-
سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱
-
آيت الله جوادي آملي در پاسخ به پرسشي در خصوص عدم محدوديت حجاب براي زنان به بيان آيات و ديدگاه متعالي دين در اين زمينه پرداخت.
قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد؛ حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن که نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غير مسلمان را بدون قصد تباهي جايز ميداند،
شبههاي که در ذهنيت بعضي افراد هست اين است که خيال ميکنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است که خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است و بنابراين، حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است.
راه حلّ اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملاً درک کند، حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي الهي است، لذا ميبينيد در جهان غرب و کشورهايي که به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام ميکنند، اما در اسلام اين چنين نيست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش ميباشد، همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حقاللَّه مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد که معلّم رقّت باشد و پيام عاطفه بياورد، اگر جامعهاي اين درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا ميشوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم، از اين که قرآن کريم ميگويد هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا کنيد، معلوم ميشود عصمت زن، حقاللَّه است و به هيچ کسي ارتباط ندارد. قهراً همه اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصاً خود زن امين امانت الهي هستند. زن به عنوان امين حقاللَّه از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتي درميآيد که شما در ايران ميبينيد، جهان در برابر ايران خضوع نموده است، زيرا که در مسأله جنگ تا آخرين لحظه، صبر نمود و کاري که برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با اين که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکوني، کشتار بيرحمانه بيگناهان و غير نظاميها را مشروع نمودند.
جامعهاي که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش اين است که نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رأفت و رقّت ميدهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.
فلسفه حجاب در قرآن
بنابراين در هر بخشي و هر بعدي از ابعاد براي سير به مدارج کمال بين زن و مرد تفاوتي نيست، منتها بايد انديشهها قرآنگونه باشد، يعني همان گونه که قرآن بين کمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع نمود، ما نيز در نظام اسلامي بين کتاب و حجاب جمع کنيم. يعني عظمت زن در اين است که:
«أن لا يرين الرّجال ولا يراهنَّ الرّجال»[1]
نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند.
قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن که نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز ميداند و علت آن اين است که زنان غير مسلمان از اين حرمت بيبهرهاند.
حال اگر کسي از تشخيص اصول ارزشي عاجز باشد، ممکن است ـ معاذاللَّه ـ حجاب را يک بند بنداند، و حال اين که قرآن کريم وقتي مسأله لزوم حجاب را بازگو ميکند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان ميفرمايد:
(ذلک أدني أن يعرفن فلا يؤذين)[2]
يعني براي اين که شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
نتيجه بحث
مرد و زن در آن معيارهاي اصلي همتاي هم هستند و يک سلسله مسؤوليتهاي اجرايي براي مرد است که اگر انجام ندهد بايد وزر آن را تحمل کند، بنابراين نتيجه ميگيريم که اولاً: آن تهمتهايي که به اسلام زده و ميگويند که: اسلام نيمي از جامعه را از بسياري از حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانياً، اين تعصّبات و رسوم جاهلي که از ديرباز در فرهنگ جوامع اسلامي رواج پيدا کرده است که زن را به عنوان مظهر ضعف و زبوني ياد ميکنند اين بايد زدوده بشود. ثالثاً، اگر کسي احساس ميکند که زن نبايد از علوم و مسائل تربيتي و مانند آن که خدمات قابل عرضهاي به جامعه ارائه ميدهد استفاده کند، بايد از اين اعتقاد صرفنظر کند و علاقهمند باشد زن همتاي مرد در اين علوم و معارف بار يابد و به جامعه خدمت کند مگر آنجايي که به طور استثنا وظيفه مرد قرار گرفته است. رابعاً، جمله (عاشروهنّ بالمعروف) اختصاصي به مسائل داخل منزل ندارد، بلکه در کل جامعه هم جاري است و مسأله پنجم اين است که زن در مقابل مرد غير از زن در مقابل شوهر است، يعني زن در مقابل شوهر بايد تمکين کند، اما زن در مقابل جامعه، مثل فردي از افراد جامعه است و اين چنين نيست که بايد اطاعت کند و در مسائل خانوادگي هم ميبينيم که گاهي زن قوام و قيّوم است و مرد بايد اطاعت کند، همچنان که پسر بايد از مادر اطاعت کند ولو در حد بالايي از تخصصهاي علمي باشد.
در پايان گرچه هنوز شبهاتي در مسأله برابري زن و مرد قابل طرح است ليکن با توجه به اصول کلي ياد شده و آشنايي با خطوط اصيل نظام ارزشي در اسلام و تبيين محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود.
[1] ـ بحارالانوار، ج103، ص238.
[2] ـ احزاب، 59.
[زن در آينه جلال و جمال - صفحه 436]






