان به سادگي گذشت.4- معرفي الگوهاي مناسب پوششي و رفتاري:
انسان بخصوص نقش الگو پذيري را همواره مد نظر دارد. در مواردي نيز قرآن به ارائه الگوهاي عملي و رفتاري انسان هاي شايسته مي پردازد البته در اين مهم يعني الگو ها و تشويق دختران جوان بخصوص به امر حجاب بايد از راهکارهاي ظريف روانشناسي استفاده کرد.در بحث ارائه الگوي برتر جامعه و نهادهاي مرتبط به اين امر بايد چنان عمل کنند که از ديد افراد جامعه حجاب يک ارزش ديني، ملي و انساني و بي حجابي يک ضد ارزش محسوب شود. اسلام مهم ترين الگوي عملي حجاب را در شخصيت بي نظير حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها نشان داد و به اين هم بسنده نکرد و شخصيت بي نظير حضرت زينب سلام الله عليها را در سخت ترين شرايط اجتماعي به نمايش گذاشت تا بهانه را از دست برخي بهانه جويان بگيرد.
5- انسجام فرهنگي راه مقابله با تهاجم فرهنگي:
امروزه بحث تهاجم يا شبيخون يا غارت فرهنگي از بحث هاي مهم جامعه شناسي است که در تمام کشورها بويژه کشور هاي اسلامي مطرح است. در اين بين شايد بتوان گفت کارهاي فرهنگي موازي زيادي از سوي نهادهاي فرهنگي صورت گرفته اما آنچه تاثير اين عملکرد ها را کم رنگ مي کند و گاه از فرصت ها تهديد درست مي کند عدم انسجام دروني بين اين نهادها است. با سرعت سرسام آور تحولات فرهنگي و علمي و تکنولوژيک نياز به اين انسجام بيش از پيش احساس مي شود.6- اجتناب از بحث هاي انتزاعي در مورد ناهنجاري هاي فرهنگي، اجتماعي از جمله بدحجابي.
بحث در مورد بدحجابي به طور مجرد و انتزاعي به عنوان يکي از مصاديق بارز ناهنجاري هاي فرهنگي، اجتماعي نه ممکن است و نه مفيد. چرا که مقولات و پديده هاي اجتماعي و فرهنگي، سياسي، اقتصادي با يکديگر پيوندي وثيق داشته و تأثيرات متقابل آنها همواره مورد تأکيد و توجه جامعه شناسان و روان شناسان و پژوهشگران اجتماعي بوده است.
نمي توان در جامعه شاهد تحکيم پايه هاي اقتصادي ليبراليستي بود ولي از پيدايش و گسترش فرهنگ ليبراليستي پيشگيري کرد. بنابراين در بازکاوي عوامل عمده بدحجابي نمي توان از نهادها، پديده ها و عوامل سياسي، اجتماعي، اقتصادي غفلت ورزيد.






