-
یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
-
چند روز پیش با یکی از دوستان گپ میزدیم، بحثمان کشید به اشارههایی که در وبلاگم به تنوع در پوشش
کرده بودم که دوستم نظرم را دربارهٔ رنگ چادر پرسید. گفتم: به نظرم هر چیزی را به اسمِ تنوع نمیشود دستکاری کرد.
به این فکر میکردم که بعضی دوستان یا مسئولین، واقعاً با چه انگیزهای میروند سراغ تغییر رنگ چادر و میخواهند در این زمینه فرهنگسازی کنند. مگر مشکلِ حالِ حاضرِ پوشش، رنگِ چادر است؟ یعنی ما اگر بتوانیم این را جا بیندازیم که چادر میتواند سیاه نباشد و رنگهای متنوعی داشته باشد، مسئلهٔ پوشش در کشور حل میشود؟ مشکلِ الانِ پوشش در جامعهٔ ما چادری شدنِ دختران است؟!
یا اصولاً رنگِ چادر، مشکلِ چند درصد از چادریهای ماست؟ یا چادر نپوشیدنِ چند درصد از خانمهای ما به خاطر رنگِ سیاهِ آن است؟
موضوع اینجاست که مسئله اشتباه تعریف شده، در نتیجه به راهکارها و راهحلهای نادرست منتهی شده است. مسئلهٔ پوشش در جامعهٔ ما، چادر نیست؛ پوشیده بودن است، شایسته و درخورِ روحِ متعالی لباس پوشیدن است (چه در مورد زنان و چه در مورد مردان)، مسئلهْ عفت است و حیا.
اگر تعریف مسئله به درستی انجام شود، دیگر به سراغِ تغییر و تخریبِ چیزی که مشکلی ندارد نمیرویم و به جای آن به حل مشکلات جدی و نه واهی میاندیشیم. به جای فکر کردن برای تغییر رنگ چادر و فرهنگسازی در این زمینه، مینشینیم روی زیرساختهای حیا کار میکنیم؛ روی عواملِ ریشهایتر حجاب که الزاماً حتی ربطی به پوشش ندارند.
خانمهای چادریِ ما مشکلی اگر با چادرشان داشتهاند، با طراحی چادرهای ایرانی و دانشجویی و آستیندار حل شده است. فکری به حالِ طرحهای افراطگرایانهٔ [ضدِ]حجابِ دستگاههای فرهنگی باید کرد و به این اندیشید که تا وقتی روابطِ دخترانِ ما با خانوادهشان، روابط همسران ما با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان درست نشده است و تا وقتی که مثل نقل و نبات مدهای جدیدِ زائلکنندهٔ حیا وارد بازار پوشاک شده یا در داخل تولید میشود و راحتتر و ارزانتر از مدلهای ساده و معقول در دسترس متقاضیان قرار میگیرد، برخوردِ نیروهای انتظامی و دستگیری و امضا و تعهد و دوباره آزادی؛ به جایی نمیرسد.
شاید یکی از راهحلهای کوتاهمدتِ مسئلهٔ حجاب، ایجاد تنوع معقول و منطقی در پوشش باشد که به یاری خدا به زودی چیزهایی در این مورد خواهم نوشت.
بازنویسی مطلب از کوثرانه






