-
دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
-
قسمت چهارم
چكيده
همانطور كه اشاره شد هر چند حجاب در طول تاريخ فرازو نشيبهاي بسياري را طي كرده و گاهي هم با اعمال سليقه حاكمان تشديد يا تخفيف يافته ولي
هيچگاه به طور كامل از بين نرفته است و اين يكي از عوامل فطري بودن حجاب است. همچنين درقسمتهاي قبل به نظريه هاي انحرافي مختلفي در مورد حجاب اشاره كرديم و با شان نزول برخي آيات قرآن پيرامون حجاب آشنا شديم.
اما در اين قسمت به ادامه بحث در خصوص مفهوم حجاب و دلايل تاكيد اسلام بر حجاب مي پردازيم.
مفهوم شناسي حجاب
در حال حاضر بحث حجاب و پوشش اسلامي از نظر مفهومي و در ذهنيت مردم تفاوتي ندارد يعني وقتي ميگوييم پوشش اسلامي همان حجاب به ذهن ميرسد و وقتي ميگوييم حجاب همان مفهوم پوشش به ذهن خطور
ميكند. استاد شهيد مرتضي مطهري در کتاب مسئله حجاب در اسلام مينويسد.
« کلمه حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معني پرده وحاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين کلمه از آن جهت معني پوشش ميدهد که پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت که به حسب اهل لغت هر پوششي حجاب نيست. آن پوششي حجاب ناميده ميشود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ميگيرد.»
در فرهنگ فارسي حجاب به معناي پرده، نقاب و چادر است که زنان چهره و سر تا پاي خود را با آن ميپوشانند، اما در لغت عرب حجاب به معناي حايل و پرده است و در برخي از آيات نيز به اين معنا به کار رفته است.شايد كساني كه حجاب را لغوي معنا ميکنند؛ يك نگاه انتقادي به دين دارند چرا كه اين برداشت و تلقي برايشان به وجود آمده كه هدف اسلام از تشريع پوشش با توجه به استفاده كلمه حجاب بر اين معنا، در پرده كردن زنان است. از قضا قرآن کريم در يك مورد كلمه حجاب را که در خصوص حفظ حريم زن و مرد به کار گرفته است، به معناي پرده بيان کرده نه به معناي پوششي كه زنان بر بدن خودشان ميآويزند؛ آن هم در مورد زنان پيامبراست که به خاطر رعايت شأن همسر پيامبر بودن اين دستورات از جانب خداوند فرمان داده شد و مردها هم ملزم به اجراي اين دستورات اختصاصي بودن، بله قرآن در آيه 59 سوره احزاب تأكيد ميكند كه شما وقتي كه ميخواهيد چيزي از همسران پيامبر بپرسيد و چيزي از آنهابگيريد ما بين شما و آنهاپردهاي حائل باشد، اين به خاطر ويژگي خاص زنان پيامبر است اما در مورد ساير زنها اين دستور به اين كيفيت وارد نشده، لذا يك عدهاي كه مستشرق بودند يعني اسلام شناس بودند؛ به نظرشان رسيده كه اسلام ميخواهد زنان را در پرده كند، در حالي كه اينطور نيست، لذا واژهاي كه در اصل در ادبيات فقهي ما رايج است كلمه حجاب نيست كلمه ستر و ساتر است همين كه ما ترجمهاش ميكنيم به پوشش.حجاب يكي از زير مجموعههاي بحث عفت است كه طبيعتاً به سهم خودش ميتواند در عفت اجتماعي نقش بازي كند و اگر كه ما با همين نگاه كلگرايانه بحث حجاب را آموزش ميداديم، يعني يك مجموعهاي را دست اندر كار ايجاد عفت اجتماعي طراحي ميكرديم و بعد به همه آن مجموعه رسيدگي ميكرديم از جمله حجاب بانوان، الآن در يك نقطه خيلي بهتري قرار داشتيم. در كتاب فلسفه حجاب شهيد مطهري نكته خيلي ظريفي وجود دارد و آن اين است كه ظاهر حجاب به نوعي محدوديت براي زنها است ولي در واقع پوشش يك جور محدوديت عظيم براي مردان است. بحث حجاب در امتهاي پيشين و ملل ديگر گاهي طوري مطرح شد كه باعث انزوا و عزلت زنان ميشد كه به عنوان مثال همه زنها موظف بودند روي خودشان را بپوشانند و صداي خودشان را بلند نكنند طبق آن چيزي كه ويل دورانت ميگويد كه اگر در ايران باستان صداي بلند يك زني را ميشنيدند همسرش او را طلاق مي داده. ولي در اسلام اصلا اينطورنيست. پس فقط و فقط بحث پوشش اسلامي از اين نظر يك قانونمندي براي حضور زن در اجتماع است تا اينكه در آن واحد به صورت چند منظوره عمل كند. آن منظورها چيستند؟ در واقع حکمتهايي كه قرآن دنبال ميكند در بحث حجاب متفاوت است كه در اين قسمت برخي از آنها را ياد آوري ميكنم.
دلايل تأکيد اسلام بر پوشش مناسب زنان:
فلسفه پوشش چند چيز است. که از جمله آنها مي توان به اين ذيل اشاره کرد :
1. التهاب هاي جنسي 2.حفظ حرمت و کرامت انساني زن 3.کنترل غرايز 4.حرمت بخشيدن به زن: 5 ـ آرامش رواني: 6 ـ استحکام پيوندهاي خانوادگي: 7.استفاده بهينه از سرمايه انساني زنان در اجتماع 8ـ استواري نظام اجتماعي:
در اين بخش به دو مورد از اين حكمتها اشاره خواهيم كرد.
1.التهاب هاي جنسي
يكي از دلايل خيلي مهم اين است كه زنان را از کالاي جنسي خارج ميكند. در آخرين نوشتههايي كه از مدافعين حقوق زن و جنبش اجتماعي زنان يا فمينيسم در دست است، معمولاً دل نگراني آنهااين است كه چرا همه بازيهاي سياسي و اقتصادي دست به دست هم داده كه از زنها يك اسباب بازي بسازد يا چرا به آنهابه عنوان يك کالاي جنسي نگاه ميكنند؟ چرا زن فورا عقربه ذهنيت افراد را به سمت مسائل جنسي ميبرد؟
در حال حاضر اين مطلب آنقدر مطرح است كه حتي برخي از طرفداران حقوق زن استفاده از لوازم آرايشي را يك برنامه استعماري سرمايهداري ميدانند كه نظام سرمايهداري دنبال ميكند براي اينكه به دو هدف مهم برسد اول اينکه سود سرشاري كه از فروش اين اقلام نصيبشان ميشود و ديگري هم اينکه استفاده از لوازم آرايشي براي زنان كمك ميكند به برقراري و ماندگاري جريان پرونو و هرزه نگاري، لازم به ذکر است جاذب كردن بيشتر زنها از همين حيث و حيث مسائل جنسي دربردارنده منافع مختلف از جمله منافع سياسي و اقتصادي براي نظام سرمايهداري است.مفيد بودن اين امر براي نظام سرمايهداري از نظر سياسي به خاطر اينكه تقريباً آخرين دستورالعملي كه براي به زانو درآوردن ملتهاي صاحب فرهنگ و مذهب و ايده دارند اين است كه حريمهاي بين زن و مرد را از بين ببرند. در طرح خاورميانه بزرگ كه در گروه 8 مطرح ميشود براي اينكه مقاومت و اقتدار كشورهايي از جمله ايران را بشكنند يا بتوانند بر قاره آسيا تمركز و تسلط بيشتري و يا براي به زانو درآوردن اين كشورها يكي از سه محوري كه ارائه ميدهند از بين بردن يک سري حريمهايي است که بين افراد وجود دارد. نميگوييم اين نگاه، يعني نگاه بسيار قادحانه و تحقيرآميز نسبت به لوازم آرايش چيز خوبي است به نوعي كه معتقد باشيم زنها در هيچ كجا حتي در منزل آرايش و پيراش نداشته باشند، ولي ميگوييم پشت ترويج بدحجابي يا ترويج لوازم آرايشي چيز ديگري نهفته است و آن اينكه ابژه جنسي ( ابزار جنسي) باشند، و از اينكه هركسي آنهارا فقط از اين منظر ببيند به ستوه آمدهاند. ولي راه گريز از آن را نمي دانند. نکته ديگر آنکه در جامعهاي که پيوند زن و مرد بدون ضابطه و خارج از اعتدال باشد و حريمي بين آنهانباشد نياز جنسي نيز از حد طبيعي خارج ميشود و به شکلي بيمارگونه افزايش يافته و به صورت خواست اشباع ناشدني در ميآيد.شهيد مطهري در کتاب مسئله حجاب در اين باره مينويسد:نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي بند وبار، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني ميبخشد و تقاضاهاي سکس را به صورت يک عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني در ميآورد.نکته قابل توجه اينكه مردان نسبت به زنان به محرکهاي جنسي حساسترند از اين روي پوشش نامناسب زنان و جاذبه ناشي از آن مردان بخصوص جوانان را تحريک ميکند. واين تحريکها علاوه برايجاد و شيوع فساد و فحشا موجب اختلال رواني، فرو پاشي خانوادهها و... مي شود.
2.حفظ حرمت و کرامت انساني زن
يكي از مهمترين پيامهاي حجاب اين است كه زن انسان است يعني قبل از اينكه انوثيت و زنانگي داشته باشد و در بازار شهوت و هوسراني به بازار فروش بگذارند، يك انسان است، منتهي براي اينكه اين مطلب روشن بشود يك راهكار دارد. ما نميتوانيم به قول بعضي از افرادي كه در نظام غربي مطالبي نوشتهاند و اين عقيده را دارند كه ما به جاي اينكه به زنها بگوييم حجاب بر سر كنند يا آرايش نكنند؛ مردان بيادب را ادب كنيم، البته يک طرف موضوع همين است كه براي مردهاي مزاحم مانعي ايجاد شود كه دين اين تدبير را هم بيان کرده است. منتهي يك طرف اصلي ومهم قضيه اين است که زنها با اختيار پوشش مناسب به عزت، حرمت، حريت و كرامت انساني دست مي يابند و در برابر تهديدهاي بازار جنسي نيز در امان ميمانند. از آنجا که در طبيعت، پيكر و روح زنان جاذبههاي مختلف قرار داده شده است، زن نميتواند با هر هيبت و هيئتي وارد اجتماع بشود. مگر آنکه براي وجود و انسانيت خود ارزشي قائل نباشد و بخواهد با پوشش نامناسب، خود را در بازار جنسي عرضه کند.
يكي از فلسفههاي حجاب همين است و اين خيلي منطقي است. يعني دختران ما وقتي رعايت بحث حجاب را نميكنند يا مثلاً با استفاده از وسايل آرايش در مجامع عمومي حاضر ميشوند در واقع يك نگاه بسيار تحقير آميزي به خودشان دارند. يعني براي سوء استفاده نا محرمان راه را باز ميکنند.
منبع: رسالت






