-
دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۱
-
اين روزها اخبار و تصاوير متعددي از برخوردهاي نيروي انتظامي با افراد بدپوشش در سطح کلانشهر ها و علي الخصوص تهران منتشر مي شود که بازتابهاي مختلفي را در جامعه در پي داشته است. برخي همچنان مخالف اجراي اين چنين طرح هايي هستند و برخي نيز معتقدند که وضعيت بدحجابي در کلانشهرهاي ما با حدي رسيده است که نمي توان با رويکردهاي فرهنگي آن را متوقف کرد.
اما در اين ميان بايد به يک نکته اساسي و مهم اشاره کنيم و آن کم کاري هاي فرهنگي در کشور در خصوص مسئله عفاف و حجاب است . در واقع آنچه که باعث شده است نيروي انتظامي وارد مسئله عفاف و حجاب شود غفلت ها و سهل انگاري هاي ديگر ارگانهاي مرتبط با مسئله عفاف و حجاب است. وقتي مراکز فرهنگي و دستگاه هاي تبليغاتي ما در حوزه عفاف و حجاب دچار ضعف هستند در نهايت با تشديد بدحجابي ها در سطح کلانشهر ها که نوعي دهن کجي به ارزشهاي اسلامي به حساب مي آيد نيروي انتظامي نيز چاره اي جز ورود به حوزه عفاف و حجاب ندارد.
در واقع اينکه ما براي تقويت فرايند كنترل اجتماعي تنها به قوه قهريه متوسل شويم غير منطقي است.«كنترل اجتماعي» مجموع وسايل و شيوههايي است كه با استفاده از آنان يك گروه يا يك واحد اعضاي خود را به پذيرش رفتارها، هنجارها و قواعد رفتاري و حتي آداب و رسوم منطبق با گروه مطلوب، سوق ميدهد. يکي از اصلي ترين راهکارها براي کنترل اجتماعي استفاده از روش هاي اقناعي است.به عبارت ديگر از طريق اقناع و با رسوخ به عمق اعتقادي و دگرگونسازي جهانبيني افراد و با تأثير بر عقيده و انديشه اعضاي جامعه يا گروه، مي توان هر عضو را نه تنها به هنجارها و ارزشهاي مقبول خود مؤمن ساخت؛ بلكه، وي را به رعايت آنها وادار ساخته و نگاهبان آنها نيز بگرداند.به نظر ميرسد که ما در برخورد با بدحجابي صرفا به دنبال استفاده از قوه قهريه بوديم در حالي که جنس اين مسئله جنس فرهنگي است و بيشتر تمرکزها بايد حول مسائل فرهنگي صورت پذيرد.از اين رو جا دارد تا مسئولان نگاهي ويژه به اين قضيه داشته باشند. همواره گفته شده است که اقدامات فرهنگي زمان برهستند و نمي توان يک معضل اجتماعي را در يک برهه کوتاه حل کرد. اما آنچه که ما طي سال هاي اخير ديديم تنها رشد روزافزون اين نوع بدحجابي و تسري آن به ساير قشرهاي جامعه است.
براي نمونه مي توان به نقش ويژه و حساس رسانه ها در ايجاد فرهنگ عفاف و حجاب اشاره نمود.تحقيقات نشان مي دهد که رسانه ها جايگاه ويژه اي در تکوين و گسترش فرهنگ و انديشه در ميان جوامع دارند. در واقع اين رسانه ها هستند که مي توانند سليقه ها و خواست و انتظارات افراد جامعه را شکل بخشند و به وفاق و همبستگي جامعه کمک کنند. رسانه ها مي توانند با آگاه سازي افراد راه را براي تکوين ساخت هاي شخصيتي افراد پديد آورند.در واقع اين رسانه ها هستند که با بسط و گسترش مفهوم منش ملي ، شخصيت نمايي و شخصيت استاندارد شده به الگو سازي براي رفتار جوامع مي پردازند. رسانه هامي توانند سلايق را تعيين کنند و اراده افراد را تحت تاثير قرار دهند.
البته بايد دانست که اين کارکردها تنها زماني به مرحله عملي مي رسد که رسانه ها بتوانند توان صد درصدي خويش را به خدمت درآورند و بر شخصيت افراد جامعه تاثير گذاري کنند.اما در هرحال بايد دانست که رسانه ها مي توانند نقش گسترده اي در ذهن سازي و حتي ادراک افراد داشته باشند.حجاب نيز که يکي از ارزش هاي اساسي دين مبين اسلام محسوب مي شود مي تواند تحت تاثير کارکردهاي رسانه اي گسترش و يا کاهش يابد. در واقع اين رسانه ها هستند که به افراد الگوي رفتاري مي دهند و افراد نيز دقيقا طبق اين الگو هاست که رفتار مي کنند. از اين رو اگر رسانه اي بتواند به طور تام و تمام حجاب را تبليغ کند آن گاه مي توانيم شاهد رشد و نمو حجاب در سطح يک جامعه باشيم. البته پرواضح است که منظور از تبليغ حجاب در رسانه اکتفاي صرف به ايجاد کرسي هاي نظريه پردازي در اين حوزه نيست.در واقع براي تحکيم بنيان هاي عفاف و حجاب در خانواده بايد از ديگر کارويژه هاي رسانه نيز استفاده نمود.به عنوان مثال بسياري نقش تفريحي و تفنني رسانه ها را بيش از ساير نقش ها مهم مي دانند . مخاطبان بيش از آنکه دنبال بحث هاي علمي و آکادميک باشند دنبال مفري براي استراحت و فراغ بال هستند.حال فرض کنيد در يک فيلم در حساس ترين صحنه آن که تمام ذهن و فهم ادراک مخاطب جلب شده است يک زن با بدترين حجاب و
غليظ ترين آرايش تمام کادر صفحه را پر کند . آيا اين تصوير در الگوي هاي رفتاري و در ضمير ناخودآگاه وي تاثير نخواهد داشت؟ از اين روست که رسانه ها در صورت توجه واقعي به يک مقوله مي توانند تمام ذهن و ادراک مخاطبين را تحت تاثير قرار دهند. از ديگر سو طراحي و تبليغ لباس ها و پوشش هايي جذاب با رعايت قواعد اسلامي يکي ديگر از جنبه هاي فرهنگي است که بايد تقويت شود. در پايان بايد تاکيد کرد تکيه صرف بر استفاده از قوه قهريه در مسئله عفاف و حجاب نه تنها نمي تواند اين معضل را پايان دهد بلکه اين احتمال وجود دارد که اين آسيب اجتماعي پيچيده تر گردد و وارد فاز هاي تازه اي شود.
منبع: روزنامه رسالت ـ طهورا مهدوي






