-
جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
-

نازنينم در ازدحام پرصداي سكوت اين خانه، دغدغه بي تو بودن، شيشه نازك احساسم را تلنگر مي زند. من چه آرام روي بال هاي خيال خويش نشسته ام، هنوز انگشتانم منتظرند تا شعري باراني را برايشان بخواني، هر وقت به تو مي نگرم شور و شوقي در دلم غوغا مي كند كه گويي تولد دوباره احساس است.
اي مادر، جانم را به وسعت بخشندگي ات جلا بده و روشني ببخش. با تو زيستن بهشت زندگي من است. درختان براي اينكه سايبان تو باشند سر از خاك برمي آورند. مادر مهربان من، من معناي عشق و دوستي را در تمناي وجود تو يافتم. آبي ترين، دريايي ترين و آسماني ترين تقدس زندگيمان، دوستت دارم.
برچسبها:
مادر






