-
جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱
-
استعمار مهاجم انگلستان پس از جنگ جهاني اول به دنبال بحرانهاي ناشي از جنگ و از بيم گرايش جامعه فقرزده ايران به کمونيسم به يک سري اصلاحات روبنايي در ايران نياز شديد داشت اما مانع اصلي در اين راه باورها و اعتقادات مذهبي و پايبندي مردم ايران به سنتهاي ملي و ديني بود. از جمله ترفندها و دسيسههاي آنها براي رفع اين مانع تهاجم، فرهنگي و تحقير نمودن بنيانهاي ديني و ملي مردم ايران بود. آنان تحقق اين امر را بايد از طريق طبقهاي بياصالت، ميان تهي و بيريشه به پيش ميبردند چرا که طبقه حاکم سنتي تا بدين حد مطيع و منقاد نبود. انتخاب رضاخان ميرپنج و رسانيدن او به مقام وزارت جنگ و بالاخره نصب او به سلطنت در همين راستا انجام گرفت. جامعه ايران براي تبديل شدن به جامعهاي بيهويت، بياراده و مصرفي ميبايست از فرهنگ، ارزشها و سنتهاي اسلامي ملي تهي ميشد؛ و همانگونه که بيان شد ريشهدار بودن تفکر و تقيّدات مذهبي و سنتهاي ملي، مشکل عمدهاي بود که مانع از اجراي سياستهاي استعماري ميشد؛ بنابراين سياست مذهب زدايي در رأس برنامهها قرار گرفت و دولتمردان رژيم جديد همانند اروپا تهاجم به مذهب را از طريق رواج سکولاريسم، لاقيدي و بياعتنايي و تحقير نمودن پايههاي ديني و سنتهاي ملي شروع نمودند. «کشف حجاب» يکي از شاخصترين وجوه اين تهاجم ميباشد که در زمان رضا شاه با زور، تهديد و ارعاب و در زمان محمدرضا با خدعه و تبليغ انجام گرفت.وجود سياستمداران بيدين و ضدمذهب در دستگاه حاکمه نقش مؤثري در اجراي سياست مذهبزدايي و در رأس آن «کشف حجاب» داشت. در اين راستا عناصري بيهويت، بيقيد و حتي ضدمذهب چون «داور»، «تيمور تاش»، «آيرم»، «حکمت»، «نصرت الدوله» و... به کار گمارده شدند اما از ديگر عوامل مؤثر دراجراي سياست مذهب زدايي و مبارزه با سنتهاي مذهبي ملي جامعه ايران روشنفکران غربزده و وابسته بودند که با اشاعه نظرات اجتماعي ـ فرهنگي غرب و هدايت هيئت حاکمه در اجراي اين نظريات مأموريت خود را انجام ميدادند. حضرت آيت الله خامنهاي در اين مورد ميفرمايند:«زماني که غرب مسلط به تکنولوژي و علم خواست در ايران پايگاه تسلط خود را مستحکم بکند از راه روشنفکري وارد شد. از طريق عناصر خود فروختهاي مثل «ميرزا ملکم خانها» و «تقيزادهها» اقدام کرد. جريان روشنفکري در ايران، از دوران قاجار به بعد، بيمار و وابسته متولد شد.( روزنامه جمهوري اسلامي، 22/5/71.)
اما اهداف و انگيزههاي سياستگذاران جريان کشف حجاب بدين شرح بود:
الف ـ ايجاد و گسترش سلطه استعماري
استعمار غرب جهت ايجاد و گسترش سلطه استعماري خود در منطقه، «اسلامزدايي» و مبارزه با ارزشهاي ديني و ملي را استراتژي خود قرار داده است. حاکميت بسياري از ارزشهاي اخلاقي در جامعه در گرو «حجاب» ميباشد، زن به عنوان نيمي از پيکر جامعه و مربي نسل آينده مادام که در سنگر چادر و در حجاب تقوا است، دست استعمارگران به او نميرسد، برداشتن حجاب و شکستن حريم بين زن و مرد و از بين بردن حياء و عفت و کشاندن آنان به التذاد جنسي حرام و نامشروع مقدمهاياست براي تباهي نيروهاي انساني و چپاول سرمايههاي ملي و به سلطه کشانيدن آنها. «مستر همفر» جاسوس انگليسي در کشورهاي اسلامي در بخشي از خاطرات خود ضمن اشاره به نقاط قوت مسلمين در مورد حجاب ميگويد: «زنانِ آنان داراي حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در ميانشان ممکن نيست.»(خاطرات مستر همفر جاسوس انگليسي در کشورهاي اسلامي، ص 64)
او در جاي ديگر مينويسد: «بايد زنان مسلمان را فريب داد و از زير چادر و عبا بيرون کشيد با اين بيان که حجاب يک عادت است از خلفاي بنيعباسي و يک برنامه اسلامي نيست و لذا مردم زنان پيامبر را ميديدند و زنان صدر اسلام در هر کاري با مردان شرکت ميکردند؛ پس از آنکه زنان را از چادر و عبا بيرون آورديم، بايد جوانها را تحريک کنيم که دنبال آنها بيفتند تا در ميان مسلمانان فساد رواج يابد و براي پيشبرد اين نقشه، لازم است اول زنان غيرمسلمان را از حجاب بيرون آوريم تا زنان مسلمان از آنان ياد بگيرند.»( خاطرات مستر همفر، صفحه 71.)
ب ـ ترويج فرهنگ مصرف گرايي
استثمارگران اقتصادي براي ايجاد و توسعه بازارهاي مصرف که براي آنها داراي حيات اقتصادي است، به ترويج فرهنگ مصرفگرايي ميپردازند تا از اين طريق به اهداف خويش دست يابند. از نظر آنان زنان در صورت روي آوردن و توجه به فرهنگ خودآرايي و بيبند و باري، علاوه بر اينکه خود آنها به مصرف کالاهاي توليدي ميپردازند، ميتوان آنها را وسيلهاي براي تبليغ نيز قرار داد. چنانچه امروزه از زن براي تبليغ بيارزشترين کالاها در جهان استفاده ميگردد.
ج ـ بهرهوري از نيروي ارزان کار زنان
بيرون کشيدن زن از حريم و کانون گرم خانواده و از بين بردن روح احساس و عاطفه او با شعارهاي به ظاهر فريبنده تساوي حقوق زن و مرد و استقلال اقتصادي زن براي دستيابي به نيروي کار ارزان قيمت از پيامدهاي انقلاب صنعتي بود که به تدريج دامنه آن در ديگر کشورها توسعه يافت. کارگزاران سياست «کشف حجاب» در ايران، با شعارهاي به ظاهر فريبنده تساوي حقوق زن و مرد و استقلال اقتصادي زن، هدفي جز کشاندن زن به صحنه اجتماع و در پي آن هتک نمودن شخصيت زن ايراني را نداشتند.رضا شاه در مراسم روز کشف حجاب (17 دي 1314) ميگويد: «ما نبايد از نظر دور بداريم که سابقا نصف جمعيت کشور ما به حساب نميآمد، يعني نصف قواي عامله مملکت بيکار بود، مثل اينکه زنها يک افراد ديگري بودند و جزء جمعيت ايران بشمار نميآمدند».
( روزنامه ايران، 19 دي 1314.)
مخبر السلطنه هدايت که بيش از شش سال و سه ماه رئيس الوزراء شاه بود ميگويد: «17 دي روز ورود به صحنه تمدن است مسرورم که ميبينم خانمها در نتيجه معرفت به وضعيت خود آشنايي يافتهاند. نصف قواي مملکت بيکار بود و به حساب نميآمد، اينک داخل
جماعت شده است. آنان که مشغول خانهداري بودند به عرصه ولنگاري قدم نهادند.»
( خاطرات و خطرات، ص 408)
منابع:
روزنامه جمهوري اسلامي
خاطرات مستر همفر جاسوس انگليسي در کشورهاي اسلامي
روزنامه ايران
خاطرات و خطرات






