-
سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۱
-

حتي فاطمه زهرا(س)، يگانه دخت عزيز دردانه رسول الله(ص) و سرور بانوان بهشتي هم، از زخم زبان هاي مردم زمان خود درامان نبود. هنوز چند روزي از ازدواج مباركش با شيرخدا و امير مومنان علي(ع) نگذشته بود كه زنان تنگ نظر و كوته بين مدينه دورش را گرفتند و به او چنين گفتند: «حيف تو نبود كه با وجود آن همه خواستگار پولدار و ثروتمند، پدرت تو را به مردي داد كه دلش از مال دنيا خالي است؟!»
نه اين كه براي فاطمه(س) مال و منال دنيا ارزشي داشته باشد يا قدر شوهرش را نداند، ولي بالاخره زخم زبان هاي مردم هم بي اثر نيست، و براي اين كه جواب اين حرف هاي بي اساس را از زبان رسول خدا(ص) شنيده و اطمينان قلبي بيشتري پيدا كند اين مطلب را با پدربزرگوارش رسول الله(ص) در ميان گذاشت. جواب آن حضرت به فاطمه(س) چنين بود: «دختر عزيزم! خداوند متعال نگاهي به اهل زمين انداخت و از ميان تمامي آنان، دو مرد را (بيش از همه پسنديد) برگزيد، و (آن قدر تو برايش عزيز بودي كه) يكي از آن دو را پدر تو قرار داد و ديگري را شوهر تو... آيا هنوز هم ناراضي هستي؟!» پس از اداي اين جمله بود كه رسول خدا(ص) غنچه لبان فاطمه(س) را به لبخند رضايت قلبي كامل، شكوفا يافت1.
1-ترجمه امام علي تاريخ دمشق، ج1، ص 269






