-
پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱
-
عليرضا قزوه
تا كه نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت
سوختم، چندان كه مغز استخوان آتش گرفت
حيدر آمد، خاك همچون باد، گرم گريه شد
خواست تا غسلت دهد، آب روان آتش گرفت
هان! چه مي پرسي چه پيش آمد، زمين را آب برد
بادبان كشتي پيغمبران آتش گرفت
يك طرف ماه مرا ابر سياه فتنه كشت
يك طرف از درد غربت، كهكشان آتش گرفت
رفت سمت آسمان، روحت، زمين از شرم سوخت
در زمين، جسم تو گم شد، آسمان آتش گرفت
¤¤¤
موضوع:
شعر
|






