بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

اشتراك حجاب در اديان ابراهيمي

نويسنده : زهره سادات موسوي

چكيده

پوشش زن از احكام مشترك ميان همه اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت و اسلام) است كه هر كدام جداگانه اهميت و جايگاه آن را مورد تأكيد قرار داده‌اند؛ تنها تفاوت در حدود حجاب و گاه فلسفه آن مي‌باشد. در آيين يهود، بر استفاده از پوشش سراسري براي اندام و پوشش سر تأكيد شده است؛ البته در مورد دختران مجرد، موي سر به شرط سادگي مي‌تواند مشخص باشد. به عبارت ديگر در يهوديت، رعايت حجاب متلازم با تأهل است؛ حال آن كه در آيين مسيحيت، تجرد مقدس شمرده مي‌شود، لذا رعايت پوشش كامل و پرهيز از آرايش و جلوه‌گري براي از بين بردن زمينه تحريك در جامعه، به صورت شديدتري دنبال شده است؛ چرا كه رهبانيت و ترك لذايذ دنيوي از اصول اين دين بوده و فلسفه پوشش هم به همين امر برمي‌گردد. در اسلام رعايت حجاب به منظور حفظ پاكي و قداست زن و اجتماع مورد توجه خاص قرار گرفته و حدود آن با توجه به آيات و روايات، پوشاندن همه بدن به جز وجه و كفين معرفي شده است.

كليد واژه

حجاب، عفاف، حدود پوشش، اديان ابراهيمي، يهود، مسيحيت، اسلام


1) مقدمه

تحقيق در اديان ابراهيمي[1]، نشانگر آن است كه اين اديان از اشتراكات بسياري برخوردارند. اين اشتراك نظر، نه تنها در اصول كلي اعتقادي مثل ايمان به خدا، نبوت و معاد قابل ملاحظه است، بلكه در فروع و احكام دين نيز دستورات مشابهي مانند نماز، روزه، دعا، زيارت و حتي بعضي شعائر ديني وجود دارد و البته در تعاليم اخلاقي، اين تشابه در مواردي به حداعلي مي‌رسد. به طوري كه دعوت به فضائل اخلاقي از قبيل راستي، درستكاري، صبر، گذشت، فداكاري، خدمت به ديگران و نيز رعايت عفت در مقابل هوس‌ها و نفسانيات و به طور كلي اموري كه اغلب مشتركاً گناه شمرده مي‌شوند، از اركان زندگي اخلاقي پيروان مي‌باشد. در همه اين اديان، رسولان به عنوان الگوي ديني از پاك‌ترين و عفيف‌ترين انسان‌ها به حساب مي‌آيند و روحانيون ايشان از مرد و زن، پارساترين پيروان مي‌باشند.

از ديگر اموري كه مورد توجه خاص همه اديان الهي بوده، مسأله «پوشش زنان يا حجاب» است؛ به‌طوريكه در سيرة زنان مقدس آنها، علاوه بر عفت‌پيشگي و منزه از خطا بودن، پوشش كاملي ديده مي‌شود كه زنان مومن اين اديان، هنوز در زي آن مي‌باشند.

بنابراين با توجه به اهميت اين موضوع در اين مقاله به بررسي تطبيقي ضرورت پوشش زنان و حدود آن در سه آيين بزرگ يهود، مسيحيت و اسلام با توجه به نص تعاليم كتب مقدس آنان خواهيم پرداخت تا روشن شود كه در هر كدام از اين سه دين بزرگ الهي، حجاب از چه جايگاه و اهميتي برخوردار است و حدود و ثغور آن تا كجاست.

1) حجاب در آيين يهود

1-1) ضرورت عفاف و حجاب در آيين يهود

دين يهود با قدمت حدود 3300 سال[2] از قديمي‌ترين اديان صاحب شريعت محسوب مي‌شود. در تعاليم يهود، اعم از كتاب آسماني و سنت و سيره پيامبران و بزرگان بني اسرائيل، علاوه بر اشاره به رعايت عفاف و پاكدامني و تأكيد بر حجاب زنان، همواره قوانيني براي حفظ عفت عمومي وجود داشته است و اگرچه در اثر پراكندگي قوم يهود، تفاوت‌هايي در كيفيت رعايت آن مشاهده مي‌شود، اما به‌هرحال مي‌توان از متون مقدس اين آيين، قاعده اصلي و روش كلي را به‌دست آورد، هرچند كه بعضي از پيروان كنوني بدان پايبندي كافي نشان نمي‌دهند.

اهميت رعايت عفاف در مهم‌ترين دستورات خداوند به حضرت موسي (ع) در كوه طور كه «ده فرمان» ناميده مي‌شود با اين عبارات بيان شده است:

فرمان هفتم: زنا مكن

فرمان دهم: و بر زن همسايه‌ات طمع نورز و... (تورات، سفرتثنيه: 5/7و10؛ سفر خروج: 20/14و17) كه هر دو حكم به رعايت عفت جنسي و حريم ارتباط زنان و مردان بيگانه اشاره دارد.

در تورات نيز بر اهميت رعايت عفت در مورد دختران تأكيد شده است: «دختر خود را بي‌عصمت مساز و او را به فاحشگي وامدار. مبادا زمين مرتكب زنا شود و زمين پر از فجور گردد» (همان، سفر لاويان: 19/30).

علاوه بر اين عباراتي در تورات و نيز كتب انبياء وجود دارد كه رواج استفاده از حجاب سر و اندام و حتي صورت با روبند يا برقع را در قوم حضرت ابراهيم (ع) و نيز بني‌اسرائيل نشان مي‌دهد؛ چنان‌كه آمده است:

الف) در نقل ماجراي ازدواج اسحاق (پسر ابراهيم (ع) يا رفقه يا به زبان لاتين ربكا) در سفر پيدايش آمده است: «رفقه چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را ديد و از شتر فرود آمد، زيرا كه از خادم پرسيد، اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مي‌آيد و خادم گفت آقاي من است، پس برقع خود را گرفته خود را پوشانيد» (همان، سفر پيدايش: 24/65-64). قابل ذكر است خاخام اوريل داودي، مرجع پيشين مذهبي يهوديان ايران، وجوب حجاب در شريعت يهود را مستند به همين قسمت تورات مي‌داند.

روشن است كه در اين نقل تورات، استفاده از روبنده براي كسي كه همسر اسحاق پسر ابراهيم (ع) است، به صراحت بيان شده و اين امر نشان دهنده رواج استفاده از روبنده در ميان بانوان بني‌اسرائيل است.

ب) تورات در مورد عروس يهودا (پسر يعقوب پسر اسحاق پسر ابراهيم (ع)) مي‌گويد: «پس رخت بيوگي را از خويشتن بيرون كرده و برقعي بر روي كشيده و خود را در چـادري پـوشيـده و بـه دروازه عيـنـايم كـه در راه تمنه است، نشست» (همان، 38/15-14).

در اين عبارات نيز از روبنده و چادر استفاده شده كه نشانگر رواج آن‌ها در ميان بني‌اسرائيل است و بر سنت و سيرة خاندان انبياء بني‌اسرائيل در اين باب دلالت دارد.

عبارت ديگري نيز در كتاب «روت» در باب استفاده از چادر وجود دارد: «و بوعز (مردي از بني‌اسرائيل خطاب به روت ـ عروس نعومي ـ از زنان بني اسرائيل) گفت: چادري كه برتوست بياور و بگير، پس آن را بگرفت و او شش كيل جو پيموده بر آن گذاشت و به شهر رفت» (عهد عتيق، كتاب روت: 3/15).

موضوع رعايت عفاف و حجاب در دين يهود از چنان اهميتي برخوردار است كه در يكي از كتب عهد عتيق به زناني كه حدود الهي را رعايت نكرده و از قوانين شرعي سرپيچي مي‌كنند، نسبت به نزول عذاب هشدار داده شده است. در كتاب اشعياي نبي كه هشدارهاي الهي به قوم بني‌اسرائيل بيان شده، در مورد زنان گنهكار يهود آمده است: «خداوند مي‌گويد از اين جهت كه دختران صهيون[3] (زنان يهود) متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مي‌روند و به ناز مي‌خرامند و به پايهاي خويش خلخال‌ها را به صدا درمي‌آورند، بنابراين خداوند فرق سر دختران صهيون را كل خواهد ساخت و ...» (عهد عتيق، كتاب اشعياء: 3/18-16).

همچنين در تعاليم تلمود[4] براي حضور زن در اجتماع شرايط خاصي ذكر شده كه عدم توجه به آن موجب بطلان ازدواج آنها خواهد شد: «زناني كه در موارد زير به رفتار و كردار آنها اشاره مي‌شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهريه) به ايشان تعلق نمي‌گيرد: زني كه از اجراي قوانين يهود سرپيچي مي‌كند و في‌المثل بدون پوشانيدن سر خود به ميان مردان مي‌رود، در كوچه و بازار، پشم مي‌ريسد و با هر مردي از روي سبكسري به گفتگو مي‌پردازد. زني كه در حضور شوهر خود به والـدين او دشنام مي‌دهـد و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداي بلند درباره امور زناشوئي صحبت مي‌كند و همـسايـگان او مـي‌شـنـونـد كه چه مي‌گويد» (تلمود، ميشنا كتوبوت: 7/6).

در اين متون، چند نكته در باب حدود و حريمي كه زن يهودي در ارتباط با اجتماع بايد مورد توجه قرار دهد، حائز اهميت است:

1- ضرورت دارد زن با پوشش سر به ميان مردان برود.

2- زن نبايد از روي سبكسري با هر مرد نامحرم به گفتگو بپردازد.

3- زني كه با صداي بلند در حالي كه همسايگان صداي او را مي‌شنوند درباره امور زناشويي گفتگو كند، خلاف شرع مرتكب شده است.

2-2) حدود حجاب زنان در شريعت يهود

با توجه به مضامين بيان شده در مورد پوشش خاص زنان بني‌اسرائيل، استفاده از چادر به عنوان پوشش سراسري كه همه اندام را مي‌پوشاند و نيز روبنده كه صورت توسط آن مستور مي‌گردد، محرز مي‌باشد؛ اگرچه در سيره عملي بانوان يهود گاهي استفاده از روبنده معمول نبوده است.

دكـتر مناخـيم.م. بريـر[5] (پرفسور ادبيات در دانشگاه يشيوا) در كتـاب «زنان يهودي در ادبيات رباني» مي‌گويد: «همواره اين سنت براي زنان يهودي وجود داشته كه با يك پوشـش سـر بـا هـر چـيـزي بـيـرون و در مـجـامع بـرونـد، حـتـي ايـن كـه هـمـه صـورت را بـپـوشـانـنـد و تنـها يـك چشـم را آزاد بـگـذارنـد».(M. Brayer, 1986: P.139)

يكي ديگر از علماء معاصر يهود در فلسطين اشغالي به نام «هاراو يعقوو يسرائل لوگاسي» در كتاب خود به نام «بت يعقوو» كه به زبان عبري نگاشته است، در بخش حجاب زنان به طور مفصل در باب كيفيت پوشش و حجاب زنان بحث كرده كه اهمّ آن از اين قرار است:

- لباس بايد به حدي گشاد و آزاد باشد تا اندام بدن به هيچ عنوان در آن برجسته نگردد و كمربند بسته نشود.

- آستين‌ها بايد تا مچ دست را بپوشاند.

- گردن از طرفين تا شروع شيب كتف از پشت و در جلو تا بالاي استخوان جناغ را بپوشاند (يعني تمام دور گردن پوشانده شود)؛ حتي پاها بايد پوشيده باشد و از پشت جوراب نبايد پوست پا ديده شود و جوراب‌هاي عكس‌دار و با رنگ‌هاي تند ممنوع است.

- پوشش سر بايد تمام موي سر را بپوشاند و آرايشي كه باعث جلب توجه ديگران گردد گناه بسيار بزرگي است (يعقوو يسرائل لوگاسي، 1980م: ص110).

قابل ذكر است كه حدود و پوشش مذكور براي زنان متأهل است و از نظر آيين يهود، دختر يهودي تا قبل از ازدواج حدود خاصي براي پوشش دارد و آن عبارت است ‌از پوشش ساده لباس كه دامن آن تا ده سانت زير زانو و آستين آن تا آرنج است و موي سر به شرط سادگي مي‌تواند مشخص باشد (البته هنگام عبادت بايد پوشيده شود) و در صورتي كه به شانه برسد بايد جمع گردد. البته طبق توصيه‌هاي اكيد تعاليم تلمود دختر يهودي بايد حوالي بلوغ ازدواج كند و پس از ازدواج، رعايت حجاب در مقابل همه مردان به جز پدر و شوهر بر او واجب است.

3-2) سيره عملي زنان يهود در طول تاريخ

همانطور كه نقل شد، سيره بانوان بني‌اسرائيل (زنان انبياء و بزرگان بني‌اسرائيل) در عهد عتيق بر رعايت عفت و حريم حجاب بوده است.

در طول تاريخ نيز حجاب همواره از سوي زنان مؤمن يهود رعايت مي‌شده است؛ البته در بعضي دوره‌ها حتي صورت نيز پوشانده مي‌شده و در برخي تنها پوشش سر انجام مي‌گرفته است. در بعضي روايات تلمود نيز پوشاندن سر با سبد (كلاه توري كه زنان دوك‌هاي ريسندگي خود را بر روي آن مي‌گذاشتند) كافي شمرده شده است.

«ويل دورانت» در «تاريخ تمدن» در مورد وضع زنان يهود در قرون وسطي مي‌نويسد: «در طول قرون وسطي يهوديان همچنان زنان خويش را با لباس‌هاي فاخر مي‌آراستند؛ لكن به آنها اجازه نمي‌دادند كه با سر عريان به ميان مردم روند» (دورانت، 1365: ج12، ص63).

در سـفرنامه فدت آفاناس، «يويچ كاتـف» دربارة پوشـش زنان يـهودي عـصر صفـويه آورده اسـت: «مردان و زنـان آنها پيراهـن آلـبالوئي رنگ بر تن دارند كه از نظر ظاهر شبيه به لباس كشيش‌هاي روسي است. زنان روسري زرد رنگي به سر مي‌بندند و صورت خود را نمي‌پوشانند» (ر.ك. آقاحسين شيرازي، 1383).

در يكي از مقالات دانشنامه ايرانيكا در مورد پوشش كليمي‌هاي ايران و عراق آمده است: «زنان روي سرشان روسري‌هايي با منگوله‌هاي آويزان كه به روش متنوعي گره زده مي‌شد، مي‌بستند. هنوز هم زنان مسن‌تر آنها جامه سنتي به تن مي‌كنند؛ يعني لباس‌هاي تيره رنگ بدون حاشيه‌دوزي و قباي سياه مربع شكلي كه روي شانه‌ها‌يشان قرار مي‌گيرد. آنها دستمال بر سر مي‌كنند كه يك انتـهايـش در پشت و دومي در پيشاني گره مي‌خورد» (پوشاك ايران زمين، 1382: صص284- 283).

در دوران قاجار زنان يهود از چادرمشكي و روبنده مشكي استفاده مي‌كردند (روبنده بانوان مسلمان سفيد بود) (فرزندان استر، 1384: ص183).

1-3-2)پوشش بانوان يهود در عصر حاضر

بانوان يهودي در اروپا تا قرن نوزده يعني تا وقتي كه با فرهنگ دنيوي غرب احاطه نشده بودند، حجاب داشتند؛ ولي بعدها با فرهنگ اطراف خود بيشتر آميخته شده و از پوشش آنها كاسته شد. امروزه اغلب بانوان يهود موهاي خود را جز در سيناگوگ (كنيسه) نمي‌پوشانند و بعضي بانوان مؤمن بر اساس فتاواي بعضي از خاخام‌هاي اشكنازي (كشورهاي غربي) استفاده از كلاه‌گيس را از ديگر اشكال پوشش سر جهت جايگزين كردن حجاب سنتي راحت‌تر يافتند و مانند فرقه «حسيديه» براي پوشش تنها از كلاه‌گيس استفاه مي‌كنند. قابل ذكر است كه عموم علماء سفاراديم (كشورهاي شرقي) كلاه‌گيس را به عنوان حجاب سر قبول ندارند.

امروزه بسياري از بانوان مؤمن يهودي ارتدكس (خصوصاً فرقه حريديم) در فلسطين اشغالي از پوشش و لباس‌هاي ساده و وزين در اجتماع استفاده مي‌نمايند (ماضي،1381: ص 292).

3) حجاب در آيين مسيحيت

1-3) ضرورت عفاف و حجاب در آيين مسيحيت

آيين مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب زنان را تغيير نداده، بلكه قوانين آن را استمرار بخشيده است و در برخي موارد قدم را فراتر نهاده و با تاكيد بيشتري اهميت رعايت عفت را مطرح ساخته است؛ چرا كه در شريعت يهود تشكيل خانواده و ازدواج امري مقدس محسوب مي‌شود، حال آنكه از ديدگاه مسيحيت تجرد مقدس شمرده شده است؛ لذا روشن است كه براي از بين بردن زمينه تحريك و تهييج، زنان به رعايت پوشش كامل و دوري از آرايش و تزيين به صورت شديدتري فراخوانده شده‌اند.

در انـجيل متي[6] از قول حضرت عيسي (ع) آمده است: «شنيده‌ايد كه به اولين ]اديان گذشته[ گفته شده است زنا مكن، ليكن من به شما مي‌گويم هر كس به زني نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زنا كرده است. پس اگر چشم راستت تو را بلغزاند، قلعش كن و از خود دور انداز...» (انجيل متي: 5/31-27).

در رساله پطرس رسول در مورد نحوه پوشش و آرايش زنان مسيحي آمده است: «و شما را زينت ظاهري نباشد، از بافتن موي و متحلي شدن به طلا و پوشش لباس، بلكه انسانيت قلبي در لباس غيرفساد، روح تعليم و آرام كه نزد خدا گرانبهاست، زيرا بدين گونه زنان مقدس در سابق نيز كه متوكل به خدا بودند، خويشتن را زينت ]باطني[ مي‌كردند و شوهران خود را اطاعت مي‌كردند مانند ساره كه ابراهيم را مطيع مي‌بود و او را آقا مي‌خواند و شما دختران او شده‌ايد» (رساله پطرس:3/6-1). پطرس در اين كلام به دو نكته «نداشتن زينت ظاهري» و «استفاده از لباس غيرفساد» در باب نحوه پوشش اشاره كرده كه هر دو، مخصوص زنان مقدس و مؤمن است.

پولس نيز در اين باره كلامي دارد: «همچنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس مزين به حيا و پرهيز، نه به زلف‌ها و طلا و مرواريد و رخت گرانبها، بلكه چنان كه زناني مي‌شايد كه دعوي دين‌داري كنند به اعمال صالـحـه» (رساله اول پولس به تيموتائوس: 2/15-9).

در آيين مسيحيت بر ضرورت عفاف و خانه‌نشيني زنان تأكيد شده است، چنانكه پولس به تيطس مي‌نويسد: «اما تو سخنان شايسته تعليم صحيح را بگو كه مردان هوشيار و باوقار و خردانديش در ايمان و محبت و صبر صحيح باشند. همچنين زنان پير در سيرت متقي باشند و نه غيبت‌گو و نه بنده شـراب زياد، بـلكه معلـمات تعليم نيكو، تا زنان جـوان را خرد بيـاموزنـد كه شـوهر دوست و فرزند دوست باشند و خردانديش و عفيفه و خانه‌نشين و نيـكو و مطيع شوهران خود كه مبادا كلام خدا متهم شود» (رساله پولس به تيطس: 2/7-3).

از مضامين مذكور برمي‌آيد كه پوشش مورد نظر براي زنان، لباسي غيرتحريك‌آميز و خالي از زينت است؛ در عين حال مطالبي در مورد ضرورت پوشش سر براي زنان هنگام نيايش نيز در رسـالات پولـس ديده مـي‌شود: «حال نـظر خـودتان در اين‌باره چيست؟ آيا درسـت است كه يـك زن در يك جمع بدون پوشش سر دعا كند، ...» (رساله پولس به قرنتيان:1/15-11).

بعضي مسيحيان از عبارت فوق، پوشش سر را تنها هنگام دعا مستند مي‌دانند، ولي سيره عملي مسيحيان درصدر مسيحيت مؤيد رعايت حجاب زنان مسيحي در اجتماعات مي‌باشد كه خواهد آمد.

در دستورات ديني پاپ‌ها و بزرگان صدر مسيحيت در باب لزوم رعايت عفاف و حجاب نكات مختلفي آمده است. در سيره بزرگان صدر مسيحيت و قرون وسطي نيز توجه به رعايت عفت و حجاب وجود داشته و لذا عموم زنان مسيحي بدان عامل بوده‌اند. تنها از قرن سيزده و سپس رنسانس است كه تحولات عقيدتي و اجتماعي منجر به كاهش رعايت آن مي‌شود. به طوري كه ترتولين[7] (متولد160م) در رساله مشهورش به نام «درباره حجاب باكره‌ها»[8] مي‌نويسد: «زنان جوان، حجاب‌هايتان را در كوچه و خيابان مي‌پوشيد. بنابراين شما بايد آنها را در كليسا بپوشيد و شما وقتي در ميان نامحرمان هستيد حجاب داريد، پس در ميان برادرانتان (ديني) نيز حجاب داشته باشيد» (ر.ك. حكيم الهي، 1342).

حتي مواقعي كه زنان در حفظ حجاب كوتاهي مي‌كردند، بزرگان مسيحيت به زبان نهي سخن مي‌گفتند، مثلاً در كلام «برتولد» اهـل «ريجنس بورگ» (حدود سال 1220) آمده است: «شما اي مردان مي‌توانيد به اين كارها پايان بخشيد و دلاورانه به مبارزه با آن قيام كنيد، ابتدا با سخن خوش و اگر باز سرسختي نشان دهند. قدم ميان نهيد و روبند (تزيين شده) را از سر زن كشيده و پاره كنيد و حتي اگر چهار دانه از موها نيز كنده شد آن را در آتش افكنيد» (دورانت، 1365: ج 3، ص 498).

در اين كلام، استفاده تزئيني از روبنده نهي شده كه خود حاكي از آن است كه روبنده تا آن زمان در ميان زنان مسيحي رواج داشته است.

2-3) منشأ عفاف و حجاب در مسيحيت

نكته بسيار مهم آنكه منشأ عفت و پوشش در مسيحيت با ديگر اديان متفاوت است. تعاليم خاصي كه با عنوان آموزه‌هاي تجرد و ترك لذات دنيوي در عهد جديد[9] وجود دارد، زمينه عفت پيشگي مطلق در حد رهبانيت را در يك مسيحي مومن فراهم مي‌كند، به‌طوري كه حتي ازدواج به عنوان راه دوم مطرح مي‌شود و بر اساس تعاليم عهد جديد، تجرد بر ازدواج برتري دارد.

عوامل درون ديني كه باعث گرايش به رهبانيت در آيين مسيحيت گرديده، عبارت است از:

1- مجرد زيستن مسيح تا پايان عمر (33سالگي)، طبق گفته اناجيل و اعتقاد عموم مسيحيان؛

2- مجرد زيستن پولس پس از مسيحي شدن؛

3- نقل سخنان عيسي (ع) در اناجيل مبني بر اين كه شاگردان من بايد از پدر و مادر و كسان و حتي جان خود دست بشويند (انجيل لوقا: 14/26؛ 9/62-59؛ 9/4-1)؛

4- سخنان پولس در رساله‌ها و سيره او.

ستايش تجرد و پرهيز از ازدواج بارها توسط پولس تأكيد شده است: «اما دربارة آن چه به من نوشته بوديد مرد را نيكو آن است كه زن را لمس نكند. لكن به سبب زنا هر مرد زوجه خود را بدارد و هر زن شوهر خود را بدارد... لكن اين را مي‌گويم به طريق اجازه نه حكم، اما مي‌خواهم كه همه مردم مثل خودم باشند، لكن هر كس نعمتي خاص از خدا دارد. يكي چنين و ديگري چنان؛ لكن به مجردين و بيوه زنان مي‌گويم كه ايشان را نيكو آن است كه مثل من بمانند، لكن اگر پرهيز ندارند، نكاح بكنند؛ زيرا كه از آتش هوس بهتر است» (رساله اول پولس به قرنتيان: 7/10-1).

پولس علت بهتر بودن تجرد از ازدواج را چنين بيان مي‌كند: «اما خواهش دارم كه شما بي‌انديشه باشيد، شخص مجرد در امور خداوند مي‌انديشد كه چگونه رضامندي خداوند را بجويد و صاحب زن در امور دنيا مي‌انديشد كه چگونه زن خود را خوش سازد و ميان زن منكوحه و باكره نيز تفاوتي است؛ زيرا باكره در امور خداوند مي‌انديشد تا هم در تن و هم در روح، مقدس باشد، اما منكوحه در امور دنيا مي‌انديشد تا شوهر خود را خوش سازد» (همان).

بنابراين، منشأ رعايت حريم ميان زن و مرد بيگانه و فلسفه پوشش خاص زنان مسيحي، اولاً طلب عفت مطلق از لذايذ دنيوي است و ثانياً بر اساس تعاليم مسيحيت، زني كه خارج از كانون خانواده به خودآرايي بپردازد و باعث لغزش مردان بيگانه گردد، از نظر معنوي دچار مرگ مي‌شود؛ زيرا طبق گفته پولس «زن عياش در حال حيات مرده است» (رساله پولس به تيموتائوس: 5/6).

3-3) سيره عملي بانوان مسيحي در طول تاريخ

حضرت مريم بانوي مقدس عالم مسيحيت و الگوي زنان مسيحي سيرة پاك و عفيفانه‌اي دارد و پوشش سراسري كه از صدر مسيحيت تا اوايل رنسانس همواره در شمايل‌هاي او به تصوير كشيده شده، مؤيد اين مطلب است. حتي پس از رنسانس با وجود فضاي غيرمذهبي كه بر همة شئون فرهنگي غرب سايه افكند، باز هم با پوشش سر خصوصاً با شنل نيلي رنگ ديده مي‌شود كه اين امر حكايت از رعايت حجاب با استفاده از پوشش سراسري براي سر و اندام در سيره مسيحيت دارد.

رهبانيت در قرون اوليه ميلادي به طور فردي توسط بعضي مسيحيان در پيش گرفته مي‌شد و در قرن چهارم ميلادي به صورت دسته جمعي يا جماعت رهباني و ديرنشيني درآمد (ناس، 1382: ص640) و زنان راهبه در ديرها جداي از راهبان مشغول خدمت مي‌شدند (فوگل، 1380: ص 278). در همه فرق رهباني قرون گذشته تابه‌حال بانوان راهبه، سادگي و دوري از زينت و آرايش ظاهري را همراه با پوشيدگي اندام حفظ كرده‌ و در روابط با مردان همواره حدود شرعي را حفظ مي‌نمايند؛ لباس راهبه‌ها عموماً از يك سرپوش سفيد رنگ زيرين همراه با يك سرپوش بلندتر كه از پشت به زانو مي‌رسد و به رنگ تيره‌تر (مشكي براي مقامات عالي‌تر= مادران و رنگ‌هاي روشن و سفيد براي مقامات پايين‌تر= خواهران) مي‌باشد، تشكيل شده است. دامن پيراهن آنها نيز بلند و تا روي پا مي‌باشد و جوراب نيز عموماً به رنگ تيره و ضخيم‌ است. روشن است كه نوع پوشش راهبگان حكايت از حدود حجاب سنتي (پوشش سر و اندام‌ها به جز صورت و گاهي دست‌ها) دارد.

امروزه تحت تأثير فضاي مدرنيستي غرب، حجاب زنان در فرق كاتوليك‌ و ارتدكس تنها در كليسا و هنگام عبادت مورد تأكيد است و براي زنان مؤمن، تنها عدم زينت ظاهري و آرايش همراه با سادگي در لباس توصيه مي‌شود.

4) حجاب در آيين اسلام

همان طور كه در همه اديان الهي حفظ عفت به عنوان يك فضيلت اخلاقي و اجتماعي در پاسخ به نداي طبيعت و فطرت مورد تاكيد قرار گرفته، در اسلام، رعايت عفت و حريم محرم و نامحرم براي زن و مرد مسلمان از اهميت خاصي برخوردار است تا جايي كه حجاب زن در برابر مردان بيگانه از ضروريات دين شمرده شده است (ر.ك. حكيم، 1969م: ج5، ص239).

1-4) آيات حجاب در قرآن كريم

آيات حجاب در طول ده سال حكومت اسلامي در مدينه بر پيامبر نازل گرديد. اين آيات در ابتدا، خطاب به زنان پيامبر بود و سپس مؤمنان را دربرگرفت و حكم جاري براي مسلمانان گشت. اهمّ اين آيات از اين قرار است:

الف) «يا نسـاء النـبي لستنّ كاحدٍ من النساء ان اتقتين فلا تخضعن بالقول ... و لاتبرّجن تبرّج الجاهلية الاولي...» (احزاب،32-31) اي زنان پيامبر شما اگر تقوا داشته باشيد همانند ديگران نيستيد؛ بنابراين، هرگز نرم و نازك با مردان سخن مگوييد تا آن كه دلش بيمار است به طمع افتد، بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزل‌گاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين، آرايش و خودآرايي نكنيد و نماز را برپاي داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت نمائيد.

در اين آيه بر عدم آرايش و زينت و رعايت عفت در رفتار تأكيد شده است.

ب) «يا ايها الذين امنوا لاتدخلوا بيوت النبي ... و اذا سألتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب ...» (احزاب، 53) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد داخل خانه پيامبر نشويد مگر آنكه به شما اجازه بر صرف غذا داده شود... و هنگامي كه چيزي از وسايل زندگي از همسران پيامبر مي‌خواهيد، از پشت پرده بخواهيد اين كار دل‌هاي شما و آنها را پاك مي‌دارد ... .

در اين آيه بر حفظ حريم همسران پيامبر با استفاده از پرده‌ تاكيد شده است.

ج) «يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهنّ من جلابيهنّ…» (احزاب،59) اي پيامبر، به همسران، دختران و بانوان مؤمن بگو روپوش‌هاي خود را برگيرند تا به عفاف و حريت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است.

در اين آيه نزديك كردن و در برداشتن جلباب (پوشش سراسري) مورد تأكيد است كه اندام را حفظ نمايد (مكارم شيرازي، 1371: ذيل آيه 59 سوره احزاب).

د) «قل للمؤمنين يَغُضّوا مِن ابصارهم و ... و قل لِلمؤمنات يغضضنَ مِن ابصارهِنَّ و يَحفظن فروجَهُنَّ و لايُبدينَ زينتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر منها وَ لْيَضربْنَ بِخُمرِهنَّ علي جيوبِهنَّ و لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ اِلّا لِبُعُولَتهنَّ ...» (نور، 30 و 31). (اي پيامبر) به مردان مؤمن بگو كه چشم‌هايشان را فرو پوشند و فروج و اندامشان را محفوظ بدارند و اين امر براي پاكيزگي شما بهتر است. بدرستيكه خداوند به هر چه انجام مي‌دهيد آگاه است و به زنان مؤمن بگو كه چشم‌هايشان را فرو پوشند و فروج و اندامشان را محفوظ بدارند و زينت و آرايش خود را، جز آنچه ظاهر است، آشكار نسازند و سينة خود را با خمار (روسري) خود بپوشانند و زينت و جمال خود را آشكار نسازند، جز براي شوهران خود و پدران خود و ... (در اينجا محارم زن نام برده مي‌شوند) و آنگونه پا به زمين نزنند كه زيور پنهان پاهايشان معلوم شود و اي اهل ايمان! همه به درگاه خداوند توبه كنيد. اميد است كه رستگار شويد.

اين آيه لزوم پوشيدن نگاه از نامحرم را هم براي مرد و هم زن با عباراتي جداگانه مورد تأكيد قرار داده و آشكار نكردن زينت و انداختن روسري بر روي سينه و گريبان را از زنان خواسته است.

با استفاده از آيات مذكور حدود حجاب چنين معين مي‌گردد:

1- «يدنين عليهنّ من جلابيهّن»، اندام در پوشش سراسري جلباب قرار گيرد.

2- «ولاتبرّجن تبرّج الجاهلية الاولي»، برهنگي و آرايش زنان جاهليت را در پيش نگيرند.

3- «لايبدين زينتهّن الاّ ماظهر منها»، زينت خود را جز آن‌چه قهراً ظاهر مي‌شود آشكار نكنند.

4- «اذا سألتموهنّ متاعاً فسئلوهنّ من وراءِ حجاب»، وقتي چيزي رد و بدل مي‌شود از پشت پرده و حجاب باشد (بعضي از مفسران اين اشاره را تنها مخصوص همسران پيامبر مي‌دانند) (مكارم شيرازي، 1371: ج17، ذيل آيه 53 احزاب).

5- «وَ ليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ»، خمار (روسري يا مقنعه) را بر سينه‌ها بيندازند تا برجستگي آنها را بپوشاند.

2-4) حدود حجاب در روايات

بنا بر آيات حجاب، زنان بايد همه اندام خويش را بپوشانند؛ به‌طوري كه زينت‌ها و زيبايي‌ها مشخص نباشد؛ ولي اجازه داده شده كه به جهت نيازي كه به ارتباط اجتماعي قهري زنان وجود دارد، بعضي قسمت‌ها عيان گردد كه در سخن پيامبر اكرم (ص) به اسماء (خواهر عايشه)، اين حدود كاملاً مشخص گرديده است: «يا أسماء أن المرأة اذا بلغت المحيض لم تصلح ان يري الا هذا و هذا، اشارة إلي كفّه و وجهه» (سجستاني، 1998م: ج2، ص383). اي اسماء همين كه زن به حد بلوغ رسيد، سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود، مگر اين و اين (اشاره نمود به دست و صورتش). شبيه اين سخن به حولاء (همسر عطاره) نيز تكرار گرديده است (محدث نوري، 1408ق: ج2، ص584).

قول امام صادق (ع) نيز در پاسخ «فضيل بن سيار» چنين است: «فضيل بن سيار مي‌گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم كه آيا پاهاي زن بايد پوشيده شود؟ حضرت فرمود: «نعم و مادون الخمار من الزينة و مادون السوارين»؛ بله آن چه زير روسري قرار مي‌گيرد و همچنين از محل دستبند به بالا، بايد پوشيده شود» (كليني، بي‌تا: ج5، ص521).

بنا بر تعاليم صريح قرآن كليه فرق اسلامي علاوه بر اينكه بر ضروري بودن حجاب اتفاق نظر دارند، در مورد حدود آن نيز (پوشـش همه بـدن به جز دست‌ها تا مـچ و صورت) متفـق‌القـول‌انـد (شمـس‌الدين، 1382: ص 164).

1-2-4) اهميت رعايت عفاف در روايات

در تعاليم و دستورات ديني اسلام و در روايات متعدد از جايگاه عفاف و ابعاد آن بحث شده و ضرورت آن مورد تأكيد قرار گرفته است. در روايات متعددي بهترين و برترين عبادات، «عفاف» عنوان شده (كليني، بي‌تا: ج2، ص79) كه بيانگر اهميت فراوان اين موضوع است. ابعاد عفاف نيز كه بسيار گسترده است و همة شئون زندگي انسان را در برمي‌گيرد، در بيانات بزرگان دين به صورت برجسته‌اي تأكيد و تصريح شده است. براي نمونه در باب عدم اختلاط مرد و زن و تماس با نامحرمان از حضرت علي (ع) نقل شده كه فرمود: «اخذ رسول‌الله البيعة علي‌ النساء أن لايجمع الرجال في الخلاء» «پيامبر اكرم هنگام اخذ بيعت از زنان با آنها شرط نمود كه با مردان بيگانه (بدون ضرورت) سخن نگويند و با آنان در محيط خلوت ننشينند» (مجلسي، 1404ق: ج82 ).

همچنين روزي پيامبر اكرم مشاهده كرد كه مردان و زنان با هم از مسجد بيرون آمدند، به آنها خطاب كرد: «بهتر اين است كه شما صبر كنيد تا مردها بروند؛ آنها از وسط و شما از كنار» و روزي رسول خدا به يكي از درها اشاره كرد و فرمود: «چه خوب است اين در را به زن‌ها اخـتصاص بدهيم» (محدث نوري، 1408ق: ج12، ص272).

از حضرت علي (ع) نيز نقل شده است: «لاتبدو النساء بالسلام و لاتدعوهن الي الطعام» مردان ابتدا به زنان سلام نكنند و آنان را براي طعام دعوت ننمايند (مجلسي، 1404ق: ج2، ص128).

از ديگر ابعاد عفاف، پرهيز از نگاه حرام است. در كلام امام صادق (ع) در اين باب آمده است: «زنا لعينين النظر» زناي چشم، نگاه است (حرعاملي، بي‌تا: ج20، ص191).

پيامبر اكرم (ص) خطاب به علي (ع) در مورد حدود نگاه مي‌فرمايد: «اي علي، در بهشت گنجي از آن توست و تو ذوالقرنين بهشتي، پس به دنبال يك نگاه، دوباره نگاه مكن، زيرا نگاه نخست براي توست، ولي نگاه ديگر براي تو نيست» (همان، ج3، ص25).

5) جمع‌بندي

مسأله حجاب و عفاف و ضرورت آن در آيين يهود با توجه به متون كتاب مقدس و تعاليم انبياء الهي امري مسلّم و غيرقابل انكار است. موارد مختلف و متعددي را مي‌توان نشان داد كه صراحتاً بر پوشش زنان و كيفيت و حدود آن تأكيد گرديده است. در برخي موارد از لفظ چادر، برقع و روبنده استفاده شده كه چگونگي حجاب در اين آيين را به تصوير مي‌كشد. همچنين در باب عدم رعايت حجاب و عفاف نيز وعده نزول عذاب داده شده است و حتي در برخي موارد سخت‌گيري‌هاي شديد در قبال زنان اعمال شده؛ براي مثال اگر زني بدون پوشش سر در ميان مردان ظاهر شود، مرد حق دارد بدون پرداخت مهريه، او را طلاق دهد. رواج حجاب و توجه به رعايت حريم عفت در سيره عملي زنان يهود در طول تاريخ قابل ملاحظه است، هر چند كه امروزه با تأثير فرهنگ غرب بر پيروان اين دين، توجه به حجاب و پوشش در ميان زنان يهودي كاهش يافته است.

در آيين مسيح، نه تنها احكام دين يهود در باب حجاب زنان نسخ و نقض نشده، بلكه با شدت و قوت بيشتري دنبال شده است. تفاوت مهمي كه ميان اين دو دين بزرگ الهي وجود دارد آن است كه در دين مسيحيت «تجرد» امري مقدس و ممدوح شمرده مي‌شود، حال آنكه در شريعت يهود ازدواج، مقدس و مورد تأكيد بود. مجرد زيستن حضرت مسيح تا پايان عمر به اعتقاد مسيحيان و تجرد پولس پس از مسيحي شدن و سخنان و رساله‌هاي بزرگان اين دين در باب ستايش تجرد و پرهيز از ازدواج عواملي هستند كه گرايش به رهبانيت را در اين دين توجيه مي‌كنند. لذا در اين دين بر ضرورت عفاف و رعايت پوشش كامل به منظور كاهش زمينه تحريك و تهييج در جامعه بيش از پيش تأكيد و تصريح شده است. سيره عملي بانوان مسيحي در طول تاريخ نيز نشان دهنده پايبندي آنان به اين مسأله است. تصاويري كه از حضرت مريم بانوي مقدس عالم مسيحيت و ديگر زنان مسيحي در دست است، مؤيد اين مطلب مي‌باشد. اما امروزه تحت تأثير فضاي مدرنيستي غرب، حجاب زنان در فرق كاتوليك و ارتدكس تنها در كليسا و هنگام عبادت مورد تأكيد مي‌باشد.

تحقيق در متون دين اسلام، حاكي از آن است كه مسأله عفاف و حجاب در اين آيين، امري لازم و ضروري بوده و از جايگاه خاصي برخوردار است؛ چرا كه هم در آيات و هم روايات بزرگان دين بر ضرورت رعايت عفاف و حفظ حجاب تأكيد شده و مردان و زنان به‌طور جداگانه به داشتن عفاف در ابعاد مختلف زندگي فرا خوانده شده‌اند.

حدود حجاب هم كه پوشاندن همه اندام به جز وجه و كفين است، در روايات اسلامي آمده است. همچنين در اين دين، فلسفه و حدود پوشش زن و چرايي آن با صراحت بيشتري مورد توجه قرار گرفته و مواردي مانند حفظ پاكي زن و حفظ شخصيت او از طمع و آزار بيماردلان به عنوان منشأ اين حكم ذكر گرديده است.


منابع

× «قرآن كريم»

× «عهد جديد»، انجمن نشر كتب مقدسه، نيويورك، 1994.

× «عهد عتيق»، انجمن پخش كتب مقدسه، لندن، 1992.

× آقاحسين شيرازي، ابوالقاسم: «پوشاك زنان ايران از آغاز تا امروز»، انتشارات اوستا فراهاني، 1383.

× حرّعاملي، محمدبن‌حسن: «وسائل الشيعه»، بيروت، داراحياء التراث‌ العربي، بي‌تا.

× حكيم الهي: «زن و آزادي و ضرب‌المثل‌هاي ملل راجع به زنان»، تهران، چاپخانه فردوسي، چ2، 1342.

× حكيم، سيد محسن: «مستمسك العروة الوثقي»، بيروت، دارإحياء التراث العربي، 1969م.

× دورانت، ويل: «تاريخ تمدن»، ترجمه اميرحسين آريانپور و ديگران، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1365.

× سجستاني، سليمان‌ بن اشعث: «سنن ابن داود»، بيروت، مؤسسة ريان، 1998م.

× شمس‌الدين، شيخ محمد مهدي: «حدود پوشش و نگاه در اسلام»، ترجمه محسن عابدي، انتشارات بين المللي الهدي، چ اول، 1382.

× فوگل، اشپيگل: «تمدن مغرب زمين»، ترجمه محمد حسين آريا، تهران، انتشارات اميركبير، 1380.

× كليني، محمد بن يعقوب: «اصول كافي»، ترجمه و شرح سيد هاشمي رسولي، نشر فرهنگ اهل البيت، بي‌تا.

× ماضي، محمد: «سياست و ديانت در اسرائيل»، ترجمه سيد غلامرضا تهامي، انتشارات سنا، 1381.

× مجلسي، محمدتقي: «بحارالانوار»، بيروت، مؤسسة‌الوفاء، 1404 ق.

× محدث نوري، ميرزا حسين: «مستدرك الوسائل»، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، چ2، 1408ق.

× مكارم شيرازي، ناصر: «تفسير نمونه»، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1371.

× ميشل، توماس: «كلام مسيحي»، ترجمه حسين توفيقي، انتشارات مركز مطالعات اديان و مذاهب، قم، 1377.

× ناس، جان‌‌بي: «تاريخ جامع اديان»، ترجمه اصغر حكمت، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1382.

× يسرائل يعقوو لوگاسي، هاراو: «بت يعقوو»، چاپ اورشليم، 1980م.

× ـــــ: «پوشاك ايران زمين»، ترجمه مقالات دانشنامه ايرانيكا، تهران، انتشارات اميركبير، 1382.

× ـــــ:: «فرزندان استر»، مجموعه مقالات به كوشش هومن سرشار، ترجمه مهرناز نصريه، نشركارنگ، 1384.

 M. Brayer, Rabbi Dr. Menachim: “The Jewish Woman in Rabinic Literature”, A Psychosocial Perspective, Hobooken, N.J: kTav Publishing House, 1986.


 

پي نوشتها:

**- كارشناس ارشد اديان و عرفان

[1] - مراد از اديان ابراهيمي دين‌هاي يهود، مسيحيت و اسلام است كه جد مشترك انبياء آنها حضرت ابراهيم (ع) مي‌باشد.

[2]- طبق تقويم يهوديان 3320 سال از خروج حضرت موسي (ع) از مصر مي‌گذرد (سال 1385ش مطابق است با 5767 عبري).

[3]- نام كوهي در اورشليم

[4]- تلمود(Talmud) عبارت است از تفاسير متون تورات كه طي قرون اوليه ميلادي، توسط دانشمندان طراز اول يهود صورت پذيرفته است و نيز مجموعه فقه مدون و آيين‌نامه زندگي يهوديان مي‌باشد. تلمود هم‌ريشه با تلميذ و به معناي تحصيل و مخفف «تلمود تورا» است.

[5]- Dr. Menachim M.Brayer

[6] - چهار كتاب آغازين عهد جديد انجيل خوانده مي‌شود. واژه انجيل برگرفته از واژه يوناني euangelion و به معناي مژده است. انجيل متي يكي از اناجيل چهارگانه مورد قبول مسيحيان است. قابل ذكر است كه به عقيده مسيحيان، حضرت عيسي (ع) كتابي نياورده است (ميشل، 1377: ص49). بنابراين، اناجيل «متي، لوقا، مرقس، يوحنا» از ايشان نيست؛ بلكه از برخي ياران و پيروان او در صدر مسيحيت است كه بين سال‌هاي 60 تا90 م به نگارش درآمده‌اند (وفات حضرت عيسي (ع) به زعم مسيحيان در 30 م صورت گرفته است).

[7]- Tertullian

[8]- On The Veiling of Virgins

[9]- كتاب مقدس مسيحيان (عهد جديد) شامل اناجيل چهارگانه، اعمال رسولان و مجموعه رسالات و مكتوبات مقدس ديگر است.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532