بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

بانوي بي نشان از نگاه اهل سنت

صحبت از سرور بانوان عالميان است، دختر محمد مصطفي (ص)، همسر علي مرتضي (ع) و مادر ريحانه هاي پيامبر و دو سرور جوانان بهشت. بانويي با اين عظمت و با مناقب بي حد و حصر که همگان به آن معترف هستند؛ بانويي که تنها يادگار پيامبر (ص) بود اما حقش را رعايت نکردند و احترامش را نگه نداشتند؛ نه تاريخ شهادت وي روشن ماند و نه مزارش؛ آري سخن از بانوي بي نشان، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س)
است.‏

ام ابيها، پاره تن پيامبر (ص)‏:

فاطمه (س)، همواره در کنار پدرش و حامي وي بود؛ از همان کودکي به وي لقب ام ابيها دادند. در زماني که مشرکين، به آزار پيامبر (ص) فکر مي کردند و براي قتلش توطئه مي چيدند، وي کنار پدر بود و نگران سلامتي وي. يک بار رسول خدا (ص) در
مسجد‌الحرام مشغول اقامه نماز بود و ابوجهل و دوستانش نيز در آنجا حضور داشتند. ابوجهل به اطرافيانش گفت: کدام يک از شما زهدان شتر را مي آورد و آن را بر دو کتف محمد در حال سجود مي اندازد؟ کسي اين کار را بر عهده گرفت و آن را بر دو کتف پيامبر (ص) در حال سجود انداخت. ابوجهل و اطرافيانش شروع به خنديدن کردند تا آنجا که بعضي از آنها از شدت خنده بر روي بعضي ديگر مي افتادند. پيامبر (ص) در حال سجود بود و سرش را بلند نکرد. شخصي آنجا بود و با ديدن اين وضعيت به نزد فاطمه (س) رفت و او را خبردار کرد. فاطمه (س) آمد و آن را از پشت پدر برداشت و سپس رو به آن قوم کرد و آنان را مورد سرزنش قرار داد. هنگامي که نماز پيامبر (ص)تمام شد، صدايش را بلند کرد؛ وقتي صداي او را شنيدند، خنده از ايشان دور شد و از نفرين پيامبر (ص)ترسيدند. راوي حديث، ابن مسعود گويد: قسم به کسي که محمد (ص) را به حق مبعوث کرد، اجساد افرادي را که پيامبر (ص) نفرين کرد در روز بدر در چاه ديدم. (صحيح، مسلم، ص 765)

در آن روزهاي سخت، فاطمه (س) بود که با دستان کوچکش شانه پدر را پاک مي کرد و دشمنانش را سرزنش مي نمود. همواره نگران پدر بود؛ روزي فاطمه (س)
گريه کنان به نزد رسول خدا (ص) آمد. پيامبر (ص) فرمود: دخترم! چرا گريه مي کني؟ فاطمه (س) گفت: پدر جان! چرا گريه نکنم در حالي که گروهي از قريش در حجر همپيمان شده اند و به لات و عزي و مناة ثالثه (بت هاي جاهلي) سوگند مي خورند که اگر تو را ببينند برمي خيزند و تو را مي کشند و همه آنان نيز سهمشان را از خون تو مي دانند. (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 1، ص 268)

پرستاري و حمايت فاطمه (س) از پدر، فقط منحصر به ايام کودکي وي نبود. در روز احد در زماني که سپر پيامبر (ص) بر سر وي شکست و رخسار وي خون آلود شد و يکي از دندان هاي پيشين وي شکست، علي (ع)بود که در سپر خود آب مي آورد و فاطمه (س) بود که آن را مي شست؛ چون فاطمه (س) ديد که خون بسيار زياد است، بوريايي را گرفت و سوزاند و سوخته اش را بر زخم نهاد و خون ايستاد. (صحيح، بخاري، ج 3، ص 397)

فاطمه (س) لحظه اي از حمايت و پشتيباني پدر دست نکشيد. تعجبي هم ندارد؛ زيرا وي محبوب ترين بانو نزد پدر بود. از بريده، صحابي پيامبر (ص) نقل شده که محبوب ترين زنان نزد پيامبر (ص)، فاطمه (س) بود و محبوب ترين مردان نزدش علي (ع)
بود. (سنن، ترمذي، ص 1461)

ام‌ابيها از کودکي در دامان نبوت پرورش يافت؛ به بهترين شکل از نور هدايت نبوي بهره برد. تربيت پدرش در تمامي حالات به وجود وي رخنه کرده بود تا آنجا که تمامي حرکاتش نيز بسان پدر شده بود. عايشه، همسر پيامبر (ص) گويد: هيچ کس را نديدم که در ظاهر، در وقار و سيرت نيکو و طريقتش و در قيام و قعودش از فاطمه دختر رسول خدا (ص) به پيامبر (ص)
شبيه‌تر باشد. (سنن، ترمذي، ص 1462)

فاطمه (س) يادگار پدر، تربيت يافته مکتب نبوت و ام‌ابيها بود؛ اصلاً فاطمه (س) گوشه اي از وجود پدر بود؛ پيامبر (ص) فرمود: فاطمه پاره تن من است، کسي که او را خشمگين کند، مرا خشمگين مي کند. (صحيح، بخاري، ج 4، ص 269) و بار ديگر فرمود: فاطمه شاخه و فرع من است، هر کس او را بسط دهد مرا بسط داده و هر کس او را کوتاه کند مرا کوتاه کرده است. (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 3،ص 168)ام ابيها، محبوب ترين بانو نزد پيامبر (ص)و گوشه اي از وجود پدر بود.‏

ازدواج سيده بانوان عالمين‏:

اکنون فاطمه (س) بانويي نيکوست که مورد توجه بسياري از بزرگان صحابه است؛ آنها مي دانستند که در قيامت هر حسب و نسبي از بين خواهد رفت، مگر آنکه متصل به پيامبر (ص) باشد؛ از طرف ديگر خويشاوندي با پيامبر (ص) نيز مورد علاقه بسياري از اصحاب - به بهانه هاي مختلف - بود، اما ازدواج با بانو فاطمه (س) علاوه بر اتصال حسب و نسب به پيامبر (ص) و قرابت خانوادگي، ازدواج با يکي از چهار بانوي برگزيده عالم بود که اين نيز افتخاري بزرگ به شمار مي رفت. رسول خاتم (ص)، مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد
(صلوات الله عليها) را برترين بانوان معرفي فرمود. (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 3، ص 172) از ابن عباس نقل است که رسول خدا (ص) فرمود: با فضيلت ترين بانوان بهشت، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد و مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم هستند. (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 2، ص 539) بانو فاطمه (س) هم او بود که در کودکي لقب ام ابيها گرفت و هم او بود که پاره تن پدر بود. گوشه اي از اين فضايل کافي بود تا صحابه مشتاق به ازدواج با وي باشند.‏ اول ابوبکر پيشقدم شد و فاطمه (س) را از رسول خدا (ص) خواستگاري کرد و سپس عمر. پيامبر (ص) به بهانه کمي سن دخترش هر دو را رد کرد. سپس علي (ع) وي را خواستگاري کرد و پيامبر (ص) او را به ازدواج فاطمه (س) در آورد. (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 2، ص 181)

يعقوبي، تاريخ نگار اهل سنت در کتاب تاريخ خود نوشته است: جماعتي از مهاجرين، فاطمه (س) را از رسول خدا (ص)
خواستگاري کردند؛ هنگامي که پيامبر (ص) او را به ازدواج علي (ع) در آورد، مردم بر اين مطلب ايراد گرفتند و در موردش سخن مي گفتند. رسول خدا (ص)
وقتي صحبت هاي مردم را شنيد، فرمود: من او را به ازدواج علي در نياوردم بلکه خدا او را به ازدواج وي در آورد. (تاريخ، يعقوبي، ج 2، ص 27)

بانو فاطمه (س) با اين ازدواج، افتخار همسري علي
امير‌المومنين (ع) را پيدا کرد و علي (ع) افتخار همسري سيده بانوان عالمين و پاره تن محمد مصطفي (ص) را. ‏از حذيفه، صحابي پيامبر (ص) نقل شده که شبي به نزد رسول خدا (ص) رفتم. پيامبر (ص) بعد از نماز عشا به من فرمود: اينجا فرشته اي است که قبل از اين شب هرگز بر زمين نازل نشده بود، از پروردگارش اذن گرفته که بر من درود بفرستد و مرا بشارت دهد که فاطمه سيده زنان اهل بهشت است و حسن و حسين دو آقاي جوانان بهشتي هستند. (سنن، ترمذي، ص 1436). ‏

اميرالمؤمنين علي (ع) در کنار سيده بانوان عالمين، فاطمه زهرا (س) يگانه زوج معصوم عالم بودند و ثمره ازدواجشان دو سرور جوانان بهشتي و زينب کبري (س) بود.‏

تسبيحات حضرت زهرا (س)‏:

از جمله مستحبات مؤکد شيعيان، تسبيحاتي موسوم به تسبيحات حضرت زهرا (س) است که براي گفتن آن بعد از هر نماز ثواب زيادي قائل هستند؛ اين تسبيحات با فضايلش در منابع اهل سنت هم ذکر شده است. بخاري در صحيح خود از اميرالمؤمنين (ع) نقل کرده که فاطمه (س)
نزد پيامبر (ص) آمد و خواستار يک خدمتکار شد. آن حضرت فرمود: آيا تو را به چيزي خبر ندهم که برايت بهتر از آن است؛ هنگام خوابيدن سي و سه مرتبه «سبحان الله» و سي و سه بار «الحمد لله» و سي و چهار مرتبه «الله اکبر» بگو. سپس اميرالمؤمنين (ع)
فرمود: پس از فرمايش آن حضرت، هرگز آن را ترک نکردم؛ از وي سئوال شد: حتي در شب صفين؟ فرمود: حتي در شب صفين. (صحيح، بخاري، ج 6، ص 211) اين ذکر ها، همان تسبيحاتي است که شيعه به عنوان تسبيحات حضرت زهرا (س) مي شناسد. در فضيلت همين تسبيحات بود که پيامبر (ص) فرمود: تعقيباتي است که گوينده آن در بعد از اقامه هر نماز فريضه، نا اميد نمي شود؛ سي و سه بار تسبيح و سي و سه بار تحميد و سي و چهار بار تکبير. (صحيح، مسلم، ص 237) تسبيحات حضرت زهرا (س) به عنوان يادگاري از صديقه کبري (س) باقي ماند و شيعيان به توصيه پيامبر اکرم (ص) و ائمه معصومين (ع) آن را در پس هر نماز مي گويند.‏

فاطمه (س) در سوگ پدر، علي (ع) در عزاي فاطمه (س): ‏

سال يازدهم هجرت، رسول اکرم (ص) در بستر بيماري افتاد؛ اين مصيبت بر همگان گران بود اما بر بانو فاطمه زهرا (س) يگانه بازمانده رسول خدا (ص) مصيبتي بسيار سنگين بود؛ همگان از محبت و علاقه شديد اين پدر و دختر به يکديگر با خبر بودند؛ همگان
مي‌دانستند که بانو فاطمه (س) پاره تن پدر است و محبوب ترين بانو نزد پدر.‏ رسول خدا (ص) در بستر بيماري بود که فاطمه (س) آمد؛ عايشه گويد: رفتار و طرز راه رفتن وي مانند پيامبر (ص) بود. پيامبر (ص)
فرمود: خوش آمدي دخترم! سپس وي را در کنار خود نشاند. رسول خدا (ص) سخني پنهاني به وي گفت و فاطمه (س) گريست. سپس آن حضرت به او سخن پنهاني ديگري گفت و او خنديد. عايشه گويد: من تا به حال، شادي اي را که اين حد نزديک به اندوه باشد، نديده بودم. بعد از رحلت پيامبر (ص) عايشه از صديقه کبري (س) سبب آن گريه و خنده را پرسيد. فاطمه (س) فرمود: در بار اول پدرم خبر به سرآمدن اجلش را به من داد و سپس به من فرمود: «همانا تو نخستين کسي از اهل بيتم هستي که به من مي پيوندي.» من گريستم و سپس فرمود: «آيا خشنود نمي شوي که سرور زنان اهل بهشت باشي؟» و من از اين مژده خنديدم. (صحيح، بخاري، ج 4، ص 209)

چند روز بيشتر از بيماري پدرنگذشته بود که پدر دعوت حق را لبيک گفت؛ صديقه کبري (س) در سوگ پدر مي خواند: اي پدر، کسي که اجابت کرد پروردگاري که او را فرا خواند! اي پدر، کسي که بهشت فردوس جايگاه وي است! اي پدر، خبر سوگ عزايت را به جبرئيل مي‌رسانيم. (صحيح، بخاري، ج 4، ص 699)

دختر، مدت زيادي بعد از رحلت پدر باقي نماند. هنگامي که از دنيا رفت، اميرالمؤمنين (ع) او را در شب دفن کرد و ابوبکر را آگاه نکرد و خود بر وي نماز گزارد. (صحيح، بخاري، ج 4، ص 571)

يعقوبي، مورخ اهل سنت در کتاب تاريخ خود نوشته است: پيامبر (ص) هيچ فرزندي جز فاطمه (س) از خود باقي نگذاشت که چهل شب، هفتاد شب، سي شب و يا شش ماه بعد از پدر از دنيا رفت. فاطمه (س)
به علي (ع) وصيت کرد که وي را غسل دهد و اسماء بنت عميس نيز وي را کمک مي کرد؛ وي در شب دفن شد و هيچ کس جز سلمان و ابوذر حضور نداشت؛ بعضي عمار را هم ذکر کرده اند. در ايام بيماري‌اش همسران رسول خدا (ص) و ديگران از جمله زنان قريش به نزدش آمدند تا حالش را بپرسند؛ صديقه کبري (س) در جواب فرمود: قسم به خدا از دنيايتان کراهت دارم و از دوري شما خوشحالم؛ حق من رعايت نشد و وصيت (پيامبر) انجام نشد و حرمت او حفظ نشد. (تاريخ، يعقوبي، ج 2، ص 78)

چگونه حقش را رعايت کردند؟! چگونه قدر و منزلت يگانه يادگار پيامبر (ص) را نگه داشتند؟! مگر نشنيده بودند که پيامبر (ص) فرموده بود: «بهترين شما، نيکوترين شما نسبت به اهل بيت من بعد از من هستند.» (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 3، ص 352) مگر نشنيده بودند که پيامبر (ص) فرموده بود: «فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بيازارد مرا آزرده است.» (صحيح، مسلم، ص 1021) قطعاً اينها را شنيده بودند اما اينها نه اولين بي حرمتي ها به وي بود و نه آخرينش. بارها کوشيدند که شأن و منزلت وي را پايين بياورند تا بتوانند کساني را هم شأن وي و يا حتي بلندمرتبه تر از وي معرفي کنند. گفته اند عروه پسر زبير نقل مي کرده که پيامبر (ص) در مورد فرزند دخترش، زينب فرموده است: «زينب با فضيلت ترين دختران من است که در راه من سختي ديد.» وقتي اين حديث به گوش حضرت سجاد (ع) رسيد به نزد عروه رفت و فرمود: «اين چه حديثي است که از قول تو به من رسيده که آن را روايت مي کني در حالي که در آن حق مادرم فاطمه نقض مي گردد؟ به خدا سوگند دوست ندارم که هر آنچه ما بين مشرق و مغرب است از آن من باشد در حالي که حقي را که از آن فاطمه است، نقص کنم؛ بر توست که هرگز بعد از اين، آن را روايت نکني.» (مستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، ج 2، ص 219)

با همه فضايلي که از اين بانو شنيده بودند، حقش را پايمال کردند و احترامش را نگه نداشتند تا اينکه دختر نيز به نزد پدر رفت. معلوم نيست که فاطمه (س) چه مدت بعد از پدر زندگي کرد؟ بعضي گفته اند شش ماه، بعضي هشت ماه، بعضي دو ماه و...

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532