-
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۱
-
حجاب در تاريخ ملل جهان(قسمت پنجم)
چيستي فلسفه حجاب
تهيه و تنظيم: روابط عمومي راديو معارف
چكيده
همانطور كه اشاره شد هر چند حجاب در طول تاريخ فرازو نشيبهاي بسياري را طي كرده و گاهي هم با اعمال سليقه حاكمان تشديد يا تخفيف يافته ولي هيچ گاه به طور كامل از بين نرفته است و اين يكي از عوامل فطري بودن حجاب است.
همچنين درقسمتهاي قبل به نظريه هاي انحرافي مختلفي در مورد حجاب اشاره كرديم و با شان نزول برخي آيات قرآن پيرامون حجاب آشنا شديم و به دو مورد از دلايل فلسفه حجاب اشاره كرديم كه عبارتند از:
1. التهاب هاي جنسي 2.حفظ حرمت و کرامت انساني زن، از جمله اين دلايل به شمار ميآمد در اين بخش به بررسي دلايل ديگر تاكيد اسلام بر پوشش اشاره خواهيم كرد:
3.کنترل غرايز:
ميل به خود نمايي در زنان سبب ميشود که زن از پوشش مناسبي استفاده نکند و اگر اين ميل و غريزه جنسي کنترل و هدايت نشود
فسادبرانگيز است و از سويي انسان براي اهداف متعالي و معنوي آفريده شده و از اين جهت از حيوانات متمايز ميشود بر اين اساس اسلام اصرار دارد در تمام آنچه که لذتهاي جسماني و حيواني مطرح ميشود؛ آستانه لذت را پايين نگه دارد برخلاف امور معنوي که سقفي براي رشد معنوي ندارد. اما در لذتهاي جسماني قضيه متفاوت است. غريزه جنسي اگر کنترل نشود،تمام وجود آدم را چه زن و چه مرد تسخير ميكند و يك حاكميت مستبدانه بر آدم پيدا ميكند و از آنجا که مقاومت انسان گاهي در برابر اين غريزه و لذت جويي ضعيف است، دين اسلام و در حقيقت تمام اديان برنامههايي را ترتيب داده كه بعضي از اين دستورالعملها اخلاقياند، بعضي احكامي و شريعتند.
يکي از راه هاي کنترل غريزه استفاده از پوشش مناسب است كه درکنترل ومهار غريزه تاثير فوق العادهاي دارد. با اين توضيح كه حجاب علاوه بر آنکه امنيت زنان را در اجتماع بالا ميبرد، بهرهوري مردان را در سطح خاصي بخصوص در اجتماع متوقف ميکند و آن را تنها در مدار ازدواج يك مرد با يك زن محدود ميکند و اين تنها كانوني است كه براي ارضاي غرايز مطرح است. وراي اين امر ارتباطات زن و مرد بايد كاملاً ارتباطات ضابطهمند و پاستوريزه باشد براي اينكه عدم رعايت اين حريم فقط به يك مسئله بدحجابي ختم نميشود، بلكه آستانه لذت را بالا ميبرد. اگر مثلاً يك مرد در يك مجموعه سالم، ممكن است فقط با نگاه كردن لذت ببرد، اگر اين مجموعه ناسالم باشد، زنها فقط صورتشان برهنه نيست بدنشان هم برهنه است،پس ديگر در اين مجموعه ناسالم تنها صورت و سيماي يك زن مهيج نيست و كم كم كار به جايي ميرسد كه اصلا ممكن است مرد و زني كه در يك خانه با هم زندگي مي كنند از ارتباط با هم احساس لذت نكنند، وقتي اين قضيه همينطور جلو ميرود، زن و مرد در كانون خانواده، يعني دو زوج از هم درخواستهايي دارند كه دو نفر توان پاسخ دادن به اين درخواستها را ندارند، رفتارهاي معمولي رفتارهاي اشباع كنندهاي نميشود ناچاراً به سراغ بازار آزاد و خيلي از رفتارهاي غلط ميروند که در کنار شيوع فساد، كانون خانواده و سلامت بهداشتي جامعه نيز لطمه ميبيند.
بيبندوباري جنسي از اصليترين شيوع غول بيشاخ و دم ايدز است. از اين مسئله كه بگذريم اگر تن و بدن زنها در رابطه با برخي از مسائل محور قرار بگيرد بخصوص از اين تن و بدن عريان قرار باشد سودهاي سرشار نصيب عدهاي شود، تبديل ميشوند به عروسكهايي كه براي اينكه به استانداردهاي معين هاليوود برسند يا فلان هنرپيشه، تمام اعضاي بدن خودشان را بايد عمل جراحي بكنند. لذا قصه از يك جاي معمولي شروع ميشود، يك كسي نميخواهد حجاب داشته باشد. ولي اين يك كسي كه نميخواهد حجاب داشته باشد در مناسبات سياسي وقتي قرار ميگيرد تبديل ميشود به يك برنامهريز و بعد سر از مطالب ديگر درميآورد. لذا آن راحتي و آسايش رواني و آسايشي كه انسانها در محدوده خانوادهها ميتوانند داشته باشند تبديل ميشود به يك رفتار ديگر.
جمله پاياني در اين رابطه اينكه جامعهاي كه حجاب را براي زنها و غيرت را براي مردها، عفت نظر را براي مرد و زن و بخصوص براي مرد دارد، وقتي كه به ازدواج فكر ميكنند يك آرزوي شيريني است براي آنها كه تلاش ميكنند كه هر چه زودتر از محدوديتهايي كه رعايت حريم زن و مرد برايشان ايجاد ميكند خلاص بشوند و ازدواج كنند تا بتوانند از لذايذي كه خداوند براي زوجها قرار داده از جسمي و روحي برخوردار شوند ولي در يك جامعه كاملا باز و بيبندوبار كه همه چيز به وفور يافت ميشود ولي ديگر هوس برانگيز نيست روشن است كه حجاب بر سر كردن محدود كردن است و كساني كه بيشتر محدود ميشوند مردهاي هوسرانند نه زنها.
4.حرمت بخشيدن به زن:
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حساسيت و ضربهپذيري زن به لحاظ جاذبههاي طبيعي، ايجاب ميکند که طبق يک سنت تکويني همچون همه موجودات لطيف و آسيبپذير در حصار و حجاب مطمئن، مأمن گزيند و گوهر جان خويش را از کانون توجه تمايلات طغيان طلب و حد ناشناس طبيعي محفوظ دارد.
همگامي با اين تدبير آفرينش و حريمداري زن ميتواند محدوده مطمئنتري را پيرامون او فراهم آورد و اين گوهر اصيل را از سهلالوصول بودن مصون دارد.
5 ـ آرامش رواني:
طبيعيترين شرايط نفساني براي رشد و تعالي و بهرهگيري از سرمايههاي وجودي، برخورداري از ثبات روحي و آرامش رواني است که در سايه شناخت عميق خداوند، همسويي نگرشهاي وحياني و التزام عميق به تحقق عيني آن ايدهها در نظام عمل و تنظيم رفتارهاي فردي و اجتماعي، در مسيري منطبق با آنها حاصل خواهدشد. برخورداري از حجاب و پوشش کامل به عنوان حلقهاي از حلقات انطباقجويي با مقتضيات فطري است و اين آرامش دروني چه زن و چه مرد را در مقابل محرکها و عوامل مزاحم بيمه ميکند. ارضاي غريزه جنسي به عنوان يک نياز طبيعي تنها هنگامي اعتدال مييابد که در بسترهاي پيشساخته حقوقي و اخلاقي و با رعايت مصالح کلي حاکم بر حيات فردي و اجتماعي جهت داده شود. در غير اين صورت طبيعت طغيان طلب اين غريزه با وجود انگيزههاي فراوان دروني و محرکهاي متنوع بيروني، تمام عرصه رواني فرد را تحتالشعاع قرار داده و از شکوفايي ساير قواي طبيعي که تأمين کننده سعادت اويند، مانع ميشود. بر اين اساس، حفظ حجاب، تدبيري حکيمانه جهت تأمين آرامش رواني افراد و رها شدن از هيجانات و التهابات بنيان کن جنسي است.
6 ـ استحکام پيوندهاي خانوادگي:
تحکيم پيوند خانوادگي نيز از جمله اهدافي است که اسلام در برنامههاي خويش تعقيب ميکند و اين مهم تنها با محدودشدن ارضاي غريزه جنسي به صورت اختصاصي و در کادر قانون آنهم صرفاً در محيط خانواده محقق خواهد شد.
آزادي و بيبند و باري در روابط جنسي، علاوه بر اينکه تا حد زيادي مانع از شکلگيري ازدواجهاي رسمي است، بقاياي هستههاي تشکيل شده را نيز تهديد ميکند.
زيرا در اين فضا هر يک از زن و شوهر به جاي اينکه همسر خود را عامل سعادت و مايه سکونت خويش ببيند، او را عامل سلب آزادي و رقيب و مزاحم خود تلقي ميکند.






