بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

گلچين فاطميه ـ 22

99ـ در انديشه اسلامي و محمدي و علوي، شخصيت هر فرد در كوران حوادث معلوم مي‌شود، تا آنجا كه فرموده‌اند "في تقلب الاحوال عرف مقاديرالرجال" در دگرگونيها جوهر و سرشت و منزلت افراد شناخته مي‌شود. يا فرموده‌اند "عندالامتحان يكرم‌الرجل او يهان" پس از آزمايش و آزمودن است كه انسان مورد تكريم يا طرد شدن قرار مي‌گيرد. حضرت زهرا سلام‌الله عليها در كوران حوادث صدر اسلام به عنوان عضوي فعال حضور داشت از جمله در شعب ابيطالب، و فوت مادر و عموي پيامبر ابوطالب و سال حزن و هجرت به مدينه و حوادث بدر و احد و خيبر و فتح مكه و حجه‌الوداع، ولي مجال و ميدان ابراز نظر و اعتقاد نبود، چون رسول‌الله با تمام وجود حضور داشت و تصميم و كلام وي "فصل‌الخطاب" بود و اميرمؤمنان علي عليه‌السلام در محضر پيامبر بود، ولي پس از وفات رسول خدا، وضع به گونه‌اي ديگر شد و زهراي اطهر ناگزير شد به صحنه آيد و از اسلام و قرآن و پيامبر و امام علي دفاع نمايد، حق خود را مطرح نمايد و مطالبه كند و هيئت حاكمه را استيضاح نمايد. در فاصله زماني وفات پيامبر تا وفات وي، حقايق بسياري گفته شد و در تاريخ ثبت گشت، اگر انصاف و وجدان باشد صورت مسئله معلوم است جايگاه علمي و فكري و سياسي و عقيدتي وي معلوم همگان شد و هيئت حاكمه فهميد تنها با علي عليه‌السلام باب منازعه را باز نكرده است و لذا كوشيد تا كمترين انعطافي نشان ندهد و تسليم نگردد.
100ـ در قرآن مجيد در بين 255 قصه و سرگذشت، داستان حضرت يوسف "احسن القصص" است و با خود "عبرت" را دارد. سرگذشت حضرت زهرا عليهاسلام نيز در دوران اسلام "احسن‌القصص" است كه با خود گفتني‌هاي فراوان دارد كه چرا با علي عليه‌السلام حسادت ورزيدند و چرا با يادگار پيامبر دشمني كردند، چرا پس از 70 روز از واقعه غدير در حضور 90 هزار نفر، بيعت‌شكني نمودن و ولايت علي را انكار نمودند كه حضرت فرمود: "به ذهن من خطور نمي‌كرد كه اين چنين شود" چرا به اصرار از امام علي عليه‌السلام و افرادي چون سلمان و ابوذر و مقداد و عمار بيعت مي‌خواستند. چرا به خانه علي و فاطمه هجوم آوردند و حرمت وي را پاس نداشتند. عبرت در داستان "احسن‌القصص" وجود دارد. حسد و جهل و نفاق و جاه‌طلبي و رسوبات كفر و شرك جاهليت، هم‌چنان در زواياي وجودي افراد، يافت مي‌شد. بايد از تاريخ عبرت گرفت و درسها آموخت.
101ـ احسن‌القصص در زندگي حضرت زهرا عليهاسلام اين است كه پيراهن عروسي خود را به سائل مي‌بخشد و خود با پيراهن خانه پدري به خانه علي عليه‌السلام واردمي‌گردد. در شب نخست زندگي به همسر خود مي‌گويد: در هنگام آمدن به خانه شما در انديشه انتقال از اين جهان به جهان ديگر افتادم، پيشنهاد مي‌كنم امشب را به عبادت بپردازيم. احسن‌القصص بودن فاطمه اطهر اين است كه در شب جمعه‌اي، به شب زنده‌داري پرداخته و براي مؤمنان و مؤمنات به دعا پرداخته و آنان را به نام دعا مي‌كند و كلمه‌اي براي خود نمي‌گويد و به فرزند خود "حسن" فرمود "يا بني الجارثم الدار" ابتدا همسايه و آن گاه خود در آخرين ساعات زندگي به خدا عرضه مي‌دارد: "از تو مي‌خواهم به حق برگزيدگانت و به حق فرزندانم كه در فراقم اشك مي‌ريزند، شيعيان مرا و شيعيان ذريه‌ام را بيامرزي."
احسن‌القصص بودن صديقه طاهره در اين است كه نه سال با امام زندگي كند و به وي بگويد در اين دوران خطا و دروغي از من نيافتي، ولي از تو مي‌خواهم مرا حلال كني و النهايه در وصيت‌نامه مكتوب بنويسد: پس از خاك‌سپاري‌ام، در مقابل چهره‌ام بنشين و برايم قرآن بخوان و دعا كن. بنويسد مرا فراموش مكن و به زيارتم بيا، سفارش فرزندان خود كند و بفرمايد سلام مرا به فرزندانم تا قيامت برسان.
102ـ يادگار رسول خدا به پدر مي‌گويد: در رستاخيز كجا قرار مي‌گيري، تا به ديدن تو بيايم "اين القاك يوم الموقف الاعظم و يوم‌الاهوال و يوم الفزع الاكبر" كه روزهاي ترس و هراس و فزع و جزع است و توقف‌گاه بزرگ دارد، پيامبر فرمود "عند باب الجنه" در ورودي درب بهشت قرار مي‌گيرم و در دست من پرچم حمد و سپاس خدا قرار دارد و به شفاعت امت خود مي‌پردازم. پرسيد، اگر در آن نقطه ديدار رخ نداد، ديگر كجا خواهي بود، فرمود مرا بر حوض خواهي يافت كه به سيراب نمودن امت مشغولم، باز پرسيد ديگر كجائي؟ فرمود بر صراط ايستاده و عرضه مي‌دارم "رب سلم امتي" پروردگارم، امت مرا به سلامت دار. فاطمه اطهر پرسيد، اگر ترا در صراط نيافتم، در كدام نقطه ديگر ترا بيابم، فرمود مرا در موقف ميزان و در آنجا از خدا مي‌خواهم امت مرا به سلامت دارد، النهايه پرسيد ديگر كجا؟ پيامبر فرمود: "بر لب جهنم ايستاده و حرارت و شرارت آتش را از امت خود برطرف مي‌سازم." در اين هنگام فاطمه خوشحال و شادمان گشت. (بحارالانوار، ج 43، ص 11)
صديقه طاهره، در هنگام فراق پدر، مي‌گريست و بي‌تابي مي‌كرد، پدر وي را در آغوش گرفت و فرمود: "تو نخستين كسي هستي كه به من ملحق خواهي گشت" و در اين زمان، وي شادمان شد. آري يادگار پيامبر فراق پدر را پذيرا نبود كه حضرتش محبوب وي بود.

جمهوری اسلامی:* سيدرضا اكرمي

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532