-
دوشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۱
-
به تدريج و با فرارسيدن فصل هاي گرم سال مسئله بدحجابي در كلانشهر ها افزايش مي يابد. همانگونه که پيش تر ها راقم اين سطور اشاره کرده بود به نظر مي رسد که هوشياري جامعه نسبت به اين مسائل به تدريج در حال کاهش است. اساسا هر پديده و آسيب اجتماعي اگر در طول زمان ادامه پيدا کند مي تواند به تدريج به عرف و هنجار تبديل شود. يعني حتي برخي از ناهنجاري ها مي توانند به عرف جامعه تبديل شوند.
همان گونه که امروز مصرف گرايي ، مدگرايي و... به يک عرف تبديل شده است که براي تغيير آن بايد تمام دستگاه هاي فرهنگي کشور درگير باشند به نظر مي آيد اين احتمال بسيار جدي نيز وجود دارد که مسئله بدحجابي به تدريج به عرف جامعه تبديل شود.
تغيير در عرف جامعه مي تواند چندين دليل مختلف داشته باشد که به نظر مي رسد مهمترين آن نبود عزمي راسخ براي جلوگيري از اين ناهنجاري است. چه مردم و چه مسئولين نبايد حساسيت خود را نسبت به اين مسئله از دست بدهند و نسبت به آن بي تفاوت باشند.
در قصص اسلامي به وضوح تاکيد شده است که گاهي در يک جامعه گناهي رواج پيدا کرده است و در ميان اين جامعه افراد متديني نيز وجود داشته است اما پس از آمدن عذاب تمام اين جامعه دچار شده است چرا که متدينين نيز نسبت به گناه هاي رايج در جامعه هيچ اقدامي انجام نداده اند.
از اين روست که بايد گفت که نبايد مسئله بدحجابي به عرف کلانشهرهاي ما تبديل شود. شايد چندين سال پيش وقتي در صحنه اي از يك فيلم اندكي روسري بازيگر زن كنار مي رفت داد و جنجال هاي زيادي به پا مي شد . اما امروز وضعيت به جايي رسيده است كه در غالب فيلم هاي تجاري سينماي ايران شهوت موج ميزند و گويا هيچ موضوع ديگري به جز ارتباط دختر و پسر ، ازدواج و عشق هاي چند ضلعي وجود ندارد! در فضاي كلانشهر ها نيز گويا همه به اين باور رسيده اند كه ديگر كار از كار گذشته است و نمي توان اوضاع را به عقب بازگرداندو البته در اين ميان هستند تئوريسين هاي به اصطلاح فرهنگي كه به نام شادي جوانان به دنبال دميدن در اين فضا هستند و شايد بخش عمده اي از بي توجهي كه امروز به وضعيت بدحجابي در كشور مي شود از سياست هاي همين طيف فكري منبعث شده است.
اما در اين ميان نبايد همه تحت تاثير اين سياست هاي اشتباه قرار گيرند كه اتفاقا به نام ارزشي بودن در حال ترويج است . حجاب جزئي اساسي از دين مبين اسلام است و نمي توان در برابر آن سهل انگاري كرد و به تعبير برخي عقب نشيني نمود چرا كه آغاز اين عقب نشيني پاياني نخواهد داشت.
البته داب نگارنده بر اين نيست كه راه حل معضل بدحجابي استفاده از قوه قهريه است اما امروز به وضوح ديده مي شود كه در حوزه هاي فرهنگي نيز اصلااعتقادي به دفاع از حجاب وجود ندارد و گويي حجاب اسلامي - ايراني پديده اي است كه در يك سير استحاله قرار گرفته است و به تدريج در حال اضمحلال است .
اما بايد دانست كه نمي توان از دفاع از حجاب كوتاه آمد . شايد اين جمله آن شهيد كه گفت خواهرم سرخي خونم را به سياهي چادرت امانت دادم گوياي كامل ارتباط ميان انقلاب و دفاع از ارزش هاي اسلامي همچون حجاب باشد و نمي توان گفت مي توان مدافع خون شهدا و ميراث دار ايثار هاي آنان بود و در برابر اين موج روبه روشد بدحجابي در كشور ساكت ماند. البته راهکارهاي مختلفي نيز براي مقابله با رواج بدحجابي وجود دارد که کارشناسان بارها بر آن تاکيد کرده اند. به عنوان مثال نقش رسانه ها در ترويج الگوي هاي مد و پوشش بسيار زياد است و تا زماني كه ما يك الگوي دقيق در تلويزيون و يا سينماي خود از پوشش نداشته باشيم نمي توانيم موفق باشيم. البته پرواضح است كه ترويج الگوي پوشش نيز تنها به اين نيست كه در سريال هاي تلويزيون
شخصيت هاي زن چادر داشته باشند.متاسفانه در برخي فيلم ها و سريال هايي كه از طريق سينما و تلويزيون براي مخاطبان نمايش داده ميشود، مي توان مشاهده كرد زناني كه ايفاگر نقش مثبت هستند با آرايش و پوشش هاي نامناسب ظاهر مي شوند و زناني كه نقش منفي بر عهده دارند و از جايگاه مناسب اجتماعي برخوردار نيستند، با پوشش چادر نمايش داده مي شوند؛ در اين صورت نه تنها به ترويج حجاب كمكي نشده است،بلكه چادر به عنوان ضد ارزش مورد استفاده قرار مي گيرد. ضمن آنكه برخي از افرادي كه در فيلم ها و سريال حجاب دارند در منظر افكار عمومي اعم از جشنواره ها نه تنها باچادر حضور پيدا نمي كنند بلكه پوشش هاي بسيار زننده اي دارند و همين موضوع قداست و حرمت چادر را نيز مي شكند. ضمن آنكه بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه آن دسته اي كه غالبا با وضعيت پوشش مناسبي در اجتماع حضور پيدا مي كنند اصلامخاطب اين گونه نمايشگاه ها و يا حتي تبليغات صدا و سيما نيستند و بيشتر الگوهاي مد و پوشش خود را از رسانه هاي غربي
مي گيرند و از اين رو تبليغ پوشش هاي مناسب بايد در مقاطع ديگري مورد توجه قرار بگيرد. شايد دوران مدرسه را بتوان بهترين زمان براي تبليغ صحيح الگو هاي مد و پوشش دانست كه مطمئنا تاثير گذاري بسيار بيشتري نيز دارد. بخش مهمي از موضوع عفاف و حجاب نيز به آشنايي جوانان و افكار عمومي با كاركردهاي حجاب معطوف مي باشد.بايد بپذيريم كه بخشي از جوانان ما اساسا آشنايي با دلايل حجاب ندارند و از اين روست كه تحت تاثير
الگوي هاي غربي قرار مي گيرند.
مطمئنا اگر فردي يك نوع پوشش و حتي بالاتر از آن يك سبك زندگي خاص را با عقلانيت انتخاب كرده باشد بسيار سخت است كه بتوان اين انتخاب وي را تحت تاثير قرار داد و او را از اين گونه رفتار منصرف كرد. در پايان دوباره بر اين نکته اساسي تاکيد مي ورزيم که به نظر مي رسيد حساسيت جامعه نسبت به پوشش هاي ناهنجاري به تدريج در حال کاهش است. اين مسئله چه در ميان برخي از مسئولين و چه در ميان جامعه احساس مي شود. اگر ما در برابر اين بدحجابي ها ساکت بنشينيم و حساسيت خود را از دست دهيم همين اتفاق نقطه آغازي براي رواج ديگر ناهنجاري هاي اجتماعي است و اتفاقا ديده مي شود که هم اکنون ديگر ناهنجاري هايي از اين دست نيز در حال شيوع است. اگر بعضا برخي ها تا چند سال پيش آمار روابط دختران و پسران پيش از ازدواج را کمتر از 50 درصد اعلام مي کردند امروز آمار ديگر بيانگر رشد اين گونه ناهنجاري هاست.






