-
پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱
-
با گذشت سي و سه سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي برپايه حاكميت احكام و قوانين متعالي اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام، شاهد حل بسياري از معضلات موجود در جامعه عليرغم دشمنيها و كج فهميها بوده و هستيم، معضلاتي نظير جنگ تحميلي هشت ساله كه در كنار ويرانيها و صدمات، داراي نعمتهايي براي ايران نوپا جهت پيمودن مسير خودكفايي و استقلال بود و امروز شاهد رايحههاي فرح بخش آن هستيم، ليكن برخي از مسائل اجتماعي به ظاهر ساده تر، عليرغم همه تلاشها، همچنان به عنوان يك معضل، گريبانگير جامعه اسلامي است كه از آن جمله مبحث حجاب و چگونگي اجراي اين حكم الهي در جامعه است كه با وجود استفاده از روشها و تصويب قوانين گوناگون همچنان دغدغهاي براي جامعه اسلامي ماست.
اينكه حجاب و بيحجابي چه ثمرات و تبعاتي را براي يك فرد و جامعه به همراه دارد از يك سو، و وظيفه حاكم و دولت اسلامي در اجراي حكم حجاب چيست و چگونه آنرا بايد به مرحله اجرا در آورد و احياناً قوانين و تعزيراتي را براي آن به تصويب برساند از سوي ديگر، دو عامل اساسي است كه قطعاً بر ترغيب و يا مخالفت افراد و جامعه در پذيرش اين دستور زيربنايي اسلام براي حفظ كانون خانواده و جامعه از بسياري از گزندها و يا عدم پذيرش آن مؤثر است.
اما توجه به اين نكته كه هر حكم و قانوني اگرچه حكم الهي باشد، مخالفين و موافقيني دارد كه عدم توجه به آن، اجراي آن حكم و قانون را دچار چالشهايي گاه غيرقابل حل و جبران ميكند و اين موضوع از اهميت ويژهاي برخوردار است كه در اين ميان، حجاب كه يكي از بحث انگيزترين و حاشيه دارترين مباحث اسلامي از منظرهاي گوناگون از اين قاعده مستثني نيست.
اگر براي اين حكم و اجراي عملي و مؤثر آن، راهكارها و بستههاي قابل اجرا و از روي رغبت ارائه نموديم و در كنار آن توسط كارشناسان آشنا به احكام اسلامي و روشهاي تبليغي مؤثر روز، آسيبهاي آن را مورد كنكاش و نقد و بررسي، قرار داديم و به شكل زيربنايي و نه مقطعي و موردي، براي اين امر مهم برنامه ريزي كرديم، آيا نميتوانيم توقع اجراي اين حكم الهي را همانند ساير احكام داشته باشيم؟!
اگر در هر زمينه و خصوصاً در بحث حجاب، بر اثر يك سري ندانم كاريها، فقر فرهنگي مضمن بر جامعه مستولي نشده بود و جامعه از لحاظ فرهنگي و رشد فرهنگ ديني و آنچه يك زن و دختر ايراني بايد در مورد حجاب و ثمرات عملي آن حتي در زندگي شخصي خود با زبان مطابق با نيازهاي روحي و عاطفي خود بداند، رشد كافي پيدا نموده بود؟ آيا باز هم نياز به تصويب قوانيني نظير تشديد جرائم بدحجابي با آنهمه هياهو و جار و جنجال بود؟!!
اما چه كنيم كه بسياري از افراد مؤثر در تصميمگيريها و در بسياري از موارد، به جاي درك واقعي جامعه و ارائه طريق براساس واقعيات موجود جامعه، عمدتاً با اين معضل به شكل احساسي برخورد نموده و يا براي آن تصميم گيري ميكنند، غافل از اينكه درست است كه زن مملو از عاطفه و احساس بوده و همين عاطفه او را دلبند به زندگي و همسر و فرزندان ميكند، ليكن زنها در تصميمات اساسي زندگي شخصي خود، تعقل را بر احساس ترجيح ميدهند و حجاب كه يك نوع خواست ارادي زن در زندگي شخصي اوست، تنها با اقناع او در برتري حجاب نسبت به بيحجابي و ولنگاري حاصل ميشود، آيا اين حكم الهي زيربنايي به نحو بهتر قابل اجرا نيست؟
اگر بدانيم كه طبيعت انسان با توجه به احاديث، حرص به آنچه از او بازداشته ميشود ميباشد (الانسان حريص علي مامنع) كه اين خصلت در زنها به مراتب بيشتر است و در مقابل اجبار و تندي و يا ممانعت از چيزي، نه تنها تابع و پيرو نخواهند شد بلكه گوي سبقت را در سر بازدن و اطاعت، حتي از مردان ربوده و در بالاترين رديف و شاخص قرار دارند - كه همگي به وضوح آن را در زندگي روزمره خود لمس كرده و ميكنيم، آيا باز هم براي حجاب و امثال آن، ديگر به دنبال تصويب قوانين ايذايي و برخورد فيزيكي خواهيم رفت؟!
اما دانستن همه اين بايستهها و حقيقتها يك طرف، تبعيت از شرع و احكام متعالي آن كه دين را ديني مطابق با فطرت انسانها معرفي ميكند هم يك طرف. تصويب قوانين و بايدها و نبايدها يك طرف، اجرايي شدن مصوبات و كارايي بودن و كارآمد بودن آنها يك طرف. اجراي حكم الهي حجاب به عنوان تضمين كننده و عامل انسجام خانواده و جامعه يك طرف، آسيب شناسي اجراي نادرست و گاه مخرب اين حكم الهي و تأثيرات منفي و تخريب كننده و صدمه زننده به حكم الهي و جلوه دادن ناتواني احكام الهي در اداره جامعه در برخي موارد يك طرف. نگاه به استحكام و انسجام و كاهش آمار طلاق در خانوادههاي مقيد به حجاب و عفاف و پرهيز از هرگونه اختلاط و روابط غيرمشروع يك طرف، ولنگاري مضمن و متأسفانه رو به رشد جامعه امروز و بالا رفتن آمار طلاق و از هم گسيخته شدن كانونهاي گرم خانواده آنهم عمدتاً در خانوادههاي كم تقيد به ججاب و عفاف، و تبعات و معضلات غيرقابل جبران آن يك طرف. و هزاران مباحث از قبيل، آيا در نگاه ما به واقعيات موجود جامعه امروز خصوصاً در بحث حجاب و عفاف آنهم به عنوان الگويي براي سايرين، و تصميماتي كه اتخاذ نموده و مينماييم مؤثر نبوده و نيست؟!!
اگر به سخنان بزرگان دين كه ميفرمايند براي ديگران آنچه را براي خود ميپسندي بپسند، همواره گوش فرا داده، و افراد مختلف جامعه و به خصوص زنان را كه بيش از نيمي از اين افرادند حتي كساني كه به ظاهر تقيدي به حجاب و مباحث ديني ندارند را براساس فرمايش مقام معظم رهبري: با جذب حداكثري و دفع حداقلي، از خود بدانيم، آيا در تصويب قوانين و اجرايي نمودن آنها باز هم اينگونه عمل كرده و ميكنيم؟!






